منتخب بازارچه

مقایسه و تجزیه تحلیل هنرهای رزمی

پسر مشدی

Registered User
استاد حسن زاده سال ها در این هنررزمی اقدام به فعالیت و تلاش مینمایند ، سال هایی سرشار از امید ، اما پس از رسیدن ایشان به بالاترین مراحل استادی ، با حضور نزد بنیانگذار این هنر رزمی درخواست آموزش های بیشتری مینمایند . سی فو حسن زاده در مورد این ملاقات میفرمایند : " بالاخره بعد از تلاش زیاد و گذر از هفت خان رستم با آقای … ملاقات کردم ! در این ملاقات ایشان بعد از ارائه یک سری حرفهای فلسفی که ارتباطی به هنرهای رزمی نداشت ، بنده را به شاگرد ارشدشان ارجاع دادند . اما بنده قبلا با این فرد ملاقات داشتم و میدانستم چیز بیشتری برای ارائه ندارد



فهمیدم که اینجا پایان کار است و از این به بعد داستان چیز دیگریست …





سی فو حسن زاده ادامه میدهند : سال ها بعد ، پس از حضور در چین و معبد خنن از بنده خواسته شد که آنچه از هنرهای رزمی میدانم را در قالب فرم ارائه نمایم ! بعد از اجرای فرم های کونگ فو توآ اساتید اظهار داشتند که این فرم ها هیچ ارتباطی به سبک های استاندارد در دنیا ندارد و ترکیبی ناموزون از هنرهای رزمی ژاپنی است ! سپس دائره المعارفی از هنرهای رزمی به بنده عرضه نمودند که تمامیه هنرهای رزمی ریشه دار در آن ثبت شده بود . پس از تورق فراوان هیچگونه نشانه ای از توآ در آن نیافتم ! آنجا بود که فهمیدم در این سال ها چه کلاه گشادی به نام کونگ فو بر سر ما گذاشته اند
 

پسر مشدی

Registered User
در ضمن من اونقدر عمر ندارم که میرزایی رو از نزدیک دیده باشم اما سخنرانی هاش رو گوش دادم حوصله ندارم بگم چه چیزایی از توی حرفاش در میاد و فهمیدم ولی میدونم شخصی بود بسیار سیاسی مخالف آخوندا به هر حال این بخش ورزشیه این حرفا رو تو بخشای سیاسی بزنم بهتره
 

roshi.whitewolf

Registered User
((چیزی که شما اسمشو تاثیر پذیری میذاری من اسمشو یاد گرفتن میذارم))متنو پایین رو بخون کپی پیست از حرفای کسی هست که عمرشو تو توآ گذرونده
می تونی یاد گرفتن رو برای من توضیح بدی( من هنوز نمی تونم یاد بگیرم)
مشکل مردم این است که نمی دونن چیزی که می گن معنیش چی میشه
تو از کمونیست بدت میاد درسته( می تونی کمونیست برای من توضیح بدی؟)
سوسیالیست، دفاع شخصی، آسیب دیدن، درگیری، دعوا
در واقع تو هیچ نگرش و درک درستی از کلمات بالا نداری( فقط در حد موهومات یه چیزایی برات گفتن)
تاثیر پذیر بودن یعنی به زبون ساده تا دیدی یکی یه کاری می کنه نگی من هم باید اون کار رو بکنم نمونه می خوای
بعد پخش شدن پایتخت پنج چند نفر چند بار در روز جملات: ای خدا، بچه مچه حرف نزن و این چیزا رو تکرار کردن
بدون درک این که چرا باید کاری رو که یکی دیگه کرده اونا رو ترغیب به تکرار همون کار کنه
کارای مثل مد، شکل لباس پوشیدن، طریقه راه رفتن و حتی شکل غذا خوردن و خوابیدن و بسیاری موارد دیگر چیزهایی هست که تو رو تحت تاثیر خودش قرار می ده
من صبح تا شب یا در حال مطالعه هستم یا دارم تمرین می کنم( حاصل این کار تکمیل شیوه جدیدم و آموزش بهتر به هنرجوهام هست)
مدت زیادی بین مواد مخدری ها، بنگی ها، دوستان دعواگر و غیره گذروندم اما نه ناس می ندازم، نه سیگار می کشم، نه مکمل برا بدنسازی مصرف می کنم
این یعنی تاثیر پذیر نبودن، یادت باشه اگر تونستی از جریانی که در حال رخ دادن هست تعجب نکنی یا فکری منفی به سرت نزنه یعنی تونستی خودت رو آنالیز کنی
به معنای ساده تر تاثیری از اون جریان در تو پیدا نشده.
یادگیری مقوله آسونی نیست، اسمش آسونه فهمش سخته
اگر رزمی کار هستی تا حالا شده بتونی قبل، حین مبارزه و بعد از اون از حریف و افراد دور و بر چیزی یاد بگیری
مثلا من با مبارزه با یک آیکیدو کار و بعد یک جودو کار تازه فهمیدم اصل گلاویز شدن به چه معنا است و یاد گرفتم
یا وقتی با یک هاپکیدو کار مبارزه می کردم تازه یاد گرفتم چیزی که به نام قفل می شناسیم مکانیزمی جدا داره و در اثنای مبارزه تو خدمت سربازیم
تونستم هاپکیدو را یاد بگیرم( یادگیری یعنی آموختن نکاتی که به نفع شخص یا منافع شخص از قسمتی از عملی فرا گرفته می شود)
 

roshi.whitewolf

Registered User
سیاست چیز جالبیه که باعث می شه نفهمی داری میمیری و یک میجین هیچ وقت سیاست مدار نمیشه
نمونش خضرت علی بود هیچ وقت قاطی سیاست نشد
مثل یه بوشی قاطع می گفت خزانه خالیه هر چی بود تقسیم کردم دیگه کاری نداری ما رفتیم( سهم خودشو هم باز تقسیم می کرد بین فقرا)
 

roshi.whitewolf

Registered User
استاد حسن زاده سال ها در این هنررزمی اقدام به فعالیت و تلاش مینمایند ، سال هایی سرشار از امید ، اما پس از رسیدن ایشان به بالاترین مراحل استادی ، با حضور نزد بنیانگذار این هنر رزمی درخواست آموزش های بیشتری مینمایند . سی فو حسن زاده در مورد این ملاقات میفرمایند : " بالاخره بعد از تلاش زیاد و گذر از هفت خان رستم با آقای … ملاقات کردم ! در این ملاقات ایشان بعد از ارائه یک سری حرفهای فلسفی که ارتباطی به هنرهای رزمی نداشت ، بنده را به شاگرد ارشدشان ارجاع دادند . اما بنده قبلا با این فرد ملاقات داشتم و میدانستم چیز بیشتری برای ارائه ندارد



فهمیدم که اینجا پایان کار است و از این به بعد داستان چیز دیگریست …





سی فو حسن زاده ادامه میدهند : سال ها بعد ، پس از حضور در چین و معبد خنن از بنده خواسته شد که آنچه از هنرهای رزمی میدانم را در قالب فرم ارائه نمایم ! بعد از اجرای فرم های کونگ فو توآ اساتید اظهار داشتند که این فرم ها هیچ ارتباطی به سبک های استاندارد در دنیا ندارد و ترکیبی ناموزون از هنرهای رزمی ژاپنی است ! سپس دائره المعارفی از هنرهای رزمی به بنده عرضه نمودند که تمامیه هنرهای رزمی ریشه دار در آن ثبت شده بود . پس از تورق فراوان هیچگونه نشانه ای از توآ در آن نیافتم ! آنجا بود که فهمیدم در این سال ها چه کلاه گشادی به نام کونگ فو بر سر ما گذاشته اند
مشکل من هم همین بود چون با اینا تبادل تکنیک و فلسفه داشتم تا این که مطالعه کردم و فهمیدم اون چیزی که الان این ها کار می کنند اصلا اون چیزی نیست که میرزایی تو دانشگاه تن و روان یاد می داد
بلکه دانشگاه رو تعطیل کردن و تمام استاد های اصلی و میرزایی تحت تعقیب قرار گرفتن، این اتفاق برای استاد هایی که شاگرد استاد اوشیبا( آیکیدو) بودن هم اتفاق افتاد و همه به مدت 4 سال به زندان افتادن
استاد وارسته هم که باشگاهش تعطیل شده بود در راه رفتن به شمال برای دیدن خانوادش با مامورای جلب درگیر می شه و تیر می خوره به پاش و بعد می ره کانادا
الان بچه هاش قهرمان 8 دوره کاراته آمریکا هستن و قهرمان کاراته کانادا شناخته می شن
 

پسر مشدی

Registered User
images.jpeg ///ذن///
(استادی میگفت:ذن در هند کاشته شد در چین شکوفه داد و در ژاپن به ثمر نشت) یک شاهزاده هندی که اکنون به نام بودا ازش یاد میشه از هند مسیر بسیار طولانی رو تا چین طی کرد و آموزه هاش رو به چینی ها آموخت این آموزه ها شامل شیوه های مختلف تنفسی، ذن (که البته چینی ها چیز دیگه ای بهش میگن)،الهام گرفتن از طبیعت (تایوییست)،و در آخر تمرینات فیزیکی ،،بودا زمانی رو به تمرینات فیزیکی آورد که راهبان رو در حالت بد فیزیکی یافت(اضافه وزن) که دلیلش مراقبه های طولانی بی تحرکی زیاد بود (البته اینم بگم بعد ها پیروان بودا کلا از مسیر درست خارج شدن و زدن تو جاده خاکی و به جای چسبیدن به راه بودا، چسبیدن به خود بودا و شروع کردن به پرستیدن روح بودا و بعد از اون مجسمه سنگی بودا)دقیقا مثل شیعه های الان به جای رفتن راه امام هاشون دارن امام هاشون رو میپرستند///////چینی ها در این میان ذن رو اونقدر که باید جدی نگرفتند ولی در عوض ژاپنی ها این تمرین رو عضوی از زندگی خودشون دونستن ژاپنی ها تو خیلی از موارد دیگر هم از چینی ها اقتباس کردن مثل طب مثل هنر رزم و... (این بیشتر یک چیزنوشته اس تا مقاله واسه همین یه ذره، زیادی خلاصه شده اس)
 

roshi.whitewolf

Registered User
چون گرگ حس کن
چون ببر نگاه کن و راه برو
چون پروانه پرواز کن
چون مگس با حریف بازی کن
چون زنبور نیش بزن
چون آب در گذر باش
چون مرگ ترسناک باش ( برای کسانی که می خواهند زور بگویند)
چون باد سریع باش
چون ابر سنگین باش
چون آفتاب شفاف باش
چون سایه معلوم باش
چون شمشیر برنده باش
چون کودکی سخن بگو
چون فیلسوفی بزرگ فکر کن
چون دانشمندان کنجکاوی و آزمایش کن( تکنیک ها رو می گم)
چون صدا پر قدرت باش
 

پسر مشدی

Registered User
چون گرگ حس کن
چون ببر نگاه کن و راه برو
چون پروانه پرواز کن
چون مگس با حریف بازی کن
چون زنبور نیش بزن
چون آب در گذر باش
چون مرگ ترسناک باش ( برای کسانی که می خواهند زور بگویند)
چون باد سریع باش
چون ابر سنگین باش
چون آفتاب شفاف باش
چون سایه معلوم باش
چون شمشیر برنده باش
چون کودکی سخن بگو
چون فیلسوفی بزرگ فکر کن
چون دانشمندان کنجکاوی و آزمایش کن( تکنیک ها رو می گم)
چون صدا پر قدرت باش
همه اش رو گرفتم فقط ناموسا چطوری چون پروانه باید پرواز کرد:general208::general208::general205:o_O:general307:
 

roshi.whitewolf

Registered User
همه اش رو گرفتم فقط ناموسا چطوری چون پروانه باید پرواز کرد:general208::general208::general205:o_O:general307:
منظور اساتید این هنر ضربات پا و ساباکی می باشد عزیز من( مگه تو رزمی کار نیستی) چه طوری نمی دونی اشاره به پروانه یعنی چی
تو هزار تا کارتون و فیلم رزمی از بروسلی تا جکی چان این رو می دونن و تو فیلم گفتن(عجیب هست تو نمی دونی)
آنکس که به روشنایی می رسد خود نمی داند به روشنایی رسیده است
چون رفتارش خالص می شود به او می گویند دیوانه فرزانه ، پس پیشنهاد من به تو این است
دیوانه باش و فرزانه باش کاری نداشته باش مردم چه فکر می کنند کار درست را انجام بده و به اعمال مردم حساس باش
 

پسر مشدی

Registered User
منظور اساتید این هنر ضربات پا و ساباکی می باشد عزیز من( مگه تو رزمی کار نیستی) چه طوری نمی دونی اشاره به پروانه یعنی چی
تو هزار تا کارتون و فیلم رزمی از بروسلی تا جکی چان این رو می دونن و تو فیلم گفتن(عجیب هست تو نمی دونی)
آنکس که به روشنایی می رسد خود نمی داند به روشنایی رسیده است
چون رفتارش خالص می شود به او می گویند دیوانه فرزانه ، پس پیشنهاد من به تو این است
دیوانه باش و فرزانه باش کاری نداشته باش مردم چه فکر می کنند کار درست را انجام بده و به اعمال مردم حساس باش
به اعمال مردم حساس باش،، یا نباش!!!!!!!! ((اگه منظورت نهی از منکر هست تو این جامعه فضولی حساب میشه )(یا حداقل فضولی حساب میکنن))
 

roshi.whitewolf

Registered User
به اعمال مردم حساس باش،، یا نباش!!!!!!!! ((اگه منظورت نهی از منکر هست تو این جامعه فضولی حساب میشه )(یا حداقل فضولی حساب میکنن))
مفهوم را رها کن، کلمات بازیچه هستند
اگر می خواهی به استادی برسی باید از کلمات بیرون بیایی
به اعمال حساس باش به معنای این است که فقط به اعمال توجه کن
با لبخندی بر لب بنگر فرزند انسان چه می کند، اگر می توانی به او کمک کن و اگر نمی توانی از خالق بخواه به او کمک کند
و تو فقط می توانی به نظاره بنشینی، چون فرزند آدم دوست دارد دروغ بشنود، سختی ببیند، دوست دارد به او بگویند کار سختی است
دوست دارد کارش را بزرگ جلوه کند، دوست دارد منت بگذارد، او عاشق این است که ستایش شود
حال به من بگو آیا درک کردی، اگر قرار است فکر کنی، از کف می رود
 

پسر مشدی

Registered User
«چوکی موتوبو» (۱۹۴۴-۱۸۷۱) سومین فرزند یک خانواده بود و در دهکده کوچک «آکاهیرا» در ایالت «شوری» جزیره «اوکیناوا» متولد شد. پدرش یک «آجی» Aji (به معنای لُرد- فرد اشرافی) بود. به این دلیل او «موتوبو» نام گرفت. در خانواده «موتوبو» یک هنررزمی به نام«تی» (Ti) (که مختص طبقه نجبا بوده و شامل فنون گرفتن و قفل کردن بود) به طور سنتی آموزش داده میشد. به خاطر رسوم اوکیناوایی تنها پسر ارشد میتوانست فنون مبارزه «تی» را فرا گیرد. درحالیکه برادر بزرگتر او، «چویو»، هنر رزمی خانوادگی را آموزش میدید، «چوکی موتوبو» تصمیم گرفت تحت نظر یک مربی دیگر آموزش ببینید. طبق سنن آن زمان او مجاز نبود هیچ هنررزمی را محرمانه یاد بگیرد، ولی برادرش «چویو» بعضی از تکنیک ها را به او یاد داد. همزمان «چوکی» با علاقه به تمرین با «ماکیوارا»، دو سرعت، وزنه برداری، بالا رفتن از صخره ها میپرداخت. به واسطه سرعت حرکات، او به موتوبوی میمون معروف شده بود (موتوبو زارو).



بعد از مدتی «موتوبو» کسی را پیدا کرد که نزد او آموزش ببیند، «یاسوتسونه آنکو ایتوسو» (ایتوسو کاتاهای «کوشانکو» و «باسای» را به نسخه های «باسای شو» و «باسای دایی» جداسازی کرد. بعد از مرگ «ایتوسو» در سال ۱۹۲۸، «چوسین چیبانا» سرپرست «شورینریو» شد. «چیبانا» تصمیم گرفت نام سبک را «کوبایاشی شورین ریو» بگذارد تا نشان دهد سبک اصلی «ایتوسو» است)

«چوکی موتوبو» نوجوان پرخاشگری بود و اغلب با مردم درگیرهای خشونتبار پیدا میکرد. او دایم به دنبال کسی برای زورآزمایی میگشت. با وجودی که در همه مبارزات پیروز نبود، اما اکثر حریفان خود را شکست میداد، و سعی میکرد از هر مورد؛ چه پیروزی، چه شکست درس بگیرد. استادش، «ایتوسو» وقتی فهمید او چه میکند از «دوجو» اخراجش کرد.

به خاطر آبروریزی های که «موتوبو»، درست میکرد هیچ کجا به او روی خوش نشان نمیدادند، حتا خانوادهاش چندان روی خوشی به او نشان نمیدادند. از اینرو تصمیم گرفت دهکده «آکی هارا» را ترک کند و به جای دیگری برود. او به «توماری» در نزدیکی «ناها» رفت. در «توماری» استاد بسیار معروف «شورین ریو» به نام «اوکوساکو ماتسومورا» زندگی میکرد. «ماتسومورا» در بیشتر مبارزاتش پیروز شده و غیرقابل شکست بود و لقب «Bushi» یعنی شوالیه را از پادشاه اوکیناوا گرفته بود. با وجودی که «ماتسومورا» یک جنگجوی واقعی بود، ولی هر روز تمریناتی را انجام میداد که ما امروز به آن کاتا میگوییم.

چون «ماتسومورا» جنگجویی بود که هرگز از مبارزه هراسی نداشت، او نوجوانی مثل «چوکی موتوبو» را بهتر از هر معلم دیگری درک میکرد، ازاینرو «موتوبو» را به شاگردی پذیرفت، اما تحت شروطی خاص. «موتوبو» میباید «کی هون» و کاتا تمرین میکرد، و از آموزش مبارزه محروم بود. «موتوبو» راهی یافت تا مخفیانه هنرجویان دیگر را در حال آموزش مبارزه تماشا کند. «موتوبو» همچنان با مردم در میافتاد و گردن کلفتی میکرد.

«موتوبو» بعد از چند سال تمرین زیر نظر «کوساکو ماتسومورا» به سرزمین اصلی ژاپن مسافرت کرد (در این هنگام او برای خود سبکی هم ابداع نموده بود). هنگامی که به «کیوتو» رسید، اعلامیه شرکت در مسابقه با یک بوکسور خارجی را دید. «موتوبو»، کسی که سرش برای این چیزها درد میکرد، داوطلب شد. در دو راند، بوکسور روسی مرتب به «موتوبو» حمله کرد، «موتوبو» با خونسردی تمام حملات او را ساباکی (جاخالی) نمود و در راند سوم بوکسور تنها با یک ضربه ساده «شوتی» (کف گرگی) «موتوبو» نقش زمین یا «ناک اوت» شد.

تماشاگران بهت زده شدند. که چگونه یک ژاپنی ریزه اندام کوتاه قد، بوکسور شکست ناپذیر روسی را با یک ضربه بیهوش کرده بود. «موتوبو»، بلافاصله برای خود شهرتی کسب کرد و در «کیوتو» ماند، و شروع به آموزش هنرهای رزمی کرد. طی اقامتش در «کیوتو» او اعتبار بالایی برای مهارت، مبارزه و تدریس پیدا نمود. «موتوبو» به عنوان مبارزی شکست ناپذیر و غیرقابل پیشبینی شناخته شد، برخی لقب بزرگترین مبارز ژاپنی را به او دادند.

استادان سبک های دیگر به شاگردانشان توصیه میکردند زیر نظر «موتوبو» آموزش ببینند و روش مبارزهی او را بیاموزند. به این دلیل تأثیر سبک «موتوبو»، شامل تکنیک های پرتاب و دست به گریبان شدن، مثل آنچه در روش آموزش خانوادگیش (تی) به کار میرفت غیرقابل اجتناب است. «موتوبو در روزگار خودش کسی بود مثل اویاما – یا شاید اویاما کسی بود مثل موتوبو، و شاید اگر او مربی اویاما بود بر زندگی اویاما بیشتر از «فوناكوشی» تأثیر میگذاشت»

تنها کاتایی که «موتوبو» آموزش میداد «نای هان چی» (نان فان چی یا تکی) بود این کاتا توسط «موتوبو» با فنون گرفتن و پرتاب کردن ارتقا یافت. هنگامی که «موتوبو» بعد از مدت زیادی با برادر بزرگش «چویو» ملاقات کرد، هر دو تصمیم گرفتند سبک هایشان را و همینطور مهارت یکدیگر را در کومیته مقایسه کنند. برخلاف انتظار «چوکی»، برادر بزرگترش با استفاده از متد خانوادگیشان (تی) او را به سادگی شکست داد. «موتوبو» سال های متمادی را به مبارزه، زورآزمایی و غلبه بر دیگران طی کرده بوده و شکست از برادرش رازهای زیادی از فنون «تی» را به او آموخت.

«چوکی موتوبو» در ۱۹۲۲، به توکیو آمد و مدت کوتاهی به «فوناکوشی» در امر آموزش کاراته به ژاپنی ها کمک کرد. گرچه هردوی آنها تحت نظر «ایتوسو» تعلیم دیده بودند، ولی «موتوبو» بیشتر تمایل به مبارزات خیابانی و درگیری داشت درحالیکه «فوناکوشی» مردی صلحجو بود.





«موتوبو» کاملا با شیوه کاراته «فوناکوشی» مخالف بود. و برای اثبات نظرش یک «جودکا» را به باشگاه «فوناکوشی» برد تا با او مبارزه کند، «فوناکوشی» هم که به فنون گرفتن و گلاویز شدن آشنایی نداشت و در ضمن بیش از شصت سال سنش بود، مغلوب او گردید، اما فرد «جودوکا» از دستیار «فوناکوشی» یعنی «اوتسوکا» که در فنون جودو مهارت داشت، شکست خورد.

«موتوبو» در ۱۹۳۶ هنگامیکه، شصت و پنج سال داشت، به «اوکیناوا» بازگشت، جایی که تمرین و آموزش خود را با «کن تسو یابو» آغاز کرد. علاوه بر برادرش «چویو» تنها کسی که توانست او را شکست دهد، همین «یابو» بود. او استادان قبلیش را ملاقات کرد تا درباره گسترش کاراته در سرزمین اصلی ژاپن صحبت کند. او بعد از تکمیل یک دوره بازآموزی «کی هون»، کاتا و دیگر تکنیک ها به روش درست، دوباره به توکیو رفت و تا سال ۱۹۳۹ به تدریس کاراته ادامه داد، در آن سال برای آخرین بار به «اوکیناوا» بازگشت و تا زمان مرگش در ۷۳ سالگی (۱۹۴۴) همان جا ماند.

«چوکی موتوبو» یکی از نخبگان هنرهای رزمی نسل خود میباشد. در آن زمان افراد دیگری از جمله «مابونی»، «فوناکوشی»، «مییاگی»، «اوتسوکا» توانستند سبک های خاص خود را پایه گذاری کنند، که این امر باعث گسترش کاراته در ژاپن و بعدها در جهان شد. اگرچه «موتوبو» شخصا هیچ سبکی را بنیان نگذاشت، اما نقش و تاثیر افکار و روش مبارزه و تمرینات او در سیر تکاملی کاراته غیرقابل انکار است.

سبک های متعددی از «شوریریو»، «شورین ریو»، «ماتسوبایاشی شورین ریو»، «کوبایاشی شورین ریو» (کوگاها) «یاکوشوشورهایریو»، «شیتوریو»، «کن شین کانریو»، و مخصوصاً سبک های مدرن، «یامادا ریو»، «ایشین ریو»، «شینتو»، «شیزن ریو»، «شیتوریو»، «کنشین کانری»، «وادوریو»، «توزان ریو»، «چیتوریو»، «کمپوی اوکیناوایی» (ناکامورا)، «ایشین ریو» برخلاف بقیه سبک های کاراته مستقیم یا غیرمستقیم تحت تاثیر آنچه «چوکی موتوبو» رواج داد، قرار گرفته اند. همینطور «جی سن کاراته» بر پایه توانایی های هوشمندانه تکنیک های «کی هون» و «کومیته» قرار داشت.

واژه جی سن (Jissen) که در کیوکوشین هم معروف است، یا جی سن کاراته (جی سن از لحاظ ادبی به معنای مبارزه واقعی است)، در اولین روزهای کاراته به «چوکی موتوبو»، مبارز شکست ناپذیر خیابانی اهل «اوکیناوا» و بنیان گذار «شوریریو» به نام مستعار «موتوبوزارو» (موتوبوی میمون) نسبت داده میشود(((این مطلبو از سایت مدیر ذهن پیدا کردم واقعا جالب بود جالب تر اینکه نوشته شده بنیان گذار شوتوکان از یه جودو کا شکست خورده البته منبعش معلوم نیست کجاست)))
 
بالا