سایت ساز وبزیخرید بک لینک

وقتی کودک بودیم!

شروع موضوع توسط live for what? ‏7 دسامبر 2006 در انجمن خاطرات

  1. live for what?

    live for what? مدیر بازنشسته مدیر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏18 آگوست 2006
    نوشته ها:
    9,016
    تشکر شده:
    372
    محل سکونت:
    Wish! In Your Mind!
    امروز با چندتا از همکارانم بحث موسیقی شد بحث رسید به خواننده های قدیمی
    اومدم سراغ آرشیو موسیقیم
    داشتم آهنگ های قدیمیه ویگن رو گوش میدادم اوناییکه با پوران و دلکش خونده را گوش میداد
    تصمیم گرفتم برم دوباره سریال هزار دستان رو ببینم!
    قسمت اولشو دیدم
    و یک دفعه اینجا دیدم!
    وای!
    کجاها رفتم؟!
    وقتی بچه بودم! خاطرات بیش ار دو دهه قبل یادم اومد
    یادش بخیر!
    دیدم اینجا تغریبآ همسن من زیاده! میخواستم همونجا یه پست بزنم اما دیدم حرفهایه زیادی برای گفتن دارم!
    وقتی ما کودک بودیم!
    جنگ کم کم داشت تموم میشد
    سالهای سخت والدین! بهترین سالهای زندگیه ما!
    فضای زیاد بچه های زیادتر! مدارس بزرگ نیمکتهای خراب که سه نفری میشستیم روش!
    مدارس دو شفیته
    هوای تمیزتر!
    برنامه کودک !!!!
    کارتون!!!!
    شاید فضای اون روزه جامعه تنها اجازه میداد که برنامه کودک بها داده بشه!
    خلق چند شاهکاره کودکانه! مدرسه موشها ، محله برو بیا ، محله بهداشت ، علی کوچولو ، خونه مادریزرگه و ....
    در گذر زمان فراز و نشیب زیاد داشتن اما همشون در زمان خودشون شاهکار بودن!!!!!
    در سرزمین ضد دنیا شاید از محدود واردات کارتون بود!
    کارتونهای شرقی که جای ابزار امپریالیسم ( میکی موس و دانل داک و ...) به تلویزیون اومدن
    موج کارتونهای اروپای شرقی! شاهکارهای عروسکی بلوک شرق!
    چه دنیایه قشنگی داشتیم!!
    کسی میتونه قدیمیترین کارتونی که از تلویزیون یادشه رو بگه؟!!!
    اینجا صحبت کنیم راجع به کودکی مشترکمون!!!!!
     
    reza_kphar از این نوشته تشکر کرده است.
  2. بازدیدیار - افزایش بازدید سایت و سیگنال های برندخرید بک لینک
  3. TOMASS ANJELLO

    TOMASS ANJELLO کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏23 فوریه 2006
    نوشته ها:
    1,099
    تشکر شده:
    11
    با سلام

    دوست عزيز
    فقط يك سوال دارم
    آيا در مورد برنامه هاي تلويزيوني صحبت كنيم ؟ يا موارد ديگري ؟

    تاپيك عالي و خوبي خواهد شد
    موفق باشيد :happy:
     
  4. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    292
    محل سکونت:
    Tehran
    آره واقعا يادش به خير

    به چه نكته هايي اشاره شد . جنگ بود و هر روز خبري تازه .
    براي ما بازي بود براي والدين ما لرزه بر اندام افتادن .
    خيلي تاپيك خوبي ميشه .
    من هم كلي حرف و خاطره دارم .

    من قديمي ترين كارتوني كه از تلويزيون يادم مي ياد سندباد و علي بابا / مسافر كوچولو

    شايد هم قديمي تر از اينها باشه اما به دليل شاخص بودن اين كارتون ها يادم مانده
    شايد با هم مرور كنيم چيزهاي بيشتري يادم بياد .

    راستي اون روزهاي خوش كجا رفتند ؟ چرا به يكباره چشم باز كرديم و اون روزها را گم شده يافتيم .

    دريغا !!!
     
  5. live for what?

    live for what? مدیر بازنشسته مدیر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏18 آگوست 2006
    نوشته ها:
    9,016
    تشکر شده:
    372
    محل سکونت:
    Wish! In Your Mind!
    سلام دوست عزیز
    اینجا تربد فرهنگ و هنر ه با تعریف ایرانی فرهنگ و هنر شما میتونید راجع به همه چیز صحبت کنید اینجا!
    دوستانیکه متولد اواسط دهه 50 تا اواسط دهه 60 هستند احتمالآ یکی از بهترین دوران کودکی رو در بین نسل های گوناگون داشتند!
    هر چند زیر بارش گلوله استبداد و استکبار دنیا اومدند و زیر چتر تعصب و تحجر بزرگ شدند اما ......
    یاد باد اون روزگاران یاد باد!!!
    لحظه های شیرین مدرسه! شاید کمتر دوره تاریخی در حافظه این مملکت وجود داشته باشه که اختلاف طبقاتی خیلی زیاد نبود! وقتی ما بچه بودیم شرایط جنگ و انقلاب نوعی پیش میرفت که اقشار گوناگون همراه هم حرکت میکردند هرچند ناگهان سرعت بعضی ها سرسام آور شد و سایرین به سمت عقب حرکت کردند!
    مدرسه ای که ما (نسل ما) میرفیتم به نسبت فاصله طبقاتی کمتری بین شاگردهاش داشت!
    دلم برای دعواهای مدرسه خیلی تنگ شده
    زنگ آخر کوچه پشتی!!
    کیفا رو زمین! نمیدونم چرا اما انگار کسی لگد و مشت بلد نبود
    بلافاصله میرفتیم سراغ ورزش سنتی! سینه به سینه کشتی فرنگی!
    یادم بچه ها تا سالهای آخر راهنمایی ناسزا بلد نبودند!
    اما حالابچه های 4 ، 5 ساله کلماتی استفاده میکنن که منه ... ساله از گفتنشون شرم دارم! حتی تو دعوا!!!!
    چقدر رفاقتها بعد از هر دعوا صمیمی تر میشد!
    حتی دلم برای روزنامه کیهان اون زمان تنگ شده! کم کم همشهری اومد روزنامه رنگی که امتیاز دیگش صبح منتشر شدندش بود چه قدر دوست داشتم پدر با همشهری بیاد خونه که منم رغبت کنم روزنامه رو بخونم!
    اخبار تلویزیون فقط جنگ نشون میداد!
    جنگ لبنان ، جنگ فلسطین ، جنگ بوسنی و ..... مراسم مسلمون کشی!!!
    چقدر خو شحال شدم وقتی جنگ بوسنی تموم شد! انگار تویه کشور خودم جنگ بود!
    چقدر خاطره دارم!
    چه دورانی بود!
     
  6. live for what?

    live for what? مدیر بازنشسته مدیر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏18 آگوست 2006
    نوشته ها:
    9,016
    تشکر شده:
    372
    محل سکونت:
    Wish! In Your Mind!
    یاد وقتیکه کودک بودیم!
    یاد نونوایی سر کوچه که بمب بعثی با خاک یکسانش کرد!
    شیشه هایی که شکست!
    پدری پریشان که مسیر 2 ساعته رو نیم ساعته اومده بود تا سلامت خانوادش مطمئن بشه!
    گاهی بیان یک کلمه ما رو به یادآوری مسائلی میبره
    همان یک کلمه کافیست جمله ها بیشتر گنگ کننده هستند!

    تلویزیون ، کارتون ، بامزی ، چوبین ، کار و اندیشه ، مسافر کوچولو ، محله بهداشت ، محله برو بیا ، سلندی پیتی ، فوتبال جام جهانی نود ، لوتار متیوس ، توماس هسلر ، یورگن کیلزمن ، اندریاس برمه ، رودی فولر ، اندیاس مولر ، ژان پیر پاپن ، دیوید ژیلانو ، اریک کانتونا ، فرانک ریکارد ، فن باسن ، رد گولیت ، رونالد کومان ، روبرتو باجو ، دینو باجو ، راوانلی ، روبرتو موزی ، ربرتو مانچینی ، پایلوکا ، فرانکو بارزی ، پل گسکوئین ، تونی آدمز ، دیود سیمن ، آلن شیرر ، پیتر اشمایکل ، برادران لاندروپ ، استیف تافتینگ ، گویگچآ ، مارادنو ، باتیستوتا ، ردندو ، ژورژ وآ ، روماریو ، به بتو ، دونگا ، بهرام شفیعی ، مهربان ، کوتی ، علی پروین ، بهاشت فریبا ، عبدعلی چنگیز ، احمدرضا عابدزاده ، مرحوم سیروس قایقران ، حمید درخشان ، علی دوستی ، ناصر محمد خانی ، محمد مایلی کهن ، محمد خاکپور ، محسن گروسی ، ادموند اختر ، صمد مرفاوی ، امیر قلعه نویی ، مجتبی محرمی ، جواد زرینچه ، نعیم سعداوی ، شهریار ، اخوان ، فریدون مشیری ، میرحسین موسوی ، سید احمد خمینی ، سید روح ا.. خمینی ، هاشمی رفسنجانی ، سید محمد خاتمی ، عطا ا.. مهاجرانی ، عبدا.. نوری ، کرباسچی ، یاسر عرفات ، فیدل کاسترو ، بروس یتلسین ، کیلینتون ، سمبل های آمریکا دو مایکل! سفید و سیاه ، جکسون . جردن ، متالیکا ، مدونا ، پینگ فلوید ، التون جان ، کوئین ، هایده ، مهستی ، ابی ، داریوش ، مارتیک سریال های اوشین ، لینچان ، آینه ، هزار دستان ، مرحوم علی حاتمی ، مخملباف ، کیارستمی ، مهرجویی ، اکبر عبدی ، علیرضا خمسه ، سوسن تسلیمی ، نیکی کریمی ، از کرخه تا راین ، ابراهیم حاتمی کیا
    و بسیاری از نام های دیگر که در بازه زمانی اواخر دهه شصت تا اواخر دهه 70 به نوعی و به صورتی روی زندگی و افکار ما تاثیر گذاشتن!خیلی ها الان هم هستند اما نه با اون درخشش اون روزگار و خیلی ها هم از قبل بودند و در اون سالها کم کم خاموش شدند
    از این کلید واژه ها تو ذهن شما هم حتمآ زیاد هست!
    تیه ذهن من که خیلی اسمها بود که به خاطر محدودیت جا و وقفه ای که برای تایپ اسمهاشون داشتم بعضی ها رو فراموش کردم!
    منتظر کلماتی که خاطراتی رو زنده میکنه از شما هم هستم!
     
  7. seymour

    seymour مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏3 آگوست 2005
    نوشته ها:
    6,205
    تشکر شده:
    62
    محل سکونت:
    Tehran
    راستی سینما هم می رفتیم ... اصلا کلا مردم سینما رو تر بودن ... شهر موش ها ( من 5 سالم بود فکر کنم .. از گربه می ترسیدم ) .. از کرخه تا راین ( 8-9 سالم بود ) ..[​IMG]
     
  8. raico

    raico مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏1 نوامبر 2004
    نوشته ها:
    1,442
    تشکر شده:
    37
    ما پخش مجدد مسافر کوچولو ،سندباد و ... رو دیدیم یا اینکه همسن بزرگواری همچون Behrooz هستیم.اگه اینجوره که خیلی عالیه.
     
  9. live for what?

    live for what? مدیر بازنشسته مدیر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏18 آگوست 2006
    نوشته ها:
    9,016
    تشکر شده:
    372
    محل سکونت:
    Wish! In Your Mind!
    البته جناب بهروز بزرگتر ماست!
    اما تصور میکنم تویه یه رنج سنی باشیم تا جاییکه یادمه مسافر کوچولو کمتر تکرار شده!

    یادش به خیر سینما هم زیاد میرفتیم اصولآ برای بچه ها بیشتر فیلم میساختن!
    چه فیلمهایی بود!
     
  10. بامداد

    بامداد Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏24 ژوئن 2006
    نوشته ها:
    1,684
    تشکر شده:
    161
    محل سکونت:
    زیر سایه دوستان
    بهروز که گفت مسافر کوچولو منو یاد ِ مارکوپولو انداخت ...

    اما صحبت از دوران خوش کودکیه ،
    میشه بگید چرا از اون وقتا اینطوری یاد می کنید ؟
    من یکی که اصلاً راضی نیستم برگردم به اون دوران ِ حماقت و سردرگمی ؛ حتی به دوران راهنمایی و دبیرستان ...
    همین جایی که الان هستم خیلی خوبه ، خدا رو شکر ...
    قصدم ناشکری نعمت ها نبود اما حتماً موافق هستید که الان دنیا رو بهتر می بینم
    هر چند که هنوز هم خیلی از کارها چندان فرقی با اون دروان نکرده فقط یه کم اتو کشیده شده ... اون موقع دنبال شکلات و پفک و ... حالا هم ....
     
  11. seymour

    seymour مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏3 آگوست 2005
    نوشته ها:
    6,205
    تشکر شده:
    62
    محل سکونت:
    Tehran
    منم همینطور [​IMG] ... یعنی از وضعیت فعلی ام راضی ام و شکر خدا ( بزنم به تخته ! [​IMG] ) ...


    اگه قراره باشه برم به یه سن و سال دیگه ، نهایتا 18 سالگی رو انتخاب می کنم [​IMG] ( یعنی همین 5 سال پیش !! ) ... نه دیگه ، اصرار نکنید ، کوچیکتر نمیشم ! ... [​IMG]
     
  12. سیامک

    سیامک کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏23 سپتامبر 2006
    نوشته ها:
    300
    تشکر شده:
    0
    خیلی تاپیکه قشنگیه
    گرچه شما بزرگواران جای پدر من هستید اما باز شاید این امتیازی باشه برای من که هنوز چند سالی با مرگ ابدی فاصله دارم!
    امیدوارم نوشته های گرانبهای شما وسیله ای باشد برای عبرت ما و چیزهای تازه ای یاد بگیریم.
    دوستدار شما و.پ
     
  13. سیامک

    سیامک کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏23 سپتامبر 2006
    نوشته ها:
    300
    تشکر شده:
    0
    ما که سودی از این سن 17 مون ندیدیم جز مشکلات جنسی و تفکرات آفرینش و جهان خارج و مرگ و هزار مذخرف دیگه !
    شاید این سخن بی تاثیر نباشه:
    زندگی دو نیمه است : نیمه اول در انتظار نیمه دوم و نیمه دوم در حسرت نیمه اول!
     
  14. raico

    raico مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏1 نوامبر 2004
    نوشته ها:
    1,442
    تشکر شده:
    37
    یکی از بخش های دوران کودکی تلویزیونهای سیاه و سفید بودن...
    الان تو این دوره زمونه بچه ها میشینن روبروی تلویزیون رنگی پلاسما 42 اینچ و ...
     
  15. live for what?

    live for what? مدیر بازنشسته مدیر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏18 آگوست 2006
    نوشته ها:
    9,016
    تشکر شده:
    372
    محل سکونت:
    Wish! In Your Mind!
    یادش به خیر تلویزیون های بزرگ پارس!
    اون موقعه همیشه گزارشگرهای ورزشی مخصوصآ کشتی! و هادی عامل! تکیه کلامش این بود!
    کسانیکه از گیرنده های سیاه و سفید این مسابقه رو ملاحضه میکنند! روی انگشت سود دست راست امیر خادم یک خال هست که اونو از رقیبش متمایز میکنه!
    تازه تلویزیون رنگی داده بود! خوب یادم اولین تلویزیون Sonny که خریدیم و کنترل از راه دور داشت!
    چه حالی میداد!
    بدون اینکه از جات بلند شی کانال تلویزیون رو عوض میکردی!
    هی میزدم شبکه دو هی میزدم شبکه یک! آخه فقط همین دوتا بودن!
    وقتی ویدیو خریدیم! فروشنده با چه طرز و لرزی اورد خونمون مثل اینکه داشت بزرگترین قاچاق تاریخ رو میکرد!!!
     
  16. live for what?

    live for what? مدیر بازنشسته مدیر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏18 آگوست 2006
    نوشته ها:
    9,016
    تشکر شده:
    372
    محل سکونت:
    Wish! In Your Mind!
    نه دیگه! نه تو اونقدر جوونی نه ما اونقدر پیر!
    برادر بزرگتر شاید واژه درستری باشه!
    یک نکته دیگه!
    مرگ خیلی بیرحمه به سن و سال کاری نداره همه ما از روز تولد فقط یک نفس با مرگ فاصله داریم!


    جمله قشنگیه!
    و متاسفانه در بسیاری از موارد درسته

    یاده یه رباعی از خیام افتادم!
    این یکدو سه روز نوبت عمر گذشت
    چون آب به جویبار و چون باد به دشت
    هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت
    روزیکه نیامده ست و روزیکه گذشت!
     
  17. live for what?

    live for what? مدیر بازنشسته مدیر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏18 آگوست 2006
    نوشته ها:
    9,016
    تشکر شده:
    372
    محل سکونت:
    Wish! In Your Mind!
    بامداد جان!
    سلام خوبی؟
    بچه ها اشتباه نشه قرار نیست بر گردیم عقب!
    فکر محال هم کردن حماقته!
    اما .....
    یاد آوری دوران خوش کودکی مفرح ذات است و ممد حیات!!!!!
    بامداد!
    با هر اعتقادی عاری از گناه بودن شیرین تر از گناه کار بودن!
    و اینست طی طریق بشر که گذر عمر بر بار گناهش اضافه میکنه مگر کسانی ......
    نه من کاملآ مخالفم که الان دنیا رو بهتر میبینیم
    تکلیف ما نه تنها روشنتر نشه بلکه زندگیه ما بین مادیات و معنویات بلاتکلیف مونده!
    من اگر میتونستم انتخاب کنم!
    اگر در بزرگ سالی منشا هیچ خیری نباشم دوست داشتم همون کودکی میرفتم!
    اما چیزی بی حکمت نیست اگر ما به این سن رسیدیم یعنی بلقوه میتونیم منشا یک خیری باشیم!
    حالا چندتا از ما این رو به بلفعل تبدیل کردیم؟!؟!
    در این مورد که چرا کودکی ما از نسل های دیگه شیرین تر هست قبلآ توضیحه مختصری دادم
    در مرور زمان هم نکات بیشتر رو ذکر میکنم!
    پی نوشت:
    Seymour راستشو بگو 18 سالگی چی کار میکردی شیطون؟!
    من اتفاقآ این سن و اصلآ دوست ندارم!
    مخصوصآ اینکه ساله اولی که کنکور دادم قبول نشدم!
    هر چند تا زمان اعلام نتایج خیلی ساله خوبی بود!
    سالی که قرار بود درس بخونم اما به اندازه تمام عمرم تویه اون سن خندیدم!
    فوتبال بازی کردم!
    برو بچه های تازه گواهینامه گرفته دسته جمعی مدرسه رو میپیچوندیم میرفتیم دونبال .....
    ولش کن 18 سالگی خیلی به من خوشگذشت اما نهایت خوبی نداشت!
     
  18. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    292
    محل سکونت:
    Tehran
    دقيقا همينطور بود .
    روزهاي جنگ بود . من ابتدايي بودم در اوج جريان جنگ . همه يكرنگ بودند . توي مدرسه خوراكي هايمان را با هم تقسيم مي كرديم . فقير و غني نبود . ( لاقل بين ما )
    عجب روزهايي بود .



    ناسزا كه خوبه دوست من
    من تا دوران دبيرستان نمي دونستم دختر و پسر فرق دارند .
    الان خدا خير بده اين بچه هاي راهنمايي را .
    توي كوچه ها آدم صحنه هايي مي بيند كه مي خواهد شاخ در بياورد .



    چوبين كه نشان مي داد من كمي بزرگ !!! شده بودم و كم نگاه مي كردم . اما بامزي اخرش بود . خيلي حال مي داد . شلمان يادش به خير هميشه جاهاي حساس زنگ ساعتش به صدا در مي آمد و مي خوابيد .
     
  19. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    292
    محل سکونت:
    Tehran


    سلام رايكو جان
    فكر مي كنم تقريبا در يك رنج سني باشيم . من الان 30 را پر كرده ام و به قول بزرگي افتاده ام در سراشيبي .
    يادش به خير .
    چه روزهاي خوبي بود .
     
  20. بامداد

    بامداد Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏24 ژوئن 2006
    نوشته ها:
    1,684
    تشکر شده:
    161
    محل سکونت:
    زیر سایه دوستان
    سلام به live for what? ( مخاطب قرار دان بعضی از دوستان تو پی تی خیلی سخته به خاطر یوزرهاشون ! که آدمو سر در گم می کنه )

    اینو که گفتی یاد یه ترانه اخشابی افتادم تو کاست پریزاد :

    همه مونو از گل وخار آفریدن -- ماها عاشقیم فرشته بی گناهه

    شعرش از علی معلم عزیزه

    معرفتی نیست که در این مورد بحث کنم اما فضل بی گناهی کودکی رو به توبه کار بودن بزرگسالی نمی فهمم ...
     
  21. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    292
    محل سکونت:
    Tehran


    اما بامداد جان
    من اون دوران را خيلي دوست دارم . دوران كودكي .
    الان خيلي سخت شده . هزار جور مسئوليت و گرفتاري .
    شب هم كه مي خواهي بخوابي به فكر گرفتاري فردا ، چگونه برگزار شدن جلسات ، دفاع از عملكردت و هزار هزار چيز ديگر


    يه شعري داره اسماعيل خويي كه من در تاپيك هر روز يك شعر تازه هم گذاشته ام به نام " وقتي من بچه بودم "
    وقتي كه من بچه بودم غم بود اما كم بود
    زور خدا هم بيشتر بود .
     
عسل طبیعی و گرده گل ایرانیخرید و فروش اتوماتیک ارزهای الکترونیکی