برگزیده های پرشین تولز

گوگوش: مبتلا به دلهره‌ها و آرزوهاي هموطنانم هستم

Hamed_Au

کاربر فعال آپلود سنتر
کاربر فعال
تاریخ عضویت
15 جولای 2009
نوشته‌ها
596
لایک‌ها
78
محل سکونت
Heaven
گوگوش: مبتلا به دلهره‌ها و آرزوهاي هموطنانم هستم

whewles1bknxyor3dw.jpg
گوگوش در گفتگو با راديو فردا از فعاليت هاي هنريش،دعاي نوروز به فارسي و اميدش به ايراني آزاد سخن مي گويد.​

گوگوش در ابتدا مي گويد: دلم مي خواهد به عنوان دعاي نوروزي ضمن اين كه صميمانه ترين تبريكاتم را به حضور همه ايرانيان سرتاسر دنيا و همينطور فارسي زبان ها تقديم مي كنم، دعاي نوروزي را اين بار به فارسي ادا كنم كه اخيراً اين دعاي نوروز را در اينترنت چند نفر از طرفداران من كه براي من ايميل مي دهند برايم فرستاده اند كه ضمن تشكر از آنها اين دعا را مي خوانم:

دشت گرداگرد مهر تابناك ايران زمين
روز نو آمد و شد شادي برون زاندر كمين

اي تو يزدان اي تو گرداننده مهر و سپهر
برترينش كن برايم اين زمان و اين زمين.


از ته دل سالي پر از آرامش و مهر و صلح براي همه مردم دنيا، به خصوص ايرانياني كه نوروز را جشن مي گيرند و اين كه دعا كنيم در سال جديد مملكت مان روي آزادي و عدالت را ببيند و همه زندانياني كه اين مدت درخواست و آرزوي آزادي شان را داريم امسال شاهد آزادي شان باشيم.

خيلي ممنون خانم گوگوش. دهه هشتاد براي شما چگونه گذشت؟ و چگونه مي خواهيد به استقبال سال ۱۳۹۰ برويد و آغاز يك دهه ديگر.

ممنون از سؤال تان. چون من در آخر دهه هفتاد يعني اواسط ۷۹ از ايران خارج شدم و اولين نوروزم را در دوبي در سال ۱۳۸۰ گذراندم. پاي هفت سين بودم.

دهه هشتاد را از مملكتم خارج بودم. به هر حال تا به يك جايي پناه بردم كه خانه دوم من بشود آن. لس آنجلس.

در اين ده سال خيلي كشورهاي مختلف رفتم و به هر حال دهه هشتاد براي من دهه اي بود كه توانستم بعد از بيست سال روي صحنه بروم.

فعاليتم را در اين دهه شروع كردم و ادامه دادم تا به امروز. ولي همزمان چون مدام پيگير مسائل مملكتم بودم و هستم اين است كه همراه با نگراني ها و دلهره ها و آرزوها و همه آن چيزهايي كه همه هموطنانم فكر مي كنم در همه جاي دنيا خواهانش هستند، من هم مبتلا به آن بودم.

سال گذشته شما آلبوم «حجم سبز» را داشتيد. خيلي از شنونده هاي ما در ماه هاي گذشته سئوال مي كردند كه تازه از خانم گوگوش چه خبر. آلبوم جديدي در دست توليد داريد يا فعاليت جديدي؟

بله. من مدتي است كه مشغول فراهم كردن ترانه هاي يك آلبوم هستم.

متاسفانه براي تهيه يك آلبوم طول مي كشد تا يك سري كار را انتخاب كنيم، ضبط كنيم و كنار هم بچينيم شان. اين است كه من دارم تلاشم را مي كنم كه اين اتفاق بيافتد.

البته چند كار ضبط كرده ام ولي هنوز نمي خواهم معرفي شان كنم براي اين كه نمي دانم كه ترتيب چيدن اينها چطور است. آيا اينها توي اين آلبوم مي آيد يا اينكه...

نگه مي داريد جايي تا در دفعات بعد استفاده كنيد...


بله. يا اين كه شايد هم به صورت تك ترانه يا به قول معروف سينگل اينها را به بازار عرضه كنم. چون ببخشيد با اينكه صحبت جديدي نيست، اما دلم مي خواهد باز هم تكرار كنم كه متاسفانه كپي كردن از ترانه ها...

رعايت نكردن كپي رايت...

بله. حق ترانه سرا، آهنگساز، خواننده ضايع مي شود. تمام تلاش شان هدر مي رود. به آن نتيجه دلخواه كه نمي رسند، نمي توانند كار خوب ارائه دهند. من هم مستثني نيستم از اين ماجرا.

8nxgyuc7pjuob1bpxg5s.jpg
گوگوش: من تلاشم را كردم كه كار خوب ارائه بدهم. حداقل كار پيش پا افتاده و مبتذل نداشته باشم. حالا فكر مي كنم دليلش اين است كه به خاطر كارهاي درخشاني كه در قبل از انقلاب حسن شماعي زاده، مرحوم واروژان، فريد زلاند، آندرانيك، چشم آذرها در اختيارم گذاشتند و در اختيار خواننده هاي ديگر هم گذاشتند، كارهاي امروز با آنها مقايسه مي شود. و چون آنها به نوستالژي ما تعلق پيدا كرده و جزء خاطرات مردم شده اند، اين است كه هر كار جديدي كه اجرا مي شود با آنها مقايسه مي شود.​
ممكن است بتوانم يك ترانه دو ترانه همين طور رايگان در اختيار مردم قرار دهم. اما براي آلبوم ما متحمل يك سري وقت و مخارج مي شويم. اين است كه مي خواهم خواهش كنم، مردم به اين صورت ما را حمايت كنند، و كپي نكنند و سعي كنند اين كارها را مال هر كس كه هست اوريژينال و اصلش را تهيه كنند.

اميدوارم كه همه شنونده هاي خوب ما اين صحبت هاي شما را به گوش جان بپذيرند و رعايت حقوق مولف و مصنف را بكنند كه مسئله مهمي است و مي تواند كمك كند به حيات هنرمندانمان. اما خانم گوگوش چقدر انتقاد پذير هستيد؟

فكر مي كنم خيلي انتقاد پذير هستم. براي اين كه معتقدم اگر انتقاد نباشد، كارم تصحيح نمي شود. كارم بهتر نمي شود. من خوشحال مي شوم هر آن كس كه براي من مطلبي مي نويسد و نقدي مي كند انتقادي مي كند و ايرادي به كار من هست را، گوشزد كند. اگر غرض و مرضي در آن نباشد با كمال ميل و طيب خاطر مي پذيرم.

حالا حتماً خودتان شنيديد بعضي از اين انتقاداتي كه افراد مي كنند كساني كه شما را سالهاست كه دنبال مي كنند و دوستتان دارند. خوب شما يك خواننده اي هستيد كه در اين هيچ شكي باقي نمي ماند كه هم پر طرفداريد و هم محبوب. چون خيلي سخت است كه يك هنرمند هر دو جنبه را داشته باشد. شما هر دو تا را داريد. اما وقتي كه از ايران آمديد بيرون، خيلي ها اعتقاد داشتند مجموعه ترانه هايي كه گوگوش بعد از انقلاب ارائه كرده از نظر كمي و كيفي سطحش به سطح كارهاي گذشته نمي رسد. خودتان اين را چگونه بررسي مي كنيد؟ آيا فكر مي كنيد شما زير سقفي كه به هر حال سقف مستحكمي كه گوگوش ساخته بود قبل از انقلاب، آنجا هنوز متوقف شديد يا رفتيد بالا و يا اين كه وضعيت به چه صورتي است؟

نمي خواهم فكر كنم و معتقد نيستم كه رفتم بالا. من تلاشم را كردم كه كار خوب ارائه بدهم. حداقل كار پيش پا افتاده و مبتذل نداشته باشم. حالا فكر مي كنم دليلش اين است كه به خاطر كارهاي درخشاني كه در قبل از انقلاب حسن شماعي زاده، مرحوم واروژان، فريد زلاند، آندرانيك، چشم آذرها در اختيارم گذاشتند و در اختيار خواننده هاي ديگر هم گذاشتند، كارهاي امروز با آنها مقايسه مي شود. و چون آنها به نوستالژي ما تعلق پيدا كرده و جزء خاطرات مردم شده اند، اين است كه هر كار جديدي كه اجرا مي شود با آنها مقايسه مي شود.

فكر مي كنم اگر من ۲۱ سال فعاليتم را ادامه داده بودم در خارج از ايران شايد كه كمتر اين مقايسه پيش مي آمد. اما به هر حال بايد منتظر شويم كه اين كارها هم به خاطراتمان بپيوندند تا قضاوت شوند. امروز شايد چون مقايسه مي شود با كارهاي آن زمان، كمي انتقاد مي كنند.

البته من فكر مي كنم اگر آن «آلبوم زرتشت» را وقتي از ايران آمدم بيرون به بازار عرضه كردم، به آن اشاره شود، آن كار به هر حال يك فضايي داشت كه فضاي بسته اي بود. فضاي ۲۱ سال ماندن در...

سكوت بود...

بله. ماندن در يك محيط مسقف بود. سقف داشت صداي من و محيط من. اين بود كه مي توانم آن را بپذيرم. ولي بعدها تلاش كردم كه حداقل كارهاي قابل قبولي ارائه دهم. فكر نمي كنم بشود «كيو كيو بنگ بنگ» را نديده گرفت. يا به هر حال كارهايي داشتم مثل «عشق يعني همه چيز»، «نجاتم بده»...

در آلبوم «مانيفست»...

بله. در آلبوم آخرين خبر كارهاي خوبي داشتم. در مانيفست همينطور...

در «حجم سبز» همينطور...

و همين آلبوم اخير حجم سبز، فكر مي كنم كارهاي قابل قبول تري داشتم. اما نمي خواهم از خودم دفاع كنم. فكر مي كنم يك كم غيرمنصفانه باشد اگر بخواهيم همه اين كارها را به يك چوب برانيم و به اصطلاح مورد انتقاد قرار دهيم.

ولي به هر حال شما در آلبوم هاي قبلي... به ويژه اشاره كرديد به مثلاً ترانه خيلي خوب «كيو كيو بنگ بنگ»، بعد «مانيفست» و آلبوم آخرين. شما در آنجا با يك تيم ديگر كار مي كرديد و بعد به نظر من هم نتيجه كار موفق بود اما يك دفعه همكاري را ادامه نداديد و تيم و گروه را عوض كرديد. اين نتيجه تصميم گيري خودتان بود يا شرايطي پيش آمد كه فكر كرديد ديگر نمي شود آن همكاري را ادامه داد؟

نه ببينيد، به هر حال در هر دوره اي با يك تيم كار كرديم. من در قديم هم يك دوره اي با واروژان و ايرج جنتي عطايي كار كردم. يك دوره اي با حسن شماعي زاده و اردلان سرفراز كار كردم. يك دوره با فريد زلاند و اردلان سرفراز كار كردم.

يك دوره با زويا و واروژ كار كردم. يا همينطور با شهيار قنبري و پرويز اتابكي، پرويز مقصدي، بابك افشار... هركدام اينها به هر حال يك دوره اي هم براي خودشان يك سبكي اند... نه سبك. ببخشيد شايد يك اسم ديگر داشته باشد الان حضور ذهن ندارم. اما يك فرمي اند براي خودشان.

هر كدام از اين تيم ها هم تلاش خودشان را كردند كه بهترين كار خودشان را در اختيار من بگذارند.

شما زندگي خاصي داريد كه حتماً همه دوست دارند بشنوند ولي اينجا مجالش نيست كه در مورد آن صحبت كنيم. ولي فكر مي كنم كه خيلي ها دوست داشته باشند كه درباره اين زندگي پرتلاطم هنري را كه هم در سينما ريشه دارد و هم در موسيقي، بدانند. هيچ وقت فكر كرديد كه به يك اتوبيوگرافي يا خودنگاري دست بزنيد و زندگي خود را بنويسيد؟

سالهاست كه به آن فكر مي كنم و منتظر فرصتي ام كه فراغت پيدا كنم و بنشينم و كتاب زندگي ام را بنويسم.

در مورد كنسرت تان هم براي ما بگوييد.

من روز چهارم فروردين در تركيه كنسرت دارم. در همان سالني كه پارسال برنامه گذاشتم، كنسرت داشتم، اين بار با اركستري كه رهبري اش با بابك اميني است برنامه اجرا مي كنم.

تعدادي از كارهاي «حجم سبز» را اجرا مي كنم. بالطبع كارهاي قديمي ام هم حتماً اجرا مي شود براي اين كه خواهان زياد دارد. در ضمن در هفتم فروردين در مالزي هستم. در كوالالامپور. ۹ آوريل كه بيستم فروردين فكر مي كنم باشد، در نوكيا تئآتر لس آنجلس كنسرت دارم.

اشاره اي هم به آلبوم جديدتان كرديد. اگر امكان دارد بگوييد كه در اين آلبوم با چه كساني كار كرديد و احتمالاً نامشان را در آلبوم خواهيم ديد؟

چند كار از رها اعتمادي و بابك سعيدي ضبط كرده ام كه هنوز تصميم نگرفتيم كه كدامش را در اين آلبوم بگذاريم. كارهاي ديگر هم از قبل در آرشيوم بود و به هر حال با يكي دو نفر دارم كار مي كنم. با بابك اميني قرار است يك كار مشترك داشته باشيم...

از قديمي ها چطور؟

از قديمي ها هنوز نمي توانم با قاطعيت بگويم كدام ولي اميدوارم كه بتوانم از قديمي ها هم در آلبوم جديدم ترانه اي داشته باشم.

اتفاقاً در ديباچه «حجم سبز» هست كه شما تلاش كرده بوديد آقاي شماعي زاده و اردلان سرفراز را يك بار ديگر كنار هم داشته باشيد و يك كاري در آن آلبوم بگذاريد. ولي مثل اين كه هنوز نتيجه نداده.

متاسفانه تلاش من به جايي نرسيد. تا به حال به جايي نرسيده. اميدوارم كه بتوانيم اين همكاري مجدد را با هم داشته باشيم. ولي كماكان من اردلان سرفراز را در صدر كارهايم خواهم داشت. از ياران قديمي. و اميدوارم بتوانم كارهاي زيبايي باز هم از او اجرا كنم.

پس اين طور نشان مي دهد كه اردلان سرفراز ترانه سراي محبوب شماست؟

بله. بله.

در آهنگسازان چه كسي اين محبوبيت را در قلب شما دارد؟

آهنگسازها... هنوز حسن شماعي زاده، هنوز فريد زلاند، هنوز چشم آذر، آندرانيك...

كدام؟ ناصر چشم آذر يا منوچهر؟

هر دويشان. ناصر بيشتر حس مشترك با من دارد. ولي متاسفانه به او دسترسي ندارم. منظورم اين است كه چون در ايران زندگي مي كند و اين سالها مشغول موسيقي فيلم است. اين است كه منوچهر چشم آذر در تنظيم ها بسيار درخشان است كه اميدوارم بتوانم با او كار جديدي داشته باشم.

خانم گوگوش، خيلي ممنون. من دلم مي خواهد يكي از آهنگ هايتان كه براي خودتان محبوب است به ما بگوييد و ما پخش كنيم براي شنونده هايمان در سرتاسر جهان و البته براي طرفدارهاي شما به خصوص.

من مي خواهم ازتان خواهش كنم اين سؤال را از طرفداران بكنيد كه هر آنچه كه آنها دوست دارند برايشان پخش كنيد.

اين خيلي خوب است. ولي مي دانيد چقدر زيادند! ما ديگر نمي توانيم بايد يك غربالي هم بكنيم. شما كار ما را ساده كنيد.

من خوشحال مي شوم كه هر روز يكي از كارهايم را پخش كنيد.

قطعاً. كارهاي شما كه هر روز دارد از راديوي ما پخش مي شود. ولي اين كه خودتان يك كاري را بگوييد يك لطف ديگري دارد.

مي شنوم آقاي ضرغامي. اگر اغراق نكنم ۲۴ ساعت روز و شبم اگر در منزل باشم، راديو فردا گوش مي دهم.

خيلي لطف داريد. اين واقعاً يك لطف بزرگ است براي من و همكارانم كه اينجا كار مي كنيم. من مي خواستم كه خود خانم گوگوش يك ترانه اش را انتخاب كند. سخت است مي دانم. شما آنقدر كارهاي قشنگ داريد. مثلاً من خودم شخصاً آهنگ ناصر چشم آذر را خيلي دوست دارم. هجرت...

پس همان هجرت...
 
بالا