• پایان فعالیت بخشهای انجمن: امکان ایجاد موضوع یا نوشته جدید برای عموم کاربران غیرفعال شده است

نامه انیشتین به آیت الله بروجردی

وضعیت
موضوع بسته شده است.

amaranth

Registered User
تاریخ عضویت
6 دسامبر 2006
نوشته‌ها
185
لایک‌ها
0
سن
39
محل سکونت
oN THe eDGe oF a BLaCKHoLe
"

سلام دوستان!

امروز دنبال یه مطلبی میگشتم که با یه فرویم برخورد کردم که این مطالبو نوشته بود!

و چون اولین بار بود که میشنیدم برام خیلی جالب بود و تصمیم گرفتم در اینجا هم مطرح کنم تا نظر اساتید رو بدونم!

در ضمن من فعلا به هیچ وجه این صحبت ها رو تا زمانی که منبع موثق براش پیدا نکردم تایید یا رد نمیکنم و از دوستان هم می خوام اگه در این باره اطلاعاتی دارن اینجا مطرح کنن!

پس فعلا از این سایت مطالبو کپی پیست میکنم تا شما هم بخونین :
 

amaranth

Registered User
تاریخ عضویت
6 دسامبر 2006
نوشته‌ها
185
لایک‌ها
0
سن
39
محل سکونت
oN THe eDGe oF a BLaCKHoLe
آلبرت اینشتین(فوت 1955 م) در رساله ی پایانی عمر خود با عنوان: "دی ارکلرونگ"
Die Erkla"rung - von: Albert Einstein - 1954

یعنی:"بیانیه" که در سال 1954 آن را در امریکا و به آلمانی نوشته است - اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح میدهد و آن را کاملترین

ومعقولترین دین می داند.این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه ی اینشتین با آیت الله العظمی بروجردی(فوت1340ش=1961م) است

که توسط مترجمین برگزیده ی شاه ایران محرمانه صورت پذیرفته است اینشتین در این رساله "نظریه ی نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و

احادیثی از (نهج البلاغه) وبیش از همه (بحارالانوار) علامه ی مجلسی (که از عربی به انگلیسی توسط حمید رضا پهلوی(فوت1371ش)و...ترجمه

وتحت نظر آیت الله بروجردی شرح می شده) تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود وتنها این

مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده ی"نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده اند. از آنجمله حدیثی است که

علامه ی مجلسی در مورد


معراج جسمانی رسول اکرم نقل میکند که: هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی میخورد و آن ظرف واژگون میشود.اما

پس از اینکه پیامبر اکرم از معراج جسمانی باز میگردند مشاهده میکنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی

زمین است ...اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه ی "نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن

مینویسد...همچنین اینشتین در این رساله "معاد جسمانی" را از راه فیزیکی اثبات میکند(علاوه بر قانون سوم نیوتون=عمل وعکس العمل). او

فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف "نسبیت ماده و انرژی" میداند:
E = M.C2 >> M = E :C2

یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا" به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد. او همچنین در همین رساله عقیده ی به

"وحدت وجود" را از خرافات های شایع شده توسط ملا صدرا تلقی کرده و آن را از دیدگاه "فیزیک کلاسیک" و "فیزیک نسبیتی" به شدت مورد حمله

قرار می دهد. بطور خلاصه: او میگوید: هر موجودی دارای حیطه و مرز فیزیکی خاص خود است(حیز وجودی) که امکان ندارد با موجود یا وجود

دیگری اتحاد یا وحدت داشته یا بیابد...در رابطه با "عقل" نیز با کمال شگفتی - اینشتین نظریه ی اخباریون شیعه را( که عقل را نسبی میدانند و در

حریم شرع و دین آن را بکار نمیبرند) صحیح دانسته و میگوید: حق با اخباری های شما ست وهنوز زود است که مردم این را بفهمند.

در ادامه نیز فرمول ریاضی خاصی برای "عقل نظری بشر" ارائه داده و "نسبیت" آن را اثبات میکند. اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله

بروجردی با احترام و به لفظ"بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها یاد کرده با لفظ"حسابی عزیز"

3000000دلار بهای خرید این رساله توسط پروفسورابراهیم مهدوی( مقیم لندن) با کمک یکی از اعضاء شرکت اتومبیل" بنز" از یک عتیقه فروش

یهودی بوده و دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خطشناسی رایانه ای چک شده و تایید گشته که او این رساله را به دست

خود نوشته است...همکنون این کتاب ارزشمند در حال ترجمه از آلمانی به پارسی - توسط دکتر عیسی مهدوی( برادر دکتر ابراهیم مهدوی)- و

توام با تحقیق و ارائه ی منابع مذکور در متن میباشد و بسیاری از متن آن ترجمه و تحقیق فنی شده است...اصل نسخه ی این رساله اکنون جهت

مسائل امنیتی به صندوق امانات سری لندن - بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی- سپرده شده و نگهداری میشود.​
 

amaranth

Registered User
تاریخ عضویت
6 دسامبر 2006
نوشته‌ها
185
لایک‌ها
0
سن
39
محل سکونت
oN THe eDGe oF a BLaCKHoLe
اين هم گزیده ای ازآخرین رساله اینشتین به نقل از سايت IRExpert


DIE ERKLA"RUNG
دی ارکلرونگ ="بیانیه"
ترجمه:دکترعیسی مهدوی
تحقیق و پیشگفتار و پاورقی:
اسکندر جهانگیری

پیشگفتار:

در اوائل سال 1382 شمسی(=2003م) پروفسور ابراهیم مهدوی (تولد1310ش) - مقیم لندن - پس از سفری به امریکا وآلمان و فرانسه

و دیدار با برخی سرمایه داران شرکت اتومبیل سازی"فورد"در امریکا و "بنز" در آلمان و "کنکورد" در فرانسه و جلب رضایت برخی

از اعضاء آنها جهت کمک مالی برای خریداری این رساله ی گرانقیمت بالاخره موفق شدند قرارداد خرید آن از یک عتیقه فروش

یهودی را به امضاء برسانند...بهای این رساله که تماما" به خط خود اینشتین میباشد 3/000/000 دلار تمام شد که به این ترتیب

سرشکن شده / پرداخت گردید:
X - BENZ : $ 1/000/000

(به افتخاراینکه اینشتین آلمانی بود)
X - FORD : $ 1/000/000

(به افتخاراینکه درامریکا میزیست و نیز به افتخار جان.اف.کندی -رئیس جمهور امریکا(مقتول1963م)که در این رساله بارها اینشتین از

وی نام برده و او را رئیس جمهور آینده ی امریکا دانسته است حال آنکه در 1954م(سال نگارش این اثر) هنوز7 سال به زمان انتخاب

وی مانده بود! و این از پیشگوئی های اینشتین به شمار میرود. نیز شاید سرنخهائی از معمای حیرت انگیز ترور زنجیره ای خاندان کندی

در این رساله موجود باشد که بتوانیم دریابیم چرا کندی کشته شد؟ راز این معما کجاست؟ چرا خانواده ی او نیز قربانی شدند؟ و چرا...؟)
X-CONCORDE:$500/000


(به افتخارجناب لاوازیه - مقتول 1794م درانقلاب/ یا شورش/ فرانسه - و نیز قانون بقای ماده ی او که دراین رساله بارها یاد شده است)
X - TITANIC : $ 500/000

(به یادبود کشته شدگان حادثه ی اندوهبار کشتی "تایتانیک" انگلیسی و نیز الکساندر فلمینگ انگلیسی(فوت1955م) - کاشف پنیسیلین و از

یاری کنندگان اینشتین در نگارش این رساله - بخشهائی که مربوط به اسرار علم پزشکی و زیست شناسی و داروشناسی آن میشود...)...

شخصیت های اصلی این رساله:

آلبرت اینشتین(فوت مشکوک1955م) / الکساندر فلمینگ( فوت 1955م)(؟!!)/ آیت الله العظمی سید حسین بروجردی(فوت1961میلادی)

/ نیلز بور(بوهر) شیمیدان و فیزیکدان دانمارکی که او نیز با اینشتین در نگارش این اثر همکاری میکرد(فوت1962م)(؟!!)/ جان.اف.

کندی(مقتول1963م)(؟؟!!)/ علیرضا پهلوی(مترجم و رابط)( کشته شده براثر سقوط هواپیما توسط عناصر سازمان "کا.گ.ب" در1954م

(=1333ش - سال نگارش این رساله؟؟!!)/ حمیدرضا پهلوی(مترجم و رابط)(فوت1371ش=1992م)که نیلز بور اورا به اینشتین معرفی

کرده و در آن زمان 22 ساله بود...

سئوالی که اینجا مطرح میشود این است که چرا سه تاریخ مرگ (1954-1955 و باز 1955م) و نیز سه تاریخ مرگ (1961- 1962

- 1963 م) دقیقا" پشت سر هم واقع شده؟؟ وچرا نویسنده (اینشتین)با همکار اصلی اودراین نگارش(الکساندرفلمینگ) هردو در یک سال

(1955م) مرده اند؟؟ و چرا یکی از مترجمین و رابطها(ع...پ...) در همان سال نگارش رساله بر اثر سقوط هواپیما جان داده است؟؟

و بالاخره چرا باید این رساله از چنین شخصیتی (اینشتین) حدود نیم قرن(!!) مخفی بماند و چرا "صندوق امانات سری انگلیس" به بهانه

پرهیز از ایجاد"یک رولوشن(=انقلاب) خطرناک مذهبی" اجازه ی تکثیر این اثر علمی- مذهبی را تحت هیچ شرایطی به ما نمیدهد؟؟...

اینجانب هیچ نمیدانم!! اگر کسی میداند یا حدس میزند که جریان چه بوده بنده را نیز راهنمائی کند... بینهایت از او سپاسگزار خواهم بود.​
 

amaranth

Registered User
تاریخ عضویت
6 دسامبر 2006
نوشته‌ها
185
لایک‌ها
0
سن
39
محل سکونت
oN THe eDGe oF a BLaCKHoLe

منبع:]IRExpert

سرآغاز متن کتاب)(اولین عبارت کتابچه ی اینشتین/ خطاب به آیت الله بروجردی این عبارت آلمانی است)

Herzliche Gru"&e von Einstein(هرتسلیش گروسس فن اینشتاین = با صمیمانه ترین سلام ها از اینشتین =)

محضر شریف پیشوای جهان اسلام...جناب سید حسین بروجردی...پس از 40 مکاتبه که با جنابعالی بعمل آوردم اکنون دین مبین اسلام و...آئین

تشیع 12 امامی (*1*) را پذیرفته ام/ که اگر همه ی دنیا بخواهند من را از این اعتقاد پاکیزه پشیمان سازند هرگز نخواهند توانست حتی من را

اندکی دچار تردید سازند! اکنون که مرض پیری مرا از کار انداخته و سست کرده است ماه مرتس(= مارس)(*2*) از سال1954 (*3*) است که من

مقیم امریکا و دور از وطن هستم.

به یاد دارید که آشنائی من با شما از ماه اوگوست(= اوت)(*4*) سال 1946 یعنی حدود 8 سال قبل بود(*5*).

خوب به یاد دارم که وقتی در 6 اوگوست(اوت) 1945 آن مرد ناپاک پلید(*6*)اکتشاف فیزیکی من را - که کشف نیروی نهفته در اتم بود - همچون

صاعقه ای آتشبار و خانمانسوز بر سر مردم بی دفاع هیروشیما فروریخت من از شدت غم و اندوه مشرف به مرگ شدم و در صدد برآمدم که

موافقتنامه ای بین المللی ... به امضاء و تصویب جهانی برسانم.

گرچه در این راه برای من توفیقی حاصل نشد ولی ثمره ی آن آشنائی با شما مرد بزرگ...بود که هم تا حدی من را از آن اندوه عظیم خلاص نمود

و هم بالاخره سبب مسلمان شدن پنهانی من شد. و چون این آخرین یادداشت من در جمعبندی این چهل نامه است/ برای خوانندگان

گرامی(بعدی) نیز مینویسم: همانگونه که آقای... بروجردی - مقیم شهر قم/ در ایران - میدانند:

من دراوگوست(اوت)1939(*7*) طی نامه ای به روزولت - رئیس جمهور وقت امریکا - او را از پیشرفت آلمان نازی - که در ابتدای جنگ جهانی دوم

بود - در مسئله ی شکافتن اتم و آزاد کردن و مهار انرژی عظیم آن جهت کشتار... و نابود کردن آنی برخی شهرها... مطلع ساختم و اکیدا" به او

(روزولت) گفتم که برای بازداشتن آلمان نازی از این نقشه ی جنایت آمیز...باید ابرقدرتی چون امریکا - که به نظر من عاقلترین و...خونسردترین

ابرقدرتهای دنیای فعلی است - سریعا" گروهی را مامور بررسی و تحقیق علمی- در شکافتن هسته ی اتم - بنماید و به سرعت باید بمب اتم را

بسازد چون دیر یا زود این سگ از زنجیر در رفته - یعنی آدولف هیتلر ...نژادپرست خونخوار - آن(بمب اتم) را ساخته و چون ببیند از راه جنگ متعارف

حریف تمامی دنیا نمیشود - حتما" متوسل به آن شده و لااقل چندین شهر بزرگ را هدف بمب اتمی خود قرار میدهد.اما وقتی امریکا...آن را از

قبل ساخته واعلان نموده باشد دیگر امثال هیتلر دیوانه نمیتوانند دنیا را به آتش بکشند! پس جناب پاپ پیوس دوازدهم نیز - که آغاز دوره ی پاپی

وی برای مسیحیان کاتولیک جهان / از همان سال 1939 بود - فتوا به این امر صادر کرد و فقط اکیدا" قید نمود که:"هرگز نباید از این سلاح اتمی

برای جنگ - حتی با خود نازیهای آلمان - استفاده شود...". سپس (من) نامه ای به محضر شریف پیشوای اسلامی آن زمان...سید ابو-ال- حسن

(ابوالحسن) اصفهانی - که مقیم نجف بودند - نوشتم/ ایشان نیز در جواب گفتند که:"از باب ناچاری لازم است که بمب اتم ساخته شود تا آلمانها

بهراسند و دست به حمله ی اتمی به هیچ کشوری نزنند. ولی استعمال این سلاح مرگبار در قانون اسلام بطور کلی ممنوع است و هرگز نباید از

آن - به نحو ابتدائی - استفاده شود حتی علیه خود آلمان نازی...باز تاکید میکنم : تا آنجا که امکان دارد نباید سلاح اتمی بکار گرفته شود و باید با

اسلحه ی متعارف با آلمان نازی مقابله کرد".


آری ! جهان در آن روزها وضعی اضطراری پیدا کرده بود. به حکم چنین بزرگمردانی (از ادیان و مذاهب مختلف) من (اینشتین) ناچار بودم که روزولت

را در جریان ساخت بمب اتم قرار دهم واین اقدام مانع عملکرد آلمان نازی شد و با این عمل من جان بسیاری از مردم دنیا نجات داده شد/ اما

افسوس که این فرمول به دست آن مرد دیوانه ی دیگر(*6*) افتاد و توصیه های من و روزولت را از یاد برده/ دچار وسوسه ی شیطانی شد و در

حال مستی دستور داد که خلبان احمق و جنایتکار او در6 اوگوست (اوت)1945 - که دنیا تازه داشت طعم تلخ جنگ دوم را از یاد برده و صلح جهانی

در حال استقرار بود - این بمب خطرزا را ...در هیروشیما فروافکند!! بمبی که بقدر یک توپ بیشتر اندازه نداشت به زمین نرسیده در آسمان منفجر

و شهری را مبدل به خاکستر کرد!! احساس میکنم که هرگاه به یاد این حادثه می افتم چند ماه و یا چندین سال از عمرم کاسته میشود و پیرتر

میشوم!!

(ادامه دارد)
************************************************** ************************************************** ******
پاورقی ها:

(*1*) Zwo"lffach.(*2*)Ma"rz.
(*3*)برابر با اواخر سال1332 ش / یا اوائل سال 1333ش
(*4*)August.(*5*)تقریبا" برابر با مرداد ماه 1325 شمسی
(*6*)احتمالا" منظور وی: هاری ترومن(1945-1953) است
(*7*)تقریبا"برابر با مرداد1318شمسی​
 

amaranth

Registered User
تاریخ عضویت
6 دسامبر 2006
نوشته‌ها
185
لایک‌ها
0
سن
39
محل سکونت
oN THe eDGe oF a BLaCKHoLe
و من همانطور که در جنگ اول جهانی ... بین سالهای 1914-1918... درصدد ارائه ی طرح صلح جهانی بودم و موفق نشدم/ دراین 6 سال سیاه

جنگ دوم ... 1939-1945 ... نیز دائما" در تکاپو بودم که بنحوی بتوانم طرح صلح جهانی را ارائه بدهم / باز هم نتیجه نگرفتم!! گویا شکافتن هسته

ی اتم بسیار آسانتر بود از شکافتن قلب سخت و سیاه انسان!! براستی که این موجود دوپا (!) سرسخت ترین موجودات جهان است!! ... و در

مقیاسهای کوچکتر نیزهمواره ناکام بوده ام آری! سیاست فقط فکر لحظه های هیجان آور را در سر

می آورد/ حال آنکه این عملکردهای سیاسی همچون قوانین معادلات ریاضی نتایج وعواقبی جبران ناپذیر و غیر قابل دفع را در پی می آورند!! و

اکنون ای جناب...بروجردی/ ای پیشوای خردمند و ای پدر مهربان... بسیار از شما سپاسگزارم که در1952 در پی مرگ(( وایتسمن)) - رئیس

جمهور وقت اسرائیل - هنگامی که من از شما تقاضای مشاوره کردم که / آیا ریاست جمهوری اسرائیل را - که رسما" وعلنا" به من(اینشتین)

پیشنهاد شد و همگان مرا یک یهودی دنیا دیده ومهاجرازوطن میدانستند...- بپذیرم؟/ خود درجواب نامه((ایکس- 32)) فرمودید:"انسان خداترس

وخردمند چنین پیشنهادی را هرگزنمیپذیرد. هر کس به دنبال سیاست رفته آلوده شده است. پس شما خود را آلوده ی سیاست نکنید!".

لذا من(اینشتین) نیز به بهانه ی اشتغالات علمی/ این پیشنهاد را رد کردم...

*****************************************

چون پاپ پیوس دوازدهم در عالم مسیحیت فرد اول تحقیقات مذهبی من بود/ در جلسه ای خصوصی از وی پرسیدم که/ فرد اول جهان اسلام -

که داخل در مسائل سیاسی نباشد و بی طرفانه اسلام را به من معرفی کند - چه کسی است؟/ آن مرد پاک متفکرانه اندیشه ای کرد ودستی به

عینک خود زده - آن را جابجا نمود وگفت:"اگر نام من را در شرایط کنونی (1946 میلادی)- که تازه جنگ جهانی خاتمه یافته و حدود یک سالی از آن

میگذشت - فاش نسازی/ که من این حرف را به تو زده ام/ با صراحت باید بگویم شخص اول جهان اسلام جناب ... بروجردی است و به نظر من

(پاپ) او انسانی مستقیم الخط و دارای حرکتی یکنواخت است. به اشخاص دیگر مراجعه نکن که به تو(= اینشتین) دروغ خواهند گفت و واقعیت

را واژگونه جلوه خواهند داد!"...دیگر چیزی نپرسیدم و از محضر وی(= پاپ) اجازه مرخصی اخذ نمودم/ او(= پاپ) لبخندی پرمعنی زد! از آن سال

بود که مکاتبات من(= اینشتین) با جناب عالی(= آقای بروجردی) شروع شد و غیر از نامه هائی که به امثال بزرگوارانی چون: سید ابو- ال - حسن

(ابوالحسن) اصفهانی (مرجع نجف - عراق) نوشته بودم مفتخر به نامه نگاری با حضرت عالی شدم.

*****************************************

تا اینکه در سال قبل - یعنی 1953(= 1332ش) اتفاقی رخ داد / جمعی از فرقه ی ((شیخیه))(*1*) ... که مقیم امریکا میباشند - من (اینشتین) را

به یک کنفرانس تبلیغاتی دعوت نمودند. موضوع جلسه مقام شخصی به نام((شیخ احمد احسائی))(*2*) بود . تا نام او را بردند به یاد آن اسناد

محرمانه ای افتادم که پاپ پیوس دوازدهم به من نشان داده بود/ در آن اسناد یکی از جاسوسان درجه اول انگلستان همین فرد بوده که لباس

روحانی به تن کرده و در زمان سلطنت فتحعلیشاه قاجار مامور تبلیغ علیه دین اسلام در ایران شده بود! من(اینشتین) از ماهیت اعتقادات

((احسائی)) به خوبی آگاهی داشتم/ وی فردی بی مذهب وجیره خوار انگلستان بوده است/ در نامه هائی که نوشته بود حتی پیامبر اسلام را به

تمسخر گرفته وگاه ناسزا گفته بود! ولی با این همه ((شیخیه))(*1*)((بابیه))(*3*) و((بهائیه))(*4*) وی (= شیخ احمد احسائی) را تجسم دوباره

ای ازجسم پیامبراسلام میدانند! من به سختی جلسه را تحمل میکردم. حالات ظاهری من عوض شده بود. یکی ازحضار از دور متوجه من شد و

نزدیک آمده گفت:"جناب اینشتین! گویا حالتان بد شده است! میتوانم نوشیدنی برای شما بیاورم؟"من نیز فرصت را غنیمت شمرده گفتم:"میل

نوشیدنی ندارم/ اگراجازه بدهید سالن را ترک میکنم!". (ادامه دارد)...

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پاورقی ها:
(*1*) Sheichitisch
(*2*) (1826-Scheich - Ahmed - Ahsaii (1752
(*3*) Babis
(*4*) Bahaiitisch
 

arianaco

کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت
18 ژانویه 2007
نوشته‌ها
24
لایک‌ها
1
با سلام

اين نامه با چنين محتوي و نوشته اي ، صد در صد جعلي و از پايه دروغ مي باشد و همچئن دروغهايي از اين دست ( دختري كه با پاره كردن قرآن ميمون شد ! ) و ( سگ گريان داخل حرم امام رضا‌) و ( درختي كه روز آشورا گريه مي كند ) و ... كه بعد از مدتي دروغ بودن آنها ثابت شد ، اين هم يك بازي كثيف براي ترويج خرافات و اثبات برتري يك مذهب نسبت به ديگر مذاهب و اديان است و بس !
كسي كه با نحوه تفكرات دانشندي همچون انشتين كوچكترين آشنايي داشته باشد ، مي‌داند كه او با آنكه اصليتي يهودي داشته ولي هيچگاه به مذاهب و اديان سنتي اعتقادي نداشته ، بنابراين نمي توان بين نظرات شخصي همچون انشتين و نوشته هاي متحجرانه مجلسي كه مملو از خرافات است كوچكترين نقطه مشتركي پيدا كرد !
 

ma_christian

Registered User
تاریخ عضویت
25 ژانویه 2007
نوشته‌ها
368
لایک‌ها
2
محل سکونت
Tehran
واقعا فکر می کنید که این نامه حقیقت دارد ؟؟؟؟!!!!!
 

mehrdad1355

کاربر قدیمی پرشین تولز
کاربر قدیمی پرشین تولز
تاریخ عضویت
2 فوریه 2004
نوشته‌ها
3,971
لایک‌ها
30
سن
47
واقعا فکر می کنید که این نامه حقیقت دارد ؟؟؟؟!!!!!

این نامه حقیقت نداره به دلیل یک مشکل ساختاری و اونم اینه که انشتین یک یهودی و طرفدار استقلال اسرائیل !!!!!!!!!بنابراین ملاقات با پاپ و... چه برسه بروجردی تمامش پشمه!!!!!!!!
من برای نویسنده این مطالب شفای عاجل و مطالعه بیشتر برای جلوگیری از این سوتی های خفن آرزومندم:lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol:
 

ma_christian

Registered User
تاریخ عضویت
25 ژانویه 2007
نوشته‌ها
368
لایک‌ها
2
محل سکونت
Tehran
این نامه حقیقت نداره به دلیل یک مشکل ساختاری و اونم اینه که انشتین یک یهودی و طرفدار استقلال اسرائیل !!!!!!!!!بنابراین ملاقات با پاپ و... چه برسه بروجردی تمامش پشمه!!!!!!!!
من برای نویسنده این مطالب شفای عاجل و مطالعه بیشتر برای جلوگیری از این سوتی های خفن آرزومندم:lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol:
اللهی آمیــــن ...
 

Huashan

Registered User
تاریخ عضویت
13 ژانویه 2006
نوشته‌ها
1,108
لایک‌ها
13
محل سکونت
abadan
خب این مسائل مطرح نشه بهتره ,

بحث های حاشیه ای زیادی پیش می کشه که به روند علم هم کمکی نمی کنه

اگر روزی نسبیت نقض بشه چی ؟

جواب این سؤالات رو کی می خواد بده ؟...

من خودم چند سال پیش مقاله ای توی یکی از سایت ها( به زبون انگلیسی ) در مورد نسبیت و قرآن پیدا کردم که سایت خیلی ساده ای بود و معلوم هم نبود که از کجا تغذیه می شه

مقاله به همین نکات اشاره می کرد و آیاتی از قرآن رو می آورد و از اون ها به نتایج نظریه ی نسبیت می رسید . این تفسیر ها جز اینکه به دین ضربه بزنه هیچ فایده ی دیگه ای نداره , منم نخوندمش و ترجمه اشم نکردم ( متاسفانه خواهرم اینکار رو کرد )

در کنار این من چند کتاب در مورد بیوگرافی اینشتین خوندم ... توی هیچ کدام از اونها به این مسئله اشاره ای نشده ...
 

amaranth

Registered User
تاریخ عضویت
6 دسامبر 2006
نوشته‌ها
185
لایک‌ها
0
سن
39
محل سکونت
oN THe eDGe oF a BLaCKHoLe
با سلام

اين نامه با چنين محتوي و نوشته اي ، صد در صد جعلي و از پايه دروغ مي باشد و همچئن دروغهايي از اين دست ( دختري كه با پاره كردن قرآن ميمون شد ! ) و ( سگ گريان داخل حرم امام رضا‌) و ( درختي كه روز آشورا گريه مي كند ) و ... كه بعد از مدتي دروغ بودن آنها ثابت شد ، اين هم يك بازي كثيف براي ترويج خرافات و اثبات برتري يك مذهب نسبت به ديگر مذاهب و اديان است و بس !
كسي كه با نحوه تفكرات دانشندي همچون انشتين كوچكترين آشنايي داشته باشد ، مي‌داند كه او با آنكه اصليتي يهودي داشته ولي هيچگاه به مذاهب و اديان سنتي اعتقادي نداشته ، بنابراين نمي توان بين نظرات شخصي همچون انشتين و نوشته هاي متحجرانه مجلسي كه مملو از خرافات است كوچكترين نقطه مشتركي پيدا كرد !

این نامه حقیقت نداره به دلیل یک مشکل ساختاری و اونم اینه که انشتین یک یهودی و طرفدار استقلال اسرائیل !!!!!!!!!بنابراین ملاقات با پاپ و... چه برسه بروجردی تمامش پشمه!!!!!!!!
من برای نویسنده این مطالب شفای عاجل و مطالعه بیشتر برای جلوگیری از این سوتی های خفن آرزومندم:lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol:

اللهی آمیــــن ...


سلام!

دوستان مطمئن باشید با آرزوی طلب شفای عاجل و یا برخورد احساسی و یا مذهبی و ضد مذهبی و در واقع فقط بر اساس باورها و اعتقادات

خودمون و البته اطلاعات ناقصمون؛ نه حرف های نویسنده ی این مطالب ---> که اتفاقا من نه میشناسمش و نه حرفاشو تایید یا رد میکنم <---

حرفای نویسنده این مطالب نه تایید میشه نه ردمیشه!

همونطور که در پست اول هم تاکید کردم بهتره تا سند معتبر و قانع کننده ای پیدا نشده و فقط بر اساس اطلاعاتی که داریم و شاید ناقص باشه

نظر ندیم و یه مقدار جدی تر و به دور از جو سازی و یا تحت تاثیر جو حاکم و بر اساس مدارک مستند موجود ( البته اگه مدارکی وجود داشته باشه )
به این قضیه نگاه کنیم!

در ضمن من یکی از علاقه مندان اینشین و نظریات جالبش هستم ( فقط علاقه مندم و به طور کامل نظریاتشو تایید یا رد نمیکنم ) و قاعدتا در باره

این دانشمند برجسته و زندگینامش و نظریاتش مطالعات زیادی داشتم و اتفاقا به همین دلیل بود که این موضوع برام جالب بود - - > چون تا حالا

چیزی در این باره نخونده بودم.

شما هم بهتره فقط به زندگینامه هایی که تا حالا خوندین بسنده نکنین و اینقدر با اطمینان این حرفارو تایید یا رد نکنین و دربارش بیشتر تحقیق کنین --- >

شخصلا در زندگی نامه هایی که از ایشون نوشته شده شده ضد و نقیض زیاد دیدم مثلا یه جا طوری نوشته شده که بالکل ایشون رو منکر دین و

مذهب و خدا نشون دادن و جای دیگه یه آدم کاملا معتقد به این مسائل. -- > اگر فرصت شد نمونه هاش با ذکر منبع براتون میارم!

ولی خب! اگرم در این باره چیزی پیدا نشه، گذشت زمان همه چیزو روشن میکنه و بهترین کاری که ما میتونیم بکنیم

اینه که استقلال فکری داشته باشیم و هیچ وقت تحت تاثیر جو حاکم قرار نگیریم!

من که فعلا دارم در این باره تحقیق میکنم و به این راحتی ها در بارش نظر قطعی نمیدم!


 

Behrooz

مدیر بازنشسته
کاربر فعال
تاریخ عضویت
7 سپتامبر 2004
نوشته‌ها
10,988
لایک‌ها
292
سن
46
محل سکونت
Tehran
با تاييد نظر استاد Huashan

بهتر است اين مقوله همينجا بماند و در موردش بحث نشود .

چون به اعتقاد من هم نمي تواند درست باشد و جعلي است .
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.
بالا