چهارشنبه سوری را گرامی بداریم

شروع موضوع توسط united ‏13 مارس 2006 در انجمن گفتگوی آزاد

  1. united

    united Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژانویه 2006
    نوشته ها:
    245
    تشکر شده:
    1
    http://forum.persiantools.com/showthread.php?t=39109&page=4
    http://forum.persiantools.com/t40253.html

    در زبان فارسی سور به معنی جشن و شادی است
    چهارشنبه سوری به روایتی شب میلاد حضرت زرتشت است .
    چهارشنبه سوری برابر با شبی است که کاوه آهنگر بر علیه ضحاک قیام کرد ( در چنین شبی سپاهیان کاوه یعنی همان جوانهایی که جان سالم به در برده بودند در روی کوه آتش روشن کردند و ضحاک از آن آتش به خود لرزید )

    ایرانیان باستان هر ساله چهارشنبه آخر سال را به یاد پیروزی کاوه بر ضحاک جشن میگیرند و آتش روشن میکنند و با آرزوی شادی و خوشی برای خود و خانواده خود از روی آتش می‌‌پرند

    صبح روز چهارشنبه آش ترش، درست می‌‌کنند. آشی که محتوی ترشی گوجه سبز، و آب از گیل برخی سبزی در آن می‌‌ریزند و بعد از آماده شدن بین همسایه ها پخش می‌کنند

    منتظر نوشته های شما در مورد چگونگی برگزاری این جشن در شهرتان و کلا نظرتان در باره چهارشنبه سوری هستیم
     
  2. Red Star

    Red Star کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏11 مارس 2006
    نوشته ها:
    23
    تشکر شده:
    0
    ولی خدا وکیلی اگه یه عده اینقدر بی جنبه نباشند که برای دیگران مزاحمت ایجاد کنند و دولت هم همکاری کنه و کلی ترقه و فشفشه استاندارد وارد کنه تا ملت بیان و حال کنند و یا مثل دهه فجر دولت بیاد و آتش بازی راه بیاندازه خدا وکیلی عجب شب زیبایی در پیش رو خواهیم داشت و البته یک سنت باحال !
     
  3. peiman

    peiman Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏23 فوریه 2003
    نوشته ها:
    1,544
    تشکر شده:
    20
    چهار شنبه سوری رو یه عده میخوان شورشو در بیارن و یه عده هم میخوان بن کل نابودش کنن
    چیزی که مشخصه تا بوده همین بوده و تا هست همین هست
    مردم هم کوتاه نمی ان ولی چه خوب بود بعضیها هم زیاده روی نمی کردن

    پ ن:از اواسط دوره خاتمی شروع شد که خودشون انجام بدن تا کمتر به مردم ضرر برسه الان هم تمام سعی مسئولان جمع کردن اکلیل سرنجه و گرنه با سیگارت و دینامیت و آبشار که کسی مشکلی نداره
     
  4. parviz_r

    parviz_r کاربر فعال بخش کار و سرمایه

    تاریخ عضویت:
    ‏23 اکتبر 2005
    نوشته ها:
    2,135
    تشکر شده:
    1,690
    چند تا متن و مقاله در مورد چهار شنبه سوري:
    =================

    http://forum.persiantools.com/showthread.php?t=39115&highlight=چهار+شنبه+سوري
    ==================
    چهارشنبه آخر سال ( چهار شنبه سوري )
    يکي از آيينهاي نوروزي امروز - که بايستي آميزه اي از چند رسم متفاوت باشد - " مراسم چهارشنبه سوري " است که در برخي از شهرها آن را چهارشنبه آخر سال گويند. دربارهً چهارشنبه سوري، کتاب ها و سندهاي تاريخي، مطلبي يا اشاره اي نمي يابيم و تنها در اين قرن اخير، يا دقيق تر، در اين نيم قرن اخير است که مقاله ها و پژوهشهاي متعددي در اين باره منتشر شده و يا در نوشته هاي مربوط به نوروز به چهارشنبه سوري نيز پرداخته اند.
    برگزاري چهارشنبه سوري، که در همهً شهرها و روستاهاي ايران سراغ داريم، بدين صورت است که شب آخرين چهارشنبهً سال ( يعني نزديک غروب آفتاب روز سه شنبه )، بيرون از خانه، جلو در، در فضايي مناسب، آتشي مي افروزند، و اهل خانه، زن و مرد و کودک از روي آتش مي پرند و با گفتن : " زردي من از تو، سرخي تو از من "، بيماري ها و ناراحتي ها و نگراني هاي سال کهنه را به آتش مي سپارند، تا سال نو را با آسودگي و شادي آغاز کنند. تا زماني که از ظرف هاي سفالين چون، کاسه و بشقاب و کوزه، در خانه استفاده مي شد، پس از خانه تکاني، کوزهً کهنه اي از پشت بام خانه به کوچه مي انداختند؛ کوزه اي که در آن آب و چند سکه ريخته بودند. اسفند دود کردن و آجيل خودرن، فال گرفتن، " فال گوش " ( در کوي و گذر به حرف عابران گوش دادن و از مضمون آن ها براي نيت خود تفاًول زدن. ) و " قاشق زني " ( معمولا زنان روي خود را مي پوشانند و با قاشق، يا کليد به خانه ها در مي زنند، صاحب خانه شيريني، ميوه و يا پول در ظرف آنها مي گذارد. ) نيز از باورها و رسم هايي است که به ويژه در بين نوجوانان، هنوز به کلي فراموش نشده است؛ و اين رسم ها و باورها در شهرهاي مختلف با يکديگر متفاوت اند.
    بي گمان چهارشنبه سوري از رسم هاي کهن پيش از اسلام نيست. در آن زمان هر يک از روزهاي ماه را نامي بود، نه روزهاي هفته را. استاد پورداود در اين باره مي نويسد : آتش افروزي ايرانيان در پيشاني نوروز از آيين هاي ديرين است ( ... ) شک نيست که افتادن اين آتش افروزي به شب آخرين چهارشنبهً سال، پس از اسلام رسم شده است. چه ايرانيان شنبه و آدينه نداشتند ( ... ) روز چهارشنبه يا يوم الاربعاء نزد عرب ها روز شوم و نحسي است. جاحظ در المحاسن و الاضداد آورده : والاربعاء يوم ضنک و نحس. اين است که ايرانيان آيين آتش افروزي پايان سال خود را به شب آخرين چهارشنبه انداختند تا پيش آمدهاي سال نو از آسيب روز پليدي چون چهارشنبه بر کنار ماند.
    در باورهاي عاميانه، چهارشنبه روزي نامبارک است. سفر نبايستي کردن شب چهارشنبه، به احوال پرسي مريض نبايستي رفت. و منوچهري گويد:
    چهارشنبه که روز بلاست باده بخور / به ساتکين مي خور تا به عافيت گذرد
    آتش افروختن شب چهارشنبهً آخر سال، يا چهارشنبه آخر صفر را، برخي به قيام مختار نسبت مي دهند : مختار سردار معروف عرب وقتي از زندان خلاصي يافت و به خونخواهي شهيدان کربلا قيام کرد، براي اين که موافق و مخالف را از هم تميز دهد و بر کفار بتازد، دستور داد شيعيان بر بام خانه خود آتش روشن کنند و اين شب مصادف با شب چهارشنبه آخر سال بود. و از آن به بعد مرسوم شد.
    در برخي از شهرهاي آذربايجان چون اروميه، اردبيل و زنجان، همه چهارشنبه هاي ماه اسفند هر يک نقش و نام معيني دارند، که از جمله در منطقهً زنجان بدين شرح است: نخستين چهارشنبه را موله گويند و به شستن و تميز کردن فرش هاي خانه اختصاص دارد. دومين چهارشنبه را سوله گويند، در اين روز به خريد وسيله ها و نيازمنديهاي عيد مي روند. سومين چهارشنبه را گوله گويند و به خيس کردن و کاشتن گندم و عدس و غيره براي سبزه هاي نوروزي اختصاص دارد. چهارمين و آخرين چهارشنبه سال ( چهارشنبه سوري ) را کوله گويند؛ ( کوله در ترکي به معني کهنه و فرسوده است). در برخي از شهرهاي ايران، از جمله ايلام (نوروز آباد)، تويسرکان، کاشان، زاهدان (قصبه مود) و ... مراسم چهارشنبه سوري را آخرين چهارشنبه ماه صفر برگزار مي کنند. و آخرين آتش نيز از رسم ها است. بنابر نوشته تذکره صفويه کرمان نيز، چهارشنبه سوري در ماه صفر بوده است.
    در اصفهان چهارشنبه سوري را " چهار شنبه سرخي " نيز مي گويند. يکي از دليل ها و سندهاي ديگري که نشان مي دهد چهارشنبه سوري از آيين هاي پيش از اسلام نيست، مي تواند اين باشد که مراسم آن در غروب آفتاب روز سه شنبه برگزار مي شود. در گاهشماري قمري آغاز بيست و چهار ساعت يک شبانه روز از غروب آفتاب روز پيش است؛ و چهارشنبه سوري، مانند بسياري از آيين ها، جشن ها و سوگواري هاي مذهبي همچون عيد غدير، نيمه شعبان، رحلت حضرت پيامبر ( ص ) که بر اساس گاهشماري قمري است، در غروب روز پيش برگزار مي شود. نحس بودن چهارشنبه در باورهاي عاميانه باعث شده، که هنوز بعدازظهر سه شنبه ( يعني شب چهارشنبه ) به احوال پرسي بيمار نمي روند، و پنجشنبه را عامه " شب جمعه " مي گويند. در صورتي که آيين هاي کهن مثل نوروز، مهرگان، سده و ... که بر اساس گاهشماري خورشيدي است، آغاز بيست و چهار ساعت روز، از سپيده دم و يا از نيمه شب است. آن چه که چهارشنبه سوري را به جشن ها و آيين هاي کهن ايران پيوند مي زند، مي تواند برگزاري رسم و جشني به نام " سور "، در روز پنجه ( خمسه مسترقه ) باشد که از آن تا سدهً چهارم، دوره سامانيان، آگاهي در دست است : صاحب تاريخ بخارا از برگزاري رسمي که " عادت قديم " و با افروختن آتش در " شب سوري " ( پيش از نوروز ) همراه بوده خبر مي دهد : ... آنگاه امير سديد ( منصور بن نوح ) به سراي نشست، هنوز سال تمام نشده بود که چون شب سوري، چنان که عادت قديم است، آتشي عظيم افروختند و پاره اي آتش بجست و سقف سراي در گرفت و ديگر باره جمله سراي بسوخت و ...
    امروز، با رسميت يافتن تقويم مصوب 1304، ديگر از جشن هاي پنجه ( که در خوارزم، آغاز سال، و در پارس پايان سال بود ) کمتر نشاني ميتوان يافت. چهار شنبه سوري پايان ماه صفر نيز - تا آن جا که آگاهي در دست است - فراموش شده، و تنها با برگزاري مراسم چهار شنبه آخر سال يا چهارشنبه سوري، که در بر دارندهً رسم هايي از فرهنگ عامه است، مردم به پيشواز نوروز مي روند. اين يادآوري لازم است که با وجود تکنولوژي هاي جديد خانه سازي، ايجاد مجموعه هاي مسکوني، آپارتمان نشيني، در دسترس نبودن " بوته و هيمه " ( به علت استفاده از گاز و برق به عنوان وسيلهً حرارتي )، در اختيار نداشتن کوزه و پشت بام و فضاي مناسب جلوي در خانه، و دگرگوني هاي ديگر فرهنگي، مراسم چهارشنبه سوري هنوز چهرهً نمادين خود را - با دشواري، به ويژه در شهرها و محله هاي سنتي - نگه داشته است.
     
  5. Mehdi

    Mehdi مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏1 آگوست 2004
    نوشته ها:
    5,569
    تشکر شده:
    48
    محل سکونت:
    Anywhere
    اصلا نمیدونم این دینامیت بازی رو کی مد کرد [​IMG]
    مثل ادم بیاید از رو اتیش بپرید دیگه...چه کاریه... همه جارو بمبارون کنید
    حالا دیگه دیدید نمیتونید خودتونو کنترل کنید ....یه بسته کبریت بیارید.. یدونه یدونه روشن کنید ..همچین حال میده [​IMG]
     
  6. united

    united Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژانویه 2006
    نوشته ها:
    245
    تشکر شده:
    1
    دوست عزیز ظاهرا شما متوجه نشدید تاپیک قبلیتون چرا بسته شد .

    مرامنامه پرشین تولز رو با دقت بیشتری مطالعه کنید :

    در صورت تکرار دسترسیتون محدود خواهد شد .
     
  7. rezadignity

    rezadignity کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏30 ژانویه 2005
    نوشته ها:
    1,583
    تشکر شده:
    6
    محل سکونت:
    Iran
    ايرانيان شنبه و آدينه نداشتند؟ :thumbsdow گذشته از این......
    این مطلب از اون مطلب ها است.
     
  8. peiman

    peiman Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏23 فوریه 2003
    نوشته ها:
    1,544
    تشکر شده:
    20
    شایان جان بنویس شما ادیت کردی
    نیم ساعت مخم کار گرفته شد ببینم چه خبره
     
  9. شايان

    شايان مدیران قدیمی

    تاریخ عضویت:
    ‏2 سپتامبر 2003
    نوشته ها:
    4,806
    تشکر شده:
    9
    خودش مینویسه که :

    Last edited by شايان : Today at 10:14 PM.
     
  10. peiman

    peiman Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏23 فوریه 2003
    نوشته ها:
    1,544
    تشکر شده:
    20
    خیلی ریزه
    تازه با اون تایتل بزرگ من دنبال یه مطلب از ا ی ت الل ه ص ا فی میگشتنم
     
  11. united

    united Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژانویه 2006
    نوشته ها:
    245
    تشکر شده:
    1
    یعنی منظورت اینه که دروغه

    منظورتو واضح بیان کن
     
  12. united

    united Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژانویه 2006
    نوشته ها:
    245
    تشکر شده:
    1

    شایان جان شما فکر کنم متن رو اصلا نخوندی چون من هیچ اظهار نظری نکردم فقط گفته های خودشونو از سایت خودشون کپی پیست کردم

    اگرم میخوای تا آدرس سایتشو بزارم

    به هر حال عذر خواهی میکنم
     
  13. avajang.com .leftjee.ir.right
  14. parviz_r

    parviz_r کاربر فعال بخش کار و سرمایه

    تاریخ عضویت:
    ‏23 اکتبر 2005
    نوشته ها:
    2,135
    تشکر شده:
    1,690
    ايرانيان ، در گاه شماري خود ، پس از ماه ، بلافاصله روز را بحساب مي آوردند و واحدي بين اين دو نداشتند ، اما پس از اسلام ، بمناسبت آن كه مسلمانان مو ظف باداي نماز جما عت ، در روزهاي جمعه بودند ،‌كم كم روزهاي هفته بصورت فعلي در بين مردمان رايج شد .



    و اگر چه هفته و روزهاي هفته پس از اسلام در ايران رايج شد ، اما گمان ميرود كه از دوران هاي قبل براثر روابطي كه ايرانيان با مسيحيان و كليميان داشتند ، كم كم با اين نوع گاه شماري آشنا شده بودند ، برابر با قواعد زبان خود نامهائي براي روزهاي هفته انتخاب كرده بودند .



    ايرانيان ( شباط) يهوديان را به زبان خود برگرداندند و آنرا مبدل به شنبه كردند و روزهاي پس از آن را يكايك شمردند ، بدون آنكه از نامهاي اصلي متابعت كنند ،‌در نظم و نثر دوره اول ، اكثرا شنبه و يكشنبه و غيره به كار رفته است .



    روز جمعه را آدينه نهادند ، كه كردان به آن هي نو ميگويند . اما در سرتاسرشاهنامه فقط يكبار بجاي نام روزه ، ( چهارشنبه ) آمده است و آنهم در سرگذشت سردار شهيد ايرا ن ، بهرام جوينده است ، اما چرا چهارشنبه آمده ، شايد علت آن وجود منعم غير ايراني است كه چنين دستوري به او داده است يا آنكه در ترجمه متن از پهلوي اين نام بعلت آنكه در نزد اعراب منعوس بوده ، بزور كه بهرام چوبين را دچار كرده داده شده.

    ستاره شمر گفت بهرام را كه در چهارشنبه گام را

    و گر زين بپيچي گزند آيدت همه كار ناسودمند آيدت



    و نيز يك بار در نامه اي كه قيصر روم به خسرو پرويز مي نويسد ، از بزرگداشت روز يكشنبه بوسيله مسيحيان نام برده ميشود .



    همين روزه پاك يكشنبه اي زهر در ، پرستيدن ايزدي



    در پاسخ اين نامه نيز خسرو پرويز پس از جوابهاي لازم در مورد تقديس يكشنبه مي گويد :



    اگر هر چه گفتي و پاكيزه دين ز يكشنبه روزه و آخرين

    همه خواند بر مايكايك دبير سخنهاي شايسته دلپذير



    و غير اين دو مورد ، درسراسر شاهنامه از روزهاي هفته نام برده نشده است ، تمام شاعران دوره اول نيز تاريخ را با نام روزهاي ايراني مي شمرند .

    سه روز و هفت روز :

    اما عددسه و هفت از قديم ، در نزد ايرانيان محترم و عزيز و مقدس بوده است .در بخش امشاسپندان نيز گفته شد آنانرا در انجمن همراه با اهورا مزدا آوردند كه تعدادشان هفت گردد و نيز در آئين مهر پرستان ، درجات مذهبي ، هفت بوده است .

    يا اينكه انديشه نيك ، گفتار نيك ، كردار نيك خود نمونه اي از احترام به عدد سه است .

    و به همين دليل ايرانيان در دوره هاي باستان جشن يا سور و ميهماني و حتي عزا را هفت روز ميگرفتند و اگر زمان اجازه نميداد در سه روز برگزار مي كردند .


    مثالهائي از شاهنامه :


    در مرگ سيا وش :

    به يك هفته بادردوباسوگ وخشم بدرگاه شست با آب چشم

    سرشتم نبرد، ناي و روئينه كوس بيامد بدرگاه ، گودرز و توس


    در خواست سه روز ميهماني رستم از اسفنديار در گفتار رستم و زال :

    چو ميهمان من بوده باشد سه روز چهارم چو بفروخت گيتي فروز

    ميندازد آن چادر لاجورد پديد آيد آن جام ياقوت زرد

    ببندم كمر ، پيش او بنده وار نجويم جدائي اسفنديار
    منابع :

    تجلي دوازده ماه در آينده اساطير و فرهنگ عامه ايران -دكتر جابر عناصري

    زروان سنجش زمان در ايران باستان - فريدون جنيدي
    ============
    اگر نام روز با نام ماه يكي ميشد آن روز را جشن مي گرفتند
    مانند بهمن روز از ماه بهمن يعني دومين روز ازماه بهمن را جشن مي گرفتند
    اما از همه جشنها مهمتر فروردين گاه و مهرگان بود
    اسامي روزها:
    روز اول : اورمزد روز / روز دوم : بهمن روز / روز سوم :اردي بهشت روز / روز چهارم : شهريور روز_شهريورگان / روز پنجم : سپندار_اسفندگان / روز ششم : خرداد روز_خردادگان / روز هفتم : امرداد روز_امردادگان / روز هشتم : ديباروز / روز نهم : آذرروز_آذرگان / روز دهم : آبان روز_آبان گان / روز يازدهم : خورروز / روز دوازدهم : ماه روز / روز سيزدهم : تيرروز_تيرگان / روز چهاردهم : گوش روز / روز پانزدهم : ديباروز / روز شانزدهم : مهرروز_جشن مهرگان / روز هفدهم : روشن روز / روز هيجدهم : روشن روز / روز نوزدهم : فروردين روز / روز بيستم : بهرام روز / روز بيست و يكم : رام روز / روز بيست و دوم : بادروز / روز بيست و سوم : ديب دين روز / روز بيست وچهارم : دين روز_يگان / روز بيست و پنجم : اردروز / روز بيست و ششم : اشتادروز / روز بيست و هفتم : آسمان روز / روز بيست و هشتم : دامپاد روز / روز بيست و نهم : باراسپندروز / روز سي ام : اميزان روز
    اسامي ماه‌هاي اوستايي، همانند ماه‌هاي فصلي ناميده شده بود كه عبارت بودند از:

    1ـ فروردين / به‌نام فره‌وشي

    2- اردي‌بهشت / راستي و عدالت، نظم الهي

    3ـ خرداد / (هاروت) قانون همه درست

    4ـ تير / فرشته و نماينده باران

    5ـ امرداد / فرشته و نماينده جاويدان يا «‌‌ماروت»‌و مظهر پاك زوال‌ناپذير اهورامزدا

    6ـ شهريور / كشور برگزيده آسماني

    7ـ مهر يا ميترا / فروغ خورشيد، پيمان، دوستي

    8ـ آبان / منسوب به فرشته نگهبان آب

    9ـ آذر / ماه نيايش آتش

    10ـ دي / ماه دين، نام ماه خدا آفريدگار

    11ـ بهمن / منش پاك يا بهترين منش

    12ـ اسفند/ فروتني پاك
     
  15. Red Star

    Red Star کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏11 مارس 2006
    نوشته ها:
    23
    تشکر شده:
    0

    آقا خدایی آدرسشو بزار ببینیم چی گفتم
    ثواب داره
    !!!
     
  16. united

    united Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژانویه 2006
    نوشته ها:
    245
    تشکر شده:
    1
    واقعا داری خوب اطلاع رسانی میکنی
    من خودم که اینا رو بلد نبودم
    مرسی:) :) :) :)
     
  17. united

    united Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژانویه 2006
    نوشته ها:
    245
    تشکر شده:
    1

    میترسم آدرسشو بزارم باز دوباره شایانو ناراحت کنم
    ول کن از خیرش بگذر

    ( از طریق پی تی برات میفرستم )

    :cool: :cool: :cool:
     
  18. korosh bozorg

    korosh bozorg Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏9 ژانویه 2005
    نوشته ها:
    294
    تشکر شده:
    3
    در ایرانی بودن این جشن نباید گمانی برد.
    همچنین میتوان گفت بر خلاف بازگویی در پیک نخست این جستار(تاپیک) این جشم نمادی از گذر سیاوش از آتش است.
    در ایرانی بودن این جشن هم نباید گمانی برد و شک کرد. اما واژه ی چهارشنبه ی تازی که افزوده شده کمی غلط انداز است. و برخی با بهره بردن از این واژه میخواهند رنگ بوی ایرانی این جشن را بگیرند.
    یک نکته را نیز در نظر داشته باشید دوستان که به شیوه ی کهن ایرانیان 1 یا 3 یا 5 یا 7 آتش برپا میشود.
    چنانچه در نوشتار پیشین:
    جشن سوری(چهار شنبه سوری)

    از جمله جشن هاي آريايي ، جشن هاي آتش است . امروزه تنها « جشن سوري » ، معروف به « چهارشنبه سوري » و نيز « جشن سده » برايمان به يادگار مانده است و در باره جشن هاي فراموش شده ي آتش ، به « آذرگان » در نهم آذر ماه و « شهريورگان » يا « آذر جشن » مي توان اشاره داشت . آتش نزد ايرانيان نماد روشني ، پاكي ، طراوت ، سازندگي ، زندگي ، تندرستی و در پايان بارزترين نماد خداوند در روي زمين است .

    مجموعه ي آيين هاي نوروزي از « جشن سوري » ( چهارشنبه سوري ) آغاز مي شود و با آيين سيزده بدر نوروز به سر انجام خود مي رسد .
    ( بهرام فره وشي ، ص 43 )

    برخي را باور اين است كه با در نگر(نظر) آوردن واژه ي « چهارشنبه » كه بر آمده از فرهنگ تازي و سامي است ، پس « چهارشنبه سوري » ارمغاني از سوي تازيان است ، چرا كه همانگونه كه مي دانيم ، در ايران باستان هر روزي نامي ويژه داشته است ( هرمزدروز ، وهمن روز ، اردوهشت روز ، شهروَر روز ، خرداد روز ، سروش روز ، مهر روز ، زامياد روز و … ) و نشاني از بخش بندي امروزين چهارهفته ايي و نام هاي آنان به چشم نمي خورد .

    اما مي بينيم كه در ميانه سده چهارم هجري ، از اين جشن و چگونگي بر پايي و هنگام آن و نيز ديرينگي اش سخن به ميان است . برابر اين آگاهي كه در نسک(كتاب) تاريخ بخاراي ابوبكر محمد بن جعفر نرشخي آمده ، در زمان منصور پسر نوح از شاهان ساماني ، در ميانه سده چهارم هجري ، اين جشن با شكوهي بزرگ برپا بوده و به نام « جشن سوري» ناميده مي شده است .

    چون در روز شماري تازيان ، چهارشنبه و شب آن نحس و گجسته به شمار مي رفته شب چهارشنبه ي پايان سال را با « جشن سوري » به شادماني پرداخته و بدين گونه مي كوشيدند تا نحسي و نا خجستگي چنين شب و روزي را بر كنار كنند . همچنين جاحظ در نَسَک خود با نام المحاسن و الاضداد (ص 277 ) به گجستگی(نا مبارک)چهارشنبه نزد تازيان اشاره مي كند . منوچهري در اين روز مردمان را به شادماني مي خواند تا از نا خوبي و بد يمني آن رها شوند .
    ( عبدالعظيم رضايي ، صص 119 –118 )


    اما بر پايه ي پژوهش هاي انجام شده ، زمان باستاني « جشن سوري» را مي توان در اين سه گاه باز جست :

    ۱. شب بيست و ششم از ماه اسفند ، يعني در نخستين شب از پنجه ي كوچك

    ۲. نخستين شب پنجه ي بزرگ يا پنجه ي وه كه پنج روز كبيسه است و نخستين شب و روز « جشن همسپهمديم» (آخرين گاهنبار سالانه)

    ۳. ديدگاه سوم ، شب پايانی سال است كه ارجمندترين روز « جشن همسپهمديم» و جشن آفرينش انسان است . ( هاشم رضي ، ص 149 ) .

    افزون بر اين و بنا به سنتي كه براي برخي رويدادهاي بزرگ و جشن هاي باستاني ، برابر نهادي اسلامي نيز بدست داده شده است ، آتش افروزي و شادماني شب چهارشنبه ي آخر سال را برخي به قيام مختار ثقفي كه به خونخواهي حسين و فرزندانش قيام كرده بود ، نسبت مي دهند : « مختار وقتي از زندان خلاصي يافت و به خونخواهي كشتگان كربلا قيام كرد ، براي اين كه موافق و مخالف را از هم تميز دهد و بر كفار بتازد ، دستور داد كه شيعيان بر بام خانه ي خود آتش روشن كنند و اين شب مصادف با چهارشنبه آخر سال بود و از آن به بعد مرسوم شد» ( محمود روح الاميني ، ص 50 ) .

    واژه « سوري » پارسي به چم(معني) « سرخ » مي باشد و چنان كه پيداست ، به آتش اشاره دارد . البته « سور » در مفهوم « ميهماني » هم در فارسي به كار رفته است. بر پا داشتن آتش در اين روز نيز گونه ای گرم كردن جهان و زودودن سرما و پژمردگي و بدي از تن بوده است . در گذشته جشن هاي آتش كاملا" حالت جادويي داشته و بسيار بدوي بوده است . چگونگي اين جشن ، همساني و مانندگي هاي فراواني به جشن سده دارد .
    ( مهرداد بهار ، ص 233 )

    استاد پورداود ، پس از بزرگداشت اين جشن باستاني ، به جستار(مبحث)ويژه اي اشاره دارد و بر اين باور است كه رسم پريدن از روي آتش و خواندن ترانه هايي همچون « سرخي تو از من ، زردي من از تو و … » از افزونه هاي پسا – اسلامي است و از ديدگاهي ، بي احترامي به جايگاه ارجمند آتش به شمار مي رود . ( ابراهيم پور داود ، ص 75 )


    اما به گفته يكی از دوستان به آسانی ميتوان اين نگره را رد كرد:

    نخست ديدگاه مردم ايران نسبت به آتش؛خوب يكي از جنبه هاي تقدس آتش پاك نمودن بيماريها و دور كردن ارواح خبيثه (به تعبير آن دوران) بوده است؛ برای نمونه در صورت سرايت طاعون رخت و ابزار بيمار را در آتش مي ريختند تا از بدي ها پا ك شود؛ و ۱۰۰٪ اين بي احترامي به آتش بشمار نمی آيد.
    همين امروز هم رسم اسفند دود كردن و گرد خانه تاب دادن رايج است(برای زدودن شر و بيماري و چشم زخم)كه باز مانده از گذشته است؛ هم اكنون پريدن از روي آتش هم مي توانسته با فلسفه پاك كردن نفس صورت گرفته باشد.
    دوم گذر سياوش از آتش؛ خب بايد ببينيم سياوش چگونه از آتش گذشته است!

    فردوسي مي گويد:


    ســيــاوش ســيــه را بــه تــنــدي بــتـــاخـــت
    نــشــد تــنــگ دل جــنــگ آتــش بــســاخـــت
    ز هــرســو زبــانــه هــمــي بـــركـــشـــيـــد
    كــســي خـــود و اســـپ ســـيـــاوش نـــديـــد


    خب آتش انبوهي بوده و سياوش هم تيز از آن گذشته است؛ و مي دانيم كه گامهاي اسب ريخت پرش دارد؛ پس سياوش به آرامي ونرمي از آتش نگذشته است.

    گويند موبد آذرپاد مهر اسپندان، كه اندرزنامه اش
    از كم شمار نبشته هاي بجاي مانده از زمانه ئ پيش
    از چيرگي تازي است، گويا خودش براي
    اثبات حقانيت خود ، از آتش گذشته و يا سينه ئ
    خود را سوزانيده بوده است ( مانند داستان سياوش)
    و اين چهارشنبه سوري هم به احتمال زياد گونه اي
    آزمون آتش، يادگار آزمون آتش در آيين كهن ايران است.


    برخي از آيين های جشن سوري

    بوته افروزي ، آب پاشي و آب بازي ، فالگوش نشيني ، قاشق زني ، كوزه شكني ، فال كوزه ، آش چهارشنبه سوري ، آجيل مشگل گشا ، شال اندازي ، شير سنگی

    ( توپ مرواريد ) و … (علي بلوك باشي ، صص 63 – 57 ، بهرام فره وشي ، صص 49-44)



    همچنين در جاهايی همچون شيراز ، كردستان و آذربايگان ، آداب و آيين ويژه و كهن تري وجود دارد . برای نمونه، سفره حضرت خضر ( ع ) و يا آب پاشي در سعديه كه ويژه ي شيراز است و يا سفره هاي خوراكي رنگيني كه در كردستان و آذربايگان آماده ميشود و نيز آيين آتش افروزي و شادماني همگاني مردم . برخي را عقيده بر اين است كه « جشن سوري » ( چهارشنبه سوري ) با مراسم مربوط به بزرگداشت فروهر درگذشتگان نيز پيوند و بستگي دارد. البته استاد مهرداد بهار با اين ايده ي فرجامين همداستان نيست. ( مهرداد بهار ، ص 234 )


    و در پايان اميد است که همه ي هم ميهنان گرامی با برپاداشتن اين جشن و جشنهای ديگر ايران زمين در راه کوشش برای پدافند(دفاع) و نگهداری از اين آيين های کهن گام بردارند.

    http://ariapars.persianblog.com
     
  19. united

    united Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژانویه 2006
    نوشته ها:
    245
    تشکر شده:
    1
    با نوشته هات هچ مخالفتی ندارم چون من و خیلیهای دیگه از این چیزا کلا بی اطلاعیم ( به دلیل اطلاع رسانی غلط )
    ولی اون متن پست اول هم میتونه درست باشه
     
  20. united

    united Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژانویه 2006
    نوشته ها:
    245
    تشکر شده:
    1
    با شرکت در جشن چهارشنبه سوری نه بزرگی به دشمنان ایران زمین تحویل دهید
     
  21. Mariachi

    Mariachi کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏11 آپریل 2009
    نوشته ها:
    487
    تشکر شده:
    87
    چارشنبه سوری نزدیکه

    بیا بالا
     
zarpopخرید بک لینک عسل طبیعی و گرده گل ایرانیfootbal