منتخب بازارچه

روی اعصاب

  1. M

    روی اعصاب/ مخ فردی رفتن در انگلیسی

    روی اعصاب/ مخ فردی رفتن در انگلیسی Get on somebody's nerves . مثالها: My younger sister gets on my nerves. خواهر کوچیکه ام میره رو اعصابم. . You're beginning to get on my nerves. داری (شروع میکنی) میری رو اعصابمم هاااا . The noise those children make gets on my nerves. صدایی که اون بچه ها در...
بالا