آژانس هواپیمایی
pop up

پرسپوليس قطبي ، استقلال حجازي

شروع موضوع توسط arash_k ‏30 اکتبر 2007 در انجمن بایگانی

  1. arash_k

    arash_k Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏29 جولای 2006
    نوشته ها:
    127
    تشکر شده:
    0
    :ليگ هفتم با شور و هيجان خاصي پيش مي رود و 2تيم پرسپوليس و استقلال با 2 چهره متفاوت ، به اين پيکارها گام گذاشته اند.
    پرسپوليس در سايه تفکرات افشين قطبي بي شکست پيش مي رود و سوداي قهرماني در سر مي پروراند اما استقلال با شرايطي نامساعد دست و پنجه نرم مي کند و ناصر حجازي تا اينجاي کار نتوانسته فضاي روحي ترک خورده تيمش را ترميم کند. کبک پرسپوليس به واسطه بلوغ تاکتيکي و رواني خروس مي خواند، اما از آن سوي ، اوضاع به وفق مراد آبي ها و حجازي نيست.


    استقلال و پرسپوليس به عنوان 2باشگاه ريشه دار و صدالبته پرطرفدار، همواره گرمابخش رقابت هاي ليگ بوده اند و نقش وافري در رونق فوتبال ما داشته اند.اگر نگاهي به تاريخ فوتبال داشته باشيم ، به خوبي درمي يابيم اين دو باشگاه بزرگ در نيم قرن گذشته اسباب قدرتمندي اين مسابقه ها را فراهم و نگاه ميليون ها هوادار پروپاقرص را به خود معطوف کرده اند. محبوبيت اين دو تيم بزرگ نه تنها در عرصه ايران ، بلکه فراتر از آن و حتي در آسيا نيز کم نظير است.
    به ياد داريم زماني که تيم بايرن مونيخ براي يک بازي دوستانه با پرسپوليس به تهران آمده بود، اولي هوينس ، مدير نام آشناي اين باشگاه آلماني از محبوبيت سرخ پوشان ، لب به تحسين گشود و با قاطعيت اعلام کرد حمايت ميليوني از اين تيم تهراني آنها را براي سفر به ايران ترغيب کرده است.
    جايگاه رفيع اين دو باشگاه نامي ، حتي به قاره سرسبز اروپا رسيده به طوري که بايرن با آن آوازه به تهران مي آيد و اشتوتگارت هم تيم استقلال را به سرزمين قيصر دعوت مي کند.اين موفقيت يکشبه به دست نيامده ، يقين داشته باشيم که اين مهم در پرتو فرآيندي تاريخي و فرهنگي حاصل شده و ما بايد به آن احترام بگذاريم.
    شايد در کمتر نقطه اي از قاره کهن و پرجمعيت آسيا بتوان همچون استقلال و پرسپوليس با اين همه طرفدار سينه چاک يافت ؛ هواداراني که براي توفيق آبي و قرمز، يک لحظه آرام و قرار ندارند، طرفداراني که هميشه در سرما و گرما و با فريادهاي بي امان و با حنجره هاي رساي خود، زمينه ساز قدرتمندي اين دو باشگاه نامدار مي شوند.اين دو تيم پرطرفدار در ليگ هفتم با 2 سيماي متفاوت ، قدم به اين رقابت هاي معتبر گذاشته اند که تا اينجاي کار، شرايط پرسپوليس را موزون تر و اصولي تر مي بينيم. در واقع پرسپوليس فاتح نخستين دوره ليگ برتر و استقلال قهرمان ليگ پنجم ، دو چهره متمايز به هم از خود نشان داده اند که در اين مقال بنا داريم علت توفيق ارتش سرخ و عدم کاميابي آبي ها را تجزيه و تحليل کنيم.

    اراده اي قوي

    پرسپوليس اسب خود را در ليگ هفتم زين کرده تا پس از سالها، بر بلنداي قهرماني تکيه بزند که عزم جدي قرمزها و اراده تاکتيکي افشين قطبي و دستيارانش تا پايان هفته يازدهم بر اين ادعا مهر تاييد زده است.
    قطبي با آن که چم و خم کار فوتبال ما را به خوبي نمي داند، اما ذات و جوهر مدرنيت او کارساز واقع شده است.
    به هر حال او يک مربي کاردان است که عمق و ژرفاي فوتبال مدرن را مي شناسد و پرسپوليس به واسطه همين برگ برنده ، موفق شده همچنان بي شکست بماند و بالاي جدول جا خوش کند.انديشه هاي قطبي از يک سو و آمادگي بدني و بلوغ رواني و تاکتيکي که به مدد تيم 3 نفره متشکل از عليرضا مرزبان ، حميد استيلي و سعيد عزيزيان صورت گرفته ، از سويي ديگر موجب شده است ارتش سرخ کم نياورد و همچنان يکه تاز ليگ برتر باشد.شايد نقطه ضعف پرسپوليس فقدان نفرات کليدي در نيمکت و فاصله عميق نفرات اصلي با بازيکنان ذخيره باشد که نمونه بارز آن در ديدار اخير با ملوان به چشم آمد. اين عيب بزرگ ، شايد در آينده به پاشنه آشيل جدي پرسپوليس تبديل شود مگر آن که در نيم فصل دوم ، با فراخواني حداقل 2 بازيکن محوري ، خلائ کمبود بازيکن ششدانگ رفع شود.در پيکار با ملوان ، بهادر عبدي و نبي الله باقري ها نتوانستند جاي خالي شيث رضايي و محمد نصرتي را به خوبي پر کنند و به عبارتي ، حس برتري جويي قرمزها را به منصه ظهور برسانند. اما از اينها گذشته ، بايد اعتراف کرد که پرسپوليس برخلاف سالهاي اخير، دانش گريز نيست و دور يک دايره بسته حرکت نمي کند.روندي که اين تيم پرطرفدار در ليگ هفتم آغاز کرده به بالندگي ارتش سرخ انجاميده است.
    نخستين نماد توجه ، حضور نفرات پخته در کادر فني و همچنين جذب مهره هاي کليدي بوده که براي پرسپوليس ، اکسيري شفابخش شده است.
    پرسپوليس در سايه اين دو فاکتور توانسته هواي تازه اي را در ريه هاي هواداران جاري کند و باد در غبغب بيندازد. از آخرين نقطه دفاعي گرفته تا نوک پيکان حمله ، مردان پرجوهري وجود دارند که تا اينجاي کار توانسته اند از رقبا زهرچشم بگيرند. پرسپوليس با آن که بي عيب نيست ، اما به واسطه خطمشي درست قطبي و اراده تاکتيکي نفراتش موفق شده کفه ترازو را به سود خود، سنگين کرده و برتري رواني خويش را بر حريفان ديکته کند.ساختمان ذهني قرمزها ابتدا بر پايه دفاع هماهنگ و سپس گل زدن است که اين حربه به دفعات پرسپوليس را روي خط موفقيت سوق داده است.
    رقابت جدي رودباريان و واعظي ، دو سنگربان سرد و گرم چشيده ، عناصر دفاعي موفق و بيمه کردن خط دفاع از سوي نصرتي و حيدري تلاش بي وقفه پيستون هاي کناري ، اعتماد به نفس بالاي خط مياني به رهبري کريم باقري و قدرتمندي الونگ ، هوشمندي نيکبخت واحدي و زيرکي خليلي و... همه و همه موجب شده پرسپوليس بر طبل قهرماني بکوبد و سوداي بزرگي در سر بپروراند.به هر شکل ، پرسپوليس در 11 هفته اخير فراز و فرودهاي زيادي داشته ، اما آنچه قطبي و يارانش را به مرز موفقيت رسانده ، رفاقت و اوج خودباوري بوده است.

    رسالت کادر فني

    مي رسيم به استقلال ، تيمي پرطرفدار و قابل احترام که در ليگ هفتم نتوانسته توقع هواداران پروپاقرص خود را برآورده کند. چهره رنگ پريده استقلال باعث شده است طرفداران آبي ، پاشنه در باشگاه را از جا در آورند و ناصر حجازي و يکايک آبي پوشان را مورد مواخذه قرار دهند. نگاهي به جدول رده بندي و آمار، اين واقعيت را آشکار مي کند که تيم حجازي ، روي لبه تيغ قرار دارد و در ميدان پر التهاب ليگ هفتم ، از منظومه مدعيان دور شده است.
    واقعيت اين است که استقلال نه نتيجه گراست و نه سيال و موزون بازي مي کند. مهمتر از اين دو عامل حياتي ، بحث مسائل روحي و رواني است که شايد فقدان ايجاد ارتباط بايسته ميان کادر فني و بازيکنان ، تاثير مثبت در روند حرکتي آبي ها نداشته است.
    حجازي دائم از زمان صحبت مي کند، اما براي هواداران سينه چاک آبي ، گذشت 11هفته فرصتي طلايي بوده که وي نتوانسته از آن بهره لازم را ببرد و آبي ها را به هارموني تيمي برساند. فراز و فرود هميشه در تيمهاي بزرگ وجود داشته ، اما اين که چرا استقلال به سوي رشد و تعالي قدم برنمي دارد و در سير تحولات فوتبال همچنان کاسه چه کنم چه کنم در دست مي گيرد، سوال برانگيز مي نمايد. هنر کادر فني يک تيم اين است که تکنيک رواني خود را در مواقع بحراني به کار گيرد و ناصر حجازي به عنوان استراتژيست اصلي استقلال نتوانسته بر ضعفهاي آشکار خطوط سه گانه خط بطلان بکشد. براي تيمي پرطرفدار مثل استقلال قابل هضم نيست که پس از گذشت 11هفته ، ضعفهاي آن کماکان پا برجا باشد.نبود حس رقابت در آخرين نقطه دفاعي باعث شده است طالب لو بي رقيب باشد، قلب دفاعي به شاهرايي براي مهاجمان سرعتي تبديل شده ، تعادل در جناح راست و چپ وجود ندارد. فقدان يک هافبک درگيرشونده (همانند حسين کاظمي) و بي دقتي و شتابزدگي سلسله وار برهاني ، استقلال را به اين روز انداخته است.
    مثل اين که بار اصلي استقلال بر دوش چند مهره خاص مثل طالب لو، نوازي و مجيدي سنگيني مي کند و گويي بقيه وظيفه اي به عهده ندارند. ترس جباري از مصدوميت دوباره و عدم دخالت او در امور فيزيکي و نبود پيوند منطقي در جناح چپ ، هنوز از چهره آبي ها رخت بر نبسته است.
    حجازي اگر بنا دارد تيمش را از اين بن بست نجات دهد، مي بايد در وهله نخست نقدپذير باشد و سپس با تدابير ويژه خود و دستيارانش ، جان تازه اي در کالبد استقلال بدمد. باز هم تکرار مي کنيم که ترميم پاشنه آشيل استقلال که يکي دو تا نيست به انديشه هاي حجازي بر مي گردد و اوست که بايد تکنيک رواني خود را در مواقع بحراني به کار گيرد. حيف است که استقلال با اين همه هوادار پرشور و پتانسيل و بضاعت بالا، اينچنين در جا بزند و در مکاني بايستد که در شان و جايگاهش نيست.
    حجازي مي بايد همچون پزشکي حاذق ، نسخه اي شفابخش تجويز کند و بر مشکلات فني و رواني تيمش فائق آيد، در غير اين صورت خوشبين ترين استقلالي نمي تواند آينده اي روشن براي تيم محبوب آبي ترسيم کند.