kyle
مدیر بازنشسته
[FONT=Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif]تا شعله در سریم ، پروانه اخگریم
شمعیم و اشک ما ،در خود چکیدن است [/FONT]
شمعیم و اشک ما ،در خود چکیدن است [/FONT]
دوستان دارید کولاک میکنیددر دو صفحهٔ اخیر، اونقدر اشعار رو اشتباه نوشتید که سعدی و خیام و حافظ و غیره رو دارین قلقلک میدین.
حضرت عباسی یک بار ابیاتی رو که مینویسین، بخونید. با دقت بخونید و اگر دیدین سکته دارند، مطمئن باشید که شاعر اشتباه نکرده
چرا این حساسیت رو دارم؟ ادبیات کهن ما مثل کلام مقدس باید با توجه و دقت ادا بشن. این گنجینهٔ ما، جزو ارزشمندترین دستاوردهای ملت ماست برای ارائه به تاریخ هنر. و شایسته همین است که با این ادبیات فاخر، با دقت و توجهی درخور، مواجه بشیم.
ترسم که اشک در غم ما پرده در شوددر خیمه تن که سایبانی است تو را
هان تکیه مکن که چارمیخش سست است
"خیام"
ممنون علی جانخوشحالم که نکتهٔ مورد اشارهٔ من توجهتان را جلب کرد. حقیقتاش دادن پیام خصوصی برای هر کدام از این موارد، کلی وقت میبرد. که متأسفانه فعلاً فرصتش را ندارم. نقداً مواردی که به چشمم خورده را یادآوری میکنم. ابیات سبز رنگ، شکل صحیح است:
چراغ چون تو نباشید به هیچ خانه ولیکن / کس این سرای نبندد در چنان که تو بستی
کاملا سکته دارد
چراغ چون تو نباشد به هیچ خانه ولیکن / کس این سرای نبندد در این چنین که تو بستی
عشق و دوام عافیت مختلفند سعدیا / هر که سفر نمی کند دل ندهد به لشکر
عشق و دوام عافیت مختلفند سعدیا / هر که سفر نمی کند دل ندهد به لشکری
کی درد و یــکی درمان پســـندد / یک وصل و یکی هجران پسندد
اشتباه آنقدر مشهود است که حتما سهوا رخ داده. اما ادبیات کهن ما، سهو را نمی پذیرد:
یکی درد و یــکی درمان پسـندد / یکی وصل و یکی هجران پسندد
تنی زنده دل خفته در زیر گل / به از عالمی زنده مرده دل
شعر کاملا درست است. اما یک حمزهء مهم نوشته نشده:
تنی زنده دل خفته در زیر گل / به از عالمی زندهء مرده دل
وجیم و وصل ما ، از خود بریدن است
موجیم و وصل ما ، از خود بریدن است
تا کی غم آن خورم که دانم یا نه / واین عمر به خوش دلی گذارم یا نه
تا کی غم آن خورم که دارم یا نه / وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه
پر کن قدح باده که معلومم نیست / این دم که فرو برم برآرَم یا نه
پرکن قدح باده که معلومم نیست / کاین دم که فرو برم برآرم یا نه
سخن پایانی این که، اصولا دقت بر روی وزن اشعار، کمک بزرگی به ما خواهد کرد تا بیشتر به موسیقی درونی اشعار فرو برویم. در واقع اشارهء من (سوای ارج نهادن به ادبیات کهن ما) بیشتر ناظر بر این واقعیت است که با درستتر خواندن، از لذت بیشتری بهرمند شویم.
از دوستانی که ابیات را درست ننوشته بودند تقاضا می کنم که حالا ابیات را مقایسه کنند. ببینند شکل صحیح آن، چقدر خوش آهنگ و مطنطن است.
ارادتمند همهء علاقمندان ادبیات فارسی
اختیار دارید قربان. قربونت بشم، مصرع دوم در بیت اول. مشکلی نداره بنظرت؟ممنون علی جان
ای دوست قبولم کن وجانم بستان
مستــم کـــن وز هر دو جهانم بستان
بـا هـــر چـــه دلم قـــرار گیـــرد بــی تـــو
آتش بــه مـــن انـــدر زن و آنـــم بستـان...
مولوی
همه چیز از سر یک کام شروع شد
از دو دل دیوانه ی خام شروع شد
بـا هـــر چـــه دلم قـــرار گیـــرد بــی تـــو
آتش بــه مـــن انـــدر زن و آنـــم بستـان
اختیار دارید قربان. قربونت بشم، مصرع دوم در بیت اول. مشکلی نداره بنظرت؟
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد