آژانس هواپیمایی
pop up

نه هر کسی که کله کج نهاد و تند نشست

شروع موضوع توسط استیل آذین ‏14 نوامبر 2007 در انجمن گفتگوی آزاد

  1. استیل آذین

    استیل آذین Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏17 آگوست 2007
    نوشته ها:
    148
    تشکر شده:
    5
    نه هر کسی که کله کج نهاد و تند نشست

    کلاه داری و آیین سروری دانست



    متن زیر بررسی مختصری است در باره کاربرد � کلاه� و ترکیبات آن در شعر حافظ و مفهوم آن ها در هر بیت. در دیوان غزلیات حافظ، در حدود بیست و یکی دو بار از � کلاه� و ترکیبات آن استفاده شده است و در هر بیت معنا و مفهومی کنایه آمیز، یا استعاره آمیز از ترکیب به کار رفته مورد نظر بوده است که در این بررسی مختصر به آن می پردازیم.



    نه هر کسی که کله کج نهاد و تند نشست

    کلاه داری و آیین سروری دانست



    کله کج نهادن = نخوت کردن - تکبر ورزیدن - مغرور بودن

    کلاه داری = ریاست و سروری - بزرگ منشی

    معنی بیت = چنین نیست که هرکسی کلاهش را کج گذاشت معرورانه نشست و تظاهر به بزرگی کرد، رسم و آیین بزرگ منشی را می داند و از رموز سروری باخبر است.



    باز ار چه گاه گاهی بر سر نهد کلاهی

    مرغان قاف دانند آیین پادشاهی



    کلاه بر سر نهادن = کنایه از ادعای سلطنت و ریاست داشتن

    در ایام پیشین، برای شکاری شدن باز، پوششی از چرم شبیه کلاه بر سرش می نهادند و این پوشش جنبه تزیین و آرایش داشت. هنگامی که می خواستند باز را به سوی شکار پرواز دهند، کلاه را از سرش بر می داشتند، بنابراین کلاه باز گاه گاهی بوده، و گاه بر سرش بوده و گاه نبوده است.

    معنی بیت = اگر چه باز گاه گاه بر سر کلاه دارد، اما این کلاه عاریتی و موقتی است و تنها مرغان قاف نشین، تاج همیشگی سلطنت بر سر دارند و از آیین سروری باخبرند.



    حباب وار بر اندازم از نشاط کلاه

    اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد



    کلاه بر انداختن = از فرط شادی کلاه خود را به هوا پرتاب کردن



    بازی دهر بشکندش بیضه در کلاه

    زیرا که عرض شعبده با اهل راز کرد



    بیضه در کلاه شکستن = کنایه از رسوا شدن و مفتضح گردیدن است

    طبق روایت دکتر غنی، گویند کسی تخم مرغی را دزدید و در کلاهش پنهان کرد. صاحب تخم مرغ متوجه شد و از او در باره تخم مرغ پرسید. مرد دزدیدن تخم مرغ را انکار کرد. صاحب تخم مرغ ضربه ای به کلاه مرد زد. تخم مرغ شکست و مرد رسوا شد.



    به جبر خاطر ما کوش کاین کلاه نمد

    بسا شکست که بر افسر شهی آورد



    کلاه نمد = کنایه از کلاه مردم خرده پا و فرو دست است



    صوفی سرخوش از این دست که کج کرد کلاه

    به دو جام دگر آشفته شود دستارش



    کلاه کج کردن = کنایه از سرخوش و سرمست شدن- نشانه شاد و شنگول شدن



    یغمای عقل و دین را بیرون خرام سرمست

    بر سر کلاه بشکن، در بر قبا بگردان



    کلاه شکستن = رسم شیک پوشی و ناز و تفاخر

    معنی بیت = سرمست و ناز از خانه بیرون بخرام، گوشه کلاه به نشانه ناز و دلبری کج کن و دامن جامه ات را بچرخان و عشوه گری کن تا عاقلان و دینداران در برابر دلبری و دلربایی تو بی تاب شوند و عقل و ایمانشان به یغما رود.



    گوشه گیران انتظار جلوه خوش می کنند

    بر شکن طرف کلاه و برقع از رخ برفکن



    طرف کلاه شکستن = کنایه از آراسته و مغرورانه جامه پوشیدن است.



    ای خونبهای نافه چین خاک راه تو

    خورشید سایه پرور طرف کلاه تو



    طرف کلاه = گوشه کلاه - آویزه گوشه کلاه



    آفتاب فتح را هر دم طلوعی می دهد

    از کلاه خسروی رخسار مه سیمای تو



    کلاه خسروی = تاج پادشاهی



    بگذر ز کبر و ناز که دیده ست روزگار

    چین قبای قیصر و طرف کلاه کی



    طرف کلاه = گوشه کلاه - آویزه گوشه کلاه



    کلاه سروری ات کج مباد بر سر حسن

    که زیب بخت و سزاوار ملک و تاج سری



    کلاه سروری ات کج مباد = تاج بزرگی از سرت کج نشود و نیفتد- بزرگی ترکت نگوید



    طریق کام بخشی چیست؟ ترک کام خود کردن

    کلاه سروری آن است کز این ترک بردوزی



    کلاه سروری آن است کز این ترک بردوزی = تاج بزرگی را تنها می توان از ترک کام گفتن دوخت و بر سر نهاد



    شکوه تاج سلطانی که بیم جان در آن درج است

    کلاهی دلکش است اما به ترک سر نمی ارزد



    کلاه = در این جا کنایه از مقام و منصب شاهی است.



    شاه بیدار بخت را هر شب

    ما نگهبان افسر و کلهیم



    کلاه = کنایه از تاج شاهی و از نشانه های سلطنت



    شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گل

    نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد



    کله گوشه = کنایه از مقام و مرتبه بلند

    کله گوشه گل = اشاره به برگ های گل دارد



    حباب را چو فتد باد نخوت اندر سر

    کلاه داری اش اندر سر شراب رود



    کلاه داری = بزرگی - سروری



    به باد ده سر و دستار عالمی، یعنی

    کلاه گوشه به آیین دلبری بشکن



    گوشه کلاه شکستن = رسم شیک پوشی و ناز و تفاخر بوده است - ناز کردن - خوش جلوه کردن

    معنی بیت = گوشه کلاه خود را به راه و رسم دلبری بشکن و چنان دلربا ظاهر شو که همه مردم جهان نه تنها دستار خود را بر باد دهند و از شور و شوق کلاهشان را به هوا پرتاب کنند، بلکه سر خود را هم در راه تو به باد بدهند.



    سبو کشان همه در بندگیش بسته کمر

    ولی ز ترک کله چتر بر سحاب زده



    معنی بیت = خدمت گزاران مبخانه اگرچه در برابر محبوب حافظ( پیر یا مرادش) کمر بندگی می بندند و تسلیم و خدمت گزار او هستند، ولی همینان خود دارای چنان مقام و منزلتی بلند هستند که ترک کلاهشان بر بالای ابرها قرار دارد و چون چتر بر ابرها سایه می افکند.



    زمانه افسر رندی نداد جز به کسی

    که سرفرازی عالم در این کله دانست



    در این بیت منظور از کلاه، آیین و مکتب و مرام رندی است.

    معنی بیت= روزگار تاج رندی و آزاد منشی را تنها به کسی می دهد که سرفرازی و بزرگ منشی در جهان را در این آیین و مکتب می جوید.



    یاد باد آن که مه من چو کله بربستی

    در رکابش مه نو پیک جهان پیما بود



    کله بر بستن = کلاه بر سر گذاشتن

    منبع : ایناهاش
     
  2. sara__joon

    sara__joon کاربر فعال فوتبال کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏2 آگوست 2006
    نوشته ها:
    5,158
    تشکر شده:
    5,620
    محل سکونت:
    El Paso, Texas
    جالب بود. البته کلاهک رو هم بهشون اضافه کنید. مثلا کلاهک هسته ای.