nexpay

کشفهای جدید یک گردشگر انگلیسی در ایران

شروع موضوع توسط esfandiyar2002 ‏9 نوامبر 2005 در انجمن گفتگوی آزاد

  1. esfandiyar2002

    esfandiyar2002 مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏5 آپریل 2004
    نوشته ها:
    8,483
    تشکر شده:
    6
    محل سکونت:
    TABRIZ
    تابستان سال گذشته يک پسر ۲۸ ساله انگليسی به اسم جيمی به ايران ميره. جيمی در حال حاضر منتطر انتشار کتاب خاطرات سفرش به ايرانه که اين کتاب اسم عجيب غريبی داره: رپرهای ايرانی و پورن ايرانی!

    جیمی



    در این سفر جیمی دو چیز مهم کشف میکنه، اول استفاده از الکل طبی (سفید) به جای مشروب و اینکه گروه "مدرن تاکینگ" معروفترین گروه دنیاست!

    داستان این سفر را از زبان خود جیمی بخونید:


    به داستان این سفر گوش کنید.

    تابستان سال پیش به ایران رفتم و از اکثر نقاط دیدنی ایران دیدن کردم. من کل مسیر از انگلستان تا مرز ایران با ترکیه را با سواری گرفتن مجانی از ماشینهای گذری طی کردم.

    در این سفر، از کشورهای فرانسه، بلژیک، آلمان، اتریش، مجارستان، کرواسی، صربستان، بلغارستان و در نهایت ترکیه رد شدم. گذشتن از این کشورها هم به اندازه خودش جالب بود.

    در برنامه سفر اولیه من، ایران مقصد نهایی نبود، من تصمیم داشتم که از فرانسه تا بندر شانگهای در چین را از طریق جاده ابریشم طی کنم.

    برای دنبال کردن این مسیر مجبور شدم که برای گرفتن ویزای ایران هم اقدام کنم و این ویزا رو خیلی سخت گرفتم؛ چند ماه طول کشید.

    خیلی از دوستانم به من توصیه کردن که به هیچ وجه به ایران سفر نکنم. به این دلیل که به گفته های اونها ایران جای خطرناکیه و حتی امکان داره که اونجا جون آدم در خطر باشه.


    جيمی با يک گردشگر خارجی ديگه در قلعه الموت



    از اونجا که من موفق نشدم که به اندازه کافی پول برای دنبال کردن مسیرجاده ابریشم پس انداز بکنم تصمیم گرفتم که به ایران برم، چون تنها کشوری بود که برای دریافت ویزاش خیلی سختی کشیدم و نمی خواستم به همین راحتی ها از دستش بدم.

    من تا قبل از سفر به ایران هیچگونه مطلب مثبتی در مورد ایران نشنیده بودم. تمام مطالبی که من شنیده بودم منفی بود. تمام عکسهایی که از ایران در روزنامه ها دیده بودم، عکسهای سیاه و سفید بود که اکثرا موضوعشون حجاب یا مراسم عزاداری مذهبی بود.

    به همین دلیل ایران برای من کشوری بود کاملا متفاوت از سایر کشورهایی که معمولا توریستها اروپایی می روند. ایران برای من یک دنیای تازه بود.

    برخورد با ایران واقعی

    در واقع در دومین روز سفرم در ماکو بود که فهمیدم که ایران واقعی با اون تصویری که من در ذهنم داشتم خیلی متفاوته. اولین چیزی که نظرم را جلب کرد مهمان نوازی ایرانیها بود. من در ماکو به یک کباب فروشی رفتم. در اونجا یک نفر همه پول غذای من را حساب کرد، فقط به خاطر اینکه خارجی بودم و مهمان شهرشون. حتی اون شخص تمام نقاط دیدنی شهر را هم به من نشون داد.

    در تبریز که بودم در نهایت خستگی و با یک کوله پشتی گنده بر روی پشتم و در به در به دنبال پیدا کردن هتل، یک نفربه طرف من اومد و پرسید که آیا به کمک احتباج دارم یا نه؟ من هم در اون شرایط بدون هیچ گونه معطلی قبول کردم.

    جلوی یک تاکسی را گرفت و از من پرسید که آیا دلم میخواد که به همراه او و همسرش در عصر همون روز به یک رستوران برم. از من پرسید که چه ساعتی قرار بگذاریم و از اونجایی که من ساعت همراهم نبود، ساعت خودش را از دستش باز کرد و به من داد! من در کمال ناباوری، ابتدا از قبول کردنش طفره رفتم ولی بعد از اصرار شدید، این پیشنهاد سخاوتمندانه را قبول کردم.

    این شخص به من گفت که اینجوری حتما مجبور می شم که سر قرار حاضر بشم. این یک چیزیه که به هیچ وجه امکان نداره یک انگلیسی در مورد یک توریست خارجی انجام بده.


    جيمی در قهوه خانه ای در ماسوله



    البته من قبلا شنیده بودم که در ایران یکی از عادات اجتماعی، تعارف کردنه. به این معنا که امکان داره به شما پیشنهادی از روی ادب بشه ولی این پیشنهاد واقعی نیست تا زمانی که شما سه بار رد کنید و اگر برای بار چهارم باز هم پیشنهاد تکرار شد، میشه اون پیشنهاد را قبول کرد.

    شب با اونها به رستوران رفتم و در اونجا به من پیشنهاد کردن که به جای ماندن در هتل به منزل اونها برم.

    در خانه اونها بود که برای اولین بار با فرهنگ غربی در ایران برخورد کردم. از من پرسیدن که من به چه موسیقی گوش می کنم، من از یک سری گروه نام بردم که اونها تا به حال نشنیده بودند. اونها از مایکل جکسون، کریس دی برگ، پت شاب بویز و گروه مدرن تاکینگ (Modern Talking) نام بردن، من گفتم که اسم گروه مدرن تاکینگ را تا به حال نشنیدم. در کمال تعجب جواب دادند که چطور همچنین چیزی ممکنه؟ این گروه یکی از معروفترین گروهای دنیا هستن.

    اونها کتابی به من نشون دادن که ترجمه اشعار این گروه از انگلیسی به فارسی بود و به من گفتند که اشعار این گروه شبیه به حافظ است که وقتی اشعار حافظ را خوندم متوجه شدم که اصلا اینجوری نیست!

    بعدها آهنگهای این گروه و همینطور کریس دی برگ را به کررات در ایران شنیدم که به گفته یک نفر، دلیل محبوبیت کریس دی برگ در ایران اینه که این خواننده جزو معدود خوانندگان غربیه که آثارشون اجازه پخش در ایران رو داره، اون هم به دلیل آموزشی و تا حدی مذهبی بودن اشعار کریس دی برگه!

    کشف مشروب جدید

    چند تا پسر جوون که باهاشون در ماسوله آشنا شده بودم منو به یک مهمونی در فشم دعوت کردن. در حالیکه دور هم نشسته بودیم یکی از بچه ها گفت برم مشروب بگیرم و برگردم ، من پیش خودم فکر کردم که آخه در کوه چه جوری میشه مشروب خرید! بعدا فهمیدم که اون شخص رفته به داروخانه در دهی نزدیک و الکل طبی خریده!! من اونجا برای اولین بار در عمرم از الکل سفید طبی به عنوان مشروب استفاده کردم!

    بعد از مدتی بچه ها تصمیم گرفتن با اون حالت به تهران برگردند و شروع کردن به رانندگی به سمت تهران. آن دورانی که توی ماشین بودم و تجربه آن رانندگی، یکی از بدترین تجربه های من در طی اقامتم در ایران بود! اما در یک مهمانی دیگه در تهران، هم برای بار اول دختر های بدون حجاب دیدم که برام خیلی جالب بود، هم در آن مهمانی مشروب درست وحسابی به مهمان ها تعارف شد.

    در همدان هم که بودم به یک مهمانی دعوت شدم. یه روز وقتی داشتم در یک داروخانه سعی می کردم با حرکات دست به فروشنده بگم که خمیر دندون می خوام ، یک پسر جوان از مشتریهای داروخانه، به کمکم آمد. بعد به من گفت که آیا دوست دارم با بقیه دوستهاش آشنا بشم، من هم قبول کردم. رفتیم به منزل یکی از اونها و آنها شروع کردن به مشروب خوردن و یکیشون از من پرسید که آیا مایل هستم یک "فیلم سوپر" ببینم، من هم با توجه به معنی کلمه سوپر در زبان انگلیسی که به معنی بهترین هست، گمان کردم که یک فیلم خیلی خوب ایرانی منظورشون هست ولی در کمال ناباوری متوجه شدم که منظور اونها از فیلم سوپر، همون فیلم سکسی است، این هم یکی از عجیب ترین تجربه هام در ایران بود!

    ایرانیها، مهمان نوازترین ملت دنیا!

    به نظر من جامعه ایران در حال گذار از یک جامعه بسته به سمت یک جامعه بازه. مثلا در یزد، در یک قهوه خانه سنتی دیدم که گروهی دختر و پسر نشستن و با هم بلند بلند حرف می زنن و شوخی می کنن. کسانیکه با من بودند، گفتند که تا همین چند سال پیش گفتگو بین پسرها و دخترها به این صورت امکان پذیر نبود.

    من در داخل ایران در شهرهای مختلف یک تفاوت آشکار فرهنگی دیدم ، مثلا جوانهایی که در تبریز یا یزد با هاشون آشنا شدم از نظر فرهنگی و رفتاری خیلی با جوانهای تهران، شیراز و اصفهان فرق داشتن.

    یکی از مسایلی که در ایران باهاش برخورد کردم، این بود که تاکسی ها و مغازه دارها به دلیل اینکه خارجی بودم بیشتر ازم پول می گرفتن. این پدیده در اکثر نقاط توریستی دنیا به چشم می خوره ولی در ایران خیلی شدیده. من خیلی از وقتم سر چونه زدن و پایین آوردن قیمتها تلف شد!

    ولی باز تکرار می کنم که شدت مهمان نوازی و مهربانی ایرانیها غیر قابل وصف هست و من همچنین چیزی تا به حال ندیده بودم!

    منبع:
    http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2005/11/051104_7thday-me-jamei.shtml
    عکسهای مقاله را هم بنگرید که خالی از لطف نیست...
     
  2. mahdi206

    mahdi206 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏12 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    2,326
    تشکر شده:
    3
    محل سکونت:
    Tehran
    ايول اسفنديار جان ، خيلي جالب بود. از تبريزيها هم كه تعريف كرده. من اين تيكه اش رو شديدا تاييد مي كنم.[​IMG]
     
  3. Bahreyni

    Bahreyni Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏12 آپریل 2004
    نوشته ها:
    1,713
    تشکر شده:
    3
    محل سکونت:
    کرمان دیار کریمان
    [​IMG] [​IMG]
     
  4. esfandiyar2002

    esfandiyar2002 مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏5 آپریل 2004
    نوشته ها:
    8,483
    تشکر شده:
    6
    محل سکونت:
    TABRIZ
    پس معلوم می شه که من و دفی هم خون هستیم!!!!:lol: می گفتم بخودم که چرا با دفی مو نمی زنم!!!:lol:
    حالا کو مهرداد بیاد خلافشو ثابت کنه...اوهوی.....نفس کش نبید؟!1355؟!نیما178؟!گل پسر؟!بدلهای مهرداد..:D
     
  5. Electronics Art

    Electronics Art کاربر فعال برق و الکترونیک کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏9 جولای 2005
    نوشته ها:
    1,374
    تشکر شده:
    16
    محل سکونت:
    تبریز
    آقا مگه الکل طبی 93 درصد نیست یا من اشتباه میکنم :blink: :blink:
    و اینکه این انگلیسیه چطور به همه اطمینان میکرده و دعوتشون رو قبول میکرده ;)
    در حالی که انگلیسی جماعت محتاط ترین مردم تو دنیا هستند

    ولی با اون تیکه تبریزش خیلی خوشم امود :D
     
  6. ghizh

    ghizh کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏20 آپریل 2005
    نوشته ها:
    299
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    اِصـــــــــــفُهون
    فکر نکنم همچین هم مجانی سفر کرده باشه. احتمالا درد فراوانی هم کشیده تا سفرش تموم شده:evil: .به نظرم بیشتر وقتشم تو قزوین گذرونده :devil: چون با اون سفیدیش تو اونجا از هر ماشینی بخواد سواری میگیره.:devil: اصلا کافیه اینا ایکی ثانیه وایسن بقل خیابون تا مثل هولو بخورنشون.:devil: :devil: ای کاش وقتی اصفهان بود یه نداییم به ما میداد.:devil: :devil:
    اونوقت جای ماشین سواری یه چیز سواری نشونش میدادم که تا عمر داره یادش نره.

    خداییش خودتون قضاوت کنید این ملتی که مجانی جونم به عزرائیل نمیدن چطوری اینو مجانی سوار کردن. به نظر خود بنده مثلا همون سیبیلداری که ساعتشو داده این بنده خدا و بایه ساعت خرش کرده برده خونه همونجا باهاش حساب کرده.:devil: :devil: :thumbsup: :thumbsup: :thumbsup:
     
  7. Electronics Art

    Electronics Art کاربر فعال برق و الکترونیک کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏9 جولای 2005
    نوشته ها:
    1,374
    تشکر شده:
    16
    محل سکونت:
    تبریز
    :blink: :blink: :blink: :blink: :blink:
     
  8. check_shark

    check_shark Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏2 اکتبر 2005
    نوشته ها:
    901
    تشکر شده:
    7
    محل سکونت:
    تهران
    تو چه جوری دیدی؟ [​IMG] [​IMG] [​IMG]
     
  9. Electronics Art

    Electronics Art کاربر فعال برق و الکترونیک کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏9 جولای 2005
    نوشته ها:
    1,374
    تشکر شده:
    16
    محل سکونت:
    تبریز

    می بینین تو رو خدا ذهن مردم چقدر خراب شده :(
    اگه یه بنده خدایی بخواد از روی انسانیت و این جور حرفا به یکی کمک کنه تو اذهان عمومی با 180 درجه اختلاف فاز
    برداشت میشه :D
     
  10. Rabinhood

    Rabinhood کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏29 سپتامبر 2003
    نوشته ها:
    45
    تشکر شده:
    0
    به نظر من که خیلی خالی بندی داره

    چون تا جایی که من می دونم این تبریزیها انقدر خسیس هستند که به کسی چیزی مجانی ندند

    احتمالا این درسته :)
    Originally Posted by ghizh
    سیبیلداری که ساعتشو داده این بنده خدا و بایه ساعت خرش کرده برده خونه همونجا باهاش حساب کرده.
     
  11. parsbin

    parsbin Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏21 جولای 2005
    نوشته ها:
    1,157
    تشکر شده:
    2
    محل سکونت:
    كرج- پلاك 10
    بابا ما نخوايم تو دنيا بعنوان آدمهاي مهمون نواز شناخته بشيم بايد كيو ببينيم؟
    اين عربها 1000 ساله دارن سر و كله خارجيها رو ميبرن بازهم سالي 10000000 نفر توريست فقط به شهر فسقلي دوبي مره در حالي كه به كشور افراد مهمان نواز!! سالي فقط 2000000 !!!!!
    اونهم همش توريستهاي افغاني هستند !!
     
  12. mehrdad1355

    mehrdad1355 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏2 فوریه 2004
    نوشته ها:
    3,891
    تشکر شده:
    16
    :blink: :blink: :blink: :blink: :blink: :blink:
     
  13. avajang.com .leftjee.ir.right
  14. ghizh

    ghizh کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏20 آپریل 2005
    نوشته ها:
    299
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    اِصـــــــــــفُهون
    باچشم بصیرت ودیدم و از خودم حدسیات شیطانی در وکردم.

    یه روزگاری میگفتن شنونده باید عاقل باشه. والا ما تو این دنیا هر جا که رفتیم میخواستن تیغمون بزنن.(فقط ایرانو نمیگم اتودنیا همه فقط به فکر پولن).بعدشم من انگلیسی جماعت بهم بگه سلام بهش شک میکنم چه برسه دیگه تو bbc یه چیزی بگن.معلوم نیست هدفشون چیه.حتما میخوان بگن فردا که حمله کردیم مملکتتون مهمون نواز باشی و جای وایسادن مقابل ما مهمان نوازی کنید.

    خداییش خود منم از شنیدن این مهمان نوازی ایرونی حالم داره به هم میخوره. اصلا این چیزایی که این مرتیکه گفته چه ربطی به مهمون نوازی داره؟؟؟؟؟؟یک کشور اگه میخواد مهمون نواز باشه باید چارتا هتل درست بسازه و دوتا امکانات خوب بزاره تا توریستها استفاده کنن نه یارو توریستو وردارن ببرن خونه چون دیگه و اونجا معلوم نیست باهاش چیکار کنن.حتما برره رو یادتونه بدبخت سیامک تو شهر ویلون بود یه هتل پیدا نکرد هیم میگفتن برره ایا مهمون نوازن.
     
  15. shifte shab

    shifte shab Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏21 ژوئن 2004
    نوشته ها:
    1,591
    تشکر شده:
    5
    محل سکونت:
    زير گنبد كبود
    متيكه هرزه چرت گفته !!!! اگه پاشو كرمون گذاشته بود بهش حالي ميكردم !! انگليسي كثيف ( همه انگليسي ها انجور نيستن !! )
     
  16. shifte shab

    shifte shab Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏21 ژوئن 2004
    نوشته ها:
    1,591
    تشکر شده:
    5
    محل سکونت:
    زير گنبد كبود
    چند روز پيش اخبار گفت تو يك مدرسه تو انگليس 37 تا مليت مختلف در كنار هم تحصيل ميكنن !!
    اما خداييش شده يه جا اين انگليسيا ( غير از كشور خودشون ) پاشونو گذاشته باشن و تفرقه درست نكرده باشن ؟؟؟؟
     
  17. Honarvar60

    Honarvar60 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏22 مارس 2005
    نوشته ها:
    1,304
    تشکر شده:
    141
    الکل طبی؟

    من تازه شنیدم با الکل صنعتیه 90% هم اونایی که دیگه تهش میرسن استفاده می کنن.

    اینم شنیدم که الکل چشم ادمم کور میکنه آخه برای چیییی وقتی مثل مائشعییر تو خیابونا ریخته میان الکل ملکل میزنن اونم طبی یا صنعتی؟
     
  18. shifte shab

    shifte shab Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏21 ژوئن 2004
    نوشته ها:
    1,591
    تشکر شده:
    5
    محل سکونت:
    زير گنبد كبود
    البته اين يارو غلط اضافي ميكنه .... اما اگه به متن دقت كني در اون لحظه از داستان تخمي تخيلي اين يارو ،اونها تو كوه تشريف داشتن و تنها به داروخانه دسترسي داشته بيدن !
     
  19. ghizh

    ghizh کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏20 آپریل 2005
    نوشته ها:
    299
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    اِصـــــــــــفُهون
    یه کلام ختم کلام . اگه چند تا جوون که (به قول علی دایی معذرت میخوام) اونجاشون دائم الشق میباشد یدونه بچه قشنگ انگلیسی رو ببرن خونه خالی و واسش فیلم سوپر بزارن این چه معنی میده. خداییش دو ثانیه هم روش فکر کنید میبینید درست میگم. اتفاقا به قیافشم خیلی میخوره . آخرش اینکه این یارو (بازم به قول علی دایی خیلی ببخشید) ابنه ای بوده و از همین خصلت شریفشون استفاده کرده و این مسافت رو با پرداخت اندک پولی طی مسیر کردند. :cool: ;) :p :p :p :p :p :p :p :p
     
  20. Honarvar60

    Honarvar60 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏22 مارس 2005
    نوشته ها:
    1,304
    تشکر شده:
    141

    ولی من در حالت عادیشم میشنوم
     
  21. meli

    meli Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏19 اکتبر 2004
    نوشته ها:
    1,380
    تشکر شده:
    23
    محل سکونت:
    tehran
    تایید میشه!
    خیلی ها تو ایران از الکل نمی دونم چی می گن سفید یا طبی استفاده می کنن به جای مشروب!
    چند نمونش رو خودم شاهد بیدم!
     
zarpopخرید بک لینک عسل طبیعی و گرده گل ایرانیfootbal