نظر خواهی در مورد من. لطفا نظر بده

alieseraj

کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت
19 فوریه 2003
نوشته‌ها
345
لایک‌ها
3
سن
36
به نام دادگر يكتا
سلام بر حسين(ع) و پيروانش
اگر در اين سايت به مطالبي كه توسط من نوشته شده است توجه كرده باشيد، خواهید دید که اکثرا نوشته های من با نام خدا آغاز می شوند و پایان می یابند. همچنین در آغاز نوشته هایم سلام می کنم و در پایان آن یادی از امام مهدی(عج) می نمایم.
این روشی است که در<a href='http://citn.persianblog.com' target='_blank'> وبلاگ تخصصی خودم( که در مورد اخبار رایانه، اینترنت و فناوری است) </a>هم پی گرفته ام.
در ابتدا از جملات عربی استفاده می کردم. مثلا: بسم الرب العادل. دوستانی در این جا گفتند که به جای آن از جملات فارسی استفاده کن. هر چند خودم آن جملات بیشتر می پسندیدم، به خاطر احترام به نظر دوستان جملات دعایی را هم فارسی به کار بردم. حتی این مورد را در وبلاگم هم از خوانندگان پرسیدم که رای بیشتری بر استفاده از جملات فارسی داده شد و من هم تبعیت کردم.
البته خوانندگان وبلاگم از این که من کلام را با نام خدا و ائمه همراه می کنم، خرسندند، و حتی چند تا از آن ها در معرفی وبلاگم، این موضوع را یک نقطه ی قوت شمرده اند. در پیام هایی که برایم گذاشته می شود هم از این مورد تشکر می کنند.
اما در این جا 2 نفر به من در این باره ایراد گرفته اند: هومن و barbod_Shams . می گویند مسئله تقدسش از بین می رود و نیز این سایت جای این کار ها نیست. یعنی این جا تخصصی است و این به تخصصی بودن این جا لطمه می زند.
حال برای این که نظر دیگران را هم بدانم، از کسانی که نوشته های مرا دیده اند، خواهش می کنم که نظرشان را در مورد مطالب زیر اعلام کنند:
1. آیا من "مجاز" به این کار هستم، یا این که "حق" انجام این کار را ندارم؟
2. آیا این کار چشم شما را می آزارد و شما را "زده" می کند؟ آیا از تقدس آن ها می کاهد؟ آیا از ارزش مطالبم می کاهد؟
آیا این کار می تواند مفید باشد؟ می تواند مضر باشد؟ ضرر ها و نفع های آن را بگویید.
تذکر 1: سعی کنید هر مورد را با دلیل ذکر کنید.
تذکر 2: نظر دوستان محترم است. ولی نظر نهایی را خودم می گیرم.
حال صحبت های قبلیم در این زمینه:
صحبتم با هومن:
هومن:
پروردگار در روح و وجود انسانهاست و بی نیاز تر از آن است که به آوردن نامش در آغاز هر نوشته نیاز داشته باشد و یقین، ایمان و همواره به یاد داشتن او مهم است ...
جواب من:
همان طور كه گفتي خدا به ما نيازي نداره. اين ما هستيم كه نيازمند او ييم.
او به آوردن نامش در آغاز نوشته نيازمند نيست ولي من به خاطر دوستي او و به خاطر اين كه به خودم كمك كنم كه هميشه در يادم بماند مي نويسم. اگر شما يا ديگر دوستان از اين موضوع ناراحتيد با دليل بگوييد تا من كارم را اصلاح كنم. هر كس مي خواهد آن چه را كه دوست دارد به نمايش بگذارد. اگر موجب آزار شماست لطفا بفرماييد.
یقین، ایمان و همواره به یاد داشتن او مهم است
هومن:
برای تقویت حافظه روشهای بسیاری هست.
پیشنهاد برای کمک بیشتر به خود: آغاز و پایان هر سطر، با نامهایی که فراموش می کنید.
هومن:
گر با نوشتن نامى چون خدا، آن نام بهتر در يادتان می ماند بجای ابتدای هر نوشته آغاز و پایان هر سطر را به نام او کنید و تنها به زبان عربی.
من:
چشم. البته آغاز نوشته برای من کافی است. دوستان دیگر را نمی دانم. اگر هم به عربی می نویسم به این دلیل است که معنی عربی آن را می فهمم. از این گذشته همان طور که می دانید کلمات از یک زبان به زبان دیگر به طور کامل ترجمه پذیر نیستند. این در مورد اسم ها و صفات خدا آشکار تر است. ضمنا این کلمات بیشتر به دل من می نشیند. در ضمن شما ندیده اید که من با "با نام و یاد خدا" شروع کنم و با "خدا نگهدار" و "در پناه حق" و "به امید ظهور" به پایان می برم که همه از کلمات متداول به کار رفته در فارسی امروزند؟
صحبت من با barbod_Shams :
نام خدا در ابتدای مطلب عرفیست ستودنی ولی محلی در این جایگاه ندارد حتی به نظر من سلام کردن نیز . چون اگر به هدف این مکان بیاندیشیم : " طرح خلاصه سوال به جهت رفع اشکال آن هم در مقوله ای تخصصی"پس دلیلی نمی بینیم.همچنین تکرار هرباره دعای فرج در پایان اولا به دلیل نداشتن ربط به موضوع ثانیا والا بودن و به خصوص مقدس بودن این مطلب وصرفا منحصر بودن آن به قشر خاصی از یکی از شاخه های یکی از مذاهب اسلام از دیدی اومانیستی تحمیل وتبلیغ اندیشه است که به جهت هدف این سایت حق اعترض برآن وارد می باشد"چنانچه فرد مورد نظر می تواند با ایجاد سایتی دیگر تا به سر حد مقصود بپردازد. لازم به توضیح است که کسی معارض با این اندیشه شما نیست بلکه معترض به ابرام شما در ابراز آن در این مکان به این سبک است.ثالثا دوستانه عرض کنم اگر بی غرض بیاندیشیم آیا واقعا آوردن نام یکی از پیشوایان "البته بدین کیفیت" باور مذهبی چه کسی را حداقل در این سایت تغییر داده ؟ به جراعت می توان گفت هیچکس بنده از سبک نوشتار شما پی به سن پائین شما می برم و یقین دارم پیرو شخص یا هم فکران خاصی قصد پاکی دارید ولی حتی اگر این عمل خود را با آنان نیز در میان بگذارید از مطرح شدن بی حساب این موضوع مقدس به جهت تبدیل شدنش به موضوعی متاسفانه مبتذل(به معنای کلمه)راضی نخواهند بود پس اگر منصف باشی حق می دهی که هر گروهی با هر عقیدهای در تریبون مشخص خود حق ابراز اندیشه دارد اگر روزی همه ما معتقد به آزادی اندیشه شویم آنگاه قبل از اظهار نظر رعایت حقوق دیگران را مد نظر خواهیم داشت
من:
جناب barbod_Shams از دلسوزي شما متشكرم. متشكر از اظهار دوستي تان.
ولي وقتي به كسي حق ابراز عقايدش را ندهيد چگونه با رفتار ديگران در عدم آزادي بيان مخالفت مي كنيد؟
همه كار را بايد با نام خدا شروع كرد. ربطي به تخصصي بودن اين جا ندارد.
من در وبلاگ خودم كه تخصصي هم هست(اخبار رايانه، اینترنت و فناوری)، همیشه این مورد را رعایت کرده ام، که دوستان بسیاری آن را تایید کرده اند. حتی گاهی در معرفی وبلاگم، این مورد را هم نقطه ی قوتی به شمار آورده اند.
اين تحميل عقيده نيست. اين ابراز عقيده است. ديدگاه "ما" هم اومانيستي نبايد باشد. درسته؟
آیا واقعا آوردن نام یکی از پیشوایان "البته بدین کیفیت" باور مذهبی چه کسی را حداقل در این سایت تغییر داده ؟
من در پي تغيير باور مذهبي كسي نيستم. دليل اين كار را هم در يادداشت هاي گذشته گفته ام. مي توانيد سري به "مرامنامه" در قسمت متفرقه بزنيد.
بنده از سبک نوشتار شما پی به سن پائین شما می برم و یقین دارم پیرو شخص یا هم فکران خاصی قصد پاکی دارید
سنم هم 19 سال است. اصلا هم از اين مورد خجالت نمي كشم. مگر شما سي و خورده اي سالتونه؟
ضمنا: مگر شما پيرو كسي نيستيد و همفكر خاصي نداريد؟ من نمي دانم كه آيا اين مطلب كه من در ايران نيستم كمي در تصحيح فكر شما نسبت به من تاثير دارد يا نه
جواب barbod_Shams :
1.دلیلم از آوردن سن پاک بودن و عدم غرض ورزی بود نه صغر سن جهت خجالت.
2.کسی نگفت جلوگیری از ابراز عقیده بلکه بیان نظر در تریبون خاص خود . تعمیم اینکه دوستام در سایتم که علمی از این حرفها خوششون میاد دلیل نیست که کار شما اینجا درست باشه؟
3.برادر! کسی نگفت بی یاد خدا بلکه مختصر مفید فقط طرح سوال بدون حواشی.(اصلا اگر جمع بکنن این همه چاق سلامتی و دعا وبسم ا... شما رو از روز اول چه حجمی از کل سایت رو میگیره در دراز مدت چه فایده ای داره ؟ عین این میمونه با تلگراف تمام یک پیام را با حواشی بیان کنی عاقلانه است؟
4.باید ها و نبایدها؟؟؟؟ "دیدگاه ما اومانیستی نباید باشد؟" چه کسی این را تعیین کرده؟ چه کسی می گوید باید؟
5.دیدیم نوشته اید حتی اگر یک نفر هم با دیدن این اسامی و دعای فرج یاد... بیافتد و از این صحبتها؟ مگر هدف شما غیر از این است . آقا ما نمی خواهیم. (اگر اصرار داری همه پرسی کنیم چند نفر موافق شما هستند؟) پس با این حساب با یک هدف کاملا شخصی این مطالب را هر دفعه تکرار می کنی.
6.پیرو هر کس که باشم لا اقل وقتی آمدم به محفلی که محل طرح سوال درباره وبلاگ است دیگر داد سخن از دغدغه های دیگرم نمی زنم.
7. نمی دانم شاید شما در وسط عروسی مردم را وادار به خواندن الهم کن لولیک الحجه بن الحسن می کنی؟ نمی دانم شاید شما مثل همین مولودی بگیر های این مملکت با نوحه جانسوز دست می زنی؟
8. نمی دانم شاید شما این خط اول وخط آخرتان بیان گر یکی از عادی ترین چیزها باشد درست عین استفاده از SUBMITدر پایان مطالبتان؟
ولی به یاد داشته باشید : عمل شما خارج از عرف است و تضعیع حقوق بقیه است و بی شوخی باغث افت ارزش این مطلبی هست که بیان می کنید.
برای من مهم نیست چه می گویید من مشکلی با مطلب شما ندارم که فکر کنید با کافر طرفید.بلکه در یک کلام برایت بگویم علی(ع) تا روز مرگش هیچ یتیمی نمی دانست مردی که شبها غذا می آورد و به دردشان مرسد کیست؟ چرا؟ چون سیرت علی با شیپور و بوق نیست
چون شیعه علی با چفیه ایثارگر نمی شود با بیان یک اظهارنظر ترور نمی کند غلیظ حرف نمی زند به چشم نمی آید اهل سر و صدا نیست حجتیه ای نیست که با قتل و کشتار مقدمات ظهور فراهم کند. در سلامش در کلامش ودر خداحافظیش از لفظ های کلیشه ای " التماس دعا داریم." " دعا بفرمایید" به چشم نمی خورد . ریشش مایه مباهاتش نیست . گمنامیش مایه مباهاتش است. سعی نمی کند مردم را با شلاق به راهی فکر میکند سعادت است رهنمون کند...
و حال جواب من:
1. جریان باید و نباید: شما آن را به صورت سوالی مطرح کنید لطفا جواب دهید.
2.
دیدیم نوشته اید حتی اگر یک نفر هم با دیدن این اسامی و دعای فرج یاد... بیافتد و از این صحبتها؟ مگر هدف شما غیر از این است
گفته ام:«من به خاطر دوستي او و به خاطر اين كه به خودم كمك كنم كه هميشه در يادم بماند مي نويسم». من هدفم این نیست که عقیده ی کسی را عوض کنم( با این کار ها نمی شود). یکی از اهدافم این است یاداوری کنم این مسایل را.
3.
عمل شما خارج از عرف است و تضعیع حقوق بقیه است و بی شوخی باغث افت ارزش این مطلبی هست که بیان می کنید.
اولا همیشه که کار مخالف عرف کردن بد نیست. ثانیا کجایش تضییع حقوق بقیه است. ثالثا ارزش مطلب به خودش وابسته است. رابعا این نظر شماست. تا دیگران چه بگویند.
4. منظورت از این حرف های آخر اشاره به من بود؟ ضمنا التماس دعا اشکالی ندارد. دارد؟
به امید ظهور و خدا نگهدار
 

barbod_Shams

کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت
13 مارس 2003
نوشته‌ها
25
لایک‌ها
0
1. <span style='color:red'>مسئله بايدها و نبايدها </span>من عرض مي كنم چه طور به خود اجازه مي دهي هر ديدگاه غير از ديدگاه خود را انگ نبايد باشيم بزني؟اصلا مي داني اومانيستي يعني چه؟ يا چون موافق با هر آنچه شنيدهاي نيست مخالفت ميكني؟ به راستي چرا ما بدون آنكه مسئله را بدرستي در يابيم به صرف آشنائي نداشتن نمي پذيريم؟
سالها پيش زماني كه اولين بار گوجه فرنگي وارد ايران شده بود حضرات فرموده بودند اين ارمني بادمجان براي ما مسلمانان حكم گوشت خوك دارد.لذا نبايد بخوريم. و هزاران نمونه ديگر كه تاريخ پر از افتخارمان از اين لطائف كم ندارد.

2.<span style='color:red'>شما اين عقيده را داريد. درست! </span>من عقيده ديگري دارم ديگري نيز نوعي ديگر. پس ما مي مانيم يك مشت ابراز عقايد كه هيچ دردي هم دوا نمي كند هر روز هم بنا به لج و لجبازي بر حجم و غلظتش افزوده مي شود به ياد بياريد روزهاي اول با چه كلماتي سلام و خداحافظ مي كرديد تازه چند خط هم به زور طلب دعاي فرج مي نموديدلابد اگر راه مي داديم يك ختم انعام هم برگزار مي كرديد.
برادر من ما بي دين نيستيم منكر منجي آخرزمان نيز نيستيم . "مي خواهم يادم بماند" چه صيغه اي است؟ خوب ممد هم فلان چيزش يادش مي رود بيايد بالاي طرح سوال براي رفع اشكال آويزانش كند؟ يا اينكه نه آن چيزي كه مي گويي به نظرت خيلي با بقيه فرق مي كند. چون تقريبا تمام كساني كه مثل شما فكر مي كنند را ديده ام كه تافته جدا بافته مي انديشند و به قول رفيق شيرين زبانم نوشابه براي خودشان باز مي كنند.
3. <span style='color:red'>تضعيع حقوق </span>را اول تعريف كن بدانم مي داني چه مي گويي يا هر چه كه بنده عرض كردم تكرار مي كني كه نيست؟ بله! خورشيد را هم مي توان انكار كرد ولي اين بماند به انتخاب بقيه كه آيا اين كار شما كه" آقا دعا كرديد يا نه ؟ و يك مشت از مقدمه كتاب "من لا يحضره فقيه " را به عنوان چاق سلامتي اول طرح سوال آوردن" تضييع حقوق ديگران مي باشد يا نه؟
4. <span style='color:red'>ارزش مطلب </span>خودش وابسته است اگر....
الف).به موقع در جاي خود بيان شود. نه مثل آن وبلاگ شما كه بالاي عكس بيل گيتس نوشته ايد "سلام بر حسين(ع) "
ب)به اندازه و موزين باشد نه اينكه n مرتبه تکرار کنی اگر شیرین هم باشد دل می زند.
ج)به چه مناسبتی باشد . والا اگر صدا و سیما ایران دست شما بودید برای اینکه یادتان بماند چه می کردید؟ چه طور است این را بگذاریم به <span style='color:red'>مسابقه</span>: دوستان تفسیری از صدا و سیما به مدیریت این آقا بیان کنید؟" به بهترین تفسیر خودم Accountمجانی می دهم.
5.حرف من:دوست عزیز کار شما بجا و منطقی و از نظر هیچ مسلکی درست نیست.اشغال حجم است. تبلیغ است. واز همه مهمتر کنایه است که آقایان دعا بفرمایند. استفاده ابزاری از مقدسات برای مطرح کردن خود.
6. اعتقاد من:مسلمانم به امام آخرالزمان معتقدم. سنگ هیچ کسی را به سینه نمی زنم.به قانون اساسی ایران و کلا سیاست داخلی و خارجی ایران هیچ اعتراضی ندارم.
7.گپ دوستانه با این دوست : اگر در مکانی که جایش نیست حرف هر اعتقادی را آوردی سبک کردی خود و حرفت را. ما که دشمن آقا نیستیم که از یادش بدمان بیاید . یاد سال 1359 می افتم که خیابان پهلوی بعد از انقلاب شده بود مصدق و چه بجا بود ولی با تغییر آن به ولیعصر(ع) هر کس اعتراض کرد که آقا مگر با مصدق مشکلی دارید شما می توانید 300 جای دیگر این اسم را بگذارید ولی گفتند مگر شما مخالف ولیعصر(ع)هستید با اینکار مثلا نام کسی را محو کردند (ببخشید که مثالهای من اینقدر سیاسی است ولی خودم اینطور نیستم به اعتقاد من توجه کنید.) حالا این دوست ما اینطوری می کند هر کس هم اعتراض می کند می گوید مگر مشکلی داری؟ من می خواهم یادم نرود. ولی دوست من سعی کن در زندگی هیچ رنگی نگیری که اگر خلاف این کنی فورا تورا در آن قوطی می گذارند و آرشیو می شوی . جهان ابعاد وسیعتر از آن دارد که شما حتی در طرح سوال وبلاگیتان مسئله خاصی مکررا مطرح کنی.
8.تذکر: می دانم باز چهار تا از جملات مرا نقل می کنی سپس هر چه می گفتی تکرار مکنی ولی سعی کن تمام حرف را جواب بدهی. "لا اله" کفر است ولی "لا اله ال الله" ایمان .نمی شود نصف آن راQuoteکنی و آن را بکوبی.
<span style='font-size:25pt;line-height:100%'>در پایان نظر من به عنوان رای گیری:</span>
من کاملا موافقم که هر چه دلت می خواهد سر وته سوالت بیاوری هیچ کس در این رسانه مجبور نیست بنابر این نظر من را یکی به نفع خودت بگیر.
هدفم این بو د که تو دریابی "عملت به جا نیست" خواه تو پند گیر خواه...
 

alieseraj

کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت
19 فوریه 2003
نوشته‌ها
345
لایک‌ها
3
سن
36
به نام خدا
سلام دوست من
چه طور به خود اجازه مي دهي هر ديدگاه غير از ديدگاه خود را انگ نبايد باشيم بزني؟اصلا مي داني اومانيستي يعني چه؟
1. انگ زدم؟
2. اگر نمي دانم، شما برایم بگو.
هر روز هم بنا به لج و لجبازي بر حجم و غلظتش افزوده مي شود به ياد بياريد روزهاي اول با چه كلماتي سلام و خداحافظ مي كرديد تازه چند خط هم به زور طلب دعاي فرج مي نموديدلابد اگر راه مي داديم يك ختم انعام هم برگزار مي كرديد.
1. سعی کرده ام لجباز نباشم. اگر لجبازی ای دیدید لطفا تذکر دهید؛ نه این که بدون ذکر مورد، فقط بگویید لجبازی می کنی.
2. مگر کلمات سلام و خداحافظی ام تغییر کرده اند؟
3. بالاخره نفهمیدیم، هر روز غلیظ تر می شود، یا اول ها غلیظ تر بوده.
4. این که به نظر دیگران احترام گذاشتم، مگر بد است؟
تقريبا تمام كساني كه مثل شما فكر مي كنند را ديده ام كه تافته جدا بافته مي انديشند و به قول رفيق شيرين زبانم نوشابه براي خودشان باز مي كنند
من را هم این گونه دیده ای؟ اگر "بله"، مورد را بیان کن.
تضعيع حقوق را اول تعريف كن بدانم مي داني چه مي گويي يا هر چه كه بنده عرض كردم تكرار مي كني كه نيست؟ بله! خورشيد را هم مي توان انكار كرد ولي اين بماند به انتخاب بقيه كه آيا اين كار شما كه" آقا دعا كرديد يا نه ؟ و يك مشت از مقدمه كتاب "من لا يحضره فقيه " را به عنوان چاق سلامتي اول طرح سوال آوردن" تضييع حقوق ديگران مي باشد يا نه؟
1. چه لحن مودبانه ای. مخصوصا اون اوائلش
2. تعریف شما چیست از این کلمه؟
3. "خورشید را هم می توان انکار کرد" را برای چه آورده اید؟
4. کتاب من لا یحضره الفقیه را نخوانده ام. حتی ندیده ام. ولی چرا "یک مشت"؟
...وبلاگ شما كه بالاي عكس بيل گيتس نوشته ايد "سلام بر حسين(ع) "
اگر توجه کرده باشی، در ابتدای نوشته ام آن چه خواسته ام آورده ام، و بعد مطلب خبر را با عکسی شروع کرده ام.
این را بگذاریم به مسابقه...
بگذارید
اگر در مکانی که جایش نیست حرف هر اعتقادی را آوردی سبک کردی خود و حرفت را.
هدفم این بو د که تو دریابی "عملت به جا نیست" خواه تو پند گیر خواه...
خوب، این ها نظر شماست. تا دیگران چه بگویند
حالا این دوست ما اینطوری می کند هر کس هم اعتراض می کند می گوید مگر مشکلی داری؟
می شود یک مثال بیاوری؟
سعی کن در زندگی هیچ رنگی نگیری که اگر خلاف این کنی فورا تورا در آن قوطی می گذارند و آرشیو می شوی .
در زندگی همواره رنگ اسلام خواهم گرفت(مگر چیز بهتری بیابم) . در مقابل "آرشیو کنندگان" ترسی به خود راه نمی دهم.
جهان ابعاد وسیعتر از آن دارد که شما حتی در طرح سوال وبلاگیتان مسئله خاصی مکررا مطرح کنی
در وبلاگم چه سوالی را مکررا تکرار کرده ام؟
می دانم باز چهار تا از جملات مرا نقل می کنی سپس هر چه می گفتی تکرار مکنی ولی سعی کن تمام حرف را جواب بدهی. "لا اله" کفر است ولی "لا اله ال الله" ایمان .نمی شود نصف آن راQuoteکنی و آن را بکوبی
1. بله چنین خواهم کرد. متاسفانه دیگران بدون جواب به نوشته های من، فقط حرف خودشان را تکرار می کنند. ولی من به حرف طرف مقابل هم جواب می دهم. کاش دیگران هم چنین بودند.
2.
سعی کن تمام حرف را جواب بدهی
نمی شود نصف آن راQuoteکنی و آن را بکوبی
به یاد ندارد که مطلبی را طوری نصفه بیان کرده باشم، که معنا را عوض کرده باشد. گاه برای اختصار بوده. گاه برای این که من فقط با همان مورد کار داشته ام. حتی اگر دیده ام که با مطالب کناری هم در ارتباط است، معمولا ... گذاشته ام، و گاهی مثلا گفته ام " تا پایان پاراگراف". چند بار هم به کسانی که مطلب را نصفه آورده اند، اعتراض کرده ام. ولی هیچ کس به من با ذکر مورد نگفته است که چنین کرده ام. از شما می خواهم با ذکر مورد بیان کنید.
 

weblogger

Registered User
تاریخ عضویت
24 دسامبر 2002
نوشته‌ها
506
لایک‌ها
6
با چشمها ز حيرت اين صبح نا بجاي
خشكيده بر دريچه ممنوع 4 طاق
بر تارك سپيده اين روز پا به زاي
دستان بسته ام را ازاد كردم از
زنجيرهاي خواب.

ادامه دارد
 

alieseraj

کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت
19 فوریه 2003
نوشته‌ها
345
لایک‌ها
3
سن
36
به نام حضرت دوست و سلام:
راستي يادم رفته بود كه كوروش و وبلاگر هم در اين مورد به من چيز هايي گفته بودند كه اين جا مي آورم:
من:
(می گم اگر توجه کرده باشی من هر دفعه نامه ام را با نام خدا شروع و تمتم می کنم و آخرش از مهدی (ع) یاد می کنم. نظرت چیه؟ خوبه؟ زیادیش موجب "زدگی" نمی شه؟)
كوروش:
بايد بگم دقيقا همينجوره. تعادل در هرچيز و هرکاری خوبه. نبايد کاری کرد که موضوعی که اهميت داره، دستمايه بازی و شوخی و خنده بشه.
البته اين صرفا عقيده شخصی منه . . .
من:
ببين كوروش جان به نظر من اين خروج از تعادل نيست. حداقل اگر يه نفر در جمع اين طور باشه -به نظر من- زياد بد نيست. براي من اگر يك نفر يك بار با ديدن اين ها ياد خدا و امام عصرش و وظايفش بيفته كافيه. حتي اگر اون يه نفر هم نباشه هم همين كه خودم به ياد خدا بيفتم بسه.
ضمنا كي اون را "دستمايه ي شوخي و خنده" كرده؟
ضمنا يادم رفت بگم متشكر كه جواب دادي. کمک ها که نباید همیشه علمی باشه. بالاخره این ها هم کمکه. فکر نکنم احسان زیاد مخالف باشه.
كوروش:
شايد تو هرگز متوجه خنده ها و شوخی هاييکه افراد مختلف با ديدن اين مطالب ميکنن نشی.
شايد هيچوقت تو يه جمع ديگه که از نظر اعتقادی باهات هم عقيده نيستن قرار نگرفتی . . .
ولی من يکسال تموم در همچين جمعی زندگی کردم و به اين نتيجه رسيدم که هرسخن جايی و هر نکته مکانی دارد.
بهر حال قصد اثبات نظرم رو ندارم. فقط چيزی رو که به ذهنم رسيد گفتم. اين موضوع هم اونقدر شخصيه که من حق ندارم در موردش نظری بدم
من:
فقط بگم كه من در اين موقعيت ها هم بوده ام. ولي اگر حرفم را حق بدانم ازآن دست نخواهم كشيد. حتي اگر مورد تمسخر ديگران واقع شود. هميشه مسخره كننده وجود داره. به خاطر آن ها نبايد من از كار خودم شرم كنم. من به خاطر باطل از حق صرف نظر نمي كنم. هرگز! باطل باید شرم کند از خدای خود. که در آن دنیا « این مومنانند که به کفار میخندند»(به نقل از قرآن)
. به من هم خندیده اند ولی از من «اگر حرفم را حق بدانم هرگز از حرف حق خویش -اگر حق بودنش را مطمئن باشم- پایین نمی آیم.
ضمنا فکر کنم بدانی که من الان کانادا هستم. البته قبلا ایران بوده ام. ممکن است این نکته هم کمک کند.
وبلاگر:
كوروش جان از احسان پرسيد ديدي كه نظر اون مهم است الان براي علي سراج چون حرف خودش رو مي زنه هر چي هم بگي بهش
راستش اگه يه امضا بگذاري به نظرم بهتر مياد من هم گذاشته ام تگراري هم باشه ايراد نداره (كه البته گذاشتي)
مي دوني شخصيه ديگه ولي كسايي كه بخوان با اين چيز ها به ياد چيزي بيفتند رو زياد حال نمي كنم با هاشون اصلا آقا بگذريم هر طور حال مي كني باش
من:
این نامه ات خیلی گنگه. اصلا من نفهمیدم این را خطاب به من نوشتی یا کوروش. جمله ها یه کم نا مفهومه.
كوروش جان از احسان پرسيد ديدي كه نظر اون مهم است الان براي علي سراج چون حرف خودش رو مي زنه هر چي هم بگي بهش
یه بار دیگه این رو بنویس. البته با گذاشتن کاما. تا بفهمم چی گفتی.
مي دوني شخصيه ديگه ولي كسايي كه بخوان با اين چيز ها به ياد چيزي بيفتند رو زياد حال نمي كنم با هاشون اصلا آقا بگذريم هر طور حال مي كني باش
ببین من خیلی دوست ندارم روی نظرم بافشاری بکنم. به خاطر همین هم از بقیه نظرشون را در این باره پرسیدم.
ولی با "حال نمی کنم " و این چیزا درست نمی شه. اگر دلیل بیاری ممنون می شم.
ولی یه چیزی: انسان همیشه در حال نسیان و فراموشی ه. قبول داری که ما خوبه که یاد خدا باشیم و این طوری از خیلی اشتباه ها جلوگیری میشه؟ یکی از دلایل اومدن دین هم همینه. در قرآن می گه "ان هی الا ذکر للعالمین" یعنی قران هم برای تذکر و یادآوری ه. حالا هر کسی به یه روش باید چیزا یادش بیاد. یه نفر هم می بینی این طوری در ذهنش می مونه. "یکی" از دلایل نماز هم همینه. البته این ها را برای کسی می گم که اسلام را قبول داره و یا حد اقل خدا را. اگر این طور نیست بگو تا یه طور دیگه بگم.
آهان! من تازه فهمیدم که با من بودی که گفتی بذارمش توی امضا. ولی اون وقت بیشتر یکنوخت می شه. حالا بالاخره یه کم تغییرش می دم. اون وقت نمی شه. البته از لحاظ روانی موثره.درست می گی. یه چیز دیگه: اول نوشته هم که امضایی وجود نداره!
ضمنا آلفا و وبلاگر هم مثل این که به جای نظر دادن مستقیم به طور کنایی نظری داده اند. ولی من در دریافت کنایه ضعیفم! لطفا توضیح بیشتری بدهید. منظور از این شعر چی بود؟ ادامه اش چیه؟
به امید ظهور
 

black_jack_of_black_city

Registered User
تاریخ عضویت
19 سپتامبر 2003
نوشته‌ها
1,482
لایک‌ها
70
سن
40
محل سکونت
با قلبی شکسته در انتظار مرگ گوشه ای نشستم . به آرز
خدا بيامرزتت علي من يكي كه خيلي باهات حال ميكنم اگه زنده اي كه Go With God
 

Kako

کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت
18 اکتبر 2003
نوشته‌ها
1,233
لایک‌ها
8
سن
40
سلام علي آقاي سراج
نظر من اينه : جايي كه همه به قصد رفع اشكال مسائل مربوط به كامپيوتر مي آيند بنظرم اينكار ضرورتي ندارد .
اينجا جايي براي تبليغ دينداري يا خدا را بياد ديگران آوردن نيست (بر عكس وبلاگ شما كه هر كس نخواهد خوب نمي خواند). گو اينكه شما با اينكار به دين و اعتقاد كسي نمي افزايي . بلكه براي همه خوانندگان پستهايت اين شبهه را پيش مي آوري كه از روي لج بعضي اينها را حتما مي نويسي (اميدوارم انكار نكني كه اصرار زيادي روي اين كار داري) . و براي افرادي مثل من كه با تو همفكر نيستند اين ارمغان را كه پستهايت را با عينك خاصي بخوانند .
اگر هم دنبال trademark براي پستهات ميگردي آواتار هست.مثل بقيه از آن براي معرفي خودت استفاده كن .
شما علاقه زيادي به بحث و جدل و مناظره داري و احساس شخصي من اينست كه اينكار و مبارزه با دشمن را جزو وظائف خودت ميداني . و پست هات هم راستش رو بگم بوي نفرت و تودهني ميدهد .
اينجا همه با هم دوستند و كسي به كسي بي احترامي نميكنه . و چيزي رو به كسي تحميل نميكنه . هر كس هم عقايد خودش رو داره و به عقايد ديگران هم احترام ميگذاره .
ميدونم كه الان تو فكرت اينه كه تو پست بعدي پاراگراف قبلي منو Quote كني و از ديگراعضا ( با حقي به جانب مثل انگيزه ايجاد تاپيكت ) بپرسي كه :
من به چه كسي بي احترامي كردم ؟
مطالب اين سايت عموما تخصصي است و خود جنابعالي هم اگر زماني كتابي تخصصي بنويسي ميروي توي مقدمه اش اسم خدا و امام را مي آوري و بهشون توسل ميكني نه بالاي هر صفحه .
اين سايت تعلق به كسي يا عقيده خاصي ندارد. همانطور كه در فرم registration از شما چيزي درباره دين و مذهب و درجه تقوي پرسيده نشد . حتي خود احسان هم حق اظهار نظر علني درباره مسائل اعتقادي نداره و خودش هم اونقدر عاقل هست كه تا بحال همچينكاري نكرده تا جو اينجا سالم باقي بمونه .
شما متاسفانه اصرار داري كه هر طور شده زوركي خدا و امامان را بياد مردم بياوري (حتي بياد آنكه ميگويد مسلمان چنين است و چنان)آنهم در يك انجمن پر رفت و آمدي مثل پرشين تولز . اين يك جور سواستفاده از popularity اينجاست . خودت هم ميگويي اگر يكنفر هم بياد امام بيافتد براي تو كافي است . اما فكر نميكني كه آتش عناد آنها را كه با تو همفكر نيستند و فرصت و قصد جواب دادن به اين مسائل را در يك بحث تخصصي ندارند تيز تر ميكني.
هر دو ما و همه خوانندگان ايراني اين سطور ميدانيم در باره چه صحبت ميكنيم . نه ؟

من عين همين حرفها را هم به آن دو دوست ديگر ( هومن و باربد)ميگويم. فقط چون شما ايجاد كننده تاپيك بودي روي حرفم با شما بود .
 

black_jack_of_black_city

Registered User
تاریخ عضویت
19 سپتامبر 2003
نوشته‌ها
1,482
لایک‌ها
70
سن
40
محل سکونت
با قلبی شکسته در انتظار مرگ گوشه ای نشستم . به آرز
كاكوي عزيز
من دقت شما را تحسين ميكنم ولي بهتر بود اول تاپيك حكومت اسلاميه پرشين تولز رو بخوني بعد نظر بدي (با كمال احترام)
من لزومي نميبينم اصلا به دين و مذهب لينك بديم اينو از بقيه تقاضا دارم در نظر بگيرن
 
بالا