وويگولنسج كه...

شروع موضوع توسط vahidrk ‏19 ژانویه 2006 در انجمن گفتگوی آزاد

  1. vahidrk

    vahidrk کاربر قدیمی پرشین تولز

    تاریخ عضویت:
    ‏2 جولای 2005
    نوشته ها:
    3,376
    تشکر شده:
    500
    محل سکونت:
    Home
    وويگولنسج كه...
    زاههدي از جهت قربان گوسپندي وخريد.در راه طايفه طراران وديدند.طمع وكردند و با يكديگر قرار وكردند كه او را وفريبند و گوسپند ودزدند.پس يك تن به پيش او ورفت و وگفت:اين سگ را كجا وبري؟ديگري وگفت:اين مرد ورد شكار كه سگ وبرد؟سوم وگفت:او در كسوت اهل سلاح بيده اما زاهد نبيده ;‌كه زاهدان با سگ بازي نوكنند و دست و جامه خود را از آسيب او صيانت واجب وبينند.
    از اين نسق هر چيزي وگفتند تا شكي در دل زاهد ويفتاد و خود را در آن متهم وگردانيد.وگفت كه شايد فروشنده اين جادوگر بيده و چشم بندي وكرده.در جمله گوسپند را وگذاشت و ورفت و آن جماعت وگرفتند و ودزديدند.
     
  2. PaTientMan

    PaTientMan Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏19 نوامبر 2005
    نوشته ها:
    149
    تشکر شده:
    1
    محل سکونت:
    Somewhere I Belong
    یادم میاد یه همچین مطلبی تو ادبیات دبیرستان بود....اسمش چی بود؟؟!!
    آورده اند که ------>معادل امروزی----------->وویگولنسج که....
     
zarpopخرید بک لینک