برگزیده های پرشین تولز

و خدا زنان را آفرید.....

maloose...to

کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت
22 مارس 2009
نوشته‌ها
92
لایک‌ها
1
اینجا شوخی کردن هم آزاده
.
.
.
اما محور مطالبی در مورد زنان هست
از اونجایی که همه شما زاده ی یک زن هستید به نظر من لازمه که حداقل همون یک زن رو که مادر شماست بهتر و بیشتر بشناسید و هم اینکه خوندن مطالب میتونه کمک کنه به درک تفاوتهای جنسیتی
قبلا از همکاری شما سپاسگذارم
 
Last edited:

maloose...to

کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت
22 مارس 2009
نوشته‌ها
92
لایک‌ها
1
فرزان جان ممنون که اولین نفر بودی
 

maloose...to

کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت
22 مارس 2009
نوشته‌ها
92
لایک‌ها
1
زن از ديدگاه دكتر علي شريعتي

زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند ...
ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر ...
مي تواند تنها يك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي ...
براي ازدواجش در هر سني اجازه ولي لازم است و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار مي تواني ازدواج كني ...
در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو ...
او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي ...
او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني ...
او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد ...
او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني ...
او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر ...
و هر روز او متولد ميشود؛ عاشق مي شود؛ مادر مي شود؛ پير مي شود و ميميرد ...
و قرن هاست كه او عشق مي كارد و كينه درو مي كند چرا كه در چين و شيارهاي صورت مردش به جاي گذشت زمان جواني بربادرفته اش را مي بيند و در قدم هاي لرزان مردش، گام هاي شتابزده جواني براي رفتن و درد هاي منقطع قلب مرد سينه اي را به ياد مي آورد كه تهي از دل بوده و پيري مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده مي كند ...
و اينها همه كينه است كه كاشته مي شود در قلب مالامال از درد ...
و اين، رنج است.
 

H-C

مدیر بازنشسته
کاربر فعال
تاریخ عضویت
12 مارس 2008
نوشته‌ها
4,679
لایک‌ها
414
سن
31
محل سکونت
Tehran
از نظر من عجیب ترین مرموز ترین چیزی که خدا آفرید همین زن هست !!! شاید برای مردان حداقل اینجوری باشه ! یا خیلی حداقلش (!) برای من اینجوریه !
 

maloose...to

کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت
22 مارس 2009
نوشته‌ها
92
لایک‌ها
1
مثلا گاهی بعضی چیزها میگن این خانوما ممکنه شما فکر کنید منظورشونو فهمیدید اما اشتباه کردی عزیز من
داستان پایینو بخون تا بفهمی
 

maloose...to

کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت
22 مارس 2009
نوشته‌ها
92
لایک‌ها
1
تلفن زنگ زد خودش بود . دوست پسرش قلبش رو شکسته بود .از من خواست که برم
پیشش.نمی خواست تنها باشه.من هم اینکار رو کردم.وقتی کنارش رو کاناپه نشسته
بودم. تمام فکرم متوجه اون چشم های معصومش بود.آرزو می‌کردم که عشقش متعلق به من باشه . بعد از 2 ساعت دیدن فیلم و خوردن 3 بسته چیپس ،خواست بره که بخوابه . به من نگاه کرد و گفت : "متشکرم داداشی" و گونه من رو بوسید


"میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی‌خوام فقط "داداشی" باشم.من عاشقشم.اما... من خیلی خجالتی هستم ....... علتش رو نمیدونم "


روز قبل از جشن دانشگاه پیش من اومد . گفت :"قرارم به هم خورده اون نمی‌خواد با من
بیاد" من با کسی قرار نداشتم .ترم گذشته ما به هم قول داده بودیم که اگه زمانی‌هیچ کدوممون برای مراسمی پارتنر نداشتیم با هم دیگه باشیم .درست مثل یه "خواهر و برادر" . ما هم با هم به جشن رفتیم .جشن به پایان رسید.من پشت سر اون ،کنار در خروجی ایستاده بودم ،تمام حواسم به اون لبخند زیبا و چشمهای همچون کریستایش بود .آرزو می‌کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمی‌کردو من این رو میدونستم. به من گفت :"متشکرم داداشی،شب خیلی خوبی داشتیم " ، و گونه من رو بوسید.


"میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی‌خوام فقط "داداشی" باشم.من عاشقشم.اما ... من خیلی خجالتی هستم ....... علتش رو نمیدونم "


یک روز گذشت ،سپس یک هفته ، یک سال .... قبل از اینکه بتونم حرف دلم رو بهش بزنم
روز فارغ التحصیلی فرا رسید ، من به اون نگاه می‌کردم که درست مثل فرشته‌ها روی
صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگیره.
میخواستم که عشقش متعلق به من باشه .اما اون به من توجهی نمی‌کرد ، من اینو
می دونستم ، قبل از اینکه کسی خونه بره سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ
التحصیلی ، با گریه منو در آغوش گرفت و سرش رو روی شونه من گذاشت و آروم گفت تو
بهترین داداشی دنیا هستی ،متشکرم داداشی و گونه منو بوسید .


"میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی‌خوام فقط "داداشی" باشم.من عاشقشم.اما ... من خیلی خجالتی هستم ....... علتش رو نمیدونم . "

نشستم روی صندلی ،صندلی ساقدوش ،توی کلیسا ، اون دختره حالا داره ازدواج میکنه ،من دیدم که "بله"رو گفت و وارد زندگی جدیدی شد.من میخواستم که عشقش متعلق به من باشه .
اما اون اینطوری فکر نمیکرد و من اینو میدونستم، "اما قبل از اینکه ار کلیسا بره
رو به من کرد و گفت " تو اومدی داداشی؟ متشکرم .

"میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی‌خوام فقط "داداشی" باشم.من عاشقشم.اما .... من خیلی خجالتی هستم ....... علتش رو نمیدونم ."

سال های زیادی گذشت. به تابوتی نگاه میکنم که دختری که منو داداشی خودش میدونست توی اون خوابیده ، فقط دوستان دوران تحصیلش کنارش هستند .
یه نفر داره دفتر خاطراتش رو میخونه ،دفتری که در دوران تحصیل اون رو نوشته .
ابن چیزی هست که اون نوشته بود :

تمام توجهم به اون بود آرزو می‌کردم عشقش برای من باشه .اما اون توجهی به این موضوع نداشت و من اینو میدونستم . من میخواستم بهش بگم ، میخواستم که بدونه نمیخوام فقط برای من یک داداشی باشه .من عاشقش هستم .اما .....من خجالتی هستم .............علتش رو نمیدونم............همیشه آرزو داشتم که به من بگه دوستت دارم ......
 

08610023

Registered User
تاریخ عضویت
21 آگوست 2007
نوشته‌ها
512
لایک‌ها
9
محل سکونت
iran
ولی مردا میگن همشون سر و ته یه کرباسن.تو مخدونی همشون یه چی میگذره.
 

!?*mahsa*?!

Registered User
تاریخ عضویت
14 می 2007
نوشته‌ها
1,274
لایک‌ها
1
سن
33
محل سکونت
يه جاي كوچولو تو این دنیای بزرگ
زنها اصلا موجودات تکی هستند
در آن واحد میتونن هزار تا کار انجام بدن و هزار تا فکر بکنن ... درصورتی که مردا معمولا ذهنشون رو فقط برای یه موضوع متمرکز میکنن....
 

sokOoooot

همکار بازنشسته
تاریخ عضویت
26 آپریل 2007
نوشته‌ها
1,252
لایک‌ها
76
محل سکونت
این بود تمام ماجرای من و او

sara__joon

کاربر فعال فوتبال
کاربر فعال
تاریخ عضویت
2 آگوست 2006
نوشته‌ها
5,236
لایک‌ها
5,607
محل سکونت
El Paso, Texas

sara__joon

کاربر فعال فوتبال
کاربر فعال
تاریخ عضویت
2 آگوست 2006
نوشته‌ها
5,236
لایک‌ها
5,607
محل سکونت
El Paso, Texas
زنها اصلا موجودات تکی هستند
در آن واحد میتونن هزار تا کار انجام بدن و هزار تا فکر بکنن ... درصورتی که مردا معمولا ذهنشون رو فقط برای یه موضوع متمرکز میکنن....

تایپک جدیه . شوخی نکن ...
 

Khepele Sibilo

کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت
2 ژانویه 2008
نوشته‌ها
1,688
لایک‌ها
16
سن
41
خدا مرد را آفرید ، گفت فتبارک ...
ملائک . دنیا گله کردند پس ما چی !؟
زن را آفرید گفت میری.. به مردم و آدم و بشریت و خلقت و همه چیز !


فکر کنم الان از آفرینش این موجودناقص الخلقه پیشمان شده ! اما گندیست که زده، متاسفانه هر جئر هم می خواهیم پاکش کنیم لکه قهوه ایش بزرگ تر می شود !

پ.ن : نظرات شخصی هستند !
 

NavidM

Registered User
تاریخ عضویت
14 آگوست 2008
نوشته‌ها
408
لایک‌ها
1
مغز زنان سه چهارم مغزمردانه.
 

bloody

کاربر فعال علم و دانش
کاربر فعال
تاریخ عضویت
19 آپریل 2007
نوشته‌ها
1,244
لایک‌ها
17
محل سکونت
IRAN
بهتر كمي در مورد چيزايي كه ميشنويم فكر كنيم ....زن ناقص العقل هست نه اينكه عقلش از مرد كمتره !چرا نميخواييد بفهميد منظور اينكه چون زنا احساساتي تر هستن اكثرا در تصميم گيري ها احساسات روشون تاثير ميزاره ...از اين نظر نه از نظر كارايي عقلي ...
 

Khepele Sibilo

کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت
2 ژانویه 2008
نوشته‌ها
1,688
لایک‌ها
16
سن
41
خواهشمندم کسی این چند خط رو نخونه !
همینطوری مونده بود روو دلم، منتظر بهانه بودم جایی بنویسم !
حوصله دعوا ندارم !
نخونینش !




توو داستان ها می خونیم که یکی، مثلا برای کاری باید بره پشم طلا رو از نه غار بیاره !
یا یکی دیگه ته فلان غار میره دنبال یک گیاه دارویی
یا مثلا طلا اینها توو قلعه متروکست ! باید بره بیاره یا .....

مشخصه اصلی همه اینها یک چیزیه که برای طرف به هر دلیلی که برای ما دلیل نیست، با ارزشه !

مشخصه دوم اینه که این چیز با ارزش، توسط یک نیروی قوی اما بی عقل محافظت میشه !
اکثرا یک اژدها !
آتیشش همه جا رو می سوزونه اما اگه بتونی بری خرش کنی، نه تنها اون چیز با ارزشش رو به دست میاری،بلکه همون اژدها هه میشه نگهبانش !





حالا زن همینه ! یک چیزی تووشه که هیچکدوممون نمیدونیم چیه ! فقط می خوایم به دست بیاریم. اکثرا برای ماها ازش نداره، اما یهو برای یکی ارزش پیدا می کنه ! با هزار تا بدبختی میره توو غاره و اژدها هه رو خر می کنه و اون رو بدست میاره ! یا هم اینکه می سوزه و ..
اگر بدست بیاره هم چیز خوبه رو داره هم اژدها هه رو تا آخر برای محافظت از چیز خوبه داره !


کل عقل و وجودیت زن یک چیزه خوبه که خدا برای مردها آفریده و یک اژدها گذاشته درش بی عقل و ناقص عذاب آور ! که کنارش بودن مازوخیسمه ! اما خوب، برای اون چیز خوب مجبوریم تحملش کنیم !
 

Mohsen_mzh

مدیر بازنشسته
کاربر فعال
تاریخ عضویت
19 آگوست 2007
نوشته‌ها
3,732
لایک‌ها
579
محل سکونت
Home
خواهشمندم کسی این چند خط رو نخونه !
همینطوری مونده بود روو دلم، منتظر بهانه بودم جایی بنویسم !
حوصله دعوا ندارم !
نخونینش !
.
.
.
کل عقل و وجودیت زن یک چیزه خوبه که خدا برای مردها آفریده و یک اژدها گذاشته درش بی عقل و ناقص عذاب آور ! که کنارش بودن مازوخیسمه ! اما خوب، برای اون چیز خوب مجبوریم تحملش کنیم !
ضمن اینکه پستتو نخوندم (!!) خواستم بگم نفهمیدم الان اژدهایی که از زن مراقبت می کنه استعاره از چیه ؟!
 
بالا