آژانس هواپیمایی
pop up

و خداوند زن را آفرید .....

شروع موضوع توسط sokOoooot ‏16 مارس 2008 در انجمن گفتگوی آزاد

وضعیت موضوع:
موضوع بسته شده است.
  1. sokOoooot

    sokOoooot همکار انجمن سینما همکار انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏26 آپریل 2007
    نوشته ها:
    1,211
    تشکر شده:
    67
    محل سکونت:
    این بود تمام ماجرای من و او
    سلام خدمت همه

    عالی جنابان این مادر بنده یه مدتی هست که گیر سه پیچ داده به من که زن بگیر اول فکر میکردم شوخی میکنه بعد دیدم نه خیر خیلی هم جدیه خلاصه ما هم خودمونو زدیم به بیخیالی بعدش هم گفتم کی دخترشو میده به من بعد دیدم که نخیر توی کل فامیل و غیر فامیل پیچید و بر عکس همه هم ما رو تحویل گرفتم شهر ما مثل تهران شما نیست یه شهره کوچکه به نام جهرم سه سوت تمومه :wacko:

    مثلا همین هفته پیش رفتیم خونه یه بنده خدایی برای شام البته هدف چیز دیگر بود مثله اینکه مامانم به اونها گرا هم داده بود خلاصه من وارد خونه اینها شدم قبلا فقط با بابای طرف یه سلام و علیک مختصری کرده بودم اونم سره مراسم ختمی چیزی بیچاره اومد صورتمو ماچ کرد دختره هم چادر سفید ما دیدیم اوضاع خیطه سرمو انداختم پائین هر جروی بود شامو قورط دادم اومدم بیرون ...

    نمیگم دختره بد بودا خیلی خوب عینه دسته گل هم زیبا هم تحصیل کرده هم خانواده خوب داشت خلاصه فکر کنم هرکی آرزوشه با یه همچین دختری ازدواج کنه ولی من که دیدمش انگار اصلا هیچ حرفی ندارم باهاش بزنم

    کارم شده عیب گذاشتن رو دخترای دسته گل مردم یکی رو میگم قدش کوتاهه یکی میگم ابروش ریخته خلاصه از هر کدام یه عیب میگیرم و ...

    خلاصه یه مدتی هست از خونه فراریم یه هفته یه هفته میرم مسافرت نمیدونم چه خاکی بر سر بریزم خانواده ما هم یه مدلی هست نمیشه رو حرف بابا و مامانم حرف بزنم نمیتونم بگم چی میخوام اگه بگم هم که ...

    الان هم به مناسبت عید نوروز آتش بسه بی خیال من شدن منم فعلا اومدم خونه تا ببینم چی میشه الان در آرزوی سربازی ام شاید از این فرار کنم :blink:

    نمیدونم این تاپیکو برای چی زدم شاید چون مفتی شایدم زدم شما بخونین بخندین
     
  2. کپی رایت پرست

    کپی رایت پرست کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏16 مارس 2008
    نوشته ها:
    57
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    شرفستان
    با این تاپیکی که زدی مطمئن شدم که روح تنگنا در تو حلول کرده است.


    :D
     
  3. sokOoooot

    sokOoooot همکار انجمن سینما همکار انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏26 آپریل 2007
    نوشته ها:
    1,211
    تشکر شده:
    67
    محل سکونت:
    این بود تمام ماجرای من و او
    کجای کاری من روح تنگنا رو توی حلول .... :lol::blink::f34r:
     
  4. reza395

    reza395 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏8 می 2006
    نوشته ها:
    573
    تشکر شده:
    1
    بگو چند سالته و کارت چی هست

    تا بگم دوای دردت چی هست
     
  5. انسانه خوب

    انسانه خوب کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏14 ژانویه 2008
    نوشته ها:
    273
    تشکر شده:
    3
    خب تصمیمت چیه؟ نمیخوای ازدواج کنی یا که واسه ازدواج نیکول کیدمنو نشون کردی؟
     
  6. Geronimo

    Geronimo کاربر فعال هنرهای نمایشی کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏30 اکتبر 2007
    نوشته ها:
    5,770
    تشکر شده:
    131
    محل سکونت:
    Crystal Ship
    بابا این تایپیکای زن میخوام رو بیخیال بشید زن چیه یه بار هم که شده یه اقتداری از خودت نشون بده برو جلو بگو من حق تصمیم دارم نمیخوام تمام.....
     
  7. boxilink
  8. f@rzad

    [email protected] Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏15 آگوست 2007
    نوشته ها:
    8,465
    تشکر شده:
    18,796
    محل سکونت:
    Tehran
    سلام سکوت جان ، تو دیگه چرا ؟! ......:D
    جدا از شوخی اول باید ببینی تو زندگی هدفت چیه ؟ نا حالا بهش فکر کردی ؟؟ بعد از هدف شرایط مهمه اونهم تو این دوره و زمونه ای که ما داریم ..
    خلاصه این مهم ترین تصمیم زندگیته رفیق ... شوخی بردار هم نیست یه عمره ...... پس رودرواسی و شک و شبهه رو کنار بذار:happy:
    اول تکلیفتو با خودت روشن کن بعد هم ایشالله " یا علی " بگو تا عشق آغاز شه ! :) ( البته یا حالا یا هر وقت فکر کردی شرایطشو داری :cool:)
     
  9. blue_system45

    blue_system45 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏7 آگوست 2007
    نوشته ها:
    49
    تشکر شده:
    0
    نگیریا ! چرا کاریو میکنی که واسه تو ضرر و واسه دختر سوده؟!
     
  10. saeid.z

    saeid.z Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏20 دسامبر 2005
    نوشته ها:
    2,004
    تشکر شده:
    3
    محل سکونت:
    آمستردام
    اینکه هر کسی یه روزی درسته واقعا درسته
    ولی یکی هم مثل من هست که یه برنامه هایی ریخته و نمیتونه اونها رو در نظر نگیره و همینطور الکی بره زن بگیره
    نمیدونم رضا هم همینطوره یا نه الکی هویجوری میگه نمیخوام
    ولی اگر همینطوره اینو گوش کن :
    هفته پیش به اتفاق خانواده رفتیم مسافرت خونه عمع گرام صبح جمعه رسیدیم دیدم عمو و خانواده هم اونجان و دسته جمعی صبحانه خوردن و خلاصه یه جمع بزرگ رو حساب کنید از بزرگای فامیل عمو و شوهر عمه و عمه و زن عمو و و جوونها و صد البته پدر گرام ما که از همه بزرگترهو بقیه خانواده ها خوب اینجا شوهر عمع ما گیر داد که سعید کی زن میگیری و شروع شد حالا همه شروع کردن درباره من تصمیم میگیرن اینججا بهش زن میدیم نه همونجا میگیره یکی هست دو کی هست مارو میگی سینه جلو سبیل از بنا گوش در رفته :دی پاشدم ایستادم گفتم دهه حسودی نکنین میبینین آزادم دارم کیف میکنم نه کارم طوریه که آقا بالاسر داشته باشم نه تو خونه کسی رو دارم که دست و بالم بسته باشه چاق شدم نگرانی ندارم مسافرت میرم کیف میکنم میخوابم حسودیتون میشه میخواید دستم و بزارید تو حنا حالا حالاها از این خبرا نیست :دی بقیه رو میگی پیییییییس بادشون خالی شد منم به اتفاق بچه ها رفتیم بیرون گردش [​IMG]
    رضا تو همچین کاری میکنی ؟ [​IMG]
     
  11. Geronimo

    Geronimo کاربر فعال هنرهای نمایشی کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏30 اکتبر 2007
    نوشته ها:
    5,770
    تشکر شده:
    131
    محل سکونت:
    Crystal Ship
    ها این خاطرت خیلی جالب بود :دی
     
  12. saeid.z

    saeid.z Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏20 دسامبر 2005
    نوشته ها:
    2,004
    تشکر شده:
    3
    محل سکونت:
    آمستردام
    آخه جالبیش اینجاس که رضا میگه من به خونواده نمیتونم بگم برعکس من تو جمع فایل میگم :دی
    (یکی نیست بگه آخه فامیل جرات داره بگه تو ؟ [​IMG] )
     
  13. sokOoooot

    sokOoooot همکار انجمن سینما همکار انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏26 آپریل 2007
    نوشته ها:
    1,211
    تشکر شده:
    67
    محل سکونت:
    این بود تمام ماجرای من و او
    من 24 سالمه تازه 6 ماهی هست فارغ شدم از تحصیل الان هم میخوام برم سربازی این برگه اعزام لعنتی نمیاد گفتن دیر فرستادی تا یه 3 ماهه دیگه نمیاد کارم ندارم ولی بابام دستش به دهنش میرسه یهخونه گرفته تو شیراز گفته این برای عروس رضا یکی هم گرفته گفته اینم برای عروس داداشم

    حالا بر عکس داداشم که 4 سال کوچیکتر از خودمه گیر سه پیچ که من زن میخوام بیچاره میزنن تو سرش که اول رضا یک اوضاعی بیا بخند

    نه بابا نیکول کیدمنو کی ... من میگم خودم میخوام چی میگن انخابه یا از اینکارا بکنم یه کسی که از نظر منم با من بخونه حداقل بیشتر بشناسمش خانواده ما هم که سنتی مذهبی هست اصلا کارشون یه مدل دیگست میگن فردا میریم این دختر ببینیم اگه پات یکم لغزید که آره دختره بد نبود یه اف سیلون علاقه نشون دادی هفته دیگش پای سفره عقدی تمام اگه هم بگم که میخوام یه دختری رو بیشتر ببینم که سرمو میزنن :cool::p

    بابا بخدا من زن نمیخوام :p

    سلام از بخت هول هولکی :lol:

    منم همین طوری فکر میکنم ولی اخلاق خانواده ما یه مدل دیگست یعنی اونا انتخاب میکنن ما میپسندیدم البته این روش تا الان هم جواب داده و همه ازدواجها هم موفق بوده آخرم میدونم منم همینجوری زن میستانم ولی یه خورده یه جوریه


    ها همین که گفتی نمیشه

    من کاملا بر عکس شمام [​IMG]

    یعنی کلا همیشه ساکت و 100 در 100 بچه مثبت بودم صدام هم روی هیچکی بلند نکردم بعدم وقتی مثلا عموی بزرگ من میگه باید یه چیزی بشه باید بشه مثلا پارسال 15 تایی ماشین همه با هم رفته بودیم 13 به در داشت خوشم میگذشت یه دفعه عموم گفت پاشین بریم جهرم من فردا صبح باید فلان جا باشم خلاصه 13 به در ما به چیز کشیده شد

    بعد یه چیزه دیگم که هست خانواده ما یه نفر یا دو نفر نیست خیلی زیادن خانواده ما تنها توی جهرم 50 تا شهید داده حالا حساب کن کلن چند نفریم ....
     
  14. avajang.com .leftavajang.com.right
  15. newnaeemtaheri

    newnaeemtaheri کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏13 ژوئن 2004
    نوشته ها:
    42
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    Tehran
    سكوت جان، عجب خانواده‌ي صميمي و خوبي داري ! واقعا حسوديم شد ! :blush:
    از من مي‌شنوي اگر "هدف‌هاي بزرگ در زندگيت داري" و "دنبال عشق و حال و هوس‌بازي نيستي" ... بسم الله بگو و برو جلو ! :)
     
  16. H_R

    H_R مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏30 مارس 2005
    نوشته ها:
    3,285
    تشکر شده:
    15
    محل سکونت:
    North Pole
    این شتری اه که خواهی نخواهی روی قبر همه ما می ... ! منهتا خیلی هم بد نیست ! اگر زود ب... بوش زندگمون رو برمیداره اگر دیر ب... هیچ وقت خاک زندگیمون برای روییدن گلهای بهاری آماده خواهد بود ! ( ببخشید یه کم عامیانه مثال زدم )

    ببنید این آدمهایی که به 40 یا بیشتر ریسدن و هنوز ازدواج نکردند رو نمیدونم خیلی باهاشون برخورد داشتید یا نه ! یو جورایی به نظر نرمال نیسند ، درسته که احساس جوونی کاذب میکنند -که تا چندسال دیگش وقتی زوارشون در رفت دیگه اون حس رو هم نمیتونن داشته باشن - ولی رفتارشون یه جوریه که لااقل من یکی دلم نیمخواد آخر عاقبتم اونطوری بشه !

    به هرحال زندگی مشترک یه علاوه بر ظاهری که داره که همه آزادی ها رو از آدم میگیره و یه سری قید وبند ها رو به دست و پای آدم میزنه قائدتا جدای مسئله جنسی مزیت های دیگه ای هم داره که برای آدم لازمه فقط آدم باید شرایطش رو داشته باشه و طرفش رو پیدا کنه . یعنی در یه برحه از زمان -دوران طفولیت - پسر ها و دخترها از هم متفنر اند و همیشه به هم دشمنی میکنند بعد د نوجوانی عاشق هم میشند بعد کمی عاقل تر میشند و معتقد میشند که ازدواج کار احمقانه ای اه ، کمی که بزرگتر بشند این احساسشون هم عوض میشه و احساس میکنند که ازدواج کار لازمی اه این همون برحه از زمانه که برای ازدواج مناسبه !

    همه اینها رو گفتم که بگم اگر شما میبینی آمادگی روحیش رو داری و دختر خوب هم هست بدهم نیست به نامزد کردن و شناختن دختر و خانوادش فکر کنی !
     
  17. Muhammadinfo

    Muhammadinfo کاربر فعال علم و دانش کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 فوریه 2006
    نوشته ها:
    1,865
    تشکر شده:
    19
    خودتا بزن به دیوانگی بگو...
    کم نیاریا .
     
  18. Reza021

    Reza021 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏16 می 2007
    نوشته ها:
    136
    تشکر شده:
    17
    محل سکونت:
    UNKONWEN YET
    دخلت در اومده پس تسليت![​IMG]
    ولي همچين مجردي هم فاز نميده![​IMG]
     
  19. sokOoooot

    sokOoooot همکار انجمن سینما همکار انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏26 آپریل 2007
    نوشته ها:
    1,211
    تشکر شده:
    67
    محل سکونت:
    این بود تمام ماجرای من و او
    ممنون از مثال زیبات سبزه و بهار از این حرفا :lol:

    باشه چشم ;)

    ممنون تا ببینم چه شود :happy:

    بابا من یه عمره خودمو زدم به دیونگی نمیودونم چرا کسی باور نمیکنه :lol:
     
  20. reza395

    reza395 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏8 می 2006
    نوشته ها:
    573
    تشکر شده:
    1
    چرا زن نمی خوای ؟ مگه زن بده ؟
     
  21. sokOoooot

    sokOoooot همکار انجمن سینما همکار انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏26 آپریل 2007
    نوشته ها:
    1,211
    تشکر شده:
    67
    محل سکونت:
    این بود تمام ماجرای من و او
    نه من کی گفتم بده من گفتم الان این مدلی زوری نمیخوام :)
     
  22. reza395

    reza395 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏8 می 2006
    نوشته ها:
    573
    تشکر شده:
    1
    ببین پدر جان
    من نمی خوام الان ازدواج کنم
    می خوام هر موقع آماده بودم همسر ایده الم را خودم انتخاب کنم
    الانم اگر زیاد گیر بدید میرم معتاد می شم
     
وضعیت موضوع:
موضوع بسته شده است.