آژانس هواپیمایی
pop up

وقتیکه یانگوم تمام میشود ما عذا دار میشویم

شروع موضوع توسط rezajooyan ‏23 سپتامبر 2007 در انجمن گفتگوی آزاد

  1. rezajooyan

    rezajooyan کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏22 سپتامبر 2007
    نوشته ها:
    21
    تشکر شده:
    0
    خلاصه قسمت چهل و هشتم سريال جواهري در قصر

    در اين هنگام افسرمين توضيح مي دهد که جان پزشک قصر در خطر بود زيرا او تنها کسي بود که همه چيز را در مورد اردک گوگردي مي دانست و من زماني که براي آشکار شدن حقيقت خانه اش را بررسي مي کردم يک نفر را ديدم که مي خواست او رابکشد بنابراين او را دنبال کردم اما او فرار کرد...



    رييس دادستاني از افسرمين سئوال مي کند که چرا او را پنهان کرده و به دادستاني خبر نداده است ، در اين هنگام پزشک قصر مي گويد متاسفم که اين را مي گويم اما به خاطرمنه ، چون من مدت زماني مي خواستم تا خودم را براي اين مجازات آماده کنم بنابراين از او خواستم مدت زماني به من وقت بدهد...



    در اين هنگان رييس دادستاني از يوئلي مي پرسد که چه چيزهايي در مورد مدرک مي داند که يوئلي مي گويد بانوي منشي ها مرا تحريک کرد و باعث عصبانيت بانوچويي مي شود ، وزير اوو که فرصت را مناسب مي بيند اعلام مي کند که بانو چويي باعث و باني قضيه اردک گوگرددار بوده است...



    در اين هنگام پزشک قصراعلام مي کند که اين کاري بود که هردوي شما انجام داديد ، در ابتدا پانسول چويي برادر بانو چويي شروع به توطئه کرد، بنابراين من و پزشکان قصر آشپزخانه را مقصر دانستيم وقتي داشتيم در مورد آشپزخانه تحقيق مي کرديم آقاي اوو مسئول تحقيقات در آن زمان بود اگرچه او سکوت مي کند اما همه چيز را مي داند چون او مسئول برنامه ريزي اين خيانت بوده...



    بانو چويي اعتراض مي کند واعلام مي کند که در آن زمان او در آشپزخانه نبوده است ، در اين زمان دختري (هوانگ) که در آن زمان کارگر آشپزخانه بود و آن ظرف اردک را امتحان کرده بود وارد اتاق مي شود، افسرمين از او مي پرسد که آيا بانو چويي در آن زمان در قصر بوده است ،هوانگ مي گويد بله او در قصر بود...



    بانو چويي باز هم بهانه مي آورد و مي گويد که من در آن زمان به دستور بانو هن در مهمان خانه زنداني بودم ، دستيار بانوي سابق منشي هاي قصر(بانو پارک) وارد مي شود و به بانو چويي مي گويد که من تو را آزاد کردم و مدارکي را که بانو پارک داده بود را به افسرمين تحويل مي دهد و مي گويد که بانو پارک به اين جا نيامد چون گفت مي خواهد مانند يک گنهکار به معبد سونگ داک برود...



    افسرمين مدارک را به رييس دادستاني مي دهد و مي گويد که در اين نامه که پنهاني به بانو چويي داده شده است نوشته شده است که چه کسي در قصر بوده و کجا سوپ اردک را روي هوانگ امتحان کنند و شما با خواندن نامي که در آخرين خط نامه است خواهيد فهميد که اين نامه را چه کسي نوشته است ، شخصي که مسئول تحقيقات بوده است آقاي اوو...



    رييس دادستاني که موضوع برايش روشن شده است اعلام مي کند که ما اين موضوع رابه پادشاه مي گوييم وصبر مي کنيم ايشان نظرشان را بگويند تا آن موقع بانو چويي را در اتاق سرپرستي پيشکارها بازداشت کنيد و آقاي اوو نيز در خانه باز داشتند...



    رييس دادستاني به همراه ديگر مسئولين دربار به ديدن پادشاه مي روند و از او مي خواهند که قاضي را خود انتخاب کند و پادشاه وزير چپ را به عنوان قاضي انتخاب مي کند...



    مجرمين را دستگير مي شوند و تحت بازجويي قرار مي گيرند ، در اين هنگام يکي از پيشکارها وارد مي شود و اعلام مي کند که بانو چويي ناپديد شده است...



    بانو چويي که فرار کرده است مي خواهد ملکه مادر را ببيند که ملکه مادر اجازه ي اين کار را نمي دهد وبا نو چويي به انبار ذخيره فرار مي کند اما يکي از بانوان آينده از پشت در صداي او را مي شنود و به بانو مين اطلاع مي دهد و بانو مين محلي را که بانو چويي در آن مخفي شده است را به يانگوم اطلاع مي دهد و يانگوم به انبار ذخيره مي رود ، بانو چويي مي خواهد به او صدمه بزند که موفق به اين کار نمي شود...



    يانگوم به بانو چويي مي گويد که من به شما شانس دادم اما چي باعث شد که اين کارها را بکنيد که بانو چويي اعلام ميکند قدرت،ثروت و خانواده ام...



    يانگوم مي گويد آيا آن ها از خودتان مهم تر بودند ، شما تا به حال به اين فکر کرده ايد چطور اسمتان در قصر بماند، بانو چويي اعلام مي کند که من فقط نمي خواهم قدرت از دستم برود...



    يانگوم مي گويد که با دستور عالي جناب پانسول چويي دستگير و تمام اموال او تصرف شده است هم چنين آقاي اوو و گيوميونگ دستگير شده اند و اگرشما خودتان را معرفي نکنيد گيوميونگ به همه چيز متهم خواهد شد...



    بانو چويي که نمي داند چه کار کند به محلي که ميونگي دفن شده است مي رود و از ميونگي تقاضاي بخشش مي کند...



    بانو چويي هنگام برگشت روبان قرمزي بر روي درخت مي بيند و ياد خاطرات گذشته خود مي افتد و سعي مي کند آن روبان را از شاخه درخت بازکند...



    ناگهان پايش ليز مي خورد اما با دستانش شاخه درخت را مي گيرد...



    بانو چويي ياد خاطرات گذشته خود مي افتد...



    بانو چويي مانند زمان کودکي دستان خود را ول مي کند اما اين بار...



    افسرمين خبر را به يانگوم مي دهد و اعلام مي کند ما نمي دانيم که او داشته فرار مي کرده يا قصد خود کشي داشته ، اما ما جنازه اش را در مت دونگ اين پيدا کرديم...



    يانگوم به فکر مي رود افسرمين از او مي پرسد که چه چيزي ذهن او را مشغول کرده است که يانگوم مي گويد آن جا آرامگاه مادرم است...



    افسرمين به محلي که مجرمين را جمع کرده اند مي رود و حکم پادشاه را براي آنها مي خواند...



    زنداني اوو کيومو از قصر اخراج و به جزيره هاکسان تبعيد مي شود...



    زنداني پارک کيوم اخراج از دربار و تبعيد به جيجوا...



    زنداني پانسول چويي محکوم به 20 ضربه شلاق وبه عنوان کارگر معدن به هام کيونگ فرستاده مي شود...



    زنداني چويي گيوم يونگ از دست دادن موقعيت و اخراج از قصر...



    و پزشک قصر و پارک يوئلي اخراج از قصر و ممنوعيت از پرداختن به پزشکي...



    پانسول چويي به علت شکنجه در راه هام کيونگ جان خود را از دست مي دهد...



    گيوميونگ که خود را آماده ترک از قصر کرده است از يکي از بانوان آينده مي خواهد که برود يانگوم را صدا کند و يانگوم مي آيد ، گيوميوگ رو به يانگوم مي گويد مي خواهي چيزي بهت بگم و نامه مادر يانگوم را زماني که يانگوم را ترک مي کرده را به او مي دهد و مي گويد خاله ام از من خواست اين نامه رابسوزانم اما من اين کار را نکردم من نمي توانم به خانواده ام کاملا وفادار باشم و هنوز راهي ندارم من اعتقاد کاملي ندارم و احساسي نسبت به گناه خود ندارم ، من هرگز عشق کاملي در يافت نکردم و هرگز عشق کامل به کسي ندادم...



    در راه گيوميونگ افسرمين را مي بيند و افسرمين به او اعلام مي کند که متاسفم...



    يانگوم به نزد پادشاه مي رود و پادشاه به او اعلام مي کند که قصد دارد به او پاداشي بدهد ، او هفتاد و هفت پيمانه برنج، هفتاد و هفت پيمانه حبوبات و سه پيمانه گياهان دارويي به يانگوم مي بخشد...



    هم چنين پادشاه مي گويد که تو تقاضايي داري که يانگوم مي گويد من سه تقاضا دارم يک اينکه شأن و مقام بانو هن را برگردانيد او کسي بود که بي انصافانه مرد که پادشاه قبول مي کند هم چنين از پادشاه مي خواهد که شأن و عزت مادرش را هم برگرداند و يانگوم ادامه مي دهد و مي گويد که مادرم يک بانوي دربار در آشپزخانه سلطنتي بود ، اون طبق قوانين سلطنتي مجازات شد بعد آنکه به دروغ متهم به داشتن رابطه با يک مرد شد زماني که او شاهد بود که يک نفر چيزهاي مضري در غذاي مادر پادشاه اين_سو مي ريخت آن وقت او آشپزخانه دربار بود و يانگوم تقاضاي سوم خود را عنوان مي کند...



    و يانگوم براي چند روز به عنوان بانوي اول آشپزخانه انتخاب مي شود...



    يانگوم طبق گفته بانو هن که به او گفته بود زماني که بانوي اول آشپزخانه شدي در مورد ظلم هايي که به من شده است در کتابي که بانوان اول مي رسد بنويس و يانگوم شروع به نوشتن مي کند...



    و يانگوم به ديدن پادشاه مي رود و از اين فرصتي که پادشاه به او داده است تشکرمي کند ، پادشاه مي گويد اين مربوط به قبل از زماني است که به سلطنت برسم من در خانه والدينم بودم که يک دختربچه کوچک آمد و به من نوشيدني داد ، اون مرا نشناخت و به بانوي دربار احترام کرد و رفت اون دختر تو نبودي که يانگوم اعلام مي کند بله من بودم...
     
  2. vbigdeli

    vbigdeli کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏15 آگوست 2004
    نوشته ها:
    1,899
    تشکر شده:
    6
    محل سکونت:
    *.*.*
    خدارو شکر!
     
  3. Ship Storm

    Ship Storm Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏12 مارس 2007
    نوشته ها:
    486
    تشکر شده:
    22
    محل سکونت:
    Great Tehran
    این که غم نداره وقتی این سریال تموم بشه تازه باید خوشحال شد که ملت از سرکار بودن میان بیرون
     
  4. پسرِ انسان

    پسرِ انسان Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏11 می 2007
    نوشته ها:
    123
    تشکر شده:
    2
    محل سکونت:
    کاخ سفید
    تا قسمت 52 ادامه داره:wacko:
     
  5. leylax

    leylax Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏7 فوریه 2007
    نوشته ها:
    432
    تشکر شده:
    10
    محل سکونت:
    زیر باران
    بمیره این سریال:D
     
  6. PHA

    PHA Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏24 ژانویه 2005
    نوشته ها:
    801
    تشکر شده:
    1
    حالا این بانگوم چی چی هست ؟! [​IMG]
     
  7. boxilink
  8. پسرِ انسان

    پسرِ انسان Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏11 می 2007
    نوشته ها:
    123
    تشکر شده:
    2
    محل سکونت:
    کاخ سفید
    یک نوع روان گردان با دوز عالی است
    برای مخ تلید کردن ، افراد بی کار؛ افراد کمبود دار و کلیه کسانی که می خواهند مردم را سر کار بزارند
     
  9. rezajooyan

    rezajooyan کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏22 سپتامبر 2007
    نوشته ها:
    21
    تشکر شده:
    0
    این سریال ها نماد وطن پرستی ندادن باج به غیر خودی و غیر کشوری میشود
    سریال های کره ای نماد عشق و پاکی هستند
     
  10. Mahiar0

    Mahiar0 کاربر افتخاری سئو و معرفی سایتها

    تاریخ عضویت:
    ‏20 جولای 2004
    نوشته ها:
    10,187
    تشکر شده:
    1,166
    محل سکونت:
    رشت
  11. rezajooyan

    rezajooyan کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏22 سپتامبر 2007
    نوشته ها:
    21
    تشکر شده:
    0
    نمیدونم چرا بعضی ها از سریال های شرقی صدا و سیما بدشون میاد
    ولی میرن سریال پرستاران میخرن دلشون خوشه سریال خریدن
    سریال فقط سریال اغماء
     
  12. I Love U.S.A

    I Love U.S.A کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏18 سپتامبر 2007
    نوشته ها:
    1
    تشکر شده:
    0
    لیلا خانم یه چیزی بهت میگما!!!!!!!!!

    یانگوم یعنی تمام دنیا
    یانگوم یعنی رهایی از تمام بدبختی هایی که توش گیر کردیم
    یانگوم یعنی عذاب کشیدن یه مشت مجرد عذب
     
  13. GreenRoad

    GreenRoad فروشنده معتبر [؟]

    تاریخ عضویت:
    ‏5 ژوئن 2005
    نوشته ها:
    646
    تشکر شده:
    76
    واقعا سریال قشنگی است - از تموم شدنش خوشحال نیستم اما خب هر اومدنی رفتنی داره دیگه ....
     
  14. avajang.com .leftavajang.com.right
  15. arkdvi

    arkdvi کاربر فعال دوربین دیجیتال کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏3 فوریه 2007
    نوشته ها:
    488
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    Gorgan
    واقعا سريال لوس بي مزه اي بود. هيچ وقت نفهميدم ملت از چي اين سريال خوششون اومده. البته حق هم دارن چون سريال بهتري نبود كه جاي اينو بگيره. سريال هاي ماه رمضان كه همگي در پيت [​IMG]
     
  16. alfredo

    alfredo نفر اول عکاسی با موبايل

    تاریخ عضویت:
    ‏14 فوریه 2007
    نوشته ها:
    2,033
    تشکر شده:
    317
    محل سکونت:
    جایی که خدا نباشد
    سرياله مورد علاقه شما چيه !؟

    سريال پس از باران يا اين چند نفر !؟ :lol:

    جواهري در قصر پربيننده ترين سريال در دنيا هست (طبق نظر سنجي در سايت www.imdb.com)


    شرط ميبندم شما ها كه ميگيد نگاه نميكنيد از يك ساعت قبل از پخشش ميريد ميشينيد جلوي تلوزيون تا شروع بشه ! :lol:

     
  17. rezajooyan

    rezajooyan کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏22 سپتامبر 2007
    نوشته ها:
    21
    تشکر شده:
    0
    چوئی ها زاتا روباه هستند از چشماشون معلومه این سریال یکی از سریال های واقعی است نه مثل سریال های ایرانی هست که دختره مثلا با قر و ناز صحبت میکنه فرضا دختر تهران میگهک
    مامان اخه کدوم استاد دانشگاه هنر به اینها لیسانس کارگردان ی داده که اینقدر زشت بازیگران رو انتخاب میکنند
    بازیگر هم بازیگرای قدیم قبل از انقلاب
     
  18. leylax

    leylax Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏7 فوریه 2007
    نوشته ها:
    432
    تشکر شده:
    10
    محل سکونت:
    زیر باران
    تایید میشه:happy:
     
  19. پسرِ انسان

    پسرِ انسان Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏11 می 2007
    نوشته ها:
    123
    تشکر شده:
    2
    محل سکونت:
    کاخ سفید
    ببخشید !!!
    جریان ما غذا دار شدیم چی بود؟:eek:
     
  20. madonna_200490

    madonna_200490 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏29 ژوئن 2005
    نوشته ها:
    540
    تشکر شده:
    17
    محل سکونت:
    جزئی از دیوار
    نه 54 قسمت داره:)
     
  21. arashkhan

    arashkhan کاربر فعال برق و الکترونیک کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏21 آپریل 2006
    نوشته ها:
    483
    تشکر شده:
    4
    محل سکونت:
    51.50 , 35.75
    بالاخره این یانگوم هم تموم میشه. بعدها مثل سریال سالهای دور از خانه برای مردم به یه خاطره خوش تبدیل میشه. یادتون میاد که این سریال روزهای شنبه از شبکه 2 پخش می شد؟ واقعا دوران خوبی بود.
     
  22. |*|.FaRiBa.|*|

    |*|.FaRiBa.|*| Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏29 نوامبر 2006
    نوشته ها:
    610
    تشکر شده:
    45
    یـــــــــــانــــــــگـــــــوم = [​IMG] + :skull:​