آژانس هواپیمایی

یکی بود یکی نبود

شروع موضوع توسط Even Star ‏16 ژوئن 2007 در انجمن داستان

  1. Even Star

    Even Star کاربر فعال فرهنگ و هنر کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏5 می 2007
    نوشته ها:
    2,418
    تشکر شده:
    119
    محل سکونت:
    Valinor
    [​IMG]


    [​IMG]


    [​IMG]

    [​IMG]
     

    فایل های ضمیمه:

    • 4.jpg
      4.jpg
      اندازه فایل:
      134.6 KB
      نمایش ها:
      105
  2. Even Star

    Even Star کاربر فعال فرهنگ و هنر کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏5 می 2007
    نوشته ها:
    2,418
    تشکر شده:
    119
    محل سکونت:
    Valinor
    [​IMG]

    [​IMG]

    [​IMG]

    [​IMG]
     

    فایل های ضمیمه:

    • 5.jpg
      5.jpg
      اندازه فایل:
      124 KB
      نمایش ها:
      80
    • 6.jpg
      6.jpg
      اندازه فایل:
      126.5 KB
      نمایش ها:
      80
    • 7.jpg
      7.jpg
      اندازه فایل:
      101.4 KB
      نمایش ها:
      75
    • 8.jpg
      8.jpg
      اندازه فایل:
      116.2 KB
      نمایش ها:
      72
  3. jerii

    jerii همکار بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏11 مارس 2007
    نوشته ها:
    7,848
    تشکر شده:
    9,705
    محل سکونت:
    اهواز
    قشنگ بود:)
     
  4. علی آبادانی

    علی آبادانی Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏30 اکتبر 2006
    نوشته ها:
    897
    تشکر شده:
    11
    محل سکونت:
    Abadan
    جالب و زیبا بود
     
  5. live for what?

    live for what? مدیر بازنشسته مدیر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏18 آگوست 2006
    نوشته ها:
    9,016
    تشکر شده:
    368
    محل سکونت:
    Wish! In Your Mind!
    مرسی از اینکه متن کامل داستان رو اینجا گذاشتید!

    حالا یه سوال!
    این داستان و عکسها مال چه کتابی هست؟!
     
  6. Mahmoud58

    Mahmoud58 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏29 نوامبر 2005
    نوشته ها:
    848
    تشکر شده:
    7
    دوست عزیز خیلی باحال بود ! مرسی :blush:
     
  7. خرید بیت کوین3eo
  8. Even Star

    Even Star کاربر فعال فرهنگ و هنر کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏5 می 2007
    نوشته ها:
    2,418
    تشکر شده:
    119
    محل سکونت:
    Valinor
    :confused::confused::confused::guilty::guilty::weird::weird:نیدووووووووووووووووونم
     
  9. live for what?

    live for what? مدیر بازنشسته مدیر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏18 آگوست 2006
    نوشته ها:
    9,016
    تشکر شده:
    368
    محل سکونت:
    Wish! In Your Mind!
    پس اینها رو از کجا آوردی؟!‌ :D

    من ادم هست که این رو تویه یه کتابی به وصرت مجموعه داستان دیدم!

    اما کتاب رو یادم نمیاد به خاطر همین پرسیدم! ;)
     
  10. Romain_Gary

    Romain_Gary Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏23 فوریه 2005
    نوشته ها:
    1,711
    تشکر شده:
    6
    جالب بود :)
     
  11. آرشیتکت

    آرشیتکت کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏10 می 2006
    نوشته ها:
    1,066
    تشکر شده:
    8
    محل سکونت:
    In the Wind
    زیر این طاق کبود، یکی بود یکی نبود
    مرغ عشقی خسته بود که دلش شکسته بود.
    اون اسیر یه قفس، شب و روزش بی نفس
    همه آرزوهاش، پر کشیدن بود و بس
    تا یه روز یه شاپرک، نگاشو گوشه ای دوخت
    چشمش افتاد به قفس، دل اون بدجوری سوخت.
    زود پرید روی درخت، تو قفس سرک کشید
    تو چشمه مرغ اسیر، غم دلتنگی رو دید
    دیگه طاقت نیاورد، رفت توی قفس نشست
    تا که از حرفهای مرغ، شاپرک دلش شکست
    شاپرک گفت که بیا، تا با هم پر بکشیم
    بریم تا اون بالا ها، سوار ابرها بشیم
    یدفه مرغ اسیر نگاهش بهاری شد
    بارون از برق چشاش، روی گونش جاری شد
    شاپرک دلش شکست وقتی اشک اونو دید
    با خودش یه عهدی کرد، نفس سردی کشید
    دیگه بعد از اون قفس رنگ تنهایی نداشت
    توی دوستی شاپرک، ذره ای کم نمیذاشت
    تا یه روز یه باد سرد، میون قفس وزید
    آسمون سرخ آبی شد، سوز برف از راه رسید
    شاپرک یخ زد و یخ ، مرد و موندگار نشد
    چشماشو روهم گذاشت ، خوابید و بیدار نشد
    مرغ عشق شاپرک رو ، به دست خدا سپرد
    نگاهش به آسمون، تا که دق کردش و مرد
     
  12. bkh

    bkh Guest

    تاریخ عضویت:
    ‏18 آگوست 2006
    نوشته ها:
    39
    تشکر شده:
    1
  13. Mohammadirani@

    [email protected] Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏7 می 2006
    نوشته ها:
    1,181
    تشکر شده:
    9
    محل سکونت:
    GraphicStore.ir
  14. sinama_sina

    sinama_sina کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏18 آگوست 2007
    نوشته ها:
    96
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    B612 Star
    متن زيبايي بود..
     
  15. Even Star

    Even Star کاربر فعال فرهنگ و هنر کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏5 می 2007
    نوشته ها:
    2,418
    تشکر شده:
    119
    محل سکونت:
    Valinor
    ممنونم بچه ها خیلی وقته این داستان رو نوشتم اما اومدم از لطفتون تشکر کنم!
     
avanak عسل طبیعی و گرده گل ایرانی