آژانس هواپیماییexchanging

15 دليل براي «ميوه فروش» شدن به جاي «مهندس نرم افزار» شدن!

شروع موضوع توسط bloody ‏5 سپتامبر 2007 در انجمن گفتگوی آزاد

  1. bloody

    bloody کاربر فعال علم و دانش کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏19 آپریل 2007
    نوشته ها:
    1,226
    تشکر شده:
    13
    محل سکونت:
    IRAN
    سالها پيش آنقدر از فشارهاي پروژه و دشوار بودن توليد نرم افزار در ايران خسته شده بودم که با يکي از دوستان همدانشگاهی تصميم گرفتيم یک شغل شرافتمندانه انتخاب کنیم! این بود که مشاغل مختلف را علمی، بررسی کردیم و آخر از همه تصمیم گرفتیم یک میوه فروشی باز کنیم! چرا؟ به هزار و پانزده دلیل! 15 دلیلش را می نویسم، هزارتای بقیه اش را خودتان خواهید دانست:
    1- عدم وجود گارانتی: بعد از فروش نرم افزار باید آن را گارنتی کنی. برخلاف بسیاری از مشاغل که شما بابت گارانتی پول اضافه می گیرد و نزد خود نگه می دارید، در نرم افزار بر عکس عمل می شود و این کارفرمای شماست که از شما تضمین (درصدی از قرارداد، چک تضمین، سفته و یا ضمانت نامه بانکی یا همه مواد) می گیرد. در حالیکه میوه فروشی گارانتی ندارد، جنس فروخته شده پس گرفته نمی شود.
    2- بازه کوتاه زمان فروش: یک پروژه نرم افزاری ماهها طول می کشد و باعث فرسایش نیروی کار می شود در حالیکه در میوه فروشی، صبح زود بار میوه و سبزی می آوری، حداکثر تا ظهر سبزی ها تمام می شود، میوه ها هم، بسته به محیط شما، در مدت زمان کوتاهی فروش می روند و شما بازهم بار جدیدی می آورید.
    3- تغییر نیاز ندارید: رایج است که نیازهای مشتری تازه زمانی آشکار می شود که شما نرم افزار را فروخته اید و مشتری متوقع است که در چارچوب همان قرارداد تغییرات اعمال شود، حتی اگر ماهیت تغییر کند. اما در میوه فروشی، خریدار که از مغازه خارج شد شما دیگر مسؤولیتی ندارید، اگر تصمیمش عوض شد، شما نگران نیستید، یک کالای جدید به وی می فروشید.
    3- عدم محصول ارجاعی: در نرم افزار اگر محصول شما کار نکرد و یا قدیمی شد مشتری یا ارجاع می دهد و یا دیگر سراغش نمی آید، در میوه فروشی شما میوه سالم را به مردم به فیمت گران، میوه نیمه خراب را ارزان تر به مردم کم درآمد تر و احتمالا میوه کاملا خراب را به آبمیوه فروشی ها و نمی دانم لواشک سازی ها می فروشید!
    4-واسطه گری به جای تولید: در میوه فروشی شما محلی برای عرضه کالای دیگران هستید، معمولا افزایش قیمت بین میدان میوه و تره بار با مغازه شما چند برابراست . اما در نرم افزار شما تولید می کنید و دردسر های آن را دارید تازه در انتها و پس از کسر انواع مالیات و بیمه هزینه تولید را در بیاورید خیلی هنر کرده اید!
    5-مدیریت نیروی انسانی، خیر! : شما در شرکت نرم افزاری با نیروی لوس و نازک نارنجی کارشناس سروکار دارید که کافی است یک کم ناراحت شود، هوس کانادا به سرش می زند، اما در میوه فروشی یکی دو کارگر از برادران افغانی می گیرید، مثل ساعت برای شما کار می کنند و غر که نمی زنند هیچ با همه سختی ها هم می سازند.


    6-فصلی بودن کار، تعطیل: در تولید و فروش نرم افزار شما وابسته به زمان هستید، برای مثال دولتی ها معمولا در ماه های خاصی خرید بیشتری می کنند، یا در فروردین و اردیبهشت شما با افت فروش مواجه می شوید، اما در میوه فروشی هر فصلی میوه خودش را دارد و شما آن را می آورید، هر میوه ای هم طرفدار خاص خودش را دارد و شما تقریبا در همه سال فروش خود را یکنواخت خواهید داشت. شب عید ها هم که جای خودش را دارد و شما پوست خلایق را حسابی خواهید کند.
    7- بازار دائمی: نرم افزاری ها مانند یک کارگر ساختمانی هستند، باید ساختمانی ساخته شود تا به آنان نیاز باشد، وقتی بودجه IT کشور صفر شود که نمی توان پروژه ای تعریف کرد که نرم افزاری روی آن کار کند، چون هنوز از دیدگاه اغلب تصمیم گیرندگان ما، نرم افزار یک کار تشریفاتی است. اما میوه فروشی نیاز روز مردم است، همه هر روز خرید خودشان را دارد، وضع مردم بد هم بشود باز هم مهمانی می آید که شما وادار شوید حتما میوه خوب بخرید.
    8-درهم است: در نرم افزار شما قاصر هستید از اینکه به یک مشتری بفهمانید نرم افزار با نرم افزار متفاوت است. چون با یک چیز انتزاعی طرف است، بین نرم افزاری حسابداری 5 هزارتومانی با حسابداری 10 میلیون تومانی فرقی قائل نیست. در حالیکه در میوه فروشی ، مشتری تفاوت سیب با سیب را در می یابد و اگر دنبال کیفیت خوب است پولش را هم می پردازد.
    9- شما فقط میوه را می فروشید: در نرم افزار وقتی شما نرم افزاری عرضه می کنید، داستان عرضه خدمات پس از فروش شروع می شود، آموزش کاربران -بعضا واقعا تعطیل!- تبدیل اطلاعات و انتقال آنها از سیستم قدیمی به جدید، عرضه سخت افزار، نگرانی از کارکردن نرم افزار روی هر نوع سخت افزار آشغالی که مشتری به شما می دهد و ... اما در میوه فروشی، شما فقط میوه را می فروشید اینکه هندوانه را چطور می خورند، گیلاس را چطور؟ اینکه آیا مشتری ظرف مناسبی برای نگهداری میوه دارد و یا خیر نیز به شما ربطی ندارد.
    10- یک بار برای همیشه، هرگز: نرم افزار را که می فروشید مشتری توقع دارد این نرم افزار مادام العمر باشد برایش ، به سادگی حاضر نیست قرارداد پشتیبانی و ارتقاء نرم افزار ببندد، اما همه می دانیم که یک میوه را برای همه سال نمی توان نگه داشت، خورده می شود بالاخره! باید میوه جدیدی خرید!
    11- باگ: خرابی میوه نگرانی ندارد، روشهای نگهداری میوه معلوم است و اگر شما یک کم تجربه پیدا کنید می توانید به سادگی آن را نگهداری کنید، اما در نرم افزار آنقدر مشکلات متعدد و متفاوت پیش می آید که شما گیج می شوید که این خطا از کجاست و راه حلش چطور است؟ مناطق بحرانی ، آنقدر خطایابی را سخت می کنند که شما نیاز به فاز مجزایی برای آن پیدا می کنید و هزینه زیادی برای هر خطا می پردازید، تازه تضمینی وجود ندارد که همه خطا ها را پیدا کرده باشید و روز تحویل به مشتری، جلوی چشم وی، آنقدر سیستم خطا می دهد که شما آب می شوید و زمین می روید.
    12-آن که خربزه می خورد پای لرزش می نشیند: شما مسؤول نحوه استفاده مشتری از میوه نیستید، مهم نیست برایتان که در عزا بخورند یا در عروسی، مهم نیست که به طرف نمی سازد یا می سازد. اما در نرم افزار، کافی است از نرم افزار شما سوء استفاده شود، نمی دانم چرا یقه شما را می گیرند که چرا از طریق نرم افزار شما به ما آسیب وارد شد، چرا هک شد، چرا ....؟
    13-دوره بازپرداخت سریع: در میوه فروشی به محض فروش میوه پولتان را می گیرید، اما در نرم افزار تازه پروژه را که تحویل دادید و صورتجلسه کردید، باید بدوید به دنبال پولتان، آنقدر این پول دادن دیر و تکه تکه می شود که به نوش داروی پس از مرگ سهراب می ماند، به شکلی که بعضی وقت ها بی خیال پولتان می شوید.
    14- تنوع مشتری: شما در یک شرکت نرم افزاری با طیف خاصی از مشتری سروکار دارید، یا دولتی یا خصوصی یا آموزشی یا ... اما در میوه فروشی شما قیدی برای مشتری ندارید، زن و مرد، کوچک و بزرگ، دارا و ندار، پیر و جوان، شهری و روستایی ،... همه به نوعی مشتری شما هستند، آنهم مشتری دائمی که از همه چیز می گذرد الا از خوردن!
    15- کپی رایت: در میوه فروشی نمی توانید یک میوه را بخرید و تکثیر کنید، در نرم افزار می توانید، خوب هم می توانید. اگر تولید کننده ناراحت هم شد مهم نیست، چون یا قانون کافی نداریم و یا آنقدر این قضیه پیچیده است که شما بی خیال می شوید.
    .....
    برای تصمیم گرفتن کافی نیست!؟

    نمی دانم چرا با وجود همه این استدلال های منطقی، میوه فروش نشدم. آرزو می کنم حداقل یک نفر این مطلب را بخواند و به راه راست هدایت شود! دست از مهندسی نرم شدن بردارد و به قول بچه ها یک کار «شرافتمندانه» پیدا کند. امیدوارم...
    همین!

    نقل از http://weblog.radmanitd.com
     
  2. |*|.FaRiBa.|*|

    |*|.FaRiBa.|*| Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏29 نوامبر 2006
    نوشته ها:
    610
    تشکر شده:
    45
    THaNKS
     
  3. ocarina3

    ocarina3 Guest

    تاریخ عضویت:
    ‏23 اکتبر 2006
    نوشته ها:
    215
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    ایالت پنجاه و یکم آمریکا
    ایول بسی حال کردیم....
    خیلی جالب و عین حقیقت...

    راستی اگه خواستم اینو جای نشر کنم با کپی رایت شما باشه یا با اون لینکی که گزاشتی؟
     
  4. bloody

    bloody کاربر فعال علم و دانش کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏19 آپریل 2007
    نوشته ها:
    1,226
    تشکر شده:
    13
    محل سکونت:
    IRAN
    نه كار من كه نبوده شما همون لينك رو ذكر كن:)
     
  5. English Lord

    English Lord کاربر فعال سریال های تلویزیونی کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏21 آگوست 2007
    نوشته ها:
    3,320
    تشکر شده:
    97
    محل سکونت:
    NeverLand
    جالب بود دمت گرم خوب خندیدیم:lol:
     
  6. hamid_strategis

    hamid_strategis کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏11 مارس 2007
    نوشته ها:
    25
    تشکر شده:
    0
    کلا درس خوندن به صرفه نیست
    من که فقط برای شان اجتماعی درس می خونم
    نه برای پول
    درس خوندن خیلی وقته که خز شده بجز رشته های
    پزشکی ( متخصص البته ) برق و مکانیک
    اگر رشتتون جز اینهاست برای کسب درامد فکر دیگری
    بکنید
     
  7. appbannerkhuniresbanner
  8. daneshmand

    daneshmand Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏26 فوریه 2005
    نوشته ها:
    1,539
    تشکر شده:
    19
    اتفاقا نظری کاملا مخالف با شما دارم. این طور که من می بینم رشته هایی که شما گفتید یعنی پزشکی ، برق و مکانیک خیلی خز شده. توی رفقای من حدود 50 درصدشون این سه تا رشته رو می خونند و این یعنی فاجعه.
    الآن رشته هایی مثل آی تی ، پروتز ، مترجمی بعضی زبان ها و برخی رشته های هنر کلاس کار بسیار بالایی داره. اگر هم کسی بورسیه وزارت نفت باشه که نونش تو روغنه!
     
  9. hamid_strategis

    hamid_strategis کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏11 مارس 2007
    نوشته ها:
    25
    تشکر شده:
    0
    پروتز دیگه چیه ؟ :blink: بیخیال ! شما احتمالا خودت هم اتو یکی از رشته های تخ*-%<ماتیک مثل مترجمی درس میخونی :lol:
    امیدوارم پولدار شی عزیز
     
  10. Dash Ashki

    Dash Ashki کاربر فعال درآمد اینترنتی کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏25 جولای 2006
    نوشته ها:
    1,598
    تشکر شده:
    23
    محل سکونت:
    Mazandaran
  11. erroring

    erroring Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏4 دسامبر 2006
    نوشته ها:
    286
    تشکر شده:
    2
    محل سکونت:
    PDC (Parvazeh Developing Center)
    خيلي جالب بود آنچه تو در خشت خام ديدي ما در آينده نديديم.
     
  12. daneshmand

    daneshmand Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏26 فوریه 2005
    نوشته ها:
    1,539
    تشکر شده:
    19
    خیر ، بنده هنوز دانشجو نشدم!
     
  13. محمدی

    محمدی Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏23 اکتبر 2006
    نوشته ها:
    1,034
    تشکر شده:
    7
    محل سکونت:
    سرزمین همیشه سبز
    آقا جالب بود
     
  14. avajang.com .leftavajang.com.right
  15. mostafa_gm

    mostafa_gm Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏4 آپریل 2005
    نوشته ها:
    1,721
    تشکر شده:
    232
    محل سکونت:
    My House
    نه رفیق، شما مدرک مهندسیت رو میگیری بعد میوه فروشیت رو باز میکنی.
    با این استدلالها کاملا منطقیه و هیچ پاسخی نداره.
    البته من خودم قبلا بهش فکر کرده بودم.
     
  16. babakkh

    babakkh Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏3 دسامبر 2005
    نوشته ها:
    333
    تشکر شده:
    183

    ایران اینقدر دانشگاه مختلف (ملی آزاد پیام نور غیرانتفاهی بین المللی ...)و دانشجوی مختلف (روزانه شبانه پولی پاره وقت ....) می گیرد که کلا مدرک کارشناسی در هر رشته ای در آن خز شده است

    اما معمولا افراد با استعداد تر که موفق به کسب نمره بهتری در آزمونهای ورودی می شوند جدب رشتهایی چون پزشکی برق یا مکانیک می شوند

    ما مدرک گرفته زیاد داریم اما مهندس واقعی متاسفانه خیلی کم داریم مهندس واقعی که دانش فنی خوبی داشته باشد هیچ گاه وقت خودش را در جاهای دولتی مثل وزارت نفت تلف نمی کند
     
  17. hamid_strategis

    hamid_strategis کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏11 مارس 2007
    نوشته ها:
    25
    تشکر شده:
    0
    اگه فقط یک بار کتابهای درسی برق و مکانیک ( دیپلمش نه لیسا نسش!) را می دید اونوقت می فهمدید دنیا
    دست کیه

    تو این رشته ها باید مثل ... درس خوند تا فقط بشه واحد پاس کرد ! نتیجه خوب که دیگه...
    حتی درسهای برق و مکانیک از پزشکی هم سخترن :)
    اگه تو آشناهاتون کسیا دارید که تو این رشته ها درس بخونه بهش یه نیگاه بندازید تا بفمید دنیا دست کیه
    هرکسی حاضر نمیشه برق و مکانیک بخونه :eek:
     
  18. hossein_asp

    hossein_asp کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏31 مارس 2005
    نوشته ها:
    637
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    جایی که خدا نباشد
    با این تاپیک ابراز هم دردی میکنم . :(:(:(