nexpay

مفهوم واقعی مشخصات فنی ***

شروع موضوع توسط arash_8998 ‏5 دسامبر 2005 در انجمن برق و الکترونیک

  1. arash_8998

    arash_8998 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏14 می 2005
    نوشته ها:
    30
    تشکر شده:
    0
    مفهوم واقعی مشخصات فنی ***


    هنگام مقایسه مشخصات فنی محصولاتی از سازندگان مختلف، از عقل و هوش خود نهایت استفاده را بفرمایید. وات با وات خیلی فرق دارد. شما صرفا نیاز به داشتن یک مدرک مهندسی الکترونیک از هاروارد ندارید، تا بتوانید به حدی از مشخصات فنی سر در آورید که انتخاب شایسته تری انجام دهید. ابتدا، توجه داشته باشید که مشخصات فنی اعلام شده از هر سازنده ای را نمیتوان به عنوان واقعیت پذیرفت. اگر مارک مورد نظر شما در آمریکا و اروپا نیز به فروش می رود، و اگر محصولاتی از آن سازنده در مقایسات فنی و کیفی بین محصولات مشابه در مجلات و وب سایت های فنی معتبر ظاهر می شوند (مانند www.pcmagazine.com و www.tomshardware.com و یا www.extremetech.com )، آنگاه می توانید به مشخصات فنی اعلام شده استناد فرمایید. متاسفانه، مصرف کننده ایرانی از دیر باز آماج محصولات فاقد کیفیت و درجه 6 که یا توسط مونتاژکارها و کپی کارهای متقلب چینی فقط مخصوص بازار کشورهای جهان سوم ساخته می شوند - و یا نوع تقلبی تر این محصولات که در پشت یک مرغداری (در حومه شیراز) با مونتاژ قطعات ساخت ایران توسط کارگران محترم و زحمتکش افغانی سر هم می شوند و بنام محصول خارجی در جعبه ای فریبنده روانه بازار رضا و پاساژ علاءالدین می گردند، قرار گرفته. مشخصات فنی اینگونه محصولات مطلقا هیچ معنی و مفهومی ندارند. تا دوسال پیش، بسیار نادر بود اگر اسپیکری با کیفیتی بهتر از اینگونه ادوات یک بار مصرف در بازار کامپیوتر ایران می یافتید. اندک زمانی است که در پی تلاش مستمر مدیران ما، افزایش سطح توقع خریداران، بازار عرضه را به ارائه محصولات کیفی و ارزنده در سطح محدودی مجاب نموده است. اما، پس از آنکه از اعتبار جهانی سازنده محصول مورد نظر کسب اطمینان نمودید، توضیح چند نکته به عنوان راهنمایی در زمینه مقایسه مشخصات فنی اعلام شده ضروریست:
    هیچ سازنده معتبری که برای حیثیت خویش احترامی بیش از ارادتی که به پول دارد قائل باشد، برای اعلام توان خروجی از مقیاس Watts PMPO استفاده نمی کند. این مقیاس که کلا فاقد پایه و اساس علمی و منطقیست، صرفا عدد تخیلی بزرگی را به منظور اغفال خریدار غیر متخصص ارائه می دهد. هرگاه به محصولی برخوردید که اعداد چند هزار وات PMPO توان اعلام نموده بود، می توانید کاملا مطمئن باشید که کمپانی که در یک مورد واضح به شما دروغ گفته است، در بقیه موارد نیز به شما دروغ می گوید. اساسا، پرداختن پول ارزشمند خود به دروغگویی که خریداران محصولاتش را فاقد شعور می پندارد، عمل صحیحی به نظر نمی رسد.


    یکی از متداولترین معیارهای ملموس و واقعی توان خروجی یک مدار تقویت کننده یا آمپلیفایر، Watts RMS می باشد که مخفف Watts Root Mean Square است. لطفا توجه داشته باشید که استناد به این مقیاس جهت مقایسه توان نسبی دو آمپلیفایر (یا سیستم اسپیکر تقویت شده)، مادامی که توسط کمپانی های معتبر و به روشهای مهندسی استاندارد اندازه گیری شده باشند، کار معقولی است. اما نظر به اینکه وات RMS عنوان کننده حداکثر توان خروجی ممتد سیستم است، توان واقعی خروجی به هنگام تقویت موسیقی مقداری بالاتر خواهد بود. علت این امر این است که موسیقی ترکیبی از اصواتی است با فرکانس و شدت متغیر، ولی سیگنالی که جهت آزمایش و تعیین حداکثر توان ممتد یک آمپلیفایر استفاده می گردد یک سیگنال مولتی فرکانس است که دائما و بطور ممتد دارای حداکثر شدت ممکن است (این سیگنال به Pink Noise مشهور است) و لذا کمترین شباهتی به موسیقی ندارد. سیستمهای Altec Lansing علاوه بر اعلام توان به Watts RMS، عددی به عنوان Total System Power نیز اعلام می نمایند که مقدار آن حدودا دو برابر حداکثر توان ممتد به Watts RMS است. این عدد، نمایانگر حداکثر توان خروجی سیستم برای موسیقی است، یا در واقع توان ممتد سیستم در شرایط واقعی استفاده. همچنین توجه داشته باشید که ممکن است به عنوان مثال برای سیستم Altec Lansing Select621 به جای 100 وات RMS 140 وات توان اعلام نمود، اما در این مقدار توان خروجی، مقدار اغتشاشات افزایش قابل توجهی خواهند داشت. از این رو، تنها استناد به توان خروجی یک سیستم، هرگز برای سنجش توانایی های آن کافی نیست و بایستی به اعداد نمایانگر دیگر مشخصات مهم سیستم نیز در کنار توان توجه کافی شود، که در این مورد ذیلا توضیحات لازم داده خواهد شد.

    اما واحد سنجش توان به Watts RMS نیز تنها موقعی به عنوان معیار شدت صدا قابل استناد است که دو آمپلیفایر خالی (یعنی بدون اسپیکر) را با هم مقایسه می نماییم. علت این امر این است که زمانی که یک یا چند بلندگو به معادله اضافه می شوند، وجود فاکتور متغییر "راندمان" در عمل تبدیل انرژی الکتریکی به انرژی مکانیکی توسط بلندگو، دیگر اجازه نمی دهد که عدد وات به ما بگوید چه مقدار شدت صدا خواهیم داشت. واضح است که عمل تبدیل یک نوع انرژی به نوعی دیگر، هرگز نمی تواند با راندمان صد در صد انجام گیرد و همواره مقداری انرژی در حین عمل تبدیل، به صورت انرژی اتفلافی (مانند حرارت) در آمده و راندمان تبدیل را کاهش می دهد. طبیعیست که بلندگویی که از طرح مهندسی بهتری برخوردار است و موتور الکترومغناتیسی بهتری دارد نه تنها قادر خواهد بود از یک میزان وات ثابت، شدت صدای (شدت صدا با واحد dB SPL سنجیده می شود) بیشتری تولید نماید، بلکه این صدا را با کیفیت بهتری نسبت به بلنگوی چینی فله ای ارزان و بی نام و نشان تولید خواهد نمود.



    در واقع بلندگو یک ترانس دیوسر است (تعریف Transducer: هر وسیله ای که نوعی انرژی را به نوعی دیگر مبدل می سازد) و تشریح ساده طرز کار آن این است که، اطلاعات صوتی آنالوگ توسط جریان برقی دارای فرکانس و شدت متغیر، وارد سیم پیچ بلندگو (یا Voice Coil) شده و در عملکردی تقریبا مشابه یک موتور الکتریکی، این سیم پیچ که در داخل میدان مغناتیسی ایجاد شده توسط یک آهنربای دائم قرار گرفته، به نسبت شدت و فرکانس جریان برقی که به آن وارد می شود به حرکت در می آید، و این حرکات را به دیافراگمی که به سیم پیچ متصل است منتقل می نماید. دیافراگم بلندگو سپس انرژی مکانیکی ایجاد شده توسط سیم پیچ را به هوا منتقل می نماید که هوا در اینجا نقش عامل حمل این امواج و ارتعاشات را به پرده گوش شما به عهده دارد. طراحی این وسیله به ظاهر ساده، یک مقوله بسیار پیچیده و تخصصی در دانش مهندسی آکوستیک است. تنها با ترکیب دانش عمیق و سالها تجربه است که مهندسین موفق در این زمینه می توانند علی رغم وجود محدودیتهایی که قوانین فیزیک دیکته می نماید، بلندگویی بسازند که هم اتلاف انرژی اندک داشته باشد، هم قابلیت تبدیل مقدار توان زیاد، هم دقت و کیفیت در بازسازی اصوات موسیقی، هم زاویه تابش صدای مناسب و قابل کنترل، هم قابلیت تولید شدت صدایی یکسان از فرکانسهای گوناگون (یا Flat Frequency Response Plot)، هم دوام زیاد، و هم البته قیمتی معقول.

    نظر به اینکه عملا امکان آزمایش فنی و اندازه گیری راندمان و کیفیت هر بلندگو برای خریداران وجود ندارد، به نفع خودتان است اگر این استدلال منطقی را باور کنید که بلندگوهای ساخت Altec Lansing که با بیش از 75 سال سابقه، پر تجربه ترین متخصص مهندسی آکوستیک در جهان است و بالغ بر 300 نفر از متخصصین برجسته مهندسی آکوستیک جهان را در مراکز تحقیقات و مهندسی خود رد امریکا در استخدام دارد، و غیر از بلندگو و سیستمهای حرفه ای کنترل و تقویت صوتی هیچ چیز دیگری تولید نمی نماید، مسلما بر تر از محصولات یک کمپانی چینی است که یک طرح بلنگوی 30 ساله را کپی نموده و با ارزانترین مواد اولیه می سازد و نیز، هر نوع محصولی را هم بنا بر نیاز بازار روز، از ماوس کامپیوتر گرفته تا مگس کش و مخزن توالت (وهمه را از نوع یکبار مصرف) تولید می کند.

    از دیگر اعداد مهم در لیست مشخصات فنی، Total Harmonic Distortion یا THD که عنوان کننده مقدار کلی اغتشاشات هارمونیکی (که در ایجاد دسته ای از اعوجاجات صوتی مقصرند) به درصد است، می باشد. عدد THD، اصولا هر چه کوچکتر باشد نمایانگر کیفیت بهتری است. البته، در دنیای واقعی، گوش یک فرد غیر متخصص تفاوت بین 0.001 درصد THD، و 0.5 درصد THD را تشخیص نخواهد داد. درصد THD، معمولا به همراه عدد دیگری ذکر می گردد که پارامترهای اندازه گیری را روشنتر می نماید، مثلا i<0.1%@ -10dB Full Scale Input یعنی مقدار کل اغتشاشات هارمونیکی کمتر است از یک دهم درصد، در شرایطی که توان سیگنال ورودی 10 دسی بل کمتر از حداکثر توان ممکن باشد. به بیان ساده تر، می توان گفت که عدد بیان شده تا سر حد استفاده از حدود 90 درصد از حداکثر توان سیستم صدق می کند. اصولا، اغتشاشات هارمونیک فرکانسهایی هستند که در سیگنال ورودی به آمپلیفایر وجود ندارند و منشاء این نوع اغتشاشات در مدار آمپلیفایر است. به عنوان مثال، اگر یک سیگنال تست با فرکانس یک کیلو هرتز به مدار آمپلیفایر تغذیه کنیم، اغتشاشات هارمونیک به شکل پارازیتهایی که فرکانس آنها برابر با ضریبهای دو، چهار، هشت (و نیز نتیجه تقسیم به این اعداد - به شکل پارازیتهایی با فرکانس پایینتر از فرکانس سیگنال اصلی) یک کیلوهرتز است، ظاهر می گردند. عدد مقدار THD نمایانگر نسبت توان مجموع فرکانسهای حاصله از اغتشاشات هارمونیک به توان فرکانس سیگنال اصلی ورودیست.


    عدد مهم دیگر، طیف پاسخگویی فرکانس صوتی است که بصورت Frequency Response و یا گاهی Dynamic Range با واحد هرتز ذکر می گردد. حساسیت گوش نوزاد انسان، در محدوده شنوایی فرکانسهایی بین 20 هرتز و 20 کیلوهرتز می باشد. این حساسیت، به مرور زمان، بواسطه عواملی مانند افزایش سن و نیز صدمات دائمی ناشی از قرار گیری فرد در معرض صداهای بسیار بلند مانند انفجار، ماشین آلات صنعتی، صدای بوق گوشخراش وسائل نقلیه، صدای بلند و ناهنجار سیستمهای صوتی نامرغوب، ایجاد آسیب فیزیکی به اجزاء گوش، بروز بیماریهای عفونی گوش که منجر به ایجاد التهاب شدید می گردند، و غیره کاهش می یابد. ایجاد گسترده ترین طیف فرکانسهای صوتی، یعنی هرچه نزدیکتر به طیف 20 تا 20 کیلوهرتز، مسلما در یک سیستم صوتی مطلوب می باشد. اما، قضیه به همین سادگی ختم نمی شود و درک کامل این مقوله نیاز به توضیحات بیشتری در چگونگی بازسازی اصوات از این فرکانسها به روشهای گوناگون دارد. در سیستمهای ساده تر و ارزانقیمت تر، امکان دارد که از یک عدد بلندگو برای تولید تمام فرکانسهای مابین عدد حداقل و حداکثر اعلام شده در مشخصات فنی دستگاه، استفاده گردد. ولی در اغلب موارد، صدای ایجاد شده مورد قبول شخصی دارای گوشهای حساس و آشنا به موسیقی قرار نخواهد گرفت.



    جهت استحضار عالاقمندان عرض می گردد، که هرگاه یک عدد بلندگو (یعنی یک دیافراگم منفرد) طیف فرکانسی وسیعی را تولید کند، از نقطه نظر مهندسی با مشکلی بنام Inter-Modulation Distortion روبرو می شویم که نوعی اعوجاج قابل شنود است. هر چه اندازه دیافراگم کوچکتر، طیف فرکانسها وسیعتر، مقدار توان خروجی بیشتر، و کیفیت مهندسی و مواد متشکل اجزاء بلندگو پایینتر باشد، مقدار این اغتشاشات نیز فزونتر خواهد بود. در مدلهای دو تکه ساخت Altec Lansing مانند AVS200 و یا مدل 220، طرح مهندسی پیشرفته بلندگوها وکیفیت بالای ساخت و مواد و نیز توان خروجی محدود شده به سطحی معقول، باعث کاهش قابل توجه اغتشاشات IMD به مقادیر غیر قابل شنود می گردد. نظر به اینکه نسبتی از توان آمپلیفایر که صرف تولید فرکانسهای پایین یا Bass می گردد معمولا بیشتر از آن مقدار توانی که فرکانسهای میانی و بالا (صداهای زیر) را تولید می نمایید است (زیرا برای انتقال موثر Bass که دارای فرکانس پایین و در نتیجه طول موج بیشتری است به گوش شما، احتیاج به جابجا کردن حجم هوای بیشتریست، که مسلما نیاز به صرف انرژی بیشتری دارد)، موثرترین روش کاهش IMD در سیستمهایی که بیش از 2.5 وات در هر کانال توان دارند، اختصاص دادن یک بلندگوی مجزا به تولید Bass است. در مطلوبترین حالت، این وظیفه به عهده یک یا چند بلندگوی مخصوص بنام ووفر (Woofer) که داخل کابینت مجذای خود بنام ساب ووفر (Subwoofer) نصب گردیده، گذاشته می شود. بلندگوهای ووفر معمولا دارای قطر دیافراگم بیشتر و موتور محرک قویتری در مقایسه با سایر انواع بلندگو هستند. انجام این عمل بطور قابل ملاحظه ای از نسبت توان کلی که بلنگوهای کوچکتر Mid-Range یا Full-Range میبایست تولید می نمودند، می کاهد. در سیستم اسپیکر های فاقد ووفر، اگرچه امکان تولید فرکانسهایی به پایینی 70 هرتز هم توسط یک بلندگوی 3 اینچی Full Range وجود دارد، اما کیفیت صوتی آن فرکانسها از نظر قدرت، عمق، تمیزی و شفافیت، با Bass تولید شده توسط یک ساب ووفر متوسط قابل مقایسه نخواهد بود.

    روش قدیمی تولید فرکانسهای پایین (و نیز در برخی اسپیکر های ارزان قیمت از مارکهای متفرقه) به این صورت بود که بلندگوی ووفر را در داخل همان کابینت مشترکی که باقی بلندگوها در آن نصب شده بودند قرار می دادند. اما انرژی زیاد و ارتعاشاتی که بلندگوی Woofer تولید می نمود، به لحاظ وجود فاصله اندک و اتصال سخت فیزیکی (هر دو بلندگو توسط بدنه کابینتی مشترک به هم متصل بودند) به بلندگوهای کوچکتر منتقل می گردید، و به کاهش کیفیت صوتی فرکانسهای میانی و بالای سیستم منجر می گشت. قرار دادن ووفر در محفظه جداگانه مختص به خود، ساب ووفر را به وجود آورد که بهترین راه حل برای عمده مشکلات فوق است.

    توجه داشته باشید که عموما و غیر از در مواردی بسیار خاص، چوب بهترین ماده برای ساخت کابینت ساب ووفر می باشد. به لحاظ دانسیته، نوع بافت، و کلا "رفتار آکوستیک"، چوب کیفیت صوتی گرم و دلپذیر و "تونالیته" مطلوبی به امواج صوتی فرکانسهای پایین می بخشد، و در واقع به همین علت بدنه آلات موسیقی همچون تنبک، تنبور، و گیتار نیز از چوب ساخته می شود. در طراحی ساب ووفر های مرغوب، جهت انتقال موثرتر انرژی امواج صوتی به هوا، از دریچه بازتاب فرکانسهای پایین یا Bass Reflex Port استفاده می گردد. پارامتر های بسیار دقیقی در طراحی صحیح این دریچه نیاز به نگرش صحیح مهندسی همراه با دانش عمیق علم آکوستیک دارند. چنانچه بدون توجه به اصول علمی که محل، طول، قطر، شکل آغازی و پایانی دریچه (یا بهتر بگوییم، تونل) را تعیین می نمایند، مبادرت به ایجاد سوراخی جهت دکوراسیون در کابینت ساب ووفر گردد، قطعا تاثیر منفی بر کیفیت صوتی عاید خواهد نمود. علاوه بر تشدید صدا و افزایش راندمان صوتی، نقش دیگر دریچه بازتاب فرکانسهای پایین این است که با استفاده از اصل فیزیکی Helmholtz Effect، فرکانسهای خاصی را تقویت نماید. دمیدن از زاویه حدود 90 درجه در دهانه یک بطری ، آزمایش ساده ایست برای درک این پدیده. با بکارگیری اصول صحیح مهندسی در طراحی شکل و ابعاد کابینت ساب ووفر و دریچه بازتاب فرکانسهای پایین، می توان فرکانس خاصی را که Resonant Frequency نامیده می شود تعیین کرده، و آنرا توسط Bass Reflex Port تشدید نمود. میزان گسترش دامنه تقویت به فرکانسهای دو سوی فرکانس مرکزی رزونانت، بسته به توانایی علمی مهندسین طراح متغییر خواهد بود.

    تا اینجا، عمده مشکلات ایجاد شده توسط اغتشاشات IMD توسط ساب ووفر حل می شود. اما اگر بخواهیم کیفیت کلی صوتی را یک پله بالاتر ببریم، قدم بعدی تفکیک فرکانسهای بالا (اصوات زیر) از فرکانسهای میانی است. برای این کار، وسیله ای بنام Cross-Over که بعد از مدار آمپلیفایر سر راه سیگنال صوتی قرار گرفته، بنا بر تشخیص مهندسین طراح، فرکانسهای معمولا پایینتر از 200 الی 150 هرتز را از مابقی جدا کرده و به ساب ووفر ارسال می نماید، و فرکانسهای بالا تر از معمولا 5 الی 7 هزار هرتز را نیز تفکیک نموده و به بلنگوی مخصوصی بنام Tweeter ارسال می نماید. آنچه باقی می ماند نیز به بلنگویی بنام Mid-Range ارسال می شود. اعمال فوق، همچنین ممکن است به نحو دیگری انجام پذیرد: Cross-Over بر سر راه سیگنال ورودی به سیستم و قبل از آمپلیفایر قرار داده می شود، و هر بخش از فرکانسهای تفکیک شده به یک آمپلیفایر مجزا جهت تقویت ارسال شده و خروجی تقویت شده هر آمپلیفایر به بلندگوی مخصوص خود هدایت می گردد. استفاده از این روش، البته هزینه تولید سیستم را افزایش می دهد، ولی این تکنیک (که بسته به تعداد مراحل تقویت تفکیکی Bi-Amplification یا Tri-Amplification نامیده می شود) دارای یک مزیت مهم مهندسی است: میتوان مدار آمپلیفایر بهینه شده متفاوتی برای هر گروه فرکانس طراحی نمود. از طریق انطباق بهتر مدار آمپلیفایر با ویژگیهای مخصوص هر گروه فرکانس، کیفیت صوتی عالی تری از سیستم ایجاد خواهد شد. کلیه سیستمهای Altec Lansing از یک مدار آمپلیفایر مجزا برای تقویت سیگنال ارسالی به ساب ووفر استفاده می کنند، و برخی نیز از تکنولوژی Tri-Amplification بهره مند می باشند. به عبارت ساده تر، در نتیجه استفاده از یک بلندگو و آمپلیفایر مخصوص برای تقویت و بازسازی هر بخشی از طیف فرکانسهای قابل شنود، بجای استفاده از یک ماشین پیکان برای انجام تمامی وظایف گوناگون، بار سنگینمان را با کامیون حمل می کنیم - برای طی مسافتهای کوتاه شهری از یک اتومبیل سواری مناسب استفاده می کنیم - و با یک اتومبیل اسپرت سریع هم به مسابقات وارد می شویم!

    طراحی یک بلندگوی تویتر مرغوب و با کیفیت، به لحاظ نیاز های خاص فیزیکی، خود یک رشته تخصصی جداگانه در علم مهندسی آکوستیک می باشد. یک تویتر خوب، برای تولید فرکانسهای بالا (که طول موج بسیار کوتاهی دارند) از مقدار نسبتا کمی انرژی الکتریکی استفاده می کند و حجم هوای بسار کمی را به حرکت در می آورد، ولی بایستی این کار را با دقت فوق العاده ای انجام دهد. برای دستیابی به این دقت، بر خلاف دیافراگم انواع دیگر بلندگو که از جنس الیاف تقویت شده کاغذی و یا گاهی پولیمرهای مصنوعی ساخته می شوند، در ساختمان تویتر های مرغوب همیشه از دیافراگمی فلزی استفاده می شود. توجه داشته باشید که این دیافراگم، برای تولید فرکانس 16هزار هرتز، می بایستی که در هر ثانیه 16هزار حرکت نوسانی و متغیر به سمت عقب و جلو انجام دهد! به این دلیل، اصولا دیافراگم تویتر هر چه وزن کمتر و بالانس بهتری داشته باشد، از حساسیت و دقت عمل بیشتری برخوردار خواهد بود. در ساختمان دیافراگم تویترهای مشهور Altec Lansing، از مواد سبک و بسیار مقاومی چون Mylar و آلیاژ ویژه Neodymium استفاده می گردد که توسط دستگاههای مدرن برش لیزری با تولرانس وزنی 0.0001 گرم ساخته می شوند.

    پس از تصویر روشنی که با ارائه توضیحات مقدماتی فوق ایجاد شد، اکنون لازم است توضیحاتی در مورد مفاهیم گوناگونی که اعداد اعلام شده در شرایط مختلف می توانند داشته باشند، تقدیم گردد. در مورد بلندگوهای حرفه ای، جهت رعایت استانداردهای مرسوم بایستی مشخصات فنی بسیار جامع و دقیقی ارائه داده شود. دقت و گستردگی اطلاعات داده شده در مشخصات فنی اینگونه تجهیزات باید در حدی باشد که مهندسین آکوستیک در مرحله طراحی پروژه سیستمهای صوتی پیچیده برای سالنهای بزرگ، فقط با مطالعه مشخصات اجزاء سیستم و بلندگوها قادر به پیش بینی دقیق نتایج قبل از اجراء عملی پروژه باشند، چرا که در پروژه ای که چند صد هزار یا چند ملیون دلار هزینه در بر خواهد داشت جایی برای آزمون و خطا وجود ندارد. برای روشنتر شدن موضوع، لطفا اینجا کلیک فرمایید تا از صفحه مشخصات فنی یک مدل بلندگوی دوپلکس حرفه ای Altec Lansing دیدن فرمایید. قطعا، پس از یک مرور سطحی، تفاوت میان مفهوم واقعی اصطلاح حرفه ای و کلمه "حرفه ای" مورد استفاده بقال های کامپیوتر فروش را مشاهده می فرمایید. اما هدف اصلی ما از ارائه این نمونه، توضیح روشنتر مفهوم پاسخگویی فرکانسی اعلام شده است. در اینجا ملاحظه می فرمایید که پاسخگویی فرکانسی به این نحو ذکر گردیده: Frequency Response: 70 - 20000 Hz +/- 5dB و این بدین معناست که در این رنج فرکانسی اعلام شده، اصوات هیچیک از فرکانسهای تولید شده از لحاظ شدت بیش از 5 دسی بل با بقیه تفاوت شدت صدا ندارند. در سیستمهای اسپیکر تقویت شده Altec Lansing، این رنج با حداکثر تفاوت شدت منفی یا مثبت 10 دسی بل ذکر می شود (مگر اینکه در اعلام مشخصات فنی مدل خاصی، رنج عددی کوچکتری ذکر شده باشد)، یعنی که بجای اعلام تمامی فرکانسهایی که یک بلندگو ممکن است بتواند تولید نماید، فقط آنهایی که در محدوده 10 دسی بل تفاوت شدت صدا از یکدیگر هستند و صدایشان بر اثر ضعف در بین صدای فرکانسهای دیگر گم نمی شود ذکر می شوند - یعنی طیف فرکانسهای قابل استفاده عملی مفید در شرایط واقعی.

    در اعلام پاسخگویی فرکانسی برای اغلب محصولات سازنده های رده پایین، اغراق فراوان مشاهده می شود. بعنوان مثال، در پشت جعبه یک اسپیکر دو تکه بی کیفیت از سازنده ای بنام Gen..s، اعلام شده که دارای پاسخگویی فرکانسی از 45 تا 20000 هرتز می باشد. این یعنی ادعای پاسخگویی فرکانسی وسیعتری از مدل دوپلکس حرفه ای 12 اینچی فوق، توسط یک بلنگوی فله ای 3 اینچ! پس از اینکه قهقهه خنده شما فروکش نمود، توجه فرمایید که ممکن است اگر یک سیگنال 45 هرتزی تولید نموده و به دستگاه جادویی فوق تغذبه کنیم، در صورتی که گوش خود را به بلندگویش بچسبانیم شاید صداهای گنگ و خفیف و بسیار مغشوشی به سمع ما برسد. اما اگر شدت آن صدا، حتی اگر فرضا صدای Bass تمیز و مفهومی هم می بود،50 دسی بل از شدت یک سیگنال 4 هزار هرتزی پخش شده توسط همان دستگاه کمتر باشد (یعنی تفاوت تقریبی بین صدای پرواز پشه از 40 سانتیمتری گوش، و صدای بوق اتومبیل از فاصله چند متری) می توانید تصور کنید که به لحاظ غیر قابل استفاده و تخیلی بودن، طیف پاسخگویی فرکانسی اعلام شده با کذب محض تفاوت چندانی ندارد. در اینجا مجددا بر می گردیم به این قانون کلی که، ابتدا اعتبار سازنده را بررسی فرمایید، و پس از کسب اطمینان از اینکه محصولات آن سازنده در حدی از کیفیت و اعتبار جهانی هستند که در مجلات و سایتهای اینترنتی معتبر اروپایی و آمریکایی در کنار محصولات کیفی دیگر مورد مقایسه قرار گیرند و در بازار کشورهای قانونمند و مترقی در معرض فروش قرار گرفته باشند - آنگاه وقت خود را صرف جدی گرفتن و مطالعه مشخصات فنی اعلام شده نمایید. در غیر این صورت، مشخصات فنی حتی به اندازه مرکب استفاده شده در چاپشان ارزش ندارند.

    مشخصه مهم دیگر در سیستم اسپیکر های تقویت شده، نسبت سیگنال تمیز به پارازیت، یا Signal to Noise Ratio است. مقیاس اندازه گیری این نسبت به دسی بل است. در این مورد، هر چه عدد اعلام شده بزرگتر باشد، نمایانگر کیفیت صوتی بالاتریست. نحوه استاندارد اندازی گیری آن به این صورت است: یک سیگنال تست با فرکانس یک کیلو هرتز به ورودی دستگاه تغذیه می شود، و سپس یک میکروفون بسار دقیق مخصوص اندازه گیری های آزمایشگاهی، در فاصله یک متر جلوی بلندگو قرار داده می شود. سیگنال خروجی میکروفون توسط دستگاه مخصوص یا نرم افزار حرفه ای Spectrum Analysis تحلیل می گردد. هرگونه صوت دیگری به غیر از صوت مربوط به سیگنال تست یک کیلوهرتزی که در صدای بلندگو یافت شود، پارازیت یا Noise تلقی خواهد شد و نسبت کل آنها به سیگنال تست، به دسی بل محاسبه می گردد. توجه فرمایید که سازندگان غیر معتبر، عموما دارای تجهیزات آزمایشگاهی لازم برای سنجش دقیق این مشخصات نیستند، زیرا کسی که از ابتدا اعتبار و آبروی بین الملی برای حفظ کردن ندارد، چند ملیون دلار صرف تاسیس آزمایشگاه الکتروآکوستیک نخواهد نمود و مجانا مشخصات فنی مورد نظر خود را بصورت تخیلی ابداع می کند.

    در سیستمهای اسپیکر تقویت شده، اگر حدود 65 دسی بل تفاوت نسبی بین سیگنال صوتی تمیز و پارازیت وجود داشته باشد، کیفیت به حدی خواهد بود که گوش کمتر شنونده ای قادر به شنیدن پارازیت باشد. توجه فرمایید که این مشخصه در مورد ادوات مختلف، اهمیت و مفهوم متفاوتی دارد. به عنوان مثال، در مورد یک کارت صوتی که برای صدا برداری دیجیتال مورد استفاده قرار می گیرد، یک کارت خوب باید بیش از 100 دسی بل تفاوت نسبی میان سیگنال و پارازیت ارائه دهد. در تئوری، کیفیت حاصله از حد شنوایی گوش انسان بسیار بالا تر است، ولی این گستردگی منجر به ایجاد رنج دینامیکی وسیعتری می گردد که هنگامی که موسیقی ضبط شده حاوی اصوات بسار لطیف و ساکت در کنار اصوات قوی و ضربه ای (مثل نجوای نی و شورش دف) است، جزییات و ظرافتهای صدای طبیعی هر دو وسیله به نحو بهتر و مطلوبتری به فرمت دیجیتال تبدیل و ذخیره می گردد. اما در دنیای واقعی و به هنگام تقویت و پخش سیگنال صوتی آنالوگ، 65 دسی بل کافیست، 75 دسی بل ایده آل است، و بیشتر از آن نمایانگر کیفیت بالاتر سیستم است بی آنکه ضرورت مطلق داشته باشد. در عین حال، به عنوان یک قاعده کلی می توانید کاملا مطمئن باشید که اگر یک آمپلی فایر با قیمت فروش زیر 1.5 ملیون تومان، مدعی داشتن S/N Ratio بیش از 90 دسی بل بود، بی شک سازنده اش قصد شوخی با شما را دارد
     
  2. shockley

    shockley Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏28 نوامبر 2005
    نوشته ها:
    287
    تشکر شده:
    3
    آرش ترکوندیا :lol: خیلی عالیه میام می خونم :)
     
  3. Electronics Art

    Electronics Art کاربر فعال برق و الکترونیک کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏9 جولای 2005
    نوشته ها:
    1,374
    تشکر شده:
    16
    محل سکونت:
    تبریز
    plz منبع ؟؟؟ :)
     
  4. iman1896

    iman1896 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏3 نوامبر 2005
    نوشته ها:
    10
    تشکر شده:
    0
    آرش شونصد بار بهت گفتم مطلب که مینویسی منبع هم بنویس
    آخه خیلی تابلوئه که خودت اینکاره نیستی:cool: ;)
    در ضمن خیلی طولانیه حسش نیست بخونمش(اگه هم حسش باشه کارت اینترنتم تموم میشه)
    آفلاین میخونیم و استفاده میکنیم جناب مهندس
    در ضمن میشه اعتراف کنی تو چطوری با 28 پست کاربر فعال شدی؟:D
     
  5. amirhoman

    amirhoman کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏25 آپریل 2005
    نوشته ها:
    1,095
    تشکر شده:
    6
    محل سکونت:
    Tehran
    اینا رو خودت نوشتی؟:wacko:
     
  6. personne

    personne Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏8 می 2011
    نوشته ها:
    236
    تشکر شده:
    37
zarpopخرید بک لینک عسل طبیعی و گرده گل ایرانیfootbal