@aalireza439 عزیز یه چند مقاله خوب در مورد طراحی(design) معرفی میکنی؟مثلا برای انتخاب رنگ ها و ...(شاید فرجی شد)
چند ماهه به حدی رسیدم که بتونم پروژه های معمولی(مثل cms اختصاصی و ...) رو انجام بدم ولی چون اصلا نمیتونم یه صفحه ساده هم طراحی کنم هیچوقت نتونستم پروژه قبول کنم و خودم رو فقط با طراحی روبات های خودکار با php سرگرم کردم.
میدونم اگه برم سراغ اندروید و ios هم باز همین مشکل رو خواهم داشت برا همین نرفتم(نتونستم برم) سراغشون.
نمیدونم چیکار کنم خیلی گیج شدم چند ماهه(تقریبا از تابستان سال قبل) دارم تلاش(بی هدف) میکنم بتونم طراحی کنم ولی به هیچ جا نرسیدم باز هم طراحی در همون سطح هست حتی اون سایتی که بچه ها چند صفحه قبل داشتن در موردش صحبت میکردن هم طراحی کنم(
http://tvnasim.ir/)
لطفا اگه میشه یه راهکاری برنامه ای چیزی به من بگید تا این تلاش بی هدف ادامه پیدا نکنه و بتونم یه دو تا سایت طراحی کنم.
هر وقت به این موضوع فکر میکنم این




میشم.
پ.ن: شما کلاس نمیذاری؟(بی شوخی)
پ.ن 2: البته من که پول ندارم

پ.ن 3:بقیه دوستان اگه راهکاری دارند دریغ نکنند.(
@l3est, @learndl(که بنه), بقیه)
پ.ن 4: شمام نگو باشه
@Hamidreza23
بحث خیلی گسترده ای هست ، سعی میکنم به طور خلاصه یک دید کلی از طراحی رو براتون شرح بدم .
خوب اول از همه اول باید ببینیم طراحی (Design)چی هست ؟
طراحی می تونه برای افراد مختلف معانی مختلفی داشته باشه ، از نظر لغوی بخواهیم طراحی رو تعریف کنیم ، به عنوان اسم طراحی میشه ساخت یا ایجاد یک شئی یا سیستم ، به عنوان فعل بخواهیم تعریفش کنیم میشه عمل طراحی یا طراحی کردن یا در حقیقت همون اجرای طرح.
به خاطر تعریف کلی طراحی ما عموماً نوع طراحی یا پروسه که طراحی طی میکنه رو مشخص میکنیم ، از نمونه هاش میشه به ، طراح های مد، طراح های وب ، طراحی های سیستمی ، طراح های رابط کاربری و... اشاره کرد.
حالا جدای از این تعریف ها مهم ترین وظیف طراح ها حل مشکلات هست ، طراح با اجرای مجموعه از وظایف پی در پی سعی در حل کردن یک مشکل از پیش تعریف شده رو داره.
پروسه طراحی ممکنه متفاوت باشه ، اما روش حل مشکل همیشه یکی هست .
همونطور که گفتم ما انواع مختلف طراحی رو داریم ، طراحی به طور کلی بر سه اصل دسته بندی میشن (برای اولین بار یک معمار رومانی ویتروویس توی قرن یکم این اصول رو تعیین کرده ، دهنش سرویس، اجداد ما تو قرن یکم غار نشین بودن :دی )
3 اصل معماری :
1.پایداری - باید دوام داشته باشه
2.قابلیت استفاده – باید دارای هدف باشه
3.زیبایی – باید به صورت دلپذیری ظاهر شه
تمام طراحی بر این سه اصل پایه ریزی میشن ، البته بعد ها طراحها براشون مهم بود که تنها بر روی طول عمر و هدف طراحی تمرکز نکن و ارزش های احساسی زیبایی رو هم در طراحی ها در نظر بگیرند ، به هر حال این اصول حتی تا به امروز هم مورد استفاده قرار میگیره و هنوز هم تغییر نکرده.
یک نکته ای که بهتره بدونید که تفاوت اساسی هنر و طراحی هست ، حالا زیاد نمیخواهم در موردش صحبت کنم ، فقط همین رو بدونید که طراح دارای هدف هست اما هنرمند هم میتونه هدف داشته باشه هم میتونه هدفی نداشته باشه (مثلا خیلی از نقاش های معروف همینوطوری عشقکی نقاشی کشیدن و هدف شون حل مشکلی خاصی نبوده ) بعد هم اینکه یک طراح میتونه هنرمند هم باشه اما برعکس اش صادق نیست.
حالا بهتره بیام سراع طراحی گرافیکی Graphic Design))که به موضوع طراحی وب هم بیشتر مربوطه.
گرافیک دیزاین ، مربوط به طراحی ارتباطات تصویری (visual communication) هست ، جایی که شما می تونید پیام خودتون رو توسط المان های هنر منتقل کنید و با اون پیام مون می تونیم زاویه دید یا تفکر مردم بر روی یک موضوع خاص رو تغییر بدیم.
به عنوان یک طراح گرافیک شما هر وفت تونستید یک خواسته رو تبدیل به یک نیاز کنید ، اون زمان شما کارتون به عنوان یک طراح گرافیکی رو به خوبی انجام داید.
تو قرن نوزدهم رسانه های چاپی محبوب ترین رسانه بودن ، امروزه هم رسانه های چاپی محبوب ترین هستن ، با تفاوت که جاشون روی صفحات وب و موبایل ها هست ، که این ما رو به شکل بعدی طراحی یعنی طراحی وب / موبایل میرسونه.
اساسا طراحی وب / موبایل همون طراحی گرافیکی هستن ، ما توی طراحی گرافیکی با استفاده از انتقال پیام با استفاده از ارتباط های تصویری از طریق محتوا مشکلات رو حل میکنیم ، هر چند برقراری ارتباطاز طریق دستگاه های موبایل و کامپیوتر ها متفاوت هست
زمانی که ما با طراحی وب و موبایل سر کار داریم ، دو سطح طراحی وجود داره که ما باهاش روبه رو میشیم.
طراحی محتوا ، همون چیزی که شما میبینید و طراحی از رابط کاربری هست ، که همین دلیل بهش میگن طراحی رابط کاربری (user interface design).
اگر شما به طور خاص برای تعامل های کاربر طراحی کنید ، به این معنی هست که شما در حال حاضر محتوا رو در دست دارید و کار سرو کردن محتوا رو انجام میدید ، این یکی از مهم ترین وظایف طراح رابط کاربری هست ، جایی که شما بهترین راه حل ممکن برای تعامل کاربر با محتوا رو ارائه میدید.
آخرین موردی که میخواهم بهش اشاره کنم ، طراحی های سیستمی هست . (System Design / user Exprience)
طراحی سیستمی به معنی تعریف اشیا و ارائه تعامل فرم های داده ، به این صورت که یک سیستم بر اساس نیازمندی ها بنا شده.
حالا یک مثال میزنم که بهتر متوجه شید ، فرض کنید ما یک وب سایت داریم ، تو این سایتمون داریم شکلات ، آبنبات میفروشیم ، اگر الزام ما فروش آبنبات ها با بالاترین توانایی و راضی نگه داشتن مشتری باشه ، ما باید بهترین تجربه کاربری ممکن رو ایجاد کنیم ، این اولین زیر وظایف طراحی های فیزیکی هست و اساسا ارتباط تنگاتنگی با اینکه ما چطور داده ها رو به کاربر نشون میدیم و کاربرها چطور با داده های ارتباط برقرار میکنن.
هدف اصلی طراحی ایجاد بهترین سیستم ممکن ، به این صورت کاربر بعد از تعامل با طرحمون یک احساس مثبت و لذت بخشی داشته باشه.
همونطور که خوندید ، انواع مختلف طراحی وجود داره که همشون توی یک چیز مشترک هستن ، حل مشکلات با استفاده از هدف و زیباشناسی.
حالا در مورد زیباشناسی ، خودش یک از شاخه های اصلی هنر هست ، فکر کنم یکی از رشته های فلسفی هست ، یک توضیح کلی بخواهم بدم ، زیباشناسی مربوط به درک ما از زبیایی هست و تحلیل محیط و اجسام بر پایه زیبایی. مواردی مثل زشت و زیبا هم تو همین زمینه هست.
اینکه بخواهم در مورد زیباشناسی صحبت کنم ، نه در توان من هست و بعدش هم بحث خیلی پیچیده هست ، به خاطر اینکه افراد مختلف تعریف متفاوتی از زیبایی دارن .
حالا در زمینه کاری ما ، (طراحی گرافیکی) ، چیزی هایی که باید بدونید اینها هستن ، درک قالب ، خط ، شکل ، اندازه ، بافت ها ، ترکیب ها ، رنگ ها (این باز خودش به بخش های دیگه تقسیم میشه ، بهش میگیم تئوری رنگ ها ، که شامل زمینه ها ، رنگ ، اشباع رنگ ها ، روشنایی ، ترکیب رنگ ها و معنی رنگ ها هست) ، فضا ها و گروه بندی ها ، کنتراست و تعادل ، تاکید ، جنب و جوش ، اتحاد و هنر نقد.
اگر میخواهید بیشتر در مورد هنر و زیباشناسی بدونید پیشنهاد میکنم کتاب Art as Therapy نوشته John Armstrong رو بخونید.(کتاب خیلی جذابیه) سرچ کنید پی دی اف اش رو میتونید پیدا کنید.
همونطور که گفتم اصلی ترین وظیفه ی طراح حل مشکل هست ، برای اینکه بتونید یک طراح عالی باشید باید این قابلیت رو داشته باشید که مشکلات به بهترین روش ممکن راه حل براشون ارائه بدید.
در اکثر مواقع یک مشتری یک مشکل رو به شما میده و وظیفه شما اینکه با استفاد از ابزارتون اون مشکل رو حل کنید ، برای مثال شما اگر یک طراح وب هست ، اون ابزار میتونه استفاده از المان ها و اصول هنر باشه و نرم افزاری مثل فتوشاپ .
تمام مشکلات نیازمند راه حل مختص خودشون هستن ، ما نمی تونیم از یک راه حل برای تمام مشکلات استفاده کنیم (احمقانس) ، هر چند ما میتونیم از یک روش با یک پروسه مرحله به مرحله برای حل مشکلات استفاده کنیم.
قبل از اینکه بخواهم در مورد پروسه حل مشکلات صحبت کنم ، میخواهم در مورد درک ، چرایی و تفکر انجام کاری و روشی که برای انجامش انتخاب میکنیم صحبت کنم.
چیزی که در ادامه میخواهم بگم ارتباط زیادی با روانشناسی داره ، هر چند این یک نقش موثری رو در ارتباطات تصویری و پروسه طراحی بازی میکنه.
وقتی که من به عبارت روانشانسی اشاره میکنم ، این به سادگی اشاره داره به ، چرایی و چگونگی انجام کار .
تو روانشانسی ما اصطلاحی داریم به نام شناخت یا به عبارت دقیق تر تفکر شناختی ، که به معنی پروسه ی ذهنی یا سلسله مراتبی که ما فکر میکنیم.
شناخت همیشه فعال هست و هیچ وقت خاموش نمیشه ، حتی توی ذهن ناخود آگاه ما هم فعاله.
حل مشکل یکی از فرم های شناخت هست.
روش های بسیار متفاوتی برای حل مشکلات وجود داره با استفاده از تکنیک ها و اصول های متفاوت.
روشی که من امروز میخواهم بهتون بگم ، یک بهترین روش های برای ایجاد طراحی استفاده شده و از 4 مرحله تشکیل شده ، بهش روش 4 p میگن
1.آماده سازی (Prep)
2.طرح / نقشه (Plane)
3.اجرا (Perform)
4.کامل بود (Perfect)
اولین مرحله آماده سازی ، جایی هست که شما یک مشکل رو شناسایی کرده و تشخیص میدید.
مرحله بعدی نقشه ، اینجا جایی هست همه چیز رو قبل از انجام سازماندهی میکنیم ، ارائه راه حل برای حل مشکل هم تو این مرحله انجام میشه.
مرحله بعدی اجرا ، جایی که ما طرحمون رو عملی میکنیم .
آخرین مرحله کامل بود ، جایی هست که ما میایم چک میکنیم که به هدف مورد رسیدیم و راه حلی که ارائه دادیم مشکل رو به طور کامل برطرف کرده یا اینکه نیاز به بهینه سازی داره.
خوب این یک اشاره سریعی بود به طراحی ، اصولش ، انواعش و روش های حل مشکل ، اینهایی که من اینجا گفتم هر کدوم فقط یک اشاره ای بود و هر کدوم از این مباحث خودشون یک دنیایی هستن و نمیشه یک شبه یادشون گرفت باید به مرور باهاشون کار کنی و آشنا بشی.
یک مورد دیگه طراحی وب / موبایل یکی از زیر مجموعه های طراحی گرافیکی هست و خود طراحی گرافیکی هم یکی از انواع طراحی هست ، برای اینکه یک طراح خوب باشه باید درک خوبی از هنر داشته باشه و بعد هم توانایی این رو داشته باشی که مشکلات رو به خوبی حل کنی .
برای مثال خودت گفته بودی که تو چیدمان طراحی مشکل داری ، اینجا اولین کاری که باید انجام بدی اینکه بسته به موضوع اون سایت (یا هر چیزی دیگه ای که قصد طراحی اش رو داری) باید ابتدا نمونه های موجود رو بررسی کنی (اگر موضوعی جدیدی هست خودت رو جای کاربر بزاری یا اینکه از برخی از کاربرها بخواهی ، تست اش کنن) ، بعد از سعی مشکلات احتمالی کاربرها در تعامل با اون محصول یا سایت رو پیش بینی کنی ، بعد میای برای اون مشکلات راه حل ارائه میدی ، اینهایی که گفتم از مراحل طراحی رابط کاربری و تجربه کاربری هست ، سعی کن تو این دو مورد بیشتر تحقیق کنی.
نکته آخر اینکه ، طراحی و برنامه دو مبحث کاملا جدا هستن و کسی که برنامه نویسی یک پروژه رو بر عهده داره ، هیچ تعهدی نداره که طراحی رو هم انجام بده ، اصلا به همین دلیل هست که اکثر برنامه نویس ها تو بحث طراحی ضعیف هست به خاطر اینکه نیازی به یادگیری اش ندارن ، برنامه نویسی وظیفه اش اینکه یک نرم افزار با کارکرد قابل قبول و استاندارد ارائه بده .
من خودم به طور موازی روی طراحی و برنامه نویسی کار کردم و به نظر خودم کار اشتباهی انجام دادم ، دلیل اش هم اینکه زمانی که من از دست دادم ، تا بتونم تو طراحی و برنامه نوسی به سطحی که میخواهم برسم ، اگر تنها روی یکی از موضوعات تمرکز کرده بودم ، زودتر توی کارم به نتیجه میرسیدم (البته همچین بد هم نشد ، چون دقیقا میدونم چی میخواهم و چطور انجامش بدم ، اما خوب انقدرا ارزش اش رو نداره)