آژانس هواپیماییexchanging

ماشین زمان پی تی..!!!

شروع موضوع توسط batoobato ‏5 جولای 2010 در انجمن گفتگوی آزاد

  1. batoobato

    batoobato کاربر فعال خاطرات کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏5 ژانویه 2005
    نوشته ها:
    1,569
    تشکر شده:
    5,277
    سلام انسان همیشه توی ذهنش به گذشته یا آینده سفر میکنه و فیلمهای زیادی هم در این مورد ساخته.............که بعضی هاش رو هم هممون دیدیم.................نمیدونم شاید یک روزی انسان واقعا بتونه به صفر کلوین برسه و یا از طرق دیگه بتونه حصار زمان رو بشکنه و به گذشته سفر کنه
    حالافرض کنیم پی تی یک ماشین زمان داره شما چه چیزی رو دوست دارید تغییر بدید میتونه توی زندگی شخصی خودتون باشه یا یک مسئله ی اجتماعی؟؟یعنی چه کاری رو که همیشه حسرتش رو میخورید انجام میدید :)
    این سفر میتونه به آینده هم باشه............که هنوز رخ نداده ولی شاید برای خیلی ها جذاب باشه.........
     
    Last edited: ‏5 جولای 2010
  2. fonix light

    fonix light Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏19 دسامبر 2009
    نوشته ها:
    391
    تشکر شده:
    5
    محل سکونت:
    in your mind
    اگه می تونستم , برمی گشتم پی تی رو من تاسیس می کردم . :)
     
  3. Mariachi

    Mariachi کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏11 آپریل 2009
    نوشته ها:
    487
    تشکر شده:
    87
    بر میگشتم به پارسال و به جای ریاضی کنکور هنر میدادم!هر کیم میخواست چرت بگه میریدم تو دهنش!!!
     
  4. Love_life

    Love_life Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏10 فوریه 2010
    نوشته ها:
    3,718
    تشکر شده:
    967
    محل سکونت:
    دور نیست
    یه چیزی هست ، ما ها معمولا الان خودمون رو هم ول کردیم چسبیدیم به گذشته .
    ماشین زمان وقتی کار می کنه که الان خودمون رو حداقل از دست ندیم ، چون فردا آرزوی ماشین زمان رو برای همین امروز خودمون می کنیم
     
  5. آرمین

    آرمین Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏23 ژوئن 2010
    نوشته ها:
    171
    تشکر شده:
    2
    محل سکونت:
    خیابون
    واقعا حرف قشنگی بود اما مشکل اینجاست که گاهی کارهایی میکنیم که امروز نمیدونیم اشتباست و بعدها متوجه میشیم و حسرت میخوریم
     
  6. PersianMohammad

    PersianMohammad Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏24 می 2009
    نوشته ها:
    1,731
    تشکر شده:
    86
    محل سکونت:
    Tehran
    اگه بود، میرفتم ده سال آینده، ببینم با کارایی که الان میکنم، ده سال دیگه چیکاره میشم... برمیگشتم و سعی در تصحیح میکردم
     
  7. appbannerkhuniresbanner
  8. GraphX

    GraphX کاربر فعال Wordpress کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏20 می 2009
    نوشته ها:
    7,003
    تشکر شده:
    6,863
    محل سکونت:
    دنياي مجازي
    آگه بر مي گشتم به گذشته رو خيليا حساب باز نمي كردم !
     
  9. Yousef

    Yousef مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏22 دسامبر 2002
    نوشته ها:
    6,652
    تشکر شده:
    4,891
    محل سکونت:
    So Close, So Far
    دوست داشتم بر میگشتم عقب و دانشگاه نمیرفتم.
    دوست داشتم به عقب میرفتم و همه کسانی که الان دیگه در کنارم نیستن رو بغل میکردم و میگفتم میخوام تا زنده هستید قدرتون رو بدونم.
    و و و ...
     
  10. farzan.B

    farzan.B همکار بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏5 ژانویه 2009
    نوشته ها:
    2,225
    تشکر شده:
    1,234
    محل سکونت:
    مهرشهر
    میرفتم گنج پیدا می کردم...:D
     
  11. Ali_softcenter

    Ali_softcenter Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏8 مارس 2009
    نوشته ها:
    5,902
    تشکر شده:
    7,419
    محل سکونت:
    In my Sad Little world
    چرا نمیرفتی؟:eek:
     
  12. Yousef

    Yousef مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏22 دسامبر 2002
    نوشته ها:
    6,652
    تشکر شده:
    4,891
    محل سکونت:
    So Close, So Far
    6 سال عمرم رو برای لیسانس و گرفتن فوق به باد دادم!
    و حالا باید تو 26 سالگی تازه دنبال رفتن به خدمت باشم!
    و از همه مهمتر
    بعد از 6 سال وقتی میبینی به هیچی نرسیدی جز یک برگ کاغذ تازه میفهمی چقدر عقب تر از هم سن و سالای خودت هستی که بعد دیپلم رفتن دنبال زندگیشون.
    تازه میفهمی که حالا با داشتن مدرک فوق لیسانس و یا لیسانس دیگه هر کاری رو راضی نمیشی انجام بدی.
    هر حقوقی رو برای خودت کافی نمیدونی.
    و باز هم وقتی میری جایی تا کار کنی بهت میگن:
    5 سال سابقه کار باید داشته باشید ....
     
  13. Kourosh_Jal

    Kourosh_Jal کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏11 ژانویه 2010
    نوشته ها:
    231
    تشکر شده:
    12
    محل سکونت:
    Virginia
    میرفتم به وقتی که کلاس دوم دبستان بودم و از اون فرصتی که از دست دادم حداکثر استفاده رو میکردم....
     
  14. avajang.com .leftavajang.com.right
  15. farzan.B

    farzan.B همکار بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏5 ژانویه 2009
    نوشته ها:
    2,225
    تشکر شده:
    1,234
    محل سکونت:
    مهرشهر
    بعد یارو بهت میگه آقا حرکت کن سره راه وایستادی ...:eek:
     
  16. IvY

    IvY Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏20 می 2010
    نوشته ها:
    509
    تشکر شده:
    114
    محل سکونت:
    هواپیما جیمبو
    دوست عزیز مثل اینکه شما می خوای جای 1240 تو زدن اینجور تاپیک ها بگیریا...:D
     
  17. آرمین

    آرمین Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏23 ژوئن 2010
    نوشته ها:
    171
    تشکر شده:
    2
    محل سکونت:
    خیابون
    من هم همین کار رو میکردم با دلایل متفاوت از شما
     
  18. mhaf

    mhaf کاربر فعال برق و الکترونیک کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏27 فوریه 2006
    نوشته ها:
    1,599
    تشکر شده:
    298
    محل سکونت:
    کرج
    من میرفتم 1000 سال پیش یه مشت سکه بی ارزش و کلی کوزه موزه خاک میکردم و میومدم تو زمان حال حالشو میبردم
     
  19. my7xN

    my7xN همکار انجمن ادبیات همکار انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏24 می 2009
    نوشته ها:
    3,287
    تشکر شده:
    1,336
    بعدشم یوسف میگه آخه من این پنج سالو از کجا شروع کنم؟:eek:
     
  20. farzan.B

    farzan.B همکار بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏5 ژانویه 2009
    نوشته ها:
    2,225
    تشکر شده:
    1,234
    محل سکونت:
    مهرشهر
    بعد میگی چه مادر بی رحمی چه روزگاری ! چیه ؟ خراب شد اول روزه کاریت ؟!:eek:
     
  21. RAYAN4

    RAYAN4 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏9 ژانویه 2004
    نوشته ها:
    48
    تشکر شده:
    1
    اگه میشد تو زمان حرکت کرد:
    برمیگشتم عقب،عاشق نمیشدم مثل بچه آدم زندگی میکردم ،میرفتم دانشگاه تا الان از بی سوادی علاف نباشم(البته علاف که نیستم،اما سواد یه چیز دیگس!)
     
  22. my7xN

    my7xN همکار انجمن ادبیات همکار انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏24 می 2009
    نوشته ها:
    3,287
    تشکر شده:
    1,336
    بازم یوسف میگه
    اون مادر اگه باز زنده میشد
    واست میگفت داستان زندگیشو[​IMG]