• پایان فعالیت بخشهای انجمن: امکان ایجاد موضوع یا نوشته جدید برای عموم کاربران غیرفعال شده است

گذشته || Le passé || The Past

Enoch

Registered User
تاریخ عضویت
15 دسامبر 2011
نوشته‌ها
682
لایک‌ها
318
محل سکونت
Here and there
خوب دوستان فیلم جدید اصغر فرهادی هم اکران شد... نظرتون چیه؟




_________________________________________________________________________



The_Past_poster.jpg



گذشته (به فرانسوی: Le Passé)‏ فیلم درام فرانسوی محصول سال ۲۰۱۳ به کارگردانی اصغر فرهادی است که برای اولین بار درجشنواره فیلم کن ۲۰۱۳ اکران شد. برنیس بژو ، طاهر رحیم و علی مصفا از بازیگران این فیلم می‌باشند. این فیلم به زبان فرانسویاست و در پاریس تصویربرداری شده است.

طرح کلی داستان:
این فیلم، داستان زوجی است که پس از سال‌ها زندگی ـ که حاصلش دو فرزند است ـ اما زندگی آرامی ندارند. مرد (علی مصفا) پس از سال‌ها اختلاف، همسرش (بره‌نیس بژو) را رها کرده و به ایران برمی‌گردد و همسرش نیز با مردی فرانسوی (طاهر رحیم) آشنا شده و آن مرد وارد زندگی‌اش می‌شود و به دنبال آن، به شوهرش در ایران نامه می‌نویسد و از او تقاضای طلاق می‌کند. مرد پس از این ماجرا به فرانسه برمی‌گردد و یک تازه‌وارد را در خانه‌اش با دو بچه‌اش می‌بیند.

منبع: ویکی پدیا

_________________________________________________________________________​

سیناپس کامل (خلاصه کامل داستان):
«احمد»(با بازی علی مصفا) یک مرد میانسال ایرانی چهار سال بعد از ترک همسر فرانسوی اش «ماری بریسون»(با بازی برنیس بژو) و بازگشت به ایران بار دیگر به درخواست ماری به فرانسه بازمی گردد. بهانه ماری که در یک داروخانه در پاریس زندگی می کند برای درخواست از احمد جهت بازگشت به پاریس حضور در دادگاه برای ثبت قانونی طلاقشان است.
احمد همسر دوم ماری بوده و ماری پیش از احمد از ازدواج اولش صاحب دو فرزند دختر به نامهای «لوسی»( با بازی پاولین برلت) و «لئا»( با بازی جین جِستین) بوده است.
ماری که مدتی است با مردی به نام «سمیر»(با بازی طاهر رحیم) که صاحب یک خشکشویی است، نامزد کرده این روزها به همراه نامزدش در خانه ای کنار خط راه آهن پاریس زندگی می کند. البته در کنار دو فرزندی که از ازدواج اولش دارد فرزند پسر سمیر که «فواد»(با بازی الیاس آگیس) نام دارد هم با آنها زندگی می کند.
در بدو ورود احمد به پاریس، ماری از وی می خواهد که به جای هتل به خانه او بیاید و احمد هم که از زندگی ماری با سمیر خبر ندارد می پذیرد. ماری همچنین به احمد می گوید که لوسی مدتی است با او سر ناسازگاری گذاشته و بد نیست احمد با او درباره دلایل ناسازگاری اش صحبت کند.
به هنگام حضور در خانه این فواد است که به احمد می گوید پدرش سمیر هم با آنها زندگی می کند و همین امر باعث می شود که احمد تصمیم به رفتن بگیرد اما درگیری ماری با فواد و دخالت احمد برای حل مشکل، سبب ساز آن می شود که احمد در خانه ماری ماندگار شده و دیری هم نمی گذرد که ابتدا با کباب کردن بلال برای بچه ها و بعد هم پختن قورمه سبزی به عنوان شام(!) فضایی صمیمانه مابین او و بچه ها فراهم شود.
بعد از شام احمد و لوسی به درددل با یکدیگر پرداخته و لوسی دلیل اصلی ناسازگاری خود را نامزد تازه مادرش معرفی می کند. لوسی می گوید که زن سابق سمیر نمرده بلکه در کماست و به غیر از آن سمیر سومین همسر مادرش است و اینکه مادرش هرچند وقت یک بار با یک نفر است اصلا جالب نیست.
«احمد»(علی مصفا) در کنار «لئا» و «فواد»
صبح فردا احمد و ماری به دادگاه می روند تا کارهای قانونی ثبت طلاق را انجام دهند و از آنجا که از ازدواج خود فرزندی هم ندارند همه چیز به سادگی انجام می شود اما لحظاتی قبل از حضور در دادگاه وقتی احمد از ماری می خواهد که درباره ازدواج سوم خود بیشتر فکر کند ماری با فاش کردن این قضیه که باردار است به احمد می فهماند که برای فکر کردن کمی دیر شده است!!! اینجاست که احمد به لحاظ روحی به شدت تحقیر می شود اما سعی می کند خود را خونسرد نشان دهد.
در بازگشت از دادگاه احمد به سراغ لوسی رفته و این دو برای صرف ناهار به کافه یکی از دوستان احمد به نام «شهریار»(با بازی بابک کریمی) می روند. در کافه است که لوسی ادعا می کند همسر سابق سمیر که «سلین»(با بازی الکساندرا کِلِبانسکا) نام دارد بر اثر خودکشی به کُما رفته و دلیل این خودکشی هم آگاهی او از رابطه ماری و سمیر است! لوسی که به لحاظ روحی به شدت منقلب شده ناگهان زیر گریه زده و به احمد می گوید:«میدانی چرا لوسی رفت دنبال این مرتیکه کثافت؟ چون قیافه اش شبیه توئه!»
شباهنگام احمد به خانه رفته و بعد از اهدای کادوهایی که از ایران با خود آورده به بچه ها، می خواهد به ایران بازگردد که به ناگاه ماری خبر می دهد که لوسی از صبح که از خانه بیرون رفته هنوز برنگشته! این می شود که سمیر و احمد تصمیم می گیرند به دنبال او رفته بلکه او را پیدا کنند اما قبل از رفتن احمد درباره ماجرای خودکشی سلین از ماری می پرسد و ماری هم می گوید خودکشی او هیچ ربطی به وی نداشته چراکه سلین مدتها قبل از آشنایی وی با سمیر دچار افسردگی بوده است.
در ادامه سمیر و احمد سوار بر خودروی سمیر به جستجو برای یافتن لوسی می پردازند و در این حین احمد از سمیر درباره دلیل خودکشی زنش می پرسد. جالب اینجاست که سمیر می گوید زنش به خاطر درگیری با یکی از مشتریان خشکشویی خودکشی کرده است و برای اینکه سوء تفاهم لوسی برطرف شود می تواند کارگر خشکشویی را هم به عنوان شاهد ماجرا نزد وی بفرستد.
جستجوها برای یافتن لوسی بی نتیجه است و سمیر و احمد به خانه بازمی گردند و در بازگشت به خانه ماری ناگهان این فکر به ذهنش خطور می کند که شاید لوسی نزد پدرش به بروکسل رفته باشد. احمد می خواهد به پدر لوسی زنگ بزند که قبلش آگاهی از تماسهای شهریار با وی سبب ساز تماس اش با شهریار شده و در نهایت معلوم می شود که لوسی نزد شهریار رفته و از او خواسته که درباره حضورش حتی یک کلمه هم به مادرش نگوید. اینکه شهریار از ماجرای لوسی خبر داشته و حتی یک کلمه هم به او خبر نداده به شدت با ناراحتی ماری روبرو می شود.
احمد برای بازگرداندن لوسی به خانه شهریار رفته و در آنجا باز هم صحبت به دلایل خودکشی سلین و مشکل افسردگی وی می رسد. احمد سعی دارد به لوسی القا کند که یک افسردگی معمولی هم می تواند باعث خودکشی شود اما لوسی با شرح روش خودکشی سلین که در برابر چشم خدمتکار خشکشویی با خوردن مایع رختشویی خودکشی کرده بر این امر تاکید دارد که هدف او جلب توجه بوده!
«ماری»(برنیس بژو)، «سمیر»(طاهر رحیم) و «احمد» در خانه «ماری»
امتداد حضور احمد در خانه ماری سبب ساز آن می شود که سمیر تصمیم بگیرد برای مدتی هم که شده در خانه شخصی خودش سکونت کند برای همین علیرغم میل قلبی فواد که حالا به احمد هم خو گرفته به همراه فرزندش از ماری خداحافظی کرده و به خانه خودشان می روند.
احمد که سعی دارد دلیل خودکشی سلین به درستی روشن شود ترتیب ملاقات لوسی با «نعیما»(با بازی صابرینا اوآزانی) کارگر خشکشویی سمیر را فراهم می کند. نعیما یک کارگر مهاجر عرب تبار است که بدون مجوز قانونی پیش احمد کار می کند. نعیما در تشریح روز خودکشی به لوسی می گوید که سلین چند روز قبل از خودکشی به دلیل لکه به جا مانده بر روی یکی از لباسها با یکی از مشتریان دعوایش شده بود و همین درگیری عاملی شد بر خودکشی اش.
اما لوسی این بار فرضیه جدیدی را نزد پدرش بازگو کرده و اعتراف می کند که یک روز قبل از خودکشی تمام ایمیلهای عاشقانه ای که بین مادرش و سمیر رد و بدل شده بود را برای سلین فوروارد کرده و به این ترتیب این خودِ او بوده که عامل خودکشی سلین شده!!!
احمد برای کاهش فشار روحی وارده بر لوسی از او می خواهد که کل ماجرا را برای مادرش شرح دهد اما لوسی جرات این کار را ندارد و نتیجه اینکه احمد خودش ماوقع را برای ماری بازگو می کند. بُهت ماری و به دنبال آن درگیری او با لوسی سبب ساز مداخله احمد شده و در این بین ماری در اوج عصبانیت از احمد می خواهد که در مسائل شخصی آنها دخالت نکند. احمد هم که مدتهاست درباره علت درخواست ماری برای دعوت از او به پاریس در فکر است به صراحت به ماری می گوید این خودش بوده که خواستار بازگشتش به پاریس بوده پس این برخورد دوگانه اصلا منصفانه نیست.
در نتیجه درگیری مابین ماری و لوسی، لوسی از خانه بیرون می زند و احمد می خواهد به دنبالش برود که ماری جلوی او را گرفته و می گوید بهتر است خودش دنبال فرزندش برود.
احمد هم که در پیچ و خم کشف حقایق تازه زندگی همسرش به شدت سرخورده شده نزد شهریار رفته و پیش او اعتراف می کند که ای کاش ماری را ترک نمی کرد تا این ماجراها رخ نمی داد اما شهریار به او گوشزد می کند که او آدم زندگی در فرانسه نبوده و مدام بین وطنش و ایران سرگردان بوده است و بعید بود زندگی او با ماری عاقبتی به جز جدایی داشته باشد.
در ادامه ماری نزد سمیر رفته و ماجرای ایمیلهای ارسال شده برای سلین را برای وی می گوید اما سمیر که آدم باهوشی است می گوید لوسی ایمیل سلین را چطور به دست آورده و وقتی ماری پاسخ می دهد که لوسی یک روز قبل از خودکشی به خشکشویی زنگ زده و از خودِ سلین ایمیل را گرفته سمیر می فهمد که ماجرا قدری مشکوک است چراکه زنش حداقل چند روز قبل از خودکشی اصلا به خشکشویی نیامده بود.
«لوسی»(پاولین برلت) دختر بزرگتر «ماری»
ماری این تناقض را با لوسی مطرح کرده اما لوسی باز هم اصرار می کند بر این امر که دقیقا یک روز قبل از خودکشی با خشکشویی تماس گرفته و با زنی که فرانسوی را با لهجه صحبت می کرده گفتگو کرده و ایمیل را هم از او گرفته است. از آنجا که سلین یک فرانسوی اصیل بوده، معلوم می شود آن زنی که لوسی با وی صحبت کرده نه سلین که نعیما کارگر خشکشویی بوده!!! وقتی سمیر از نعیما علت این کار زشت را می پرسد وی می گوید مدتها بود که سلین فکر می کرد بین او و سمیر سر و سری برقرار است و برای همین مرتب می خواسته شرایطی را فراهم کند که پلیس بفهمد او کارگر غیرمجاز است! در روز درگیری با مشتری هم این خودِ سلین بود که لباس مشتری را لک کرده و سپس کلید درگیری را زده تا با حضور پلیس، نعیما را به زندان بیندازد. با این حال سمیر حرفهای نعیما را باور نکرده و او را اخراج می کند. التماسهای نعیما برای جلوگیری از اخراج فایده ندارد و در نهایت وی با چشمان اشکبار و با گفتن این جمله که«اگر سلین ایمیلها را خوانده بود نمی آمد جلوی من مایع رختشویی در حلقش بریزد و این یعنی آن که وی از رابطه سمیر و ماری اطلاعی نداشته!» از سمیر خداحافظی کرده و می رود!
«احمد» و «ماری» در کنار هم
احمد بعد از پشت سر گذاشتن یک سری اتفاق عجیب و غریب فرانسه را ترک کرده و به ایران می رود... در نمای پایانی سمیر را در بیمارستان و بر سر تخت همسرش سلین می بینیم؛ همسری که مدتهاست به کما رفته و پزشکان به سمیر گفته اند شاید تحریک حس بویایی اش باعث بازگشت او به دنیا شود! سمیر در آخرین تلاش اش برای بازگرداندن همسر عطر مخصوص خودش را زده و سرش را جلوی صورت سلین می گیرد و از او می خواهد اگر زنده است، دستانش را بفشارد؛ اینجاست که قطره اشکی از چشم چپ سلین سرازیر شده و فیلم با نمایی از دست سمیر که در دست بی حس سلین قرار گرفته به پایان می رسد.

منبع: INN

_________________________________________________________________________​

عکس ها:
Snap_2013.06.23_01h36m53s_001_.png




Snap_2013.06.23_01h37m10s_002_.png




Snap_2013.06.23_01h37m28s_003_.png




Snap_2013.06.23_01h37m52s_004_.png




Snap_2013.06.23_01h38m08s_005_.png




Snap_2013.06.23_01h38m28s_006_.png




Snap_2013.06.23_01h38m41s_007_.png

_________________________________________________________________________

جوایز و افتخارات:


فستیوال سینمایی کن:

برنده: جایزه ویژه هیئت داوران
برنده: بهترین بازیگر زن (برنیس بژو)
نامزد: نخل طلا​
 
Last edited:

arashb

Registered User
تاریخ عضویت
4 جولای 2010
نوشته‌ها
90
لایک‌ها
25
محل سکونت
Tehran
فيلم فوق العادهاي است
توصيه مي كنم از دستش نديد، دو هفته بيشتر روي اكران نخواهد بود.

ضمناً چند وقت ديگه بصورت Blu-ray و DVD از طرف گلرنگ رسانه منتشر خواهد شد.
 

ansar

کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت
16 فوریه 2010
نوشته‌ها
393
لایک‌ها
247
فيلم فوق العادهاي است
توصيه مي كنم از دستش نديد، دو هفته بيشتر روي اكران نخواهد بود.

ضمناً چند وقت ديگه بصورت Blu-ray و DVD از طرف گلرنگ رسانه منتشر خواهد شد.

نه روی پرده ارزش دیدن دارد نه روی DVD
کارگردانی که برای خودشیرینی و کسب جایزه از خارجی ها چهره ملت خود را تخریب می کند ارزش نگاه کردن هم ندارد.
 

Enoch

Registered User
تاریخ عضویت
15 دسامبر 2011
نوشته‌ها
682
لایک‌ها
318
محل سکونت
Here and there
نه روی پرده ارزش دیدن دارد نه روی DVD
کارگردانی که برای خودشیرینی و کسب جایزه از خارجی ها چهره ملت خود را تخریب می کند ارزش نگاه کردن هم ندارد.
احسنت... احسنت
 

iranescence

Registered User
تاریخ عضویت
17 جولای 2011
نوشته‌ها
1,441
لایک‌ها
2,861
سن
30
محل سکونت
tehran
نه روی پرده ارزش دیدن دارد نه روی DVD
کارگردانی که برای خودشیرینی و کسب جایزه از خارجی ها چهره ملت خود را تخریب می کند ارزش نگاه کردن هم ندارد.

نمیشه ندیده درباره ی فیلم تصمیم گرفت به هر حال آقای فرهادی هم فیلم هایی چون دایره زنگی و هر شب تنهایی رو نوشتن...از ظاهر نمیشه به باطن پی برد;)
 

-Arash-

Registered User
تاریخ عضویت
24 فوریه 2011
نوشته‌ها
3,124
لایک‌ها
2,060
محل سکونت
North Korea
نه روی پرده ارزش دیدن دارد نه روی DVD
کارگردانی که برای خودشیرینی و کسب جایزه از خارجی ها چهره ملت خود را تخریب می کند ارزش نگاه کردن هم ندارد.

چرا این مفسد رو ترور نمی کنید تا از فساد بیشتر جلوگیری شود ؟
 
بالا