آژانس هواپیماییexchanging

مهاجرت

شروع موضوع توسط oon_sare_donya ‏9 فوریه 2004 در انجمن گفتگوی آزاد

  1. oon_sare_donya

    oon_sare_donya کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏12 ژانویه 2004
    نوشته ها:
    9
    تشکر شده:
    0
    سلام به همگی.
    با توجه به اینکه احتمالا بعضی از دوستان به فکر مهاجرت هستند این Thread رو باز کردم تا اگه تجربه من مفید باشه در اختیار دوستان قرار بدم.
    من حدود یک سال پیش به استرالیا مهاجرت کردم و اگه در این مورد سوالی دارین ممکنه بتونم کمک کنم.

    مطمئن هستم که دوستان دیگری از سراسر دنیا مشتری اینجا هستند که میتونن در مورد مهاجرت به اون کشورها نظر بدن و کمک کنن.

    ممنون
     
  2. fotocopy

    fotocopy مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏9 جولای 2003
    نوشته ها:
    2,850
    تشکر شده:
    35
    محل سکونت:
    آقا من ميخوام برم مالزي.
    کسي اطلاعاتي داره؟
     
  3. black_jack_of_black_city

    black_jack_of_black_city Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏19 سپتامبر 2003
    نوشته ها:
    1,449
    تشکر شده:
    49
    محل سکونت:
    با قلبی شکسته در انتظار مرگ گوشه ای نشستم . به آرز
    جا قحطه/////////////////////////////////////////////~~~~~~~~~~~~~~~~ْْْْْْْْْ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
     
  4. fotocopy

    fotocopy مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏9 جولای 2003
    نوشته ها:
    2,850
    تشکر شده:
    35
    محل سکونت:
    قحط که نه ولي اونجا ايرانيها زيادن و نزديکه + يه آشنا اونجا دارم!
     
  5. Kako

    Kako کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏18 اکتبر 2003
    نوشته ها:
    1,160
    تشکر شده:
    7
    میشه یکم برا من توضیح بدین ؟ مهاجرت ؟ ......... برا چی ؟ برای خلاص شدن از این وضعیت تو ایران ؟

    .
    .

    فکر نکنید من ازینا که میگن بمونید و به وطن خدمت کنید و .... هستم ها ؟ من به این مزخرفات اعتقادی ندارم . ولی حرفم اینه که اگر مثل من با زندگی اجتماعی مشکل دارید راهش مهاجرت نیست . خوب با به حد اقل رسوندن روابط با ملت ( چه ملت ابله ایران چه ملت ابله هر جای دیگه ) میشه از شر شون خلاص شد .
    دوستان . اونچه که مشکله : دیدن لول خوردن اینهمه ملتی که کوچکترین اختیاری بر زندگیشون ندارنده ! و اینکه تو هم ( هر که باشی ) به همینجا میرسی که بروی تو جامعه و مثل دیگران بشوی یا اینکه متفاوت باشی.
    متفاوت بودن از هر چیز دیگری ( مخصوصا با عادات خوب ملت ایران ! ) سخت تر است . ( میدانم ناراحت میشه ولی هومنو ببینید تو این فروم به ظاهر روشنفکر ! )
    من هم با هومن و خیلی های دیگه موافقم که این وضعیت ما تو ایران مردگی هم نیست چه رسد به زندگی ! اینهمه ملت استثمار شده و بی اراده و اسیر نیازهای اولیه زندگی (چند نفر را میشناسید که بغیر از شکم و زیر آن (!) به چیز دیگری (نیز) فکر کنند ؟
    و اینکه کافیه کوچکترین وجه اشتراک یا علاقه ای بین تو و اونها بوجود بیاد تا تو رو با تمام قوا بکشه و مثل خودش ( و دیگران ) کنه .

    بله جناب شار ! با پاره کردن شناسنامه ملیت از بین نمیرود ولی روش و منش آدمی در قبال این زندگی ( به معنای واقع سگی ) روشن میشود . البته میدانم که همیشه خیل عظیم " چهارپا خوب دو پا بد " برنده اند چون صدا و تعدادشان بلندتر و بیشتر است . و دلیل آن چیزی نیست جز سخت بودن فکر کردن ! مگر نه اینست که بیش از نیمی از حقوق اکثر افراد این جامعه صرف این میشود که دیگران جای آنها فکر کنند و تصمیم بگیرند .

    همه چیز نسبی است و آدمی برای ثابت کردن ، قبول یا رد کردن و ... . هر چیزی دسترسی به هیچ موضوع مطلقی ندارد تا بتوان با آن به چیزی اعتقاد داشت ( خواهش میکنم این قصه منسوخ که " همین جمله تو نیز نسبی است " و .... را راه نیندازید ! ) .

    طرز زندگی هامان را هم بهتر است نگویم چون همه میدانیم چیست . دوروئی و تزویر ! توحش و وحشت ! استثمار و دروغ ! اجبار و تجبیر ! جان کندن و پول ! دزدی و دزد پروری ! استحاله هر چیز ! خود سانسوری ! دعوا ! قضاوت عادلانه ! قانون عادلانه تر ! بیخبری و بیخبر پروری ! رشوه و ربا ! .....

    ببینم مگر ایران امروز ما را در کلماتی غیر از اینها هم میتوان تصویر کرد ؟

    من هم میدانم که تحمل اینها برای فردی که کمی به زندگیش اهمیت بدهد بسیار سخت و طاقت فرساست . اما دوستان مگر جاهای دیگر دنیا چه خبر است ؟ استرالیا ، کانادا یا سوئیس ؟ ثبات ؟ برابری زن و مرد ؟ آزادی سکس و مشروب ( که ما تو ایران ازین دو رقم منع شده ایم ) ؟ حق رای ؟ شخصیت اجتماعی ؟ پول ؟ زندگی آرام و بی دردسر ؟ .....
    میبینید ؟ اگر از زندگی ، آزادی جنسی میخواهید خوب بروید . (این انگیزه بدی برای رفتن نیست ) . اگر میخواید حتما تو کوچه مشروب بخورید یا آزادی این رو داشته باشید که با دوست دخترتون برید رستوران و جانی واکر سفارش بدهید . آره باید بروید چون تو ایران این چیزاها حداقل تا زمان عمر من و شما محقق نخواهد شد .

    اما باور کنید موضوعات زندگی بیشتر از این حرفاست ! و موضوع اصلی اینها نیست . حتی اوهامی به اسم " تمدن " و " حقوق شهروندی " و .... همه و همه دروغند .

    بنظر من اول حسابتونو با خودتون روشن کنید و وقتی به جایی که بدونید " به خودتان دروغ نمیگوئید " رسیدید اونوقت تصمیم به مهاجرت بگیرید . ( منظورم رد کردن تمام حالاته : " دوست دارید که چیزی رو قبول کنید " ، " به خودتان تلقین کنید که چیزی درست یا غلط است " ، ....... )

    ( دوستان توجه داشته باشید که قصد من اهانت به کسی یا گروهی نیست . بیشترین اهانت را خود آنها به خودشان میکنند و دلیل آن نیز اینست : " دوست دارند اهانت های دیگران به خودشان را پیدا کرده و رسوا کنند " (عادت ایرانی هاست ) + " دوست ندارند کسی ایرادی ازشان بگیرد + " دوست ندارند فکر کنند و ببینند چه کسی بهشان اهانت میکند " ( بلکه ترجیح میدهند همین اهانت های دم دستی آشکار را دستاویز قرار دهند ) )
     
  6. oon_sare_donya

    oon_sare_donya کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏12 ژانویه 2004
    نوشته ها:
    9
    تشکر شده:
    0
    کاکو جان بالاخره نگفتی از نظر تو ارزشهای زندگی در چه چیزهایه؟
    ولی حداقل خوبی بعضی از کشورها اینه که شرایط برای طیف خیلی خیلی وسیع تر و متنوع تری از سلایق و ارزشها و عقاید و ... مناسب و مهیاست. :)
     
  7. Kako

    Kako کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏18 اکتبر 2003
    نوشته ها:
    1,160
    تشکر شده:
    7
    بحث من عقاید خودم نبوده و نیست . منظورم انتخابه که باید از روی آکاهی باشه نه احساس .
    عقاید ما مخلوطی از خیلی چیزهاست . متاسفانه اسم نداره که بخوام بگم . مجموعش هم که تقریبا معلومه از نوشتم .
     
  8. oon_sare_donya

    oon_sare_donya کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏12 ژانویه 2004
    نوشته ها:
    9
    تشکر شده:
    0
    با این نظرت که گفتی "انتخاب باید از روی آگاهی باشه نه احساس" شدیدا موافقم. چونکه در خارج از ایران بعضی وقتا دلتنگی بدجوری آدمو اذیت میکنه (حداقل در مورد من که اینطوریه) و تنها چیزی که موجب آرامش میشه همون هدفه که از روی " آگاهی" انتخاب شده.
     
  9. Kako

    Kako کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏18 اکتبر 2003
    نوشته ها:
    1,160
    تشکر شده:
    7
    مخلص شما دور ا دور هم هستیم ( تحویل نمیگرفتی هم بودیما ! ;) ) .
    به تمام دوستانی که از اینجور افکار دارند دیدن فیلم " ّFinding forester " رو پیشنهاد میکنم . با بازی زیبای شون کانری .


    ( هومن جان! این فیلمه معرف حضور هست که ؟ یاد اون جورابای پشت و رو بخیر :eek: )
     
  10. bahar13

    bahar13 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏25 می 2003
    نوشته ها:
    266
    تشکر شده:
    4
    ببخشيد .. يه هتل خوب و درست حسابي تو مسكو سراغ دارين؟
     
  11. oon_sare_donya

    oon_sare_donya کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏12 ژانویه 2004
    نوشته ها:
    9
    تشکر شده:
    0
    با تخت یک نفره یا دو نفره؟! :)
     
  12. bahar13

    bahar13 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏25 می 2003
    نوشته ها:
    266
    تشکر شده:
    4
    !!! اون هتلي كه من دنبالشم بايد هم تخت يه نفره داشته باشه هم دو نفره هم سه نفره هم چهار نفره هم پنج نفره هم شيش نفره هم هفت نفره هم هشت نفره هم نه نفره هم ده نفره هم يازده نفره هم دوازده نفره هم سيزده نفره هم چهارده نفره هم پونزده نفره هم شونزده نفره هم هيفده نفره هم هيجده نفره هم نوزده نفره هم بيست نفره ....
     
  13. avajang.com .leftavajang.com.right
  14. oon_sare_donya

    oon_sare_donya کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏12 ژانویه 2004
    نوشته ها:
    9
    تشکر شده:
    0
    داریم!
     
  15. bahar13

    bahar13 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏25 می 2003
    نوشته ها:
    266
    تشکر شده:
    4
    دنبال اسم هتلم قربان!
     
  16. fotocopy

    fotocopy مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏9 جولای 2003
    نوشته ها:
    2,850
    تشکر شده:
    35
    محل سکونت:
    خدا ايشالا شفات بده!
     
  17. Kako

    Kako کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏18 اکتبر 2003
    نوشته ها:
    1,160
    تشکر شده:
    7
    بهت بر نخوره ها بهار ! ولی میگم بیا تو تاپیک دیوونه پادشاهی کن !
    ( ملکه برا تو کمه ! )
     
  18. mitch

    mitch کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏1 ژانویه 2004
    نوشته ها:
    83
    تشکر شده:
    0
    من افاضات برادر kako رو خوندم. کاملا حق با ایشونه. ایران جای ایدا آلیه. شما از تمام حقوق معقول و مشروع یک انسان و یک شهروتد برخوردارید. فقط چند تا مشکل کوچیک وجود داره که اون ها هم حقیقتا ارزش حرف زدن و بحث کردن رو ندارن. ولی با این حال من اونا رو عنوان می کنم تا خودتون قضاوت کنید. این مشکلات مختصر این ها هستند:

    - در ایران شما مثل خر جان می کنید ولی دیگران می خورند.
    - در ایران مردم حقوق مساوی ندارند. بعضی ها آدم می کشند و تبرئه می شوند و بعضی که کارد به استخوانشان رسیده و صحبت از حقشان می کنند خفه می شوند.
    - در ایران مردم شخصیت ندارند. احمق هستند و صلاح خودشان را تشخیص نمی دهند. باید برای آنها تصمیم گرفت.
    - در ایران همیشه سیاست یک بام و چندین هوا حکم فرماست. دیروز روابط با آمریکا بد بود, حالا خوب است. دیروز فاحشگی زشت بود, امروز اگر مالیات بدهند شغلی شریف است. دیروز بیلیارد بد بود, امروز چون آقازاده ها نمی توانند هر شب به اروپا بروند آزاد است. دیروز گوشت شترمرغ نجس بود, امروز چون آقای فلانی در این کار سرمایه گذاری کرده منعی ندارد.
    - در ایران هیچ چیز تغییر نمی کند. خر ها همان خر ها هستند, ولی فقط پالان آنها عوض شده. به هیچیک از خواسته هایمان نرسیده ایم. همچنان نظام حکومت فرد بر جمع حکمفرماست. هنوز صنعت ما صنعت مونتاژ است. بانک های ما بهره های نجومی میگیرند. هنوز مثل خر کتک می خوریم. امکانات کشور مال عده ای خاص است. رجال مملکتی مدام در سفر به اروپا و آمریکا هستند. رسانه های جمعی ما testicle مالی می کنند.
    - در ایران امنیت وجود ندارد. شب می خوابید و صبح می بینید که سرتان را بریده اند.
    - در ایران دروغ گویی لازمه بقا شده و اگر دروغ نگویید نه تنها زندگی بر شما سخت شده بلکه جانتان هم به خطر می افتد.
    - با همه ی این تفاسیر آزادی عقیده هم که مثل یک شوخی شده.

    اگر همه مثل آقای kako آزادی را در روابط آزادانه ی جنسی و سفارش دادن جانی واکر می دانند من واقعا حرف دیگری برای گفتن ندارم. اگر مفهوم زندگی - در شان یک انسان - در "حق رای - شخصیت اجتماعی - پول - زندگی آرام و بی دردسر " نیست پس در چیست؟ در ذوب شدن در یک فرد خاص؟ اجبار در انجام فرایض دینی؟ فرستادن زوری به بهشت؟
     
  19. Kako

    Kako کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏18 اکتبر 2003
    نوشته ها:
    1,160
    تشکر شده:
    7
    میچ عزیز ! توصیه میکنم یکبار دیگه اون پاراگراف منو بخونی . ( قصدبدی ندارم ها ! ) و بعد اگر دوباره حرفی بود بیا یکم اختلاط کنیم .
    خیلی برام عجیبه که کسی منو با خوندن اون پاراگراف مدافع حکومت ، اسلام ، و طرز زندگی (!) ما در ایران بدونه !
    میدونم یکم 2 پهلو حرف زدم . ولی خودم خوب میفهمم چی میگم ! شاید بد گفتم .
     
  20. bahar13

    bahar13 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏25 می 2003
    نوشته ها:
    266
    تشکر شده:
    4
    ايها الناس عزيز! من تا شنبه به اسم يه هتل توپ توي مسكو نياز دارم!! ممكنه لطف كنيد كمكم كنيد؟!!!
     
  21. fotocopy

    fotocopy مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏9 جولای 2003
    نوشته ها:
    2,850
    تشکر شده:
    35
    محل سکونت:
    هتل شهر!