منتخب بازارچه

Jun Fan Jeet Kune Do (کارشناس متخصص استاد آبتین)

Abtin 63

کاربر فعال هنرهای رزمی
کاربر فعال




junfanjkdlogo.jpg




با سلام

در این تاپیک مباحث در قالب بخش هایی مجزا طبقه بندی خواهند شد. از جمله :



جیت کان دو ماهیت و ساختار


جیت کان دو را نمی شود وصف کرد. تلاش می کنید تا فهمیدنی و عینی باشد، اما نمی شود. گاهی شیادی به نظر می رسید که شنوندگان را مسحور شیرین زبانی اش میکند. یا شعبده بازی که بینندگان را در حیرت فرو می برد، با ترفندهایی آنقدر ساده، و مضحک.

انحراف جیت کان دو، درست از همین جا شروع شد. ماهیت دیریاب وپرابهام آن، زمینه را برای تفسیرهای شخصی و سواستفاده های تاریخی فراهم می کرد.
اما آیا جیت کان دو صرفا نوعی مفهوم (Concept) است؟ و یا یک دستور العمل عینی و ملموس برای مبارزه؟!

لی می گفت جیت کان دو سبک نیست، محدودیت ناپذیر است و در قالب های ذهنی و پیش ساخته، جای نمی گیرد.

پس حالا تکلیف مخاطب چیست؟ جیت کان دو را مشتی خیال پردازی و فلسفه بافی بدانیم؟ یا مثلا پروژه ای ذهنی و شخصی که با مرگ خالق اش، به پایان رسید؟


نه!




ریشه های مبارزه

برای بررسی ریشه ها (JKD’s origins)، دست به یک بررسی تطبیقی و تکنیکی خواهیم زد.
جیت کان دو را بعنوان یک روش عینی و تمام عیار مبارزه، با تعداد مشخصی core technique، معرفی خواهیم کرد و آنگاه، با فرایند شکل گیری آن آشنا خواهیم شد.

باید بدانید که جیت کان دو به هیچ وجه یک هنر رزمی تلفیقی ( Hybrid Martial Arts ) نبوده و نیست. ساده انگارانه - و حتی اهانت آمیز - است اگر خیال کنیم، لی تعدادی تکنیک از چند رشته ی رزمی را بهم چسبانیده و سبکی تازه ابداع نموده است. برخی ادعا می کنند جیت کان دو ترکیبی از 26 هنر رزمی است. عجب!

اساتید جعلی، تحت عنوان JKD Concepts، شما را با انبوهی از تکنیک ها مواجه می کنند، در حالیکه جیت کان دو چیزی در حدود 5 نوع مشت و 4 نوع لگد دارد! و عملا ساده است.

باید بدانید که در جیت کان دو، مفاهیم و اصول ِ مبارزه تقدم دارند به تکنیک ها و در اولویت اند.


قصد دارم شما را با آقای لی، در مسیر تکامل ِ روش مبارزه اش همراه کنم. این بررسی، مستند و بر پایه ی دست نوشته های فراوان لی، حاشیه نویسی ها، گفتگوها و مصاحبه ها و نهایتا آثار به جا مانده از شاگردان معتبر وی انجام خواهد شد.
مایه ی خوشبختی است که لی، نویسنده ای توانمند و محققی خستگی ناپذیر بوده ست و آثار بجامانده از او، بهترین راهنمای ما خواهد بود.

در این بخش همچنین، می پردازیم به شرایط جیت کان دو پس از مرگ لی و زمان حال. با افرادی آشنا خواهیم شد که به گونه ای در تحولات این سبک، رل مثبت و منفی ایفا کرده اند.




آموزش

هر چند آموزش آنهم به شکل نوشتاری موضوع بغرنجی است، اما قصد دارم یک آشنایی مقدماتی ایجاد شود، در قالب کاتالوگی از یکسری تکینک ها و مفاهیم.

هدف اصلی بنده از ایجاد چنین بخشی، تلاش برای معرفی هر چه بهتر سبکی است که تا همین چند سال پیش، عملا وجود خارجی نداشت. وقتی می گوییم جیت کان دو، کمتر کسی ما را درک می کند.




گفتگو و تبادل نظر

به هر موضوعی درباره ی جیت کان دو که بوسیله دوستان مطرح شده باشد و یا در جایی دیده و شنیده باشم، خواهیم پرداخت.




متفرقه

موضوعات مفید و مرتبط، کتاب ها و مقالات، ویدئو، عکس و غیره در این بخش ارائه خواهند شد.




سی و دو سال با جون فان


در این قسمت به شخص جون فان (بروس) و زندگی او خواهیم پرداخت. کسانی که به هر دلیل، دلبستگی به او داشته باشند، مخاطب اصلی این بخش خواهند بود ...





***




چند نکته:

- بنده این فرصت را داشته ام تا جون فان جبت کان دو را از اساتید اصلی این رشته آموزش ببینم و تمرین کنم. بعلاوه چهار پنج سالی می شود که به طور مداوم، به مطالعه، تحقیق و بررسی آثار به جا مانده از شخص لی و سایر منابع معتبر پرداخته ام .

- هدف از ایجاد این تاپیک، ترغیب افراد برای پرداختن به جیت کان دو نیست. Jun Fan JKD نه در ایران و نه در خارج از ایران، هنوز چندان شناخته شده نیست.

- معمولا موافقان و مخالفان ِ لی و متعاقبا جیت کان دو، در دو سوی افراط و تفریط اند. یا او را می پرستند یا بی محابا انکار می کنند. در این میان همیشه افراد معدودی هم به دنبال واقعیات بوده اند. از خوانندگان و مخاطبان محترم تقاضا می کنم، اگر تصور و ذهنیتی در این باره دارند، موقتا کنار بگذارند.
فنجان ذهن مان را خالی کنیم، تا جایی باشد برای حرف های تازه.

- مانعی ندارد اگر خوانندگان محترم، از مطالب این تاپیک در جای دیگری استفاده کنند. در این صورت، لطف می کنید منبع را ذکر کنید.

- مطالب قابل استفاده ای که پیش تر در تاپیک هنرهای رزمی بیان شده بود را به تدریج به این تاپیک انتقال خواهم داد.
 
Last edited:

miladninja

همکاربازنشسته ورزش های رزمی
کاربر فعال
ممنون از نقطه نظر و فعالیت شما
 

natars

کاربر تازه وارد
آقا اسم اون تکنیک پایی که بروس لی توی فیلم اژدها وارد می شود چی بود؟

اون قسمت که اوهارا یکی پای بروس لی رو میگیه و بروس لی با حرکت دورانی 360 درجه با اون یکی پاش میزنه تو صورت اوهارا
 

Abtin 63

کاربر فعال هنرهای رزمی
کاربر فعال
آقا اسم اون تکنیک پایی که بروس لی توی فیلم اژدها وارد می شود چی بود؟

اون قسمت که اوهارا یکی پای بروس لی رو میگیه و بروس لی با حرکت دورانی 360 درجه با اون یکی پاش میزنه تو صورت اوهارا
سلام.
خوش آمدی!

راستش آن ضربه جزو ضربات رایج نیست. در واقع لی می خواست انعطاف بدنی و "ذهنی" اش را نشان بدهد!
 

natars

کاربر تازه وارد
اگر نظر من رو بخوای جیت کان دو انتها ندارد
جیت کان دو میگه طبق قانون نیوتن هر عملی عکس العملی داره ولی شدت عکس العمل اون بیشتره و بطور ذاتی باید زده بشه

هر جاییش که غلط گفتم بگید
 

Abtin 63

کاربر فعال هنرهای رزمی
کاربر فعال
اگر نظر من رو بخوای جیت کان دو انتها ندارد
جیت کان دو میگه طبق قانون نیوتن هر عملی عکس العملی داره ولی شدت عکس العمل اون بیشتره و بطور ذاتی باید زده بشه

هر جاییش که غلط گفتم بگید
خواهش می کنم. کاملا درسته و من هم با شما موافقم ...
 

natars

کاربر تازه وارد
یکی از دلائلی که جیت کان دو نسبت به سایر سبک ها متمایز میکنه قدرت فکر کردن است
باید بدن سرکش انسان بوسیله ذهن تربیت شود
مبارزه دو استاد طراز اول جیت کان دو باید دیدنی باشه
 

Abtin 63

کاربر فعال هنرهای رزمی
کاربر فعال
یکی از دلائلی که جیت کان دو نسبت به سایر سبک ها متمایز میکنه قدرت فکر کردن است
باید بدن سرکش انسان بوسیله ذهن تربیت شود
مبارزه دو استاد طراز اول جیت کان دو باید دیدنی باشه
نکته ی خوبی مطرح کردید. ممنونم.
فکر کردن، حس کردن، پیش بینی کردن و ...

شاید حتی یک استاد خوب جیت کان دو هم از تمام ظرفیت های جیت کان دو بهره مند نباشد. اما بهرحال همان طور که گفتید مبارزه ی جیت کان دو کاران ِ خوب، دیدنی است.

راستی دارم مطالبی را آماده می کنم برای تاپیک. تا یکی دو روز آینده کامل می شود. امیدوارم سر بزنید و مطالعه کنید.
 

natars

کاربر تازه وارد
نکته ی خوبی مطرح کردید. ممنونم.
فکر کردن، حس کردن، پیش بینی کردن و ...

شاید حتی یک استاد خوب جیت کان دو هم از تمام ظرفیت های جیت کان دو بهره مند نباشد. اما بهرحال همان طور که گفتید مبارزه ی جیت کان دو کاران ِ خوب، دیدنی است.

راستی دارم مطالبی را آماده می کنم برای تاپیک. تا یکی دو روز آینده کامل می شود. امیدوارم سر بزنید و مطالعه کنید.


تشکر از مطالب مفیدتون

منتظر مطالب شما هستیم
 

Abtin 63

کاربر فعال هنرهای رزمی
کاربر فعال


The Key







نردبان هایی ست پنهان در جهان

پایه پایه تا عنان ِ آسمان.
هر گره را نردبانی دیگر است
هر روش را آسمانی دیگر است،
هر یکی از حال ِ دیگر بی خبر
ملک با پهنای بی پایان و سر.
این در آن حیران که " او از چیست خَوش؟ "
وان در آن خیره که " حیرت چیستش؟"

مثنوی، دفتر پنجم







بروس لی در توصیف جیت کان دو، از زبان ِ ذن، واژگان و تعابیرش بسیار بهره می برد. زبانی مبهم و ناآشنا و گاه، بی مسما و متناقض.
اما براستی ذن، این جوهره ی ناب ِ اشراق و طریقت بودایی، چیست؟

اغلب تلاش برای فهمیدن و فهاندن ِ ذن ناممکن می نماید. خیال می کنید معانی را صید کرده اید، غافل از اینکه دست هایتان خالی است. تلاش می کنید اما چیزی به چنگ نمی آورید، چرا که مفهومی لغزان و گریزان است. می خواهید آنرا در مرزهای منطق بگنجانید اما فراتر می رود. می خواهید توصیفش کنید اما نمی شود آنرا به بند ِ کلمات کشید.
در حقیقت، چنان تقلایی بی ثمر خواهد بود. تنها هنگامی که از کوشش دست بردارید، ذن آز آن ِ شماست.

برای اندکی آشنایی با ذن، مرا در سفری کوتاه اما شگفت، همراهی کنید.

با هم، فصلی از یک کتاب را می خوانیم:



ذِن ِ منطق گریز


با دست های تهی می روم، بیل را در دست های من بنگر؛
پیاده می روم، و با این همه، بر پشت گاوی نشسته، میرانم؛
چون از بالای پل می گذرم، نگاه کن، این پل است که می رود و نه آب.


پیش از پرداختن به چونی و چگونگی ذن به ناچار باید از راه و رسم بیان ذن آگاه شویم، ور نه در کار مطالعه ی ذن از سخن متناقض نما و دور از پندار و منطق گریز آن حاصلی جز سر در گمی در دست نخواهیم داشت. شعر آغاز این گفتار از جن یه (Jenye) است که بیشتر به فودایشی معروف است. در این شعر راه گرایش ذن از نظر بیان به روشنی آشکار است. کسانی که می خواهند از روی خرد، بینشی به حقیقت ِ ذن پیدا کنند - خود اگر چنین بینشی امکان پذیر باشد- باید نخست به معنای واقعی این شعر پی ببرند.

چیزی نامنطقی تر و با فهم عام مخالف تر از این چهار خط شعر وجود ندارد. برخی شاید به همین دلیل ذن را تاریک، گمراه کن، و آن سوی دریافت استدلال معمولی بدانند. ولی ذن بر آن است که این راه نگریستن معمول ِ فهم ِ عام، راه نهایی نیست، و از این راه به « کل نگری » و به فهم یکپارچه ی حقیقت دست نمی یابیم، چرا که به گونه ای دور از خرد، به تعبیر ِ « منطقی » چیزها چسبیده ایم و رها هم نمی کنیم. اگر سر آن داریم که به راستی به ژرفای زندگانی برسیم، باید دست از این خرد ورزی و «قیاسات منطقی» بکشیم، باید راه نگریستن نویی فراچنگ آوریم تا از چیرگی منطق و یکسویی ِ زبان ِ روزمره آزاد شویم. ذن بر این پافشاری می کند که باید بیل را در دست های خالی گرفت - هر چند که شاید این متناقض و دور از پندار بنماید - و این پل است که زیر پای ما می گذرد و نه آب.

ولی اینها تنها سخنان دور از خردی نیستند که در ذن به آنها بر می خوریم. در ذن سخنان شگفت آورتر از این بسیار داریم. برخی شاید ذن را دیوانه وار یا ابله گونه بنامند. راستی اگر با چنین سخنانی روبرو شوید چه خواهید گفت؟

« دیشب یک اسب چوبی شیهه کشید و یک مرد سنگی از شادی از جا جَست »

« نگاه کن، ابری از غبار از دریا بلند می شود و خروش امواج روی خشکی شنیده می شود.»

گاهی ذن از شما چنین پرسش هایی خواهد کرد:

« باران سختی فرو می بارد، چگونه می خواهی آن را باز داری؟ »

« آنگاه که دو دست را به یکدیگر بکوبند صدایی بر می خیزد، به صدای یک دست گوش کن

« اگر تو صدای یک دست را شنیده ای، می توانی کاری کنی که من نیز بشنوم؟»

«آن گاه که ما در پیرامون مان کوه ها را می بینیم که سر به آسمان برافراشتند و دریاها را که شکاف های خالی را پر می کنند، چرا در سوره های مقدس می خوانیم که درمه ( = آیین بودا ) یکسانی است و هیچ چیز بلند و هیچ چیز پست در کار نیست؟»

آیا پیروان ذن خرد ِ خود را از دست داده یا به پوشیده گویی و سخن رمزگونه رو کرده اند؟ آیا این سخنان جز اینکه در جان ما سردرگمی ایجاد کنند هیچ معنای درونی یا اخلاقی ِ کمال بخش ندارند؟ ذن به راستی از راه این سخنان دور از خرد می خواهد نظرگاه کاملا نویی بیابیم تا از آن راه در رازهای زندگانی و نهفته های طبیعت بنگریم. چرا که ذن به این نتیجه ی قطعی رسیده است که استدلال و منطق با آن پای چوبی نمی تواند ما را به جایی برساند که ژرفترین نیازهای روحی ما خشنودی کامل بیابد.

ما عموما می اندیشیم که قضیه منطقی « الف، الف است » قضیه ای مطلق است، و قضیه ی « الف، نه - الف است» یا « الف، ب است» اندیشیدنی نیست. ما هرگز نتوانسته ایم دیوار این شرایط ِ فهم را بشکنیم و از آن بگذریم. اینها همیشه به ما تحمیل شده اند ولی اکنون ذن می گوید که آن واژه ها، واژه اند و بس. چون واژه ها از بستگی با واقعیت ها وا بمانند باید از آنها جدا شد و به واقعیت ها بازگشت. منطق را جایی باید به کار گرفت که ارزش عملی داشته باشد؛ ولی چون از کار وا بماند، یا آنگاه که بکوشد از چارچوب خاص و درست خود پا فراتر بگذارد، باید آن را از پیش روی باز داشت.



ذن چیست، ع. پاشایی، انتشارات مازیار، 1335





 
Last edited:

Abtin 63

کاربر فعال هنرهای رزمی
کاربر فعال

Follow the White Rabbit






tumblr_mdakueenW81qeqzydo1_500.jpg





بروس لی فارغ التحصیل رشته فلسفه از دانشگاه واشنگتن بود. او به مطالعه ی بودیسم، تائوئیسم، مسیحیت و غیره می پرداخت. علاقمند به فلسفه ی شرق و به طور خاص، ذن بود.

به سراغ جیت کان دو می رویم و عباراتی از او را با هم مرور می کنیم:




using no way as way

از هیچ راهی به عنوان راه استفاده نکن.



circle with no circumference

بچرخ بی آنکه بچرخی.



the best form is no form

فرم خوب، آنست که نیست.



learning gained is learning lost

دانش ِ اندوخته، دانشی به دست نیامده است.




تلاش برای فهم و تفسیر جملاتی از این دست، بدون آشنایی با ذن، حاصلی جز سردرگمی و انحراف نخواهد داشت.

در صفحه 165 از کتاب Bruce Lee: Artist of Life نوشته ی جان لیتل از زبان لی می خوانیم:

« بنابراین تلاش برای معرفی جیت کان دو به عنوان یک سبک معین (مانند کونگ فو، کاراته، یا هرچه) به نابودی اش خواهد انجامید. جیت کان دو، «این» و «نه - این» است. سبک های دیگر را تایید و یا تکذیب نمی کند و تقابلی با آنها ندارد. برای درک این موضوع، باید از دوگانگی و تقابل به یگانگی رسیده باشید. »

Teri Tom محقق برجسته ی جیت کان دو در این باره می نویسد:

« می دانیم که تفسیر جملاتی مانند « از راه به عنوان راه استفاده نکن » و یا « فرم خوب، آنست که نیست » ( فرم خوب، همان نه - فرم است) ریشه در ذن دارند. حال آنکه اساتید جعلی به شما می گویند جیت کان دو شکل و قالب ندارد، چون بروس لی خودش این را گفته است! صرفا یک ایده و مفهوم است و با این توجیه، هر تکنیکی از هر سبکی را تحت نام جیت کان دو به افراد آموزش می دهند.
استادان قلابی به شما نخواهند گفت که عبارات ِ فلسفی از این دست، ریشه در ذن دارند، و با جای گرفتن در آن context خاص، معنایی کاملا متفاوت می یابند. از اصول ِ بنیادین ذن یکی هم این است که جنبه های جسمانی و مادی، از جنبه های روحانی و غیرمادی جدا نیست. ضمنا این را هم باید بدانیم که جسم، وسیله ای است کاملا واقعی، عینی و ملموس برای آزمودن، فهم و ابراز ِ روح. اگر جسمی در کار نباشد روحی هم نیست. ذن بر پایه ی تجربیات عَمَلی استوار است.»


تام ادامه می دهد:

« مشکل دیگر اساتید ِ سودجو این است که آنها، حتی به خودشان زحمت ِ یادگیری و آموزش ِ درست ِ جنبه های فیزیکی جیت کان دو را هم نداده اند. آنها با آنچه آموخته اند - و می آموزند - نه تنها بی احترامی بزرگی به لی روا داشته اند، بلکه همه ی آنچه را که او تلاش می کرد بفهماند را کاملا بر عکس جلوه داده اند.
چنانچه بخواهید، آن طور که لی می گفت، به درجات بالایی از برتری دست یابید، مسلما باید وسیله ای هم برای رسیدن به آن درجات در اختیار داشته باشید. وسیله ای که با آن ذن را تمرین کنید، خواه شمشیر زنی باشد، یا مراسم چای، و یا جیت کان دو.

باید ابتدا قوانین را یاد بگیرید. می گویند جیت کان دو همان چیزی است که شما دلتان می خواهد! همان چیزی است که خودتان فهمیده اید و غیره. سوال اینجاست، در این صورت چه چیزی برای آموزش باقی می ماند؟
دیگر اصول و قوانینی برای یادگیری باقی نمی ماند و بدون قوانین و اصول، روشی هم برای تمرین ذن و همین طور زیربنای فلسفی جیت کان دو وجود ندارد. »


دوستان عزیز دیگر باید متوجه ماجرا شده باشید. ماهیت فلسفی جیت کان دو را نمی شود عامیانه معنا کرد. جیت کان دو هم دارای جنبه های عینی ( فیزیکی) و ذهنی (غیر فیزیکی) است و این دو جنبه را نمی شود از هم جدا دانست، چرا که وجود و هستی شان در گرو هم است. جنبه های عینی و فیزیکی (مانند تکنیک ها) وسیله ای هستند برای آزمودن، درک و ابراز جنبه های ذهنی.




***​



بعنوان نتیجه، بحث را به عباراتی از لی منتهی می کنم. این عبارات، به خوبی ماهیت ِ دروغین اساتید و ادعاهایشان را فاش می سازد:

« عده ای به اشتباه اعتقاد دارند جیت کان دو با فرم (قالب) ضدیت دارد. چیزی را باید بدانید: همیشه یک برترین، موثرترین و پویاترین روش برای اجرای حرکات وجود دارد( قوانین فیزیکی نیرو، وضعیت بدنی، توازن، حرکات پا و غیره، نباید نقض بشود). البته، فرم ِ پویا و موثر یک چیز است، مجموعه ی استریل شده ی کلاسیکی از حرکات به شکلی مقید و متصل، چیز دیگری ست.
از طرف دیگر، فرد باید ابتدا تفاوت ِ ظریف ما بین « بی فرمی » و « نه - فرم » را درک کرده باشد. اولی جهل است، دومی برتری. »






 
Last edited:

natars

کاربر تازه وارد
آقا یک سوال :



using no way as way


از هیچ راهی به عنوان راه استفاده نکن.




circle with no circumference


بچرخ بی آنکه بچرخی.




the best form is no form


فرم خوب، آنست که نیست.




learning gained is learning lost


دانش ِ اندوخته، دانشی به دست نیامده است.



در این 3 جمله آیا بروس لی نمیخواسته بگه که برای بدست آوردن نامحدود باید محدود را شکست و برای بدست آوردن آینده باید حال کوچک کرد
 

Abtin 63

کاربر فعال هنرهای رزمی
کاربر فعال
آقا یک سوال :



using no way as way


از هیچ راهی به عنوان راه استفاده نکن.




circle with no circumference


بچرخ بی آنکه بچرخی.




the best form is no form


فرم خوب، آنست که نیست.




learning gained is learning lost


دانش ِ اندوخته، دانشی به دست نیامده است.



در این 3 جمله آیا بروس لی نمیخواسته بگه که برای بدست آوردن نامحدود باید محدود را شکست و برای بدست آوردن آینده باید حال کوچک کرد

سلام
صبح بخیر

تفسیر شما هم درست هست و البته یکجور تفسیر ذن گونه. ذن به ما می آموزد که محدودیت و چارچوب های خاص، ما را از دستیابی به حقیقت های کلی و عَمَلی باز می دارند. ذهن با هیچ منطقی محدود نمی شود.

نکته اینجاست که شما برای فراتر رفتن از چارچوب ها و محدودیت ها باز هم باید روش هایی را بیاموزید و مراحلی را بگذرانید.
افرادی که سالک راه ذن میشوند باید مراحلی را پشت سر بگذارند، اعمالی انجام بدهند و به اصطلاح طی طریق کنند تا به حقایق ذن دست یابند.

در جیت کان دو هم، شما باید مسیری را طی کنید، مراحلی را پشت سر بگذارید تا به ادراک درستی از مرحله بی فرمی یا نه - فرم در اصطلاح ذن گونه اش برسید. تکنیک ها و روش هایی که لی با توجه به این نگاه فلسفی، با زحمات و مطالعات بسیار، با رعایت مسائل عِلمی و عَملی بوجود آورد، وسایلی هستند برای رسانیدن فرد به مفهوم نهایی بی فرمی یا نه - فرم.


نترس عزیز
اساتید که با اهداف نادرست مشغول به تبلیغ و آموزش جیت کان دو شدند، از این مفاهیم فلسفی و معنای آنها عامدانه صرف نظر کردند. به افراد می گفتند که جیت کان دو یک سبک نیست و تکنیک و روشی هم ندارد. صرفا یک مفهوم است به این معنا که شما نباید به هیچ سبکی اعتقاد داشته باشید. هر چیزی را که می پسندید یاد بگیرید، هر تکنیکی از هر سبکی که دلتان خواست، و آنها را به کلکسیون تکنیک های خود اضافه کنید. اگر موای تای کار می کنید، اگر بوکس کار می کنید یا هر سبک دیگر، چنانچه به جیت کان دویی فکر کنید که هیچ روش و فرم و قالبی ندارد، شما در واقع یک جیت کان دو کار هستید با وجودی که دارید موای تای یا بوکس کار می کنید.


بی فرمی یا نداشتن قالب، با این تفسیر دلبخواهی، همان طور که بروس لی در آن پاراگراف پایانی توضیح میدهد، عملا جهل است نه برتری.

به این ترتیب انحراف بزرگی بوجود آمد که داشت به نادیده گرفتن و نابودی تمام زحمات لی منجر میشد.

بسیار ممنونم که این نوشته ها را دنبال می کنی. امیدوارم به درد بخور باشند.
 
Last edited:

natars

کاربر تازه وارد
راستش من تخصصی در زمینه نینجوتسو ندارم.

می تونم بپرسم چه چیزی باعث شد توجه شما به این موضوع جلب بشه؟
بخاطر نوع تفکر نینجا به این فکر افتادم

ولی حق با شماست نینجا ها مطابق ضمیر ناخودآگاه شون عمل نمی کنند

نینجا از طریق فکر و حواس پنج گانه عمل میکنند

ولی جیت کان دو محدودیت فکری نداره
 

Abtin 63

کاربر فعال هنرهای رزمی
کاربر فعال
بخاطر نوع تفکر نینجا به این فکر افتادم

ولی حق با شماست نینجا ها مطابق ضمیر ناخودآگاه شون عمل نمی کنند

نینجا از طریق فکر و حواس پنج گانه عمل میکنند

ولی جیت کان دو محدودیت فکری نداره
هنر ها و مکاتب شرقی عمدتا زیربنای فلسفی دارند بهرحال.

احساس کردم شاید دارید به مفهوم انطباق فکر می کنید. نحوه استتار، حرکت، بالارفتن از اجسام، مدفون شدن و غیره. نینجاها اساتید انطباق با شرایط بودند.

در جیت کان دو هم، همان طور که می دانید، ما با انطباق سروکار داریم. ذهنی که محدودیت نمی پذیرد، قابلیت انطباق دارد.

حالا در مباحث بعدی درباره ی تکنیک ها و روش مبارزه ی جیت کان دو بیشتر صحبت می کنیم تا ببینیم در عمل چگونه باید عمل کرد.

بحث انطباق شد یاد جملات معروف لی افتادم :




Empty your mind, be formless, shapeless — like water. Now you put water in a cup, it becomes the cup; You put water into a bottle it becomes the bottle; You put it in a teapot it becomes the teapot. Now water can flow or it can crash. Be water, my friend




Bruce Lee Be Water My Friend - YouTube
 

trian

Registered User
خیلی ممنون از مطالب بسیار خوبتون
برداشتی رو که من از جیت کاندو داشتم این بود جیت کاندو سبکی هست بر مبنای اصلی وینگ چون به همراه یک سلسله سبکهای ترکیبی که البته شما در انکار این صحبت توضیحات خوبی رو دادین ممنون میشم در همین رابطه باز هم توضیح بدین که ما هم بیشتر آشنا شویم باز هم از مطالب بسیار خوبتون ممنونم
 

natars

کاربر تازه وارد
جیت کان دو در ذهن مجموعه منظمی از حرکات نامنظم
جیت کان دو در عمل مجموعه نامنظمی از حرکات منظم

درود بر استاد فقید بروس لی

روحش شاد و یادش گرامی باد
 

trian

Registered User
جیت کان دو در ذهن مجموعه منظمی از حرکات نامنظم
جیت کان دو در عمل مجموعه نامنظمی از حرکات منظم

درود بر استاد فقید بروس لی

روحش شاد و یادش گرامی باد


یه چیزی که خیلی راجع به بروسلی برام جالبه اینه که بروسلی در حالی سبک وینگ چون رو گسترش داد و صاحب سبک جدید شد که در هنگام فوت فقط 32 سال داشت
روحش شاد
 
بالا