آژانس هواپیماییexchanging

ماجرای زن گرفتن کره خر

شروع موضوع توسط tomboyyy ‏17 سپتامبر 2007 در انجمن گفتگوی آزاد

  1. tomboyyy

    tomboyyy کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏16 سپتامبر 2007
    نوشته ها:
    6
    تشکر شده:
    0
    ماجرای زن گرفتن کره خر

    -

    کـــره ای گــفــت بـــه بابای خرش// پــــدر از هـــمـــه جــا بـی خبرش
    وقـــت آن اســــت بــــرای پســرت// ایـــــن الاغ نـــــــرّه ی کــــره خــرت
    مــاده ای خـــوشگـل و زیـبا گیری// تـــو کــه هر روز به صحرا میری
    وقـــت آن اســت کـه زن دار شـوم// ورنـــه از بـــی زنـــی بــیمار شوم
    پـــدرش گــفــت کــه ای کـره خَرَم// ای عــزیـــز دل بـــابــــا ، پــســرم
    تـــو کـــه در چــنــتــه نداری آهی// نـــه طــویـــلــه ، نه جُلی نه کاهی
    تـــو کـــه جــز خـوردن مال پدرت// پـــــــدر نـــــــرهّ خـــــر دربــــدرت
    هـــیـــچ کـــار دگــری نیست تورا// یک جو از عقل به سر نیست تورا
    به چه جرأت تو زمـن زن طـلــبی// بـــاورم نـیــست کـــه ایـنقدر جَلبَی
    بـــایـــد اول تـــو بــگـیـری کاری// بــهـــر مــــردم بــبـــری تــو باری
    بعـد از آن یک دو تا پالان بخـری// بـهــر آن کُــرّه خـــوشگـــل بـبـری
    یک طــویــلـه بکنی رهن و اجار// تــا کــه راضــی شــود از تو آن یار
    بـعــد بـایــد بـخری رخت عروس// بـهـر آن مـاده خــر خـوب و ملوس
    جُـــلـی از جــنـــس کــتـــان اعلا// روی جُـــل نـقــش و نـگـاری زیـبـا
    بــعـــد بـــایـــد بـــکـــنی گلکاری// بــهــر مــاشـیـن عروس یـک گاری
    وقــتی ایـــنـهــا بـــشـــود آمــاده// بــعـــد از ایـــن زنـــدگــیـــّت آغـازه
    می بــری مـــاده خــرت را حجله // بــا تـــأنــی نَـکــه بـــا ایـــن عـجـله
    بــشـنــو ایــن پــنــد زبابای خرت// پــــــدر بـــــا ادب و بــــا هــــنـــرت
    تــا کـــه اســبــاب مــهــیــا نشود// موسم عــقــد تــو بــر پا نشود
    پــس از امــروز بــرو بر سرِ کار// تــا نـــهـــنـــد آدمـــیـــان پــشتت بار
     
  2. s-t-t

    s-t-t کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏26 آپریل 2007
    نوشته ها:
    192
    تشکر شده:
    0
    با تشکر خیلی بامزه بود فقط ننوشتی شاعرش کیه؟
     
  3. hajagha

    hajagha کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏20 دسامبر 2002
    نوشته ها:
    436
    تشکر شده:
    4
    سلام
    این هم بقیه اش که خودم الان دست به نقد سرودم!!
    حالا اگر حس و حالی بود، شاید ادامه هم دادیم!!

    خرک زان روز بچسبید به کار
    بگذاشت تا بنهند پشتش بار

    روز و شب بار کشید بهر زنک
    به امید خرید یکی دو پالانک

    یک و دو نه کمی بیشتر از چند سالی
    بگذشت تا بجمعید او مالی

    مال را برداشت و برد بر بازار
    تا خرد پالانی آن لایق یار

    قیمت پالانها همه سر به فلک
    قیمتها بیش بوَد زان قلک

    خر اما جا نزد ان لحظه
    پیش خود گفت خدایا بسه!

    پول خود را بداد به بانکی
    تا خرد اسکن 100 یانکی

    بعد یک ماه خرک رفت بازار
    تا خرد پالانی ان لایق یار!

    مرد پالان فروش بود منصف
    گفت خرم! بیر دلار هست اینف!! (1)

    کره خر، های چقدر شادان شد
    خر ما صاحب پالان شد

    نه یکی نه دو تا چندین تا
    بخرید از بازار پالان خر ما

    ----------------
    1- اینف مخفف ایناف enough به معنی کافی هست. ضمن اینکه در این بیت، کاملاً نشان داده شده است که بیر که یک کلمه ترکیست، از زبان یک مرد گفته شده است. همین تک بیت خود دلیلیست بر رد اتهاماتی که بر ترکان میزنند.
     
  4. erroring

    erroring Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏4 دسامبر 2006
    نوشته ها:
    286
    تشکر شده:
    2
    محل سکونت:
    PDC (Parvazeh Developing Center)
    خرك قصه ما داشت به جيب
    فندكي ، موبايلكي ، يه خورده سيب

    گردنش از موي باريك تر بود
    خانه اش از گور تاريك تر بود

    بيشتر از اين ديگه نمي تونم ادامه بدم. بريد حالشو ببريد.
     
  5. محمدی

    محمدی Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏23 اکتبر 2006
    نوشته ها:
    1,034
    تشکر شده:
    7
    محل سکونت:
    سرزمین همیشه سبز
    [​IMG]سلام شعر قشنگی شده
     
  6. Mohammadirani@

    [email protected] Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏7 می 2006
    نوشته ها:
    1,181
    تشکر شده:
    9
    محل سکونت:
    GraphicStore.ir
  7. appbannerkhuniresbanner
  8. NEONAZ

    NEONAZ Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏17 ژانویه 2007
    نوشته ها:
    869
    تشکر شده:
    3
    محل سکونت:
    Tehran



    حالا خودت سرودی:)wacko:) یا نقل کردی از یه شاعری؟
    اگر نقل کردی اسم شاعر رو بگو...:)
     
  9. tomboyyy

    tomboyyy کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏16 سپتامبر 2007
    نوشته ها:
    6
    تشکر شده:
    0
    دوستان عزیز مدتیه شعر های خرکی می سرایم
     
  10. tomboyyy

    tomboyyy کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏16 سپتامبر 2007
    نوشته ها:
    6
    تشکر شده:
    0
    روزی خری بود و آبی / به یکسان خر بدید یک خوشکل
    خر خوشکل را حجب و حیا بود/ کس ندید نره خر را با خر ناز
    بدین راه و روش رسمی بود/ به یکسان زمانه کرد ماده خر را ناشیانه
    نره خر عرعری کرد/ کمی هیاهو کرد و جفتکی زد
    ازدواج روی عابر پیش گرفت/ تا برفتند ندید یک خوشکل
    مشکل ها آغاز شد در این راه / ماده خر را نبود پا بدین راه
    خرها به یکسان عرعر نمودند / کمی پشتک زدند و عرعری بود



    پ.ن:
    قابل ندارد ای جماعت / اگر شب جمعه است و یک عمر خنده
    امیدواریم که در این ماه الهی/ هدیه ای بود بر بامرامی
     
  11. erroring

    erroring Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏4 دسامبر 2006
    نوشته ها:
    286
    تشکر شده:
    2
    محل سکونت:
    PDC (Parvazeh Developing Center)
  12. bishtar

    bishtar کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏3 ژوئن 2007
    نوشته ها:
    211
    تشکر شده:
    3
    محل سکونت:
    هرکجا بغیر از اینجا
    به ناگه همان کره خر *** زآخور برآورده سر
    به نعره بغرید ز نای***به عرَش بگفتی که های



    به پشت بار سنگین خوشترم***اگر زن بگیرم ز خر خرترم
    تو آزادگی را بیاموز زخر***به زن خواستن تو عرضت مبر
    عزب مانده بهتر که خر***ز بهر خری خم نماید کمر


    شاعر خودم (بیشتر خانزاد)
     
  13. pirmard

    pirmard Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏21 آگوست 2007
    نوشته ها:
    837
    تشکر شده:
    3
    یعنی "بیشتر" اسم شماست واقعا" ؟
    این آواتار هم آیا تصویر کودکی شماست ؟

    شعرتان هم بسیار زیبا بود .ممنون :)
     
  14. avajang.com .leftavajang.com.right
  15. پسرِ انسان

    پسرِ انسان Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏11 می 2007
    نوشته ها:
    123
    تشکر شده:
    2
    محل سکونت:
    کاخ سفید
    این هم شعری از ما در باره خران
    هر که در این خرابه خر شد
    در کنج دل تنهایه ما یار شد.
    -------------------------------------
    گویند خر بی پدری/// می گشت در روستای مادگان به دنبال مِهتری
    خر مادر مرده نداشت هیج خبری///که در اینجا خر داغ کنند به جایه مِهتری

    رفت جلو عر عر کنان///گرد سلام بر جمع خران
    پاسخ بداند در جوابش نعره کنان///بگفتند از چه امده ای به دهکده ای ماده خران

    گفت خری تنها وبی کس ام///به دنبال مهربانی هستم بهر دلم

    دل باخته عشقُ وز ان مست ام ////بیارید ان کس را که باشد مرحمی بر این دلم

    سکوتی بیامد پدیدار ///همه می نگریستند که باشد ان دلدار
    چو لیلی و مجنون شدند همه در ان دیدار///.ناگهان یاد اوردند چریان ان دلدار


    بگفتند زود ده از ان یار نشانی //تا بگوییم که هست ان یار جانی


    شعر گفتن هم سخته بقیه اش باشه یه وقت دیگه
     
  16. erroring

    erroring Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏4 دسامبر 2006
    نوشته ها:
    286
    تشکر شده:
    2
    محل سکونت:
    PDC (Parvazeh Developing Center)
    شعري داريم كه توش الاغ باشه به جاي خر؟
     
  17. tomboyyy

    tomboyyy کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏16 سپتامبر 2007
    نوشته ها:
    6
    تشکر شده:
    0
    گویند روزی خران به محفلی در آمدند/چو یکدیگر را دیدند ز شوق یکدیگر عرعر کنان فریاد کشیدند
    یکی از خران پیر فرتوته ای بود/ به ناگه خری آمد جمع محفل
    خر تازه وارد بگفتا ای جمع/ بر شما باید سلامی عرعر کنان بدین سان
    جمع را شوقی بود/ که هنگام یونجه خوری شادی بود
    چون پوزه ناز هم کشیدند/ به پای آخور شتافتند هرچه بیشتر
    نگو ما این جمع را اشتباه بود/ بود این جمع را خواستگاری
    از آن جمع شورانگیز امشب/ بود یک جفت خر را نیز عقد
    از طویله وارد شد یک بزرگی/ که اسمش خر عاقد نا بداشته
    خر عاقد وصل کتاب باگشاید/ که ای خر خانم ای مادیون سم طلا

    ای خر خانم آیا راضیی / که به عقد این نره خر درآیی
    به یکباره ماده خر سرش جنبید/ نره خر از شادی عرعری کرد
    خران جمع در محفل عرعرکنان شادی نمودند/به یونجه کام خود شیرین نمودند

    با تشکر متنی که سرودم غزلی بود از خودم
     
  18. bishtar

    bishtar کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏3 ژوئن 2007
    نوشته ها:
    211
    تشکر شده:
    3
    محل سکونت:
    هرکجا بغیر از اینجا
    ز عشق آن پری پیکر که نامش می برند هی خر***من آواره چو مجنونم نماند عقلی کنون در سر
    مگر یارب تو لطفی بر من عاشق بفرمایی***طویله خانه آمال من آری، دو چشم را دوخته ام بر در
    شود آیا رسد روزی که عرَش گوش بنوازدم آیا***هم آخور کن مرا با او خداوندا فراقش را بکن کمتر
    من از اول خردمند بودم و سرم در آخور خود بود ***که عشق آن دراز گوشم چنین آورده ، است بر سر
    الاغا ، راه عشق است پر خطر هشدار اما*** بدان در عاشقی آدم شود آری ز هر خر یا الاغ ، خرتر

    شاعر خودم (بیشتر خانزاد)
     
  19. پسرِ انسان

    پسرِ انسان Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏11 می 2007
    نوشته ها:
    123
    تشکر شده:
    2
    محل سکونت:
    کاخ سفید
    این شعر را ببین چطور است
    خری که ندارد از پدرش نشان/// همان بهتر بماند الاغی بی نشان



    دوستان مشاعره شعر خر می کنید

    اگه هستید با ن یه شعر بدهیتد
     
  20. bishtar

    bishtar کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏3 ژوئن 2007
    نوشته ها:
    211
    تشکر شده:
    3
    محل سکونت:
    هرکجا بغیر از اینجا
    لطفا تاپیک را منحرف نکنید. فقط در مورد عشق خرکی و ازدواج مطلب بگذارید
     
  21. hajagha

    hajagha کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏20 دسامبر 2002
    نوشته ها:
    436
    تشکر شده:
    4
    اگه میدونستم خزعبلاتی که سروده بودم، اینقدر باعث میشود که ملت شهید پرور بیایند و اشعار خرکی بسرایند، کمی بر خویشتن خویش زور زده، بلکه شعری بهتر سرایده شود بهر شاعران خرکی پی تی!!
     
  22. پسرِ انسان

    پسرِ انسان Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏11 می 2007
    نوشته ها:
    123
    تشکر شده:
    2
    محل سکونت:
    کاخ سفید
    به کوشش خواستند دهند اش زنش، ندانستند ندارد ازش اش
    همین یه بیت تا بعذ