یاد آرم روز باران را
یاد آرم مادرم در کنج باران مُرد
کودکی ده ساله بودم
میدویدم زیر باران، از برای نان
من را ز قل و زنجیر هجر مترسان
باده شربی خورده و مستان شدیم
Sent from my HTC One X using Tapatalk 2
در این گیتی سراسر گر بگردی
خردمندی نیابی شادمانه
Sent from my HTC One X using Tapatalk 2
ساقی اگر جامم دهد یا از لبش کامم دهد
ور بوسه در شامم دهد من ترک مستی می کنم
اگر میل دل هرکس به جاییست
بود میل دل من سوی فرخ
از هر چه غیر اوست، چرا نگذری؟ شعیب!
كـافر برای خـاطـرِ بـت، از خـدا گـذشـت ...
دریا دلان راه سفر در پیش دارند
پا در رکاب راهوار خویش دارند