مشكل با mt.cgi

amirfigo_62

کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت
17 آپریل 2003
نوشته‌ها
35
لایک‌ها
0
سلام سلام سلام سلام سلام سلام
سلام سلام سلام سلام سلام سلام
 

alpha

کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت
20 دسامبر 2002
نوشته‌ها
334
لایک‌ها
1
من فكر مي كنم . يا آدرسها درست نيست . چون نمي تونه فايلها را لود كنه . يا اينكه سطح دسترسي درستي ندادي . يكبار ديگه مراحل را چك كن . ببين كجا اشتباه كردي .
 

alpha

کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت
20 دسامبر 2002
نوشته‌ها
334
لایک‌ها
1
چرا بايد اون تو كلي تمپليت باشه . تمپليتهاي اصلي و اوليه موويبل تايپ
 

alpha

کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت
20 دسامبر 2002
نوشته‌ها
334
لایک‌ها
1
در ضمن فايل mt.cfg درست نيست كه 755 بشه . چونكه 755 مال فايلهاي اجراييه . ولي فكر مي كنم همونطور كه خودتون حدس زدين اشكال در نبود فايلهاي تمپليت در دايركتوري كه گفتين باشه .
 

amirfigo_62

کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت
17 آپریل 2003
نوشته‌ها
35
لایک‌ها
0
سلام اقا ممنونم كه راهنمايي ميكني منم فكر ميكنم همين باشه ولي من از كجا حالا اين فايل هارو گير بيارم؟
 

alpha

کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت
20 دسامبر 2002
نوشته‌ها
334
لایک‌ها
1
خواهش مي كنم من كه كاري نكردم . خودت حل كردي .
راستي با لويس فيگو كه نسبتي نداري ؟ 8)
 

ehsan

Administrator
مدیر انجمن
Administrator
تاریخ عضویت
5 دسامبر 2002
نوشته‌ها
7,935
لایک‌ها
3,825
محل سکونت
Internet

amirfigo_62

کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت
17 آپریل 2003
نوشته‌ها
35
لایک‌ها
0
چی بگم والا شاید فامیل شدیم! اخه میگن دختر دم بخت داره ارزو بر جوانان عیب نیست یهو دیدی چون یه عمر طرفدارشیم داد به ما دخترشو (رورو برم!)
حکایت اروزیه ما مثل اون قسمت پاورچینه که داوود و فرهاد میرفتن تو خیال بعد وحید عین غول چراغ میومد گزارش میداد که مثلآ اث میلان رو خردیم بعد یه تیکه وحید به داوود گفت میخوایم مریخ! رو بخریم شما هدیه بدین به یاسمن بعد داوود گفت اخه نکبت ارزو هم حدی داره 'شپلخ' (این صدای پسگردنی داوود به وحید بود)
حالا یکی نیست اینجا بزنه پسکله ما بگه اخه نکبت ارزو هم حدی داره!!!!!
 

ehsan

Administrator
مدیر انجمن
Administrator
تاریخ عضویت
5 دسامبر 2002
نوشته‌ها
7,935
لایک‌ها
3,825
محل سکونت
Internet
چی بگم والا شاید فامیل شدیم! اخه میگن دختر دم بخت داره ارزو بر جوانان عیب نیست یهو دیدی چون یه عمر طرفدارشیم داد به ما دخترشو (رورو برم!)  
حکایت اروزیه ما مثل اون قسمت پاورچینه که داوود و فرهاد میرفتن تو خیال بعد وحید عین غول چراغ میومد گزارش میداد که مثلآ اث میلان رو خردیم بعد یه تیکه وحید به داوود گفت میخوایم مریخ! رو بخریم شما هدیه بدین به یاسمن بعد داوود گفت اخه نکبت ارزو هم حدی داره 'شپلخ' (این صدای پسگردنی داوود به وحید بود)
حالا یکی نیست اینجا بزنه پسکله ما بگه اخه نکبت ارزو هم حدی داره!!!!!
:D :D :D
 
بالا