آژانس هواپیماییexchanging

پدر و مادرم درکم نمی کنن

شروع موضوع توسط تنهائی ‏30 جولای 2010 در انجمن گفتگوی آزاد

  1. تنهائی

    تنهائی کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏30 جولای 2010
    نوشته ها:
    0
    تشکر شده:
    0
    سلام ببخشید که مزاحمتون میشم
    من پسری هستم 14 ساله
    یه خواهر بزرگتر دارم که ازدواج کرده رفته خونه ی بخت
    و من هستم تنها تو خونه با پدر و مادرم
    منتها باهاشون خیلی مشکل دارم
    چون اونا اصلا منو درک نمی کنن
    بابام که از صبح میره سرکار تا شب که میاد
    حتی هفته به هفته یک کلمه هم با من حرف نمی زنه انگار نه انگار پسری داره انگار منو نمی بینه اصلا
    مشکلاتمو درک نمی کنه
    مادرمم که یا همش بیرونه یا تو خونه هم که هست به کارای خونه میرسه و به حرفای منم گوش نمیده
    هر چند اصلا فکر نکنم این دو نفر حرف منو بفهمن و بدونن من چی میگم
    انگار از دو دنیای دیگر هستیم
    من دیگه به مرز جنون رسیدم بارها خواستم خودکشی کنم ولی خدا رحم کرد که تصمیم نهایی رو نگرفتم
    به نظر شما مشکلمو با والدینم چطوری حل کنم؟
    چون خیلی وضعه بحرانیه
     
  2. MasoudM

    MasoudM Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏8 جولای 2008
    نوشته ها:
    1,569
    تشکر شده:
    604
    محل سکونت:
    in the shadow of the statue
    بحران دوران نوجوانیه ... چند سال دیگه درست میشه :دی
     
  3. منصور قیامت

    منصور قیامت کاربر ویژه گفتگوی آزاد کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏1 ژوئن 2007
    نوشته ها:
    4,341
    تشکر شده:
    295
    محل سکونت:
    شهر باحال قم

    مشکلاتت چیه؟

    از نظر مالی بهت میرسن؟ دقیقا بگو ببینم مشکلت چیه
     
  4. Ronan

    Ronan Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژانویه 2006
    نوشته ها:
    6,276
    تشکر شده:
    910
    محل سکونت:
    Tehran
    همون خودتو بکشی بهتره ... همتون راحت میشید
     
  5. IvY

    IvY Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏20 می 2010
    نوشته ها:
    509
    تشکر شده:
    114
    محل سکونت:
    هواپیما جیمبو
    لطفا مدیریت محترم این کابری ها رو چک کنه.
    نمی دونم چرا همش احساس می کنم این تاپیک های جدید کار یک نفر است.:upsided::upsided::upsided:
    البته بازم میگم کار بدی نیستا ، چون بچه ها سرگرم میشن.
     
  6. dark_angel

    dark_angel Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏21 ژانویه 2009
    نوشته ها:
    175
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    HardRock Café
    شما بهتره به یه مشاوره مراجعه کنید چند جلسه هم با خودتون جدا و هم با والدینتون صحبت میکنن.
    مشکلی نیست اکثرا (میشه گفت 99%) هم و سن سال های شما این مشکلات رو دارند. (خیلی هاش مربوط به مسائل بیولوژیکی و تغییراتی که داره رخ میده هست)

    و سعی کن به کارهایی مفید و آموزشی و سرگرم کننده بپردازی . (نقاشی , کلاس کامپیتور ,ورزش و...)
     
  7. appbannerkhuniresbanner
  8. Parsa-Undead

    Parsa-Undead مدیر باز نشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏5 مارس 2009
    نوشته ها:
    3,321
    تشکر شده:
    1,110
    محل سکونت:
    Tehran
    بابا بیا برو خدا رو شکر کن که بهت کاری ندارن !
    باسه چی ناراحتی ؟!!
     
  9. Love_life

    Love_life Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏10 فوریه 2010
    نوشته ها:
    3,718
    تشکر شده:
    968
    محل سکونت:
    دور نیست
    باشه ولی بعدا اگه کسی مشکلش رو سرچ کنه می یاد اینجا ! البته به غیر از اسپم ها !
     
  10. تنهائی

    تنهائی کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏30 جولای 2010
    نوشته ها:
    0
    تشکر شده:
    0
    آخه من نمیخوام تا چندسال دیگه صبر کنم
    اصلا از کجا معلوم بحران دوران نوجوانی باشه؟
    من الان مشکل دارم چیکار به چند سال دیگه دارم؟
    نه از لحاظ مالی چندان مشکلی نیست
    مشکل اینه که احساس می کنم کمبود محبت دارم و منو درک نمی کنن
    سر غذا و شام همش بابامو نگاه می کنم ولی اون اصلا منو نگاه نمی کنه
    دوست دارم مثلا ازم بپرسه در مورد درسم دوستام کلاسام ولی هیچی نمیگه
    منم غرورم اجازه نمیده بهشون بگم به من چرا توجه نمی کنید در ضمن نمی دونم اصلا گفتنش درست هست یا نه
    خودشون باید بفهمن این چیزارو دیگه!
     
  11. تنهائی

    تنهائی کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏30 جولای 2010
    نوشته ها:
    0
    تشکر شده:
    0
    خوب من الان تو خونه تنهام مخصوصا الان که تابستونه
    و متاسفانه خواهر و برادری هم ندارم که همزبونو همبازیم باشه
    ورزش و کامپیوتر و اینا هم سرجاشه منتها زندگی که فقط این چیزا نیست
     
  12. dark_angel

    dark_angel Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏21 ژانویه 2009
    نوشته ها:
    175
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    HardRock Café
    همون مورد اول که بهت گفتم :

     
  13. Reza_994

    Reza_994 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏14 ژوئن 2009
    نوشته ها:
    878
    تشکر شده:
    40
    محل سکونت:
    La Facultad de Lenguas Extranjeras de la Universid
    :p
    راست میگه برو خدا رو شکر کن باهات کاری ندارن !:wacko:



    جه جالب
    مارو میگی برعکس !
    من از خدامه ولم کنن
     
  14. avajang.com .leftavajang.com.right
  15. ITI

    ITI Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏28 نوامبر 2008
    نوشته ها:
    3,554
    تشکر شده:
    136
    محل سکونت:
    تهران

    ببین عزیزم

    الان كه 14 سالته به نظرم دوران طلایی زندگیته و تا میتونی فارق از مشكلاتی كه داری از زندگی لذت ببر

    مطمئن باش چند سال دیگه كه معنای واقعی زندگی كردن رو فهمیدی به مسائل الانت كه به ظاهر مشكل هستند بدجوری میخندی و به خودت میگی چه دوران خوبی بود و ازش استفاده نكردم

    الان هم كه دوران بلوغت هست و این مسائل طبیعیه و برای تك تك افراد اتفاق میافته . حالا براساس زندگی هر شخص این دوران بالا و پائین داره ولی كلیتش برای همه یكسانه

    مشكلات روحی ، عاطفی كه میتونه به راحتی روی تحصیلت هم تاثیر بذاره و تنها كسی كه میتونه بهت كمك كنه خودتی نه كس دیگه ای .

    اینو مطمئن باش كه هر كسی تو این دوران با مسائل شبیه شما مواجه هستش ، باید تحمل كنی تا این دوره بگذره

    البته خودت میتونی كاری كنی كه این دوران برات شیرین باشه یا اینكه با ناراحتی سپریش كنی

    خود من شخصا دوست داشتم جای شما بودم و تخت تو خونه استراحت میكردم و به كارای شخصیم میرسیدم و از طرفی هم مسئولیتی نداشتم و متقابلا كسی هم با من كاری نداشت حتی برای یه مدت كوتاه

    از من میشنوی از این دوران استفاده كن كه وقتی بزرگتر شدی دیگه یه ثانیش هم گیرت نمیاد:happy:




    با اون دوستی هم كه پیشنهاد داد بری خودتو بكشی زیاد كار نداشته باش . بنده خدا تیمش تو جام جهانی بدجوری اوت شده داره دوران بدی رو پشت سر میذاره :D
     
  16. rezidentevil

    rezidentevil Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏14 دسامبر 2009
    نوشته ها:
    6,954
    تشکر شده:
    816
    بی چاره بهتر از اینه که عین زمونه ما گیر بدن بهت دهنت رو سرویس کنند !
     
  17. تنهائی

    تنهائی کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏30 جولای 2010
    نوشته ها:
    0
    تشکر شده:
    0
    اخه نمیخوام به روانشناس مراجعه کنم یعنی اولا خودم مخالفم
    ثانیا به پدر و مادرم بگم چی؟
    بگم بریم پیش روانشناس؟!
    اونوقت اونا چی میگن؟
    اصلا صورت مساله رو قبول می کنن؟

    من میخوام بدون نیاز به این مسائل مشکل حل بشه
    چون پدر و مادرم پدر و مادر بدی نیستن
    خوبن به منم میرسن فقط اینکه زیاد کاری باهام ندارن آزارم میده
    از طرفی چون خوبن و چیزی برام کم نذاشتن من شرم می کنم همچین چیزی رو بهشون بگم چون حس می کنم دارم قدرنشناسی و زیاده خواهی می کنم

    اصلا شما بگید این مشکلی که من دارم رو به عنوان مشکل قبول دارید یا فکر می کنید مشکل خاصی نیست؟
    اگر همه این رو یک مشکل میدونید من برم به پدر و مادرم بگم یه جوری
    البته اینکه چجوری بگم رو نمیدونم
    چون خودمم هنوز به اینکه این یک معضل هست یا نه پی نبردم ولی هر چی هست آزارم میده دیگه!
    فکر نکنید یه وقت پسر لوسی هستما نه!
    دوست دارم با پدر و مادرم نزدیکتر و صمیمی تر باشم و بیشتر منو بفهمن
    این بده !!؟

    من نمی دونم شما چند سالته
    ولی اگر من برادر کوچکترت هم بودم باز همینو بهم میگفتی؟
    و میگفتی برو خودتو بکش؟
    فرض کن من جای برادر کوچکترتون
    ممنون از صحبتاتون
    خوب حرفایی زدید

    من چند وقتیه با این سایت آشنا شدم و حس کردم جو صمیمیه داره برای همین احساس کردم می تونم مشکلمو اینجا بیان کنم و دوستانه راهنماییم کنن
     
    Last edited: ‏30 جولای 2010
  18. تنهائی

    تنهائی کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏30 جولای 2010
    نوشته ها:
    0
    تشکر شده:
    0
    یکی از مدیران لطفا این اسپم ها رو پاک کنه

    چقدر نامردین شماها
    فکر کنید این مشکل واسه خودتون به وجود اومده باشه بازم از این کارا می کنید؟

    در ضمن اون آقایی که به من پی ام دادی و گفتی اینا ادم حسابی نیستند و ازشون مشورت نخواه و اگه ادم بودن خودشونو درمان می کردن
    از اونجا که نمی تونم جواب پی امتونو بدم
    اینجا شما بگو کجا برم بگم؟
    من به اینا اعتماد کردم
    چون دیدم جو صمیمی و دوستانه ای داره
     
  19. Parsa-Undead

    Parsa-Undead مدیر باز نشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏5 مارس 2009
    نوشته ها:
    3,321
    تشکر شده:
    1,110
    محل سکونت:
    Tehran
    ما اگه این مشکل برامون پیش بیاد شاد میشیم ! :D
     
  20. my7xN

    my7xN همکار انجمن ادبیات همکار انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏24 می 2009
    نوشته ها:
    3,287
    تشکر شده:
    1,336
    صد در صد تقصیر خودته
    مشکل از رفتارته فرزندم[​IMG]
     
  21. hamed_1989

    hamed_1989 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏2 دسامبر 2008
    نوشته ها:
    368
    تشکر شده:
    8
    محل سکونت:
    Tehran
    عجب جمله باحالی گفتی. l[​IMG]

    ما دلمون میخواست تو اون سن بهمون کمتر گیر بدن[​IMG]
    [​IMG]
     
    Last edited: ‏30 جولای 2010
  22. پدر پسر شجاع

    پدر پسر شجاع کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏3 جولای 2010
    نوشته ها:
    55
    تشکر شده:
    0
    حرف هات چی چی هست حالا؟