من ريشه های تو را باز يافته ام!دستت رابه من بده!!

mahda1981

Guest
تاریخ عضویت
30 مارس 2003
نوشته‌ها
16
لایک‌ها
0
سن
39
محل سکونت
Lahijan/Gilan
ازدفترخاطرات مهدا - تاريخ:هروقت آسمون ابری باشه

درسکوت امروز آسمان بغضی گرانبارنهفته بود! باد صبحگاهی می وزيد ومن غرق در روياهای نا تمام خيره به آن بغض با شکوه...در خيال من نيز گويی باد می وزيد...آسان روزگاری زندگی می کرديم.بی دغدغه دنيای بی سکون... و تو چه بی منت به خوابهای نازکمان پا می نهادی ... همبازی بازيهايمان می شدی ... با ما از جويهای پر آب می پريدی ... سرود می خواندی ... درمعصوميت لبخند هايمان می خنديدی...واشکهای کودکيمان رامی زدودی... رُفتن غبار جاده های کودکی هميشه باتوبود...

سالها گويی هويت ديگری داشتم!هويتی بی پرده و بی ريا...مهدای ديگری بودم...باتوبودم گويا!..................................................
<a href='http://speakingwithyou.persianblog.com' target='_blank'>http://speakingwithyou.persianblog.com</a>
 

shaar

Registered User
تاریخ عضویت
21 آپریل 2003
نوشته‌ها
722
لایک‌ها
56
سن
57
محل سکونت
Iran
خيلي جدي مي نويسي .... معذرت مي خوام ولي واقعا زندگي اينقدر خشكه؟
يه سر بزن اينجا . . . مشغول ميشي:
<a href='http://forum.persiantools.com/viewtopic.php?p=12388#12388' target='_blank'>http://forum.persiantools.com/viewtopic.ph...p?p=12388#12388</a>
 

rmb_ali

Registered User
تاریخ عضویت
15 مارس 2003
نوشته‌ها
1,218
لایک‌ها
21
ازدفترخاطرات مهدا - تاريخ:هروقت آسمون ابری باشه

درسکوت امروز آسمان بغضی گرانبارنهفته بود! باد صبحگاهی می وزيد ومن غرق در روياهای نا تمام خيره به آن بغض با شکوه...در خيال من نيز گويی باد می وزيد...آسان روزگاری زندگی می کرديم.بی دغدغه دنيای بی سکون... و تو چه بی منت به خوابهای نازکمان پا می نهادی ... همبازی بازيهايمان می شدی ... با ما از جويهای پر آب می پريدی ... سرود می خواندی ... درمعصوميت لبخند هايمان می خنديدی...واشکهای کودکيمان رامی زدودی... رُفتن غبار جاده های کودکی هميشه باتوبود...

سالها گويی هويت ديگری داشتم!هويتی بی پرده و بی ريا...مهدای ديگری بودم...باتوبودم گويا!..................................................
http://speakingwithyou.persianblog.com
بابا جان اول بگو ببينم كه اين جناب مهدا چيه يا كيه ؟
 

mahda1981

Guest
تاریخ عضویت
30 مارس 2003
نوشته‌ها
16
لایک‌ها
0
سن
39
محل سکونت
Lahijan/Gilan
ازدفترخاطرات مهدا - تاريخ:هروقت آسمون ابری باشه

درسکوت امروز آسمان بغضی گرانبارنهفته بود! باد صبحگاهی می وزيد ومن غرق در روياهای نا تمام خيره به آن بغض با شکوه...در خيال من نيز گويی باد می وزيد...آسان روزگاری زندگی می کرديم.بی دغدغه دنيای بی سکون... و تو چه بی منت به خوابهای نازکمان پا می نهادی ... همبازی بازيهايمان می شدی ... با ما از جويهای پر آب می پريدی ... سرود می خواندی ... درمعصوميت لبخند هايمان می خنديدی...واشکهای کودکيمان رامی زدودی... رُفتن غبار جاده های کودکی هميشه باتوبود...

سالها گويی هويت ديگری داشتم!هويتی بی پرده و بی ريا...مهدای ديگری بودم...باتوبودم گويا!..................................................
http://speakingwithyou.persianblog.com
بابا جان اول بگو ببينم كه اين جناب مهدا چيه يا كيه ؟
من مهدا دانشجوي رشته فيزيك!22 ساله از شمال ايران!!
 
بالا