همه چيز در مورد احمد شاملو

شروع موضوع توسط Behrooz ‏21 دسامبر 2005 در انجمن شعر

  1. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    284
    محل سکونت:
    Tehran

    فایل های ضمیمه:

  2. برترین مرکز خرید و فروش وب سایت
  3. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    284
    محل سکونت:
    Tehran
    با چشم ها، ز حیرت این صبح نابه‌جای
    خشکیده بر دریچه‌ی خورشید چارتاق
    بر تارک سپیده‌ی این روز پابه‌زای،
    دستان بسته‌ام را، آزاد کردم از زنجیره‌های خواب.

    فریاد برکشیدم:
    «- اینک
    چراغ معجزه
    مردم!
    تشخیص نیم‌شب را از فجر
    در چشم‌های کوردلی‌تان
    سویی به جای اگر مانده‌ست آن‌قدر،
    تا از کیسه‌تان نرفته تماشا کنید خوب
    در آسمان شب، پرواز آفتاب را!
    با گوش‌های ناشنوایی‌تان
    این طرفه بشنوید:
    در نیم‌پرده‌ی شب، آواز آفتاب را!»

    «- دیدیم (گفتند خلق نیمی)
    پرواز روشنش را، آری»

    نیمی به شادی از دل فریاد برکشیدند:
    «- با گوش جان شنیدیم
    آواز روشنش را!»

    باری، من با دهان حیرت گفتم:
    «- ای یاوه
    یاوه
    یاوه،
    خلایق!
    مستید و منگ؟ یا به تظاهر تزویر می‌کنید؟
    از شب هنوز مانده دودانگی.
    ور تایبید و پاک و مسلمان، نماز را
    از چاوشان نیامده بانگی!»

    ...

    افسوس!
    آفتاب، مفهوم بی‌دریغ عدالت بود و
    آنان به عدل شیفته بودند و
    اکنون، با آفتاب‌گونه‌ای، آنان را
    این‌گونه دل فریفته بودند!

    ای کاش می‌توانستم، خون رگان خود را
    من
    قطره
    قطره
    قطره
    بگریم، تا باورم کنند.

    ای کاش می‌توانستم – یک لحظه می‌توانستم ای کاش -
    بر شانه‌های خود بنشانم
    این خلق بی‌شمار را،
    گرد حباب خاک بگردان
    تا با دو چشم خویش ببینند که خورشیدشان کجاست

    ای کاش
    می‌توانستم!
     
  4. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    284
    محل سکونت:
    Tehran
    شاملو ، سنگ قبر نمی خواهد

    سنگ قبر ، ارزانی گور سنگ دلان


    هراس او، از مردن
    در سرزمینی‌ بود
    که مزد گور کن
    از بهای آزادی آدمی
    افزون باشد
     
  5. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    284
    محل سکونت:
    Tehran
    سنگ قبر شاید چیز مهمی نباشد. همانطور که یک قبر هم چیز مهمی نیست. ولی مهم و دردناک طرز فکری است که باعث می شود کسی کلنگ به دست به سراغ سنگ قبر مرده ای بی دفاع برود. بی دفاع؟‌ اشتباه کردم. هزاران خط شعری که از احمد شاملو مانده است، بهترین دفاع از اوست. این چند خط شعر را وبلاگ ابطحی به یادم آورد مدتی پیش.
    تو در نماز عشق چه خواندی؟
    که سالهاست
    بالای دار رفتی و این شحنه‌های پیر
    از مرده‌ات هنوز
    پرهیز می‌کنند.

    آها، یادم رفت توضیح دهم. سنگ قبر شاملو را شکسته اند. لابد حالا هم می گویند که خود شماها شکسته اید که گردن ما بیندازید. به هر صورت، مهم نیست. یک سنگ است دیگر. شکسته اش هم زیبا تر است. چون زبونی و ناتوانی شان را نمایش می دهد.


    http://gil-gamesh.persianblog.com/
     
  6. b.sarshar

    b.sarshar کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏24 سپتامبر 2005
    نوشته ها:
    52
    تشکر شده:
    0
    نشربه " گوهران " که نشریه ای ویژه شعر و شاعری است شماره اخیر خود را در دو جلد اختصاص داده به جاودان یاد احمد شاملو . در این دو جلد با مطالب متنوعی مواجه هستیم از نویسندگان و شاعران کشور در حول آثار وی .از مفتون امینی , محمد علی سپانلو .....و ده ها نویسنده دیگر در این شماره مطالبی به چاپ رسیده است.
     
  7. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    284
    محل سکونت:
    Tehran
    خبر تخريب دوباره سنگ گور احمد شاملو، شاعر بلند آوازه، موجب تأثر شديد مردم هنردوست و آزاده ايران شد. درجايى كه در تمام كشورهاى جهان آرامگاه بزرگان فرهنگ و ادب بصورت موزه‌هاى مردمى حفظ مى‌شوند تا بازگوى تاريخ فرهنگ پربار آن سرزمين باشد، براى چندمين بار گور شاملو از سوى افراد ناشناس مورد تخريب قرار مى‌گيرد. كانون نويسندگان ايران نيز به همين مناسبت بيانيه‌اى منتشر كرده است. آقاى سيدعلى صالحى از مسئولان كانون در گفتگوى كوتاهى با راديوى دويچه وله در اين‌باره شركت كرده است.




    دویچه‌وله: آقای صالحی گفته شده که افراد ناشناس بودند که سنگ گور احمد شاملو، شاعر بلندآوازه‌ی ایران را بهم ریختند. به نظر شما این افراد ناشناس چه کسانی هستند؟

    علی صالحی: متاسفانه، بنابه تجربه‌ی این چند دهه‌ای که ما داریم، این سایه‌های موهوم هرگز رویت نشدند و پرده از رخسار شب‌پرست‌شان کنار زده نشده و یقینا از سر ترس و بزدلی‌ست که این نوع پنهانکاری را در تخریب آثار اهل قلم بکار می‌برند و فکر هم نمی‌کنم که به این سادگی‌ها بتوان پی‌برد که چه کسانی دست به چنین اعمال کاملا غیرانسانی و غیرفرهنگی می‌زنند، و معمولا هم هیچکسی پاسخگو نیست و بعهده نخواهد گرفت.

    دویچه‌وله: فکر می‌کنید دلیل این امر چه بوده؟

    علی صالحی: اولا، این نوبت چهارم است که این برخورد با مزار ا. بامداد می‌شود و فکر می‌کنند که مثلا با برخورد با سنگ مزار یک شاعر بزرگ و جهانی ، می‌توانند تفکر خودشان را اعمال کنند، با این معنا که دیگران و زنده‌گان را مرعوب کنند. ولی حقیقتا این غروب‌نشینان متمایل به تاریکی بسیار ساده‌لوح، عجول و متعصب هستند و راهشان هرگز ادامه پیدا نخواهد کرد. تلاش بیهوده‌ای‌ست که در واقع و در نهایت لعنت آسمان و زمین است که آن را هم به قیمت گزاف برای خودشان می‌خرند. حقیقت این است که تنها یک نکته به ذهن من می‌رسد و آن هم این است که عده‌ای واقعا نمی‌خواهند مزارگاه کرج، مزارگاه مختاری و پیونده و شاملو و دیگر بزرگان شریف اهل قلم و آزاده‌ی مردم این سرزمین زیارتگاه رندان روزگار و آزادیخواهان بشود. من فکر می‌کنم فقط همین بخش مورد نظر است، چون اگر هر پنج‌شنبه ما سری به این مزارگاه بزنیم می‌بینیم که جوانان ما برمزار شاملو، مختاری و پوینده نشسته‌اند و دارند شعرهایشان را همسرایی می‌کنند.

    دویچه‌وله: در بیانیه‌ای که منتشر شده توصیه کانون نویسندگان ایران به مردم ادب‌پرور ایرانی و خانواده و یاران شاملو این بوده است که اقدامی برای بازسازی سنگ گور شاملو نکنند. این به چه دلیل است؟

    علی صالحی:‌ وقتی ما رویای خودمان را برمی‌آوریم و بلندقامت می‌گذاریم و بعد به وقت غروب جغدها و خفاش‌ها می‌آیند و دوباره ویرانش می‌کنند، یکبار، دوبار، سه‌بار و چهاربار، سرانجام به این نتیجه می‌رسیم که نشان شاعران بزرگ، نشان آزادیخواهان و نشان عدالت‌طلبان همواره یک بی‌نشانی تاریخی بوده که روح و روان و جان و پدیده‌ی وجودی‌شان را بسوی اسطوره‌گی سوق می‌دهد. همان به که بی‌نشانی نشان همه‌ی آزادیخواهان باشد و چه سود که ما دوباره سنگی بگذاریم یا خانواده یا دوستان شاملو. مجددا اینکار را خواهند کرد. بگذارید این شاعر بزرگ همچنان بی‌سنگ باقی بماند تا سنگ‌های آسمانی بر سر خفاش‌ها فرود بیاید. به اعتقاد من، بزرگترین زیانی که از حیث فرهنگی به این ملت وارد می‌شود، همین تحرکات عجولانه و پرتوحش است. ما براین اعتقاد هستیم که این فرهنگ ما نیست، این فرهنگ ایرانی نیست و حتا فرهنگ اسلامی نیست. و ما متاسف هستیم که چنین اتفاقاتی در جامعه ما می‌افتد که بويژه نوک نیزه به سوی اهل فرهنگ هم هست و نباید این اتفاق‌ها بیفتد. اما حالا که افتاده، ما هم باید بسوی افقی حرکت کنیم که چاره‌جویی کنیم و بدانیم چه باید کرد. نهایت هیچ مزیتی نخواهد داشت که شاملو نامش بر یک سنگ حک شده باشد. نام شاملو و شاعران آزادیخواه و شاعران شریف و اهل قلم و دگراندیشان همواره بر لوح تپنده‌ی قلب این مردم حک شده است و نیازی به سنگ نیست.

    دویچه‌وله: آقای صالحی، آیا مى‌توان تخريب مزار شاملو را به عنوان شروع تهاجم جديدى عليه اهل ادب و هنر ایران قلمداد كرد؟

    علی صالحی: اگر در قفای ما، در روزها و ماهها و سالهایی که طی کرده‌ایم و آمده‌ایم چنین حوادثی رخ نمی‌داد، ما می‌توانستیم امروز شکستن سنگ مزار ا. بامداد را نوعی پیام تاریک و تهدیدآمیز بدانیم نسبت به اهل قلم، اهل اندیشه و کسانی که به شرافت قلم سوگند خورده‌اند. اما این نیست به اعتقاد من. این شکستن سنگ مزارها از شهر سلحشوران، معروف به خاوران،‌ شروع شده است در طی این چند دهه و پیش از آن، در قطعه‌ی مبارزین شهیدشده‌ی پیش از انقلاب در بهشت زهرا هم ما ویرانی‌ها دیدیم، از جمله سنگ مزار خسرو گلسرخی را دیدیم که شکسته‌اند. نه! این یک مسئله‌ای‌ست که ادامه‌ی همان تفکر تاریک است و پیام خاصی ندارد. اما فقط همین اندک پیام را در درونش می‌توان جستجو کرد که می‌گوید،‌ مزارگاه کرج دیگر جای شماها نیست و اولین نشانه‌اش هم این بود که حدود ۵ ساعت ما در همین مزارگاه نشستیم تا رخصت خاکسپاری میت شاعر بزرگ معاصرمان، م. آزاد را گرفتیم و با دردسر روبرو شدیم. این یک نشانه بود و این نشانه یک علامت کوچکتر پیش از آن هم داشت و آن بردن میت منوچهر آتشی به بوشهر بود. چون قرار بود که میت منوچهر آتشی را در همین مزارگاه کرج خاک سپاری کنند،‌ ولی اجازه ندادند و بردند در بوشهر خاک کردند و بعد از آن برخورد اداری که اصلا قابل پیش‌بینی نبود و چنین مشکلی را ما تجربه نکرده بودیم. برای م.‌آزاد پیش آوردند وحالا شکستن سنگ احمد شاملو بزرگ و احیانا، ما نمی‌دانیم، شاید این سنگ شکستن‌ها در این مزارگاه بازهم ادامه پیدا بکند.

    دویچه‌وله: آقای صالحی جامعه ادبی و هنری ایران چه عکس‌العملی نشان داده و آیا در تدارک مراسمی در مورد این مسئله است؟

    علی صالحی: ببینید، وقتی به سنگ مردگان رحم نمی‌کنند، آیا به زنده‌گان این اجازه را خواهند داد که چنین تجمعی یا یادبودی داشته باشند؟ خیر! ما در ایران چون مستقیما تمام سرانگشتان‌مان را در کانون آتش گرفته‌ایم، می‌دانیم که چنین اجازه و مجوزی به اهل قلم مستقل نخواهند داد، از جمله اینکه به کانون نویسندگان طی این چهار سال بهیچوجه اجازه حتا مجمع عمومی رسمی خودش را، طبق همین قانون اساسی که الان وجود دارد، ندادند و تمام موازین انسانی را نادیده می‌گیرند. طبعا، نه! چنین چیزی نیست، بجز افسوس خوردن، بجز ابراز تاسف البته در درون ایران. ولی بیرون ایران حتما اهل قلم و دوستان و آزادیخواهان کار خودشان را خواهند کرد و مراسم خودشان را خواهند داشت و اعتراض خواهند کرد. اما اینجا در حد یک اطلاعیه دادن، آری!‌ و احتمالا انعکاس‌اش در تحریر و نوشته‌ی منفرد اهل قلم در آینده منعکس خواهد شد.
     
  8. خرید بیت کوین
  9. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    284
    محل سکونت:
    Tehran
    يورش واهمه به مزار شاملو



    او به روزگاري نا پاك زيست
    كه حظ بسي كسان
    از ياد بردن برادران و پسران خود بود
    قضاي روزگار در حصارهاي خويش به بندش كشيد
    در شب خويش اما
    جز آسماني پاك رويايي نداشت(پل الوآر)
    ...و چقدر تلخ است حماقتي كه بر باد چماق مي نشيند و بي محابا مي چرخد تا جايي كه حتي پيكر مردگان نيزاز تاوانش رهايي ندارد و عجب رسم نا مرادي است اين ديوانگي تاريخي كه كوچه به كوچه زمان گشت مي زند در اين شهر دود گرفته از هياهوي تفسيرهاي خشكي كه مغز در وجودش همه مشتي شده است: فرياد، ناسزا، چوب، چماق، ساتور و در نهايت گلوله؛

    گلوله اي كه مي تازد و مي سوزاند گلوي آوازه خواني را كه بخواند توبه دوري از قافله اي كه آرزوي مرگ انسان را در بوق مي كند.
    چماقي كه نقش زده است زخمي بزرگ بر سنگ مزار احمد شاملو مگر چه تفاوتي دارد با همان چماق نام آشناي تاريخ چهل تيكه ايران كه همواره چرخ مي زده و هميشه نيز از فرق سر تا گلوي زندگان و مردگاني را شكاف داده است كه در سر مي چرخانده اند سودايي به غير از آنچه انسان را در بند مي خواهد؛ چونان دست پروردگان خيمه هاي چادري تفريح يا چارپاياني كه به زخمي از تركه رهوار مي شوند و به ناله اي وحشي از گلو آرام مي گيرند.
    اين واقعيت تلخ اينجاست. جايي فراتر از امامزاده طاهر؛ از بن بست ظهيرالدوله تا خانه گلي پير مرد احمدآبادي كه مردگاني را در دل خود جاي داده است كه هنوز ترس از نام شان زانوي فهم، درك و انديشه خون مرده را مي ترساند. بايد معماي پيچيده اي باشد انساني از اين گونه دژخيم كه با آنچه نمي شناسند پدر كشتگي مي ورزد و آنچه را مي داند حقيقت محض مي پندارد و چه تفسير زيبايي داده است شاملويي كه مرده اش خواب از زنده ظلم ربوده است.
     
  10. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    284
    محل سکونت:
    Tehran
  11. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    284
    محل سکونت:
    Tehran
    امروز ساعت ۱۴‎/۳۰ در دانشكده الهيات دانشگاه تهران ضيا موحد، على دهباشى و محمد حقوقى درباره شاملو سخن مى گويند. دانشجويان انجمن اسلامى اين دانشگاه بزرگداشت شاملو را برگزار مى كنند.
     
  12. ashena55

    ashena55 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏28 سپتامبر 2005
    نوشته ها:
    688
    تشکر شده:
    1
    / بزرگداشت " احمد شاملو " در دانشگاه تهران برگزار شد /
    دكتر ضياء موحد : " شاملو " پس از " حافظ " ، جدي ترين شاعر زبان فارسي است

    تهران- خبرگزاري كار ايران


    [​IMG]



    زمان مي‌‏گذرد و بسياري از كساني كه تحمل شنيدن اسم "شاملو" را ندارند به اندك چرخش روزگار از ميان مي روند و "شاملو" مي‌‏ماند و نسل‌‏ها با او ارتباط برقرار مي‌‏كنند .

    به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و انديشه ايلنا, " دكتر ضياء موحد" در مراسم بزرگداشت "احمد شاملو" كه در دانشكده الهيات دانشگاه تهران برگزار شد، گفت‌‏:من سال 1346 كه از افسر وظيفه در بوشهر خبر مرگ "فروغ فرخزاد" را شنيدم، بسيار متاثر شدم شاعري كه به كارش اعتقاد داشتم، درگذشت . من در زمان حياتش , چيزي درباره آثارش ننوشتم. اما زماني كه دفتر زمانه "اخوان" منتشر شد , مرحوم "سيروس طاهباز" گفت : چيزي بنويس و من مقاله‌‏اي با عنوان "اخوان، شاعر حالت ها" نوشتم و "اخوان" هر بار كه مرا مي ديد , به من دست مريزاد مي گفت‌‏.
    وي تصريح كرد : اين اتفاق براي شعر "شاملو" نيز افتاد, من با شعر "شاملو" بزرگ شدم و با فعاليت‌‏هاي هنري او آشنا بودم. اما در نقد شعر او ،هرگز نگاه من به او به عنوان يك روزنامه نگار , دستور زبان نويس , مترجم يا منتقد نبود، بلكه نگاه من به عنوان شاعر بوده است .
    شاعر مجموعه "مشتي نور سرد" افزود‌‏: از ديدگاه من دو نوع شعر وجود دارد؛ شعر جوششي و شعر كوششي , شعري كه مي جوشد و شعري كه شاعر با كوشش مي‌‏گويد كه در اصطلاح به آن شعرهاي فرهيخته مي گويند. "شاملو" هرچه از "هواي تازه " و " باغ آدينه " فاصله مي گيرد؛ حجم شعرهاي انگيخته و شعرهاي جوششي او كم مي شود .
    موحد با اشاره به سخن "بودلر" كه معتقد بود شعر بايد نتيجه الهام باشد، گفت‌‏: من شعرهاي فرهيخته "شاملو" را نمي پسندم و در دوره‌‏اي به "شاملو" پيشنهاد كردم گزيده اي از شعرهاي جوششي او را انتخاب كنم . از ديدگاه من، " هواي تازه " و " باغ آيينه " اوج قدرت و نمونه شعرهاي جوششي "شاملو" است .
    وي با اشاره به مطالبي كه تاكنون به عنوان نقد بر شعر "شاملو" نوشته شده كه بيشتر جنبه تعريف و تمجديد دارد، اظهارداشت‌‏: يكي از شعرهايي كه بارها روي آن نقد نوشته شده , "ترانه آبي" است. من با اينكه بارها و بارها اين شعر را خوانده ام، اما آن را نمي فهمم. بعضي شعرهايي كه در آن ابهام است؛ نشان از اين دارد كه شاعر ضعيف عمل كرده است، اين مساله را با "حقوقي" مطرح كردم، او نيز با ابهامي كه در اين شعر به آن معتقد بودم، موافق بود .
    وي افزود :" شناختنامه احمد شاملو" كه توسط "جواد مجابي" منتشر شده، در مصاحبه‌‏اي در صفحه 639 "شاملو" مي گويد : يك وقتي هست كه خودم شعر را مي فهمم، حقيقت قضيه وقتي نه , بسياري از شعرها مثل لوح گور براي خودم تاريك است، آن لحظه‌‏اي كه مي نويسم مي دانم كه چه مي نويسم. اما بعد آنقدر از آن فضا بيرون مي آيم كه برايم عجيب، نو و غريب مي شود. لوح گور، مفهوم روشن چيزهايي است كه مفهوم را روشن مي كند. اما خودش براي من روشن نيست .
    موحد با اشاره به اينكه "شاملو" معتقد است شعرهايي مثل لوح گور , براي خود او نيز روشن نيست، گفت‌‏: شعرهاي آخر "شاملو" در دسته شعرهاي فرهيخته او قرار مي گيرد. شعرهاي برانگيخته در دفتر بسياري از شاعران كم است، اما شعر "ماهي" شاملو از شعرهايي است كه همواره به شاعر آن رشك برده ام. شعر" باران" نيز يكي از بهترين شعرها "شاملو" و ترجمه پذير است .
    وي با اشاره به اين نكته كه "شاملو" پس از "حافظ"، بزرگترين شاعر شعر فارسي است، اظهارداشت : بسياري با اين سخن من مخالف هستند و مي گويند پس تكليف "نيما" چه مي شود، چه طور پس از "حافظ"، شاعري قدرتمند نداريم؛ اين سخن نمي تواند واقعيت داشته باشد، "نيما"، شاعري يكپارچه باهوش و زبان شناس بود ، حرف هايش حساب شده ، دانشش زياد بود و هيچ كس نتوانسته است به اندازه او شاگرد تربيت كند .
    موحد با اشاره به اشتباه "شاملو" كه همه پيروانش شبيه خودش شعر مي گويند، گفت‌‏: "شاملو" در شعرهايي كه در جملات آن روز و بعدها تصحيح مي كرد , زبان خود را به شعر تحميل مي كرد و شعرهاي نيز كه به انتخاب او منتشر مي شد؛ همه تحت سيطره زبان او قرار داشتند. او خود هميشه نيما را متهم مي كرد كه شاگردانش شبيه خود او هستند، اما اين اتفاق براي خودش نيز افتاد .

    [​IMG]

    وي افزود‌‏: بدون شك در دفتر كمتر شاعري ديده مي شود كه سطري به تقليد و تحت تاثير "نيما" گذاشته باشد، "شاملو" حتي يك شاگرد هم تربيت نكرد، اما "نيما" استاد بود . شعوري كه "شاملو" در شعر فارسي داشت، "نيما" نداشت. او با كاري كه در "هواي تازه" و "باغ آيينه" كرد، شعر نو خود را ثبت كرد .
    اين انديشمند با اشاره به اينكه "شاملو" در "هواي تازه"، زبان محاوره و گستره امكانات شهر فولكلوريك را به كار برد، گفت: از شعرهاي عاميانه "شاملو" هنوز نتوانسته شاعري تقليد كند و يا شعري هم پايه اين شعر بسرايد. شعر خوب گفتن مثل آواز خواندن است، اگر صدا نداريد، دنبال آواز نرويد. به قول "گلشيري" مي توان داستان نويس درجه سه تربيت كرد، اما شاعر متوسط نه !
    وي با اشاره به جنس كلام "شاملو" كه مثل مرواريد در كنار شعر "حافظ" گذاشته شده، اظهارداشت : "سعدي" و "حافظ" در يك دوره اند، اما "حافظ" از "سعدي" فراتر مي رود. همان گونه كه "شاملو" هوش فوق العاده اي دارد و از "نيما" فراتر مي رود. "شاملو" با نوشتن شعر بي وزن از مردم زمانش فراتر رفت و راه تازه اي را رقم زد. البته "هوشنگ ايراني" نيز يك سطر شعر بي وزن "شكوه شكفتن بر تو باد اي نيلوفر آشنايي" را دارد، اما او از همه شاعران هم دوره اش فراتر مي رود .
    موحد افزود‌‏: "شاملو" سهم بسزايي در فرهنگ و ادب سرزمين ما دارد، اگر نام او را از پاي شعر هايش حذف كني , شعرش شناسنامه خودش را دارد. البته براي بسياري از شاعران كه در وزن آزاد شعر مي سرايند، چنين اتفاقي افتاده است. اما اگر اسم بسياري از شاعران غزل پرداز را از پاي شعرشان حذف كنيم، معلوم نيست كه اين شعر را كدام شاعر سده هاي پيش سروده است .
    اين مدرس دانشگاه خاطر نشان كرد‌‏: يكبار "جواد حديدي"، مولف كتاب "از سعدي تا ‌‏آراگون" از من پرسيد چرا معتقدي كه پس از "حافظ"، "شاملو" بزرگترين شاعر زبان فارسي است، با او نشستم و تاريخ ادبيات را باز كردم و در يك بررسي براي او ثابت كردم كه "شاملو" بزرگترين شاعر پس از "حافظ" است. حتي "ملك الشعراي بهار" كه سرآمدترين شاعر دوران خود بوده، شعرش با آنچه كه شاعران امروز مي گويند، تفاوت بسيار دارد .
    موحد در پايان سخنانش گفت‌‏: زمان مي گذرد و بسياري از كساني كه تحمل شنيدن اسم "شاملو" را ندارند به اندك چرخش روزگار از ميان مي روند و "شاملو" مي ماند و نسل ها با او ارتباط برقرار خواهند كرد.

    منبع :
    http://www.ilna.ir/shownews.asp?code=297083&code1=7
     
  13. ashena55

    ashena55 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏28 سپتامبر 2005
    نوشته ها:
    688
    تشکر شده:
    1
    / بزرگداشت " شاملو " در دانشگاه تهران برگزار شد /
    علي دهباشي :
    " شاملو " فرهنگ و زبان عامه را در اشعار و ترجمه هايش منعكس كرده است


    تهران- خبرگزاري كار ايران



    مراسم بزرگداشت "احمد شاملو" در دانشكده الهيات دانشگاه تهران با حضور "علي دهباشي" و "ضياء موحد" برگزار شد.

    به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و انديشه ايلنا, در ابتداي اين مراسم، فيلمي از "شاملو" براي حاضران پخش شد. پس از آن، "امير فراز" روز شمار زندگي "شاملو" را براي حاضران قرائت كرد .سپس "علي دهباشي" كه سخنراني او درباره "شاملو و گردآوري فرهنگ عامه بود"، گفت‌‏: كار انتشار"كتاب كوچه" هنوز به پايان نرسيده است كه بتوانيم داوري صحيحي درباره اين كتاب داشته باشيم. اما آنچه مي گويم شايد نكاتي براي شما به همراه داشته باشد.
    بحث فرهنگ مردم يا ادبيات عوام, يا سواد توده مردم كه در 100 سال اخير به آن فولكلور مي گويند , براي ايرانيان جديد و تازه است .


    [​IMG]



    وي افزود:در گذشته به افكار مردم توجه اي نمي شد و گاه حتي سخن گفتن به زبان مردم كوچه و بازار را دون شان خود مي دانستند. البته در متون كلاسيك همچون "تاريخ بيهقي" , "هدايه المتعلمين" , "مثنوي" و "ديوان خاقاني" به صورت مختصر به زبان مردم كوچه و بازار پرداخته شده است .
    دهباشي با اشاره به 100 سال اخير كه كوشش هايي براي گردآوري فرهنگ عامه انجام شده است ، گفت:"ميرزاز حبيب اصفهاني" از نخستين كساني بود كه در دوره ناصرالدين شاه اين كار را آغاز كرد، جلاي وطن كرد و به عثماني رفت و منشاء خدمات موثري براي فرهنگ و تمدن ايران شد. ميرزا اين اصلاحات عاميانه را در جزوه اي منتشر كرد . پس از او، "جمال خوانساري" گام هاي بلندي برداشته و كتاب "كلثوم ننه" را منتشر كرد كه از منابع اصلي" كتاب كوچه" به شمار مي رود. پس از آن، "هانري ماسه"، در سال 1301 به ايران آمد و با مجامع فرهنگي ايران آشنايي پيدا كرد و شيفته فرهنگ ايران شد و شروع به گرد آوري اصطلاحات و ضرب المثل‌‏ها كرد. مجموعه اين اصطلاحات را در پاريس منتشر كرد و "دكتر مهدي روشن ضمير" اين مجموعه را به فارسي برگرداند.
    وي افزود : پس از "هانري ماسه"، "كلنكل لئوينر" به كرمان رفت و آداب و رسوم مردم كرمان را جمع آوري كرد كه آن هم منتشر شده است. ستاره درخشان عصر مشروطه، "علي اكبر دهخدا" در سلسله مقالاتش با عنوان "چرند و پرند" به قوت تعبيرهاي عاميانه و اصطلاحات و كلمات طبقه عوام توجه كرد . سپس در ادامه كار خود، كتاب "المثال و الحكم" را در چهار جلد منتشر شد.
    وي در ادامه اظهارداشت : پس از "دهخدا"، "امير قلي اميني" با كتاب "هزار و يك سخن" آغاز كرد و سرانجام كتاب ماندگار "داستان هاي امثال" را در زمينه فرهنگ مردم را منتشر كرد ."جمال زاده" از ديگر كوشندگان راه گردآوري فرهنگ عامه است، او در كتاب "يكي بود يكي نبود" و كتاب "فرهنگ لغات عاميانه" توجه خاصي به فرهنگ و ادبيات عامه دارد .
    دهباشي گفت‌‏: "صادق هدايت"، سال 1310 كتاب "اوسنه" را منتشر كرد. اين كتاب, مجموعه اي از ترانه ها و قصه هاي عاميانه است . در همين دوران، "هدايت" مقاله بسيار مهم "طرح كلي براي كاوش فولكلوريك منطقي" را در مجله "سخن" منتشر كرد. "هدايت" كتاب "نيرنگستان" را نيز در همين زمينه منتشر كرد. اين كتاب درباره آداب و عقايد افكار توده مردم درباره نوروز , چهارشنبه سوري , لباس پوشيدن , ساعت خوب و ساعت بد و امثال اينهاست.
    وي با اشاره به "نيرنگستان" كه اولين كتاب در زبان فارسي درباره آداب و افكار توده مردم است، اظهارداشت‌‏: پس از اين دوران، "صبحي مهتدي" , "جلال آل احمد","ناصح ناطق", "محمود خليقي"، "منوچهر ستوده"‌‏, "محمد جعفر محجوب" , "محمود كتيرايي" و "سيد ابوالقاسم انجوي شيرازي" كوشش هاي ارزشمندي در زمينه گردآوري فرهنگ مردم كردند .
    دهباشي افزود: در همين دوران، "شاملو" كار تاليف و تدوين "كتاب كوچه" را آغاز مي كند ."شاملو" به تدريج اين يادداشت ها را در مجلات ادبي كه سردبيري آنها را بر عهده داشت،منتشر كرد. اين كار به 43 سال پيش باز مي گردد."شاملو" اين كار را در مجلات "خوشه" و "كتاب جمعه" ادامه داد. به علت آشنايي ديرين "شاملو" با فرهنگ مردم، او موفق شد مواد اين فرهنگ را در چند سروده بلند خود از جمله "پريا"، "دختراي ننه دريا" به استادي وارد كند. اين اشعار "شاملو" نمونه هاي درخشاني از كاربرد عناصر فرهنگ مردم در زمينه ذهني يك شاعر معاصر است .
    وي افزود : بر اثر همين ممارست و تسلط "شاملو" بود كه در ترجمه‌‏هايش زمينه مناسبي مي يافت تا با به كارگيري عناصر فرهنگ مردم از تعابير و اصطلاحات گرفته تا تركيبات عاميانه، زبان درخشاني را بيافريند. شايد بتوان گفت ترجمه "پا برهنه ها" اولين تجربه موفق "شاملو" در اين زمينه است . بعدها "شاملو" اين كار را در ترجمه هاي ديگر خود به كار برد. همچون ترجمه هاي "لينگسون هيوز" و "كالدور". در واقع "احمد شاملو" ادامه دهنده تواناي "هدايت"، "امير قلي اميني" و "انجوي شيرازي" است و نوآوري هايي در زمينه تدوين فرهنگ عامه انجام داده است كه متناسب با مقتضيات زمانه ماست .
    دهباشي خاطرنشان كرد:"شاملو" در كنار مجموعه هاي شعر , ترجمه ها و" كتاب كوچه"،يك كتابخانه بزرگ براي فرهنگ ايران باقي گذاشت و نامش در زبان فارسي باقي خواهد ماند .
    در اين مراسم قرار بود "محمد حقوقي" و "سعيده آبشناسان" درباره شعر "شاملو" سخن بگويند كه به دليل كسالت حضور نداشتند و تنها بخش هايي از مقاله "سعيده آبشناسان" درباره "نگاه شاملو نسبت به ضحاك و فردوسي" قرائت شد. درضمن نمايشگاهي از كتاب هاي "شاملو" نيز در دانشكده الهيات برپا بود.
    گفتني است، تمام مدعوين اين مراسم ملزم به سر كردن چار بودند.


    منبع :
    http://www.ilna.ir/shownews.asp?code=297135&code1=7
     
  14. ashena55

    ashena55 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏28 سپتامبر 2005
    نوشته ها:
    688
    تشکر شده:
    1
    كاش‌ شاملو در پرلاشز خفته‌ بود - فضل‌ا... ياري‌


    --------------------------------------------------------------------------------

    مملكت‌ عجيبي‌ داريم‌. در بسياري‌ از حوزه‌ها ادعاهايمان‌ گوش‌ فلك‌ را پر كرده‌ است‌ ولي‌ نمي‌توانيم‌ هيچ‌كدام‌ را اثبات‌ كنيم‌. يعني‌ مدركي‌ نداريم‌ كه‌ اؤبات‌ كنيم‌ و اصلا مداركي‌ داريم‌ كه‌ خلاف‌ آن‌ را براي‌ همان‌ فلكي‌ كه‌ گوشش‌ را كر كرده‌ايم‌ اثبات‌ مي‌كند. يكي‌ از اين‌ حوزه‌ها احترام‌ به‌ مفاخر و مواريث‌ فرهنگي‌ است‌. در يك‌ گوشه‌ از اين‌ مملكت‌ مفاخر فرهنگي‌ را بنا به‌ مقتضاي‌ حال‌ خودمان‌ به‌ عرش‌ مي‌بريم‌ و در گوشه‌اي‌ ديگر از همين‌ مملكت‌ آنها را انكار مي‌كنيم‌. در زماني‌ شاعري‌ را »چهره‌ ماندگار« مي‌خوانيم‌ و در همان‌ زمان‌ انواع‌ تهمت‌ها و توهين‌ها را-كه‌ در خزانه‌ لغات‌ هيچ‌ چارواداري‌ وجود ندارد- نثارش‌ مي‌كنيم‌ تا مرگ‌ مثل‌ يك‌ فرشته‌ نجات‌ سر برسد و نعش‌ شاعر را از زير دست‌ و پاي‌ رفتار متناقض‌مان‌ بيرون‌ بكشد و نجات‌ دهد.
    به‌ وجود فيلمسازان‌ جهاني‌مان‌ افتخار مي‌كنيم‌ و جايزه‌هاي‌ ريز و درشت‌شان‌ را زينت‌بخش‌ بيلان‌ كاري‌ سالانه‌مان‌ مي‌كنيم‌ و در همان‌ حال‌ فيلم‌هايشان‌ را براي‌ داخل‌ مملكت‌ مضر مي‌دانيم‌ و خودشان‌ را عناصري‌ معلوم‌الحال‌ كه‌ فرهنگ‌، اخلاق‌ و مذهب‌ مردمان‌ را نشانه‌ رفته‌ است‌. نوشته‌هاي‌ نويسندگان‌ و اشعار شاعران‌ سرزمين‌مان‌ را به‌ عنوان‌ فرازهايي‌ درخشان‌ از فرهنگ‌ ايراني‌ زمزمه‌ مي‌كنيم‌ و گاه‌ كه‌ سخنگوي‌ جان‌ و جهان‌ ما مي‌شوند از سر شوق‌ سخنانشان‌ را رو به‌ جلن‌ها و جهان‌هاي‌ ديگر فرياد مي‌زنيم‌ و البته‌ در مسندي‌ ديگر كتابشان‌ و شعرشان‌ را مثله‌ مي‌كنيم‌ و به‌ مصلحتي‌ كه‌ خودمان‌ تشخيا مي‌دهيم‌ جلوي‌ انتشار انديشه‌شان‌ را مي‌گيريم‌.
    اينها رفتارهايي‌ است‌ كه‌ در حيات‌ نويسنده‌، شاعر و هنرمند با آنان‌ روا مي‌داريم‌ اما رفتارهايي‌ كه‌ پس‌ از مرگ‌ با آنان‌ مي‌كنيم‌ خود »يكي‌ داستاني‌ است‌ پر آب‌ چشم‌«.
    طي‌ اين‌ چند سال‌ آنچه‌ بر سر آؤار صادق‌ هدايت‌ آمده‌ است‌ كمتر از آن‌ نيست‌ كه‌ بر سر جسم‌ و جان‌ نويسندگان‌ و شاعران‌ حال‌ حاضرمان‌ رفته‌ است‌. هم‌ آنچه‌ از سوي‌ دستگاه‌هاي‌ دولتي‌ متولي‌ نظارت‌ بر نشر اعمال‌ شد و هم‌ آنچه‌ كه‌ از طرف‌ ناشران‌ بخش‌ خصوصي‌ در حق‌ آؤار هدايت‌ انجام‌ شد. و اينكه‌ بزرگ‌ترين‌ و پر مخاطب‌ترين‌ شاعر زمانه‌ ما و تابلوي‌ شعر امروز ايران‌ در جهان‌ از داشتن‌ يك‌ سنگ‌ قبر سالم‌ در مملكتي‌ كه‌ هنوز »چراغش‌ در آن‌ مي‌سوزد«، محروم‌ است‌. هر ساله‌ در آستانه‌ بهار كسي‌ يا كساني‌ نام‌ سنگي‌ شاعر را از روي‌ گورش‌ بر مي‌كنند و غافل‌ كه‌ نام‌ شاعر عميق‌تر از شيارهاي‌ يك‌ سنگ‌ سياه‌ مرمرين‌ بر پيشاني‌ شعر امروز ايران‌ حك‌ شده‌ است‌ و دست‌ آهنين‌ پتك‌ها و تيشه‌هاي‌ جهالت‌ به‌ دامانش‌ نمي‌رسد.
    به‌ راستي‌ اينان‌ كيانند* جواب‌ اين‌ سوال‌ در همين‌ حوالي‌ است‌: »من‌« يا »تو«. همانكه‌ مي‌توان‌ »ما« خواند. ما كه‌ در لباس‌يك‌ متولي‌ فرهنگ‌، شعر او و امثال‌ او را مثله‌ كرده‌ايم‌ و گاه‌ در جايگاه‌ يك‌ ناشر كتاب‌هاي‌ نويسنده‌ و شاعر را بدون‌ رعايت‌ حقوق‌ قانوني‌ آنان‌ به‌ »بازار« فرستاده‌ايم‌ و زماني‌ در هيات‌ انبوه‌ خوانندگان‌، براي‌ خواندن‌ آؤارشان‌ پولي‌ به‌ جيب‌ ديگران‌ ريخته‌ايم‌. هميشه‌ با اين‌ سوال‌ تاسف‌ مي‌خوردم‌ كه‌ چرا هدايت‌ و ساعدي‌ در »پرلاشز« خفته‌اند* چرا آنانكه‌ زندگي‌ و آؤارشان‌ نشاني‌ براي‌ زنده‌ بودن‌ ملت‌ ماست‌ پيكرشان‌ در آغوش‌ وطن‌ نيست‌* جواب‌ را يك‌ نفر يا نفراتي‌ هر سال‌ در آستانه‌ بهار بر سنگ‌ مزار شاملو حك‌ مي‌كنند.
    يادم‌ مي‌آيد چند سال‌ پيش‌ بعد از سرقت‌ دو لوح‌ نفيس‌ زرين‌ و سيمين‌ از موزه‌ تخت‌جمشيد به‌ دست‌ امين‌ اموال‌ ميراث‌ فرهنگي‌ و ذوب‌ كردن‌ يكي‌ از اين‌ دو اؤر منحصر به‌ فرد، كسي‌ در روزنامه‌اي‌ نوشته‌ بود چقدر خوب‌ شده‌ كه‌ برخي‌ آؤار باستاني‌ ارزشمند ما را غربي‌ها دزديدند و در موزه‌هاي‌ خود گذاشتند. اين‌ آؤار امروزه‌ در دست‌ ما نيستند، ولي‌ هستند. حالا اين‌ آرزو از ته‌ دل‌ بسياري‌ خود را به‌ زبان‌ مي‌رساند كه‌ »كاش‌ شاملو در »پرلاشز« خفته‌ بود.«

    انتهاي خبر // روزنا - وب سایت اطلاع رسانی اعتماد ملی//www.roozna.com
     
  15. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    284
    محل سکونت:
    Tehran
    شاملو بعد از هواي تازه به شعر كوششي نزديك شد



    مهر: دكتر ضياء موحد (منتقد ادبي) گفت:يكي از برتري هاي نيما در برابر احمد شاملو اين بود كه او هيچ گاه شاگردي پرورش نداد تا بعد از او همگان مثل خودش شعر بگويند.
    در مراسم بزرگداشت احمد شاملو كه از سوي انجمن اسلامي دانشكده الهيات دانشگاه تهران برگزار شد ، دكتر ضياء موحد - منتقد و پژوهشگر ادبي - با تاكيد بر اين مطلب كه شعر شاملو را مي توان بعد از شعر حافظ بر قله ادبيات ايران دانست ، افزود: من نه با شاملوي روزنامه نگار و محقق كار دارم و نه با شاملوي معترض و سياسي. متاسفانه جاهايي كه وارد نقد شعر شاملو يا شاعران درجه يك ديگر مي شويم به حذف و تعارف هم دچار مي شويم. وي ادامه داد: شعر يا جوششي و انگيخته است و يا كوششي و فرهيخته و احمد شاملو هر چه از هواي تازه و باغ آينه فاصله مي گيرد، به شعر كوششي نزديك مي شود.
    ممكن است كه شعر جوششي و الهامي، بسيار عالي يا بسيار منحط و مهمل باشد ؛ اما شعر كوششي اين گونه نيست. شاملو خودش هم مي گفت بعضي اوقات شعرم را مي فهمم و برخي اوقات هم نمي فهمم. اين ويژگي بيشتر از همه اشعار او در دو مجموعه هواي تازه و باغ آينه مشاهده مي شود. دكتر موحد درباره قراردادن مقام شعري شاملو بعد از حافظ توضيح داد: بعضي ها به اين مساله اعتراض و انتقاد دارند. وي در پايان سخنان خود گفت: موضع گيري ها، زندگي شخصي و روابط و حواشي زندگي شاملو هر چقدر هم كه انتقادآميز باشد ، قابل فراموشي است و آنچه مي ماند شعر است.


    http://hamshahri.net/hamnews/1385/850130/news/akhar.htm#s35199
     
  16. amirhvr

    amirhvr کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏24 نوامبر 2005
    نوشته ها:
    756
    تشکر شده:
    14
    محل سکونت:
    Tehran
    [​IMG]
    با سلام خدمت شما اساتيد محترم
    كليپ فلشي از استاد شاملو ديدم كه برايم بسيار زيبا بود آن را آپلود كرده ام تا شما دوستان هم از ديدن آن لذت ببريد

    دلتنگي ها ي آدمي را باد ترانه اي مي خواند
    روياهايت را آسمان پر ستاره نا ديده مي گيرد
    و هر دانه ي برفي به اشكي نريخته مي ماند
    سكوت سرشار از سخنان ناگفته است
    و حركات ناكرده
    اعتراف به عشق هاي نهان
    و شگفتي ها ي بر زبان نيامده
    در اين سكوت حقيقت ما نهفته است
    حقيقت تو و من

    شعر و صداي : احمد شاملو
    سكوت​

    روحش شاد و راهش پر رهرو ​
     
  17. ashena55

    ashena55 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏28 سپتامبر 2005
    نوشته ها:
    688
    تشکر شده:
    1

    البته این شعر یکی از ترجمه های شاملو ست
    شعر : مارگوت بیکل
     
  18. ashena55

    ashena55 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏28 سپتامبر 2005
    نوشته ها:
    688
    تشکر شده:
    1
  19. ashena55

    ashena55 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏28 سپتامبر 2005
    نوشته ها:
    688
    تشکر شده:
    1
    /هفتاد و نهمين سالگرد تولد احمد شاملو/
    رضا شنطيا:
    آيدا در شعر شاملو مفهومي ذهني است


    تهران- خبرگزاري كار ايران


    در شعر شاملو , آيدا يك مفهوم ذهني است نه آيدا سركيسيان!

    رضا شنطيا در گفت‌‏وگو با خبرنگار ادبي ايلنا, گفت‌‏: شاملو در ادبيات معاصر پديده‌‏اي است جامع الاطراف. بنابراين اول بايد مشخص كرد كه منظور كدام شاملو است؟ شاملو شاعر، شاملو مترجم, شاملو محقق, شاملو روشنفكر؟ و يا ... اصلا شاملوي شاملو؟ اما يك قدر مشتركي در راز مانايي شاملو در هر يك از حوزه هاي بالامي‌‏توان يافت و آن روحيه جستجوگري در راستاي نوخواهي شاملوست.
    شاعر "عصر حجر" در ادامه تصريح كرد‌‏: شاملو به عنوان انسان معاصر, از دوشانس بزرگ برخوردار بود يكي اينكه شاعر بود و ديگر اينكه اوج شكوفايي شعرش در دوران خفقان پس از كودتاي 28 مرداد بود, طوفاني كه تنها شاملو توانست از آن جان سالم به در ببرد.
    وي در ادامه با بيان اينكه در دوران خفقان, تنها هنري كه مي‌‏تواند زير زميني شود و به حيات خود ادامه دهد, شعر است, گفت: در اين دوران است كه مردم بيشتر به شعر پناه مي‌‏آورند آن هم شعري كه از درد مشترك‌‏شان بگويد. از وهني كه بر انسان مي‌‏رود بنالد و براي آزادي بسرايد. پر واضح است كه مردم زبان گوياي خويش را دوست دارند و او را عزير و محفوظ مي‌‏دارند.
    شنطيا افزود: اگر چه براي شخص من امروز نه شعر شاملو, بلكه معلمي او اهميت دارد . راز ماندگاري او در قلب من, نه شعرهاي او , بلكه درس‌‏هايي هست كه از او گرفته و مي‌‏گيريم. شاملو از شعر معاصر جهان تاثير مي‌‏پذيرد و اگر نمي‌‏تواند در شعر معاصر جهان تاثير بگذارد, ‌‏دليلش مهجوريت زبان فارسي در بين زبان‌‏هاي ملل ديگر است.
    وي در ادامه با اشاره به اين نكته كه تاثير شاملو بر ادبيات معاصر ايران حايز اهميت است, گفت : اگر امروز ما شاعران بخواهيم, (كه مي‌‏خواهيم)فراروي داشته باشيم, قطعا فراروي ما از شاملو و جريان شعري او خواهد بود. شاملو اسير روايت‌‏هاي كلان است. وقتي به مفاهيم انتزاعي مي‌‏پردازد اين اسارت بيشتر به چشم مي‌‏آيد.
    شنطيا در پايان گفت : عشق نزد شاملو مفهومي بي‌‏اندازه مقدس و آسماني است. بنابراين او عشق را پايين نمي‌‏آورد تا اندازه" آيدا" زميني شود, بلكه" آيدا" را بالا مي‌‏برد و هم اندازه عشق مي‌‏كند ! همين باعث مي‌‏شود كه آيدا در شعر شاملو از خصوصيات انساني تهي شده و بيشتر يك موجود آسماني جلوه كند.

    منبع:
    http://www.ilna.ir/shownews.asp?code=153798&code1=7
     
  20. ashena55

    ashena55 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏28 سپتامبر 2005
    نوشته ها:
    688
    تشکر شده:
    1
    /هفتاد و نهمين سالگرد تولد احمد شاملو/
    دكتر پروين سلاجقه: تنها حسرت شاملو اين است كه او بميرد ومعشوق تنها بماند


    تهران- خبرگزاري كار ايران



    [​IMG]

    تنها حسرتي كه در اشعار عاشقانه شاملو به چشم مي‌‏خورد اين است كه او بميرد و معشوق تنها بماند.

    دكتر پروين سلاجقه در گفت‌‏وگو با خبرنگار ادبي ايلنا گفت: عشق در ديوان شاملو دو مقوله عشق شخصي و عشق جمعي را در بر مي‌‏گيرد. او از آغاز كار شاعري تا با آخرين مجموعه شعرش"حديث بي‌‏قراري ماهان "به هر دو محور و فادار مي‌‏ماند.
    وي در ادامه افزود: شاملو در محور عشق شخصي سه دوره را پشت سرگذاشته‌‏است دوره اول به سال‌‏هاي قبل از سال 1334 باز مي‌‏گردد كه شاعر در اين دوره احساس خلا مي‌‏كند و فضاي شعرهايش بسيار تيره و مايوس كننده‌‏است. شاعر در شعرهاي اين دوره‌‏اش در انتظار تجلي عشق است. او حتي در اين شعرها از زندگي شخصي و همسرش هم نامي به ميان مي آورد و مي‌‏گويد كه از زندگي شخصي‌‏اش راضي نيست و اين نارضايتي را در قالب تشبيه بيان مي‌‏كند. در سال 1334 در مجموعه شعر"هواي تازه" با شش عاشقانه زيبا كه شاعر در آن فضاي متفاوتي را تجربه كرده است، مواجه مي‌‏شويم كه به نظر مي‌‏رسد، در اين دوره از زندگي شاعر شاهد تجلي يك عشق جديد هستيم.
    نويسنده كتاب نقد آثار شاملو در ادامه خاطر نشان كرد: اما شاملو پس از سرايش اين شعرها باز هم وارد فضايي انتظار مي‌‏شود و پس از اين دوره فضاي جديدي در شعرهاي شاملو با آشنايي با آيدا در مجموعه شعر" آيدا در آينه" آغاز مي‌‏شود و با زيباترين عاشقانه‌‏هاي او روبرو مي‌‏شويم, كه شاعر معشوق زن را مورد خطاب قرار مي‌‏دهد وپس از اين هسته اصلي عاشقانه‌‏هاي شاملو آيدا مي‌‏شود ودر شعرهاي شاملو آيدا، تبديل به يك معشوق فراگير مي‌‏شود وشاعر در اين دوره زيباترين عاشقانه‌‏ها را مي‌‏سرايد.
    وي در ادامه با اشاره به اين نكته كه شاملو پس از" مرثيه‌‏هاي خاك" وارد فضاي جديدي مي‌‏شود, گفت: شعرهاي شاملو با اينكه در اين دوره به شدت عاشقانه است، اما با حسرت همراه است و علت اين حسرت اين است كه شاعر به سال‌‏هاي پيري و پاياني عمر نزديك مي‌‏شود و غصه مي‌‏خورد كه بميرد و معشوق بماند و اين تنها حسرتي است كه در زندگي شاعر وجود دارد و اين مضمون به شدت در مجموعه "مرثيه‌‏هاي خاك" حاكم است.
    سلاجقه با اشاره به اين نكته كه از سال‌‏هاي 45 به بعد شعرهاي شاملو با حسرت همراه مي‌‏شود, گفت: اين حسرت تا پايان شاعري شاملو با او همراه است, البته هر چه كه به دوران پاياني عمر شاعر نزديك مي‌‏شويم، تعداد عاشقانه‌‏هاي او كمتر و دروني‌‏تر مي‌‏شود. اما شاعر به قدري براي عشق ارزش قايل است كه در آخرين شعرهايش نيز" در حديث بي قراري‌‏ماهان" باز هم عاشق است. در اين شعرها شاهد تصويري از مرگ و همراهي عشق با او هستيم كه باعث مي‌‏شود شاعر احساس تنهايي نكند.
    سلاجقه در ادامه افزود: درشعرهاي سال‌‏هاي 1341 شاملو" آيدا "همواره حضور دارد. اما من معشوق را در شعر شاملو تنها آيدا نمي‌‏دانم شعر او هميشه با آيدا شروع مي‌‏شود و رفته رفته معشوق در شعر شاملو فراگير مي‌‏شود. البته بايد اين را هم بگويم شعر شاملو هيچ‌‏گاه ازحضور" آيدا" خالي از حضور آيدا نيست.
    سلاجقه در ادامه درباره كتاب نقد آثار شاملو كه قرار است در انتشارات مرواريد منتشر شود, گفت: در اين كتاب سعي كرده‌‏ايم كه 90 درصد اشعار شاملو را كه در بر گيرنده 17 مجموعه شعر شاملو اوست، مورد تحليل وبررسي قرار دهم و هر شعر را بر اساس ساختارش مورد بررسي قرار داده‌‏ام.
    وي در ادامه افزود: اين كتاب 10 فصل دارد كه در فصل نخست درباره ويژگي سبكي آثار شاملو در بخش‌‏هاي ديگر به اشعار اجتماعي، هذيان‌‏ها، منظومه‌‏هاي مرثيه‌‏ها، عاشقانه‌‏ها، شبانه‌‏ها، سفر، انديشه‌‏هاي فلسفي و... پرداخته‌‏ام. اين كتاب در حدود 600 صفحه است ودر مقايسه با كتاب‌‏هاي ديگري كه درباره اشعار شاملو نوشته شده‌‏است بسيار حجيم نيست.
    سلاجقه در پايان افزود: دكتر پور نامداريان دركتاب سفر در مه تنها تعدادي از اشعار 9 مجموعه شاملو را مورد بررسي و نقد قرار داده‌‏است و اين كتاب در حدود 530صفحه است. اما من در اين كتاب سعي كرده‌ام كل اشعار شاملو را مورد بررسي قرار بدهم. اما من فكر مي‌‏كنم با اين كه حجم اين كتاب زياد است مي‌‏تواند جاي خود را در بين جامعه كتاب خوان باز كند.

    منبع:
    http://www.ilna.ir/shownews.asp?code=153758&code1=7
     
  21. ashena55

    ashena55 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏28 سپتامبر 2005
    نوشته ها:
    688
    تشکر شده:
    1
    /نخستين همايش چشم انداز شعر معاصر فارسي/
    دكتر يدالله جلالي پنداري:
    بهار اولين شهر گويش ورانه معاصر را سرود
    شاملو براي مخالفت با سانسور پس از كودتاي 1332 به اشعار گويش‌‏ورانه روي آورد

    تهران- خبرگزاري كار ايران

    بهار اولين شعر "گويش ورانه" را سرود و شاملو در منظومه "پريا و دختراي ننه دريا" و فروغ در شعر"به علي گفت مادرش روزي" اين گونه شعر را به كمال رساندند.
    به گزارش خبرنگار ادبي خبرگزاري كار ايران، ايلنا، دكتر يدالله جلالي پنداري در نخستين همايش چشم انداز شعر معاصر گفت: شاعران كلاسيك گرايش خاصي به مكان جغرافيايي از خود نشان نداده‌‏اند و اشعار"گويش ورانه" نيز جز در معدودي موارد به چشم نمي‌‏خورد.
    وي در ادامه تصريح كرد: فهلويات بابا طاهر جز نخستين شعرهاي "گويش ورانه" قرار مي‌‏گيرد, در گلستان سعدي,ديوان حافظ, عماد الدين نسيمي و فضولي بغداد نيز به اشعار"گويش ورانه" توجه شده است,
    اين استاد دانشگاه در ادامه افزود: با توجه به اينكه در دوره سبك هندي زبان به محاوره نزديك مي‌‏شود شاعران گرايشي به سرودن اشعار گويش ورانه از خود نشان نمي‌‏دهند اما بهار در 6 سروده‌‏اي كه به گويش توجه داشته است استاد مسلم در اين نوع بيان به شمار نمي‌‏رود.
    جلالي پنداري با بيان اين نكته كه اخوان اشعار گويش‌‏روانه را نوعي ناپرهيزي و تفنن مي‌‏داند, گفت: نيما در اشعارش به زبان فارسي از واژه‌‏هاي گويش مازندراني استفاده مي‌‏كند, او حتي سروده‌‏هايي به زبان طبري دارد, اما با اين همه احوال نيما معتقد است كه زبان عوام آن قدر قوي نيست كه شاعر فقط در آن تفحص كند و گرايش به اشعار گويش ورانه سبك شعري را نازل مي‌‏كند.
    وي در ادامه افزود: شاملو از جمله شاعراني است كه به زيبايي اشعار گويش‌‏ورانه پي‌‏برد و معتقد بود كه ما چنان به اين ترانه‌‏ها عادت كرده‌‏ايم كه از درك هنري آن عاجزيم.
    جلالي در ادامه با اشاره به اين نكته كه شاملو براي مخالفت با سانسور پس از كودتاي 1332 به اشعار گويش‌‏ورانه روي آورد, گفت: شاملو منظومه پريا را در سال 1332 با توجه به فضاي اختناق و سانسور به اصلاح براي كودكان سرود, ولي هنوز مخاطب اصلي او بزرگسالان بودند و بعدها اين منظومه را به صورت مستقل و با نقاشي منتشر كرد.
    وي در ادامه تصريح كرد: شاملو در منظومه" پريا و دختراي ننه دريا" و فروغ در شعر" به علي گفت, مادرش روزي" به لحن گويش ورانه مردم تهران نزديك شده‌‏اند, اما توفيق منظومه پريا از دو نظريه ديگر بيشتر است. نكته قابل تامل درسه مقوله شب است و شب در 3 منظومه نماد ظلم و ستم است.
    دكتر جلالي پنداري در پايان با بيان اين نكته كه در پايان قصه دختراي ننه دريا شاهد پيروزي هستيم, گفت: اما شكست پايان قصه‌‏هاي ننه دريا را رقم مي‌‏زند و پايان منظومه "به علي گفت, مادرش روزي" نيز مرگ است, فروغ و شاملو به دستاوردهاي بي‌‏نظير اين منظومه‌‏ها پي برده بودند ولي هر كدام با بياني از ادامه اين شيوه سرباز زدند.

    منبع :
    http://www.ilna.ir/shownews.asp?code=137076&code1=7
     
  22. ashena55

    ashena55 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏28 سپتامبر 2005
    نوشته ها:
    688
    تشکر شده:
    1
    به بهانه درگذشت شاملو، شاعر شعر و شعور/
    دكتر پروين سلاجقه: شعر شاملو خالي از تعهد به انسان نيست
    شعرهاي شاملو بر امواج نوسانات و بحرانهاي اجتماعي سوار است

    تهران-خبرگزاري كار ايران

    [​IMG]
    دكتر پروين سلاجقه معتقد است, شعر شاملو هيچ وقت خالي از تعهد به انسان نبوده است و اين تعهد در شعرهاي آخر او زيباتر و شاعرانه تر منعكس مي شود.

    اين استاد دانشگاه و منتقد ادبي در گفتگو با خبرنگار ادبي ايلنا افزود: در نخستين مجموعه هاي اشعار شاملو ايدئولوژي بار شده بر شعر حرف نخست را مي زند و بدون ترديد اين مسئله ناشي از تخيلات اجتماعي و رخدادهاي زمانه است. او در اين مجموعه ها چندان به شعريت اشعار خود توجه ندارد.
    وي گفت: او در اين مجموعه هاي آغازين بي پرده سخن مي گويد و شعرش فارغ از ابهام هنري و بيشتر شعار گونه است.
    سلاجقه دليل شعاري شدن نخستين اشعار شاملو را تعهد زياد او به شعر به عنوان ابزاري براي برپايي عدالت دانست و افزود:‌‏ لحن كلام او متعلق به انساني مقتدر و انقلابي است. او شاعران گذشته و بعضي شاعران هم نسل خود را ترد مي كند.
    وي تصريح كرد: شاملو معتقد است شاعران كلاسيك انسان حقيقي را فراموش كرده اند. از نظر او شعر بايد "درد مشترك" انسان را بيان كند. همين تعهد زياد باعث مي شود اشعار نخستين شاملو حالتي شعاري پيدا كند.
    سلاجقه كه هم اكنون در حال نگارش كتابي در زمين نقد آثار شاملو است، گفت: من تاكنون چهار مجموعه شعر نخستين شاملو را نقد و بررسي كرده ام و آنچه مي توانم بگويم اين است كه, او هر چه در شعر جلوتر مي رود،جدال ياس و اميد در اشعارش بخصوص "هواي تازه" محسوس تر مي شود.
    وي گفت: شعرهاي شاملو آينه زمان خود است و بر امواج نوسانات و بحران هاي اجتماعي سوار است.
    اين منتقد با تاكيد بر اينكه در حال حاضر تنها تا مجموعه شعر "هواي تازه " را بررسي كرده و نظر مي دهد, گفت: مجموعه شعر هواي تازه يكي از مهم ترين مجموعه اشعار شاملو است.
    وي تاكيد كرد:‌‏ شاملو از "هواي تازه" شاملو مي شود. در اين مجموعه مي توان تعداد زيادي از بهترين اشعار شاملو را مشاهده كرد, اگر چه اشعار ضعيف هم در اين مجموعه ديده مي شود. در اين مجموعه در حالي كه انديشه دروني شده و با شعرش همراه مي‌‏شود زبان خاص شاملو و بهره گيري از امكانات موسيقايي زبان افزايش مي يابد كه در ادامه به فرديت سبكي او مي انجامد.
    اين استاد دانشگاه گفت: شاملو در "هواي تازه" دچار يك ياس مي شود كه داراي دو جنبه است. نخست, ياس دروني و دوم ياس اجتماعي, ياس دروني شاملو از خلاء عشق است و مي توان گفت, در اين مجموعه او منتظر طلوع عشقي است كه فقدان آن او را به انزوا كشيده است.
    وي با اشاره به تولد اشعاري با عنوان " شبانه" در مجموعه "هواي تازه" گفت: شاملو با "شبانه" ها محور تازه اي را در شعر خود باز مي كند كه تا پايان دوره شاعري با او همراه است.
    سلاجقه گفت: شبانه ها آميزه اي از انديشه هاي شخصي و اجتماعي شاعر در هيئت تجلي عشق شخصي و اجتماعي در زبان و بياني هنري هستند.
    وي گفت: از هواي تازه محور ديگري در سرودن شعر در كارنامه شاعري شاملو آغاز مي شود كه حديث نفس شاملوست و تا پايان شاعري او ادامه دارد كه من نام اين دسته از اشعار را «هذيان هاي شاعرانه» گذاشته ام.
    سلاجقه اظهار داشت:‌‏ هواي تازه از جهات ديگري نيز در دوره شاعري وي اهميت دارد كه بعدها در كتابي كه در حال نگارش دارم اشاره خواهم كرد.
    منبع:
    http://www.ilna.ir/shownews.asp?code=114211&code1=7
     
عسل طبیعی و گرده گل ایرانیavanak  همکاری در فروش