برگزیده های پرشین تولز

انجمن گربه ها =ورود برایه دوستداران گربه ها=

hkhafan

Registered User
تاریخ عضویت
15 جولای 2010
نوشته‌ها
2,162
لایک‌ها
1,313
ما چن سالیه تو حیاط خونه نگه میداریم
جونورای باحالین
از آدم بهترن!
 

raheraftee

Registered User
تاریخ عضویت
2 نوامبر 2011
نوشته‌ها
773
لایک‌ها
0
بچه داره؟یکیشو از خوشگلاش میدی به من؟
 

raheraftee

Registered User
تاریخ عضویت
2 نوامبر 2011
نوشته‌ها
773
لایک‌ها
0
من بچه گربه می خوام یعنی هیچ کسی نداره؟
 

Mohsen_14

مدیربازنشسته پاتوق
تاریخ عضویت
17 ژانویه 2009
نوشته‌ها
6,010
لایک‌ها
13,158
محل سکونت
سرزمین دروغگو ها
یکبار یک گربه را با تفنگ زدم کشتم
aesmile.gif

00020725.gif

گربه حیوانه نجیبیست:lol:

شما حال خودتو متوجه میشی ؟!!

ما چن سالیه تو حیاط خونه نگه میداریم
جونورای باحالین
از آدم بهترن!

خفن جان از اوضاع و احوالشون بگو . عکس یادت نره ... ;)

.
 

فرزاد از teh

کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت
30 ژانویه 2012
نوشته‌ها
88
لایک‌ها
45
محل سکونت
دانمارك-كپنهاك
یکبار یک گربه را با تفنگ زدم کشتم
aesmile.gif

شما واقعا از انسانيت بويي نبردين اميدوارم خداوند مجازاتت كنه كه مطمئنم اين كاره وحشيانه پيشه خدا گم نميشه و سزايه عملتو در جهنم ميبيني:hmm::mad:
 

Topolinoo

کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت
14 جولای 2010
نوشته‌ها
262
لایک‌ها
35
خاک بر سرت کنن روانیه مریض! تو آدمی ??!! امیدوارم یکی از عزیزانت به همین طریق کشته شه!


اگه قرار بود این نفرینا و آه و ناله ها عمل کنه، تا الان نسل چینی جماعت ور افتاده بود

catmarket-1.jpg
 

ptuser2011

Registered User
تاریخ عضویت
6 آگوست 2011
نوشته‌ها
29
لایک‌ها
17
محل سکونت
یه جای خوب
خیلی هم خوشبخت نیستن این چینیا... بدبختی های گروهی زیاد براشون پیش میاد که میتونه از کارمای کثافت کاریهای مثل این کارشون باشه... حالا اصلا چینی های عجیب غریب هر غلطی بکنند ایرانی ها چرا؟؟؟؟؟؟؟ باعث تاسفه به بی پناه ترین موجودات خدا اینجور ظلم کنیم.
 

bobby1988

Registered User
تاریخ عضویت
16 نوامبر 2010
نوشته‌ها
569
لایک‌ها
28
محل سکونت
Tehran
خیلی هم خوشبخت نیستن این چینیا... بدبختی های گروهی زیاد براشون پیش میاد که میتونه از کارمای کثافت کاریهای مثل این کارشون باشه... حالا اصلا چینی های عجیب غریب هر غلطی بکنند ایرانی ها چرا؟؟؟؟؟؟؟ باعث تاسفه به بی پناه ترین موجودات خدا اینجور ظلم کنیم.

+1

چقدر ما آدما موجودات كودن و بي فكري هستيم.
كي گربه رو اهلي كرد؟‌ كي گربه رو توي خونه و محيط زندگيش راه داد؟‌
انسان

ما از گربه هاي وحشي گربه اي اهلي (Domestic) ساختيم كه از تواناييهاش تو كنترل حيوانات كوچك و غيره استفاده كنيم، و شايد در آخر هم به عنوان پت و دوست.
اگر امروز اين گربه ها تو كوچه ها دنبال آشغال ميگردن، اگر زمستون سرد گشنه زير ماشين ها ميخوابن، تو جوب بچه ميزان، در اثر تصادف له و كشته ميشن، از ما سنگ و لگد ميخورن، باعث و بانيش فقط خود ما هستيم.

حالا به جاي دلسوزي و كمك، تير خلاصي هم ميزنيم ؟
واقعا متاسفم.
زنده بودن هر گربه يك فايده اي داره، ولي زنده بودن بعضي آدما فايده كه نداره هيچ، باعث خجالتو بدبختيو فلاكته.
همونطور كه ايشون گفتن كارما ي كار اينجور آدما سرانجام به سراغشون مياد.
 

bobby1988

Registered User
تاریخ عضویت
16 نوامبر 2010
نوشته‌ها
569
لایک‌ها
28
محل سکونت
Tehran
كسي ميدونه چرا گربه هاي پارسي سر از نيويورك درآوردن؟ كسي ميدونه چرا بجاي اينكه تو كوچه خيابوناي ايران گربه هاي پارسي ميو ميو كنن اين گربه دزداي سوداني تو هم ميلولن؟ خواهش ميكنم يكي پاسخ من رو بده
اين گربه Persian كه ميبينيد الان پرطرفدار ترين گربه آمريكاست، اصالاتا ايراني نيست، بلكه ساخت دست بشره. تنها چند درصد از خونش به گربه هاي ايراني برميگرده.
 

Mohsen_14

مدیربازنشسته پاتوق
تاریخ عضویت
17 ژانویه 2009
نوشته‌ها
6,010
لایک‌ها
13,158
محل سکونت
سرزمین دروغگو ها
اسم من وروجک بود. حالا اسمم خاکستری ست ... مثل این روزهایم که همه شده خاکستری ... مثل نقش‌های روی تنم و این پنجه‌های پاهایم که حالا دیگر تکان نمی خورند تا همیشه ...



901216-1.jpg


من توی یک کوچه‌ی باریک به دنیا آمدم. ما چهارتا بودیم، چندتا خواهر و برادر. فقط من یکی ماندم. یک دختری بود که هر روز صبح برایم غذا می‌آورد. من دور پاهایش می‌چرخیدم، حرف می‌زدم، می‌پریدم، می‌دویدم. از این سر کوچه تا آن سر. صدا می‌کردم و ...خودم را برایش لوس می‌کردم. بعد او می‌رفت و من تا عصر می‌نشستم روی پله‌ی گرم خانه‌شان. تا وقتی که برگردد و دست‌اش را بکشد روی سرم و من چشم‌هایم را ببندم و خُر‌خُر کنم.

من به همین ها دلخوش بودم. به همین یک ذره غذا، به همین دستی که می‌کشید روی سَرم ... چیزهای دیگری هم بود. مثلا صبح‌ها می‌رفتم روی دیوار خانه‌ی صورتی رنگ می‌نشستم و کوچه‌ام را نگاه می‌کردم. کوچه‌ی خودم. همان جایی که هیچ گربه‌ای را تویش راه نمی‌دادم! می‌نشستم و باد از لای موهای خاکستری‌ام رد می‌شد و من برگ‌های روی زمین را نگاه می‌کردم که می‌چرخیدند توی باد ...

یادم نیست که چی شد. یعنی یادم هست، ولی چه فایده که تعریفش کنم؟! یعنی می‌خواهم تعریفش نکنم بلکه یادم برود. یادم برود که چه طور شد که این طور شد...ولی یادم که نمی رود؟! می رود؟!

حالا همان دختر هست که نشسته و من را گرفته توی دست‌هایش و آب از چشم‌هایش می‌ریزد پایین و دهانش تکان می‌خورد. یک چیزهایی می‌گوید که من نمی‌فهمم. ولی من مثل همیشه سرم را تکان می‌دهم و خُرخُر می‌کنم. که بفهمد من زندگی را دوست دارم. من مرغ را دوست دارم، ماست، گرما و دست هایی که آرام نازم کنند تا همیشه ...

هر کسی که مثل من زندگی را دوست دارد بیاید و من را ببرد پیش خودش. فقط اینکه من دیگر نمی توانم پاهایم را تکان دهم، دیگر نمی توانم بدوم، دیگر نمی توانم کارهای خودم را انجام بدهم. من دوست دارم شاد باشم و هر روز همین خورشید را نگاه کنم و زل بزنم توی چشم‌های آدمی که مهربان است و می دانم که یک جایی همین گوشه کنارهاست و من را دوست خواهد داشت تا همیشه ...

فقط اگر آمدی برایم مرغ هم بیاور. با یک عالمه ماست و پنیر. راستی اگر آمدی بیا برایم بگو نخاع چی هست که مال من قطع شده؟! هان؟! بیا برایم تعریف کن، من هم گوش می دهم با خُر خُر خُر خُر ...

(برای نگهداری از خاکستری - موقت یا دائمی - با دفتر انجمن حمایت از حیوانات تماس بگیرید 66906700).


منبع : انجمن حمایت از حیوانات

.
 

shervin_r

Registered User
تاریخ عضویت
14 می 2008
نوشته‌ها
21
لایک‌ها
5
محل سکونت
تهران
الهی بمیرم:eek:hno: وااااای:( حیف که خودم تو خونه یه گربه دارم و متاسفانه امکان نگهداری از یک گربهء دیگه رو ندارم، وگرنه اینو میذاشتم رو تخم چشمام:( وااای چقدر حالم بد شد:(

خدا کنه زودتر یه آدم مهربون و عاشق گربه پیدا بشه و ازش نگه داری کنه، حیوون زبون بسته:(:(:(:(:(:(:(:(:(:(:(:(
 

P A M I

Registered User
تاریخ عضویت
24 آپریل 2011
نوشته‌ها
128
لایک‌ها
6
سن
34
گربه باهوش تر از گربه ای که داشتم ندیدم ! من تا الان از بچگی نزدیک 20 تا گربه داشتم و بزرگشون کردم ولی این یکی با همشون فرق داشت
اسمشو گذاشته بودم کتی !
هر غذایی من میخوردم اینم میخورد ، برنج ، نون ، چیپس ، پفک ، تخمه ، پاستیل و ... عاشق تنقلات بود !
صبح ها که ساعت 8 کلاس داشتم راس ساعت 7 منو بیدار میکرد !
خیلی باحال بود ، روزهای آخر ترم هم یه گربه نر اومد و یه 1-2 ساعتی تو خونه با هم بازی کردن بعدش دوتایی رفتن ! شوهرش دادم : دی
عاشق پتوی منم بود ! میرفت زیر پتو خودشو قایم میکرد میخوابید !!

13311396331.jpg
 

shervin_r

Registered User
تاریخ عضویت
14 می 2008
نوشته‌ها
21
لایک‌ها
5
محل سکونت
تهران
گربه باهوش تر از گربه ای که داشتم ندیدم ! من تا الان از بچگی نزدیک 20 تا گربه داشتم و بزرگشون کردم ولی این یکی با همشون فرق داشت
اسمشو گذاشته بودم کتی !
هر غذایی من میخوردم اینم میخورد ، برنج ، نون ، چیپس ، پفک ، تخمه ، پاستیل و ... عاشق تنقلات بود !
صبح ها که ساعت 8 کلاس داشتم راس ساعت 7 منو بیدار میکرد !
خیلی باحال بود ، روزهای آخر ترم هم یه گربه نر اومد و یه 1-2 ساعتی تو خونه با هم بازی کردن بعدش دوتایی رفتن ! شوهرش دادم : دی
عاشق پتوی منم بود ! میرفت زیر پتو خودشو قایم میکرد میخوابید !!

13311396331.jpg

آخی ی ی ی :heart: چقدر نازه
انشالا که خوشبخت شده:happy:
 

ptuser2011

Registered User
تاریخ عضویت
6 آگوست 2011
نوشته‌ها
29
لایک‌ها
17
محل سکونت
یه جای خوب
یک همچین تاپیکایی می بینم به آدمیت یکم امیدوار میشم. واقعا به عمرم مظلوم تر از این حیوونکا ندیدم. نه زبون دارن که از گرسنگی و بی پناهیشون بگن نه اصلا عضوی از جامعه محسوب میشن که لااقل یه مدعی العموم الکی بخواد چهار تا قانون بذاره که حداقل آزار دادن اینا جریمه داره نه میتونن برن کار کنن دستمزد بگیرن برن خرید کنن... خود ما ادما یه روز هیچی نخوریم معلوم نیست بعدش دست به چه کارایی بزنیم برای سیر کردن شکممون... اونوقت این طفلکا چی بشه که یه کوفت الوده ای از زباله هایی که خودمون ریختیم دور و بر سطل پیدا کنن زود هوار هوار می کنیم که الودگی ایجاد کردن... خودمون صبح و ظهر و شب مرغ و گوشت نخوریم نمیشه این طفلکا چی بشه در عمرشون یه ماهی یا کفتر از ما شکار کنن فریاد و فغانمون میره به آسمون... یه دفعه بهشون غذا بدیم اگر بار دوم به محبت ما باور کرده باشن و به ما پناه بیارن میشن سیریش و با چوب و چماغ میوفتیم به جونشون... توی این سرما اگر بیان توی پارکینگ خونمون بخوان زن طبقه چهارمی هوار هوار می کنه که موی گربه رفته توی حلقش و بعد فرزند فرضی در اینده اش افتاده در اثر توکسو... یکی نیست بگه سرکار خانوم وقتی با یک دستت نون سنگک می گیری و با اون یکی دستت سبزی خوردن گل الود که الوده به توکسو هست و بعد با دست کثافتت نون میخوری یا موقع پاک کردن گوشت و مرغ الوده به این انگل دستتو به دهنت هم میزنی بعدا مریضیتو ننداز گردن یه گربه بیچاره ای که از دیوار همسایه بغلی رد شده (توکسو فقط از طریق خوردن منتقل میشه شما باید دست الوده به مدفوع باز الوده به توکسو را بذاریئد توی دهنتون...) و خلاصه اینکه همیشه ارزوم این بوده که ایرانی ها به انسانیت برگردن... یا حداقل اینقدر دلشون میخواد از خارجی ها تقلید کنن همین نکته بارز مهربونی کردن با حیوانات را از اونا تقلید کنن... تا میای حرف بزنی میگن ای بابا توی این مملکت ادماش بدبختن تو چسبیدی به گربه ها... بنظر شما اینم شد دلیل؟ چون ادماش بدبختن پس بیا درختاشم خودمون از ریشه بکنیم... پس بیا بریم خودمون جنگلامون رو اتیش بزنیم و پرنده ها رو سم بدیم و گربه هارو از بین ببریم... یا تا میای به گربه کمک کنی میگن اینجارو کثیف کردی... ای بابا چشمت نمی بینه اینهمه اختف و زیباله که خودت ریختی روی زمین؟ ایول داره والله... یا تا یکم بیای درد دل کنی که چرا مردم به گربه ها کمک نمی کنن... میشنوی میگن اینقدر ادم بدبخت هست که به گربه ها نمیرسه... اما من معتقدم اونی که به حیوون زبون بسته میرسه پاش بیوفته به ادم نیازمند هم در حد توانش کمک می کنه... و ادمی که به حیوانات بی پناه اسیب میزنه امکان نداره از روی صداقت به ادمها هم کمک کنه.. یه عده هم که افه ترس برمیدارن... خیلی خب عزیزم... از این موجود نیم وجبی میترسی... فوبیا (!) داری... ازش دوری کن نه اینکه بهش لگد پرت کنی و بهش اسیب بزنی... کاش تعداد ادمهای خوبی مثل شما همینجور بیشتر و بیشتر بشه... امیدوارم یه روزی ایرانی ها نشون بدن که اسم ایرانی اصیل برازنده تک تکشونه... از هر نژاد و زبان و دینی که باشیم ایرانی هستیم و اگر ایمان داریم که ایرانی واقعی بودن یعنی پندار و گفتار و رفتار نیک داشتن یکی از اولین قدمها در این راه محبت و حفاظت از حیوانات اهلی ای هست که توی شهرها به ما پناه میارن... گربه ها پرنده ها و حتی درختان...
 
بالا