گفتنی ها رو گفتی بهتر از من. ما اتحاد نداشتیم از اول تو تاریخ. یک معلمی داشتیم هنرستان درس تاریخ میگفت این خیانت های و وضعیت ما دلیلش همینه. الان شما به یک ایرانی بگو دو میلیارد بهت میدم این اثار باستانی رو که دسترسی داری بردار بیار احتمال خیلی بالا قبول میکنه.میگه من نکنم یکی دیگه این کارو میکنه و خب بذار من پول رو بگیرم. نهادینه شده و طول میکشه پاک بشه.
ساختار دنیا خیلی پیچیده تر از تصور ما هست. از مدتی که بیکار بودم و همیشه فکر میکردم بعد درس چیکار کنم خیلی فکر میکردم به همه چی بارها و میبینم افراد فقیری رو تو خیابون که لیاقتشون این نیست. گناهی ندارن. نفهمیدم جریان پولداری و بی پولی و عدالت و این ها چطوریه. واقعا الان خیلی ها پولدارم هستن و لیاقتشو از دیدگاه من ندارن. ولی در کل به این نتیجه رسیدم انگار تمام این ها برنامه ریزی شده هست. دنیا باید به این سمت بره و میره. شاید بار ها این اتفاقات افتاده و تکرار شده. نهایتا ما میتوانیم در چهار چوب خاصی حرکت کنیم. نه به معنی تلاش نکردن در زندگی نه ولی هر کسی یک ماکسیمم پیشرفت و سرنوشتی داره احتمالا.
غیر ممکنه در دنیا به طور کامل صلح برقرار بشه.
حقیقتا من خودم هم به آینده امثال خودم امیدی ندارم.
نسل ما حداقل تا ۷۵ مثل نسل های قبلی جزوه بدشانس ها بودن. جوون های مثل من در حال حاظر شرایط مختلفی دارند.
بیشترشون به فکر ترک کشور هستن. اون معدودی که پول دارن به هر نحوی هم ممکنه بمونن و هم برن. راحت تر ازدواج و زندگی میکنن.
افراد عادی اگر یک مدرک ارشد داشته باشن و رزومه اکادمیک خوب با حقوق میتونن برن برای دکترا. نمیشه خرده هم گرفت از طرف. عده ای هم بتونن کاری میرن که خیلی سخت تره. عده سوم هم میمونن همینجا مشغولن. این جزوه همون داستان سرنوشته.
از این عده من بین دوستان بزرگتر از خودم هم دیدم که قصد ازدواج و توانش فراهم نیست. هستن ولی خیلی کم که این ریسک رو میکنن تو این سختی. نمیدونم چطوری از دل این نسلی که زن ندارن ، اصلا جرئتشو ندارن و اینده مبهم قراره نسل بعد بیاد بیرون. شاید به قول شما نسلی از دل سختی. شاید هم من خیلی سخت میگیرم موضوعات رو. چون افرادی هم همین الان دیدم که وضع جالب تحصیلی یا مالی ندارن و بچه هم دارن.
واقعا فکر به آینده ادم رو میترسونه.
الان هم به نظرم انقلاب مثل گذشته نیست. خطرات خیلی زیادی داره.
جوری هست که انگار راه پس و پیش نیست. باید خودمون رو بسپریم به دست سرنوشت بریم جلو و خدا که امیدوارم تمام جوان های این کشور رو حفظ کنه هر اتفاقی که میوفته. با اینکه طبق قوانین فیزیک هم باید برای بدست اوردن چیز جدید چیز های فعلی رو از دست بدی و درستم هست.
گفت موسی تو دهانم دوختی وز پشیمانی تو جانم سوختی
انقدر پاسخت صریح و محکم و تلخ بود که پشیمون شدم از کامنتم .. موافقم با حرفات متاسفانه اما به لحاظ سنی هم شما زمان بیشتری پیش رو دارید نسبت به افراد مسن تر و این به نظر من یک امتیازه
باور کن بچه های دهه 70 و 80 که دوران سیاه 60 را ندیدن فقط .... خیلی خوش شانس ترن . خوشبختی اسایش اینها امور نسبی هستند .
اینطور به نظر میاد که راه پس و پیش نیست اما اینده با خودش اتفاقات جدید میاره که الان از دید ما پنهانه .
تصور کن دارن می برنت به سمت یک پرتگاه خیلی مرتفع .. با گامهای محکم و سر بالا گرفته شده یا در حال لرزین و زاری ... در هر دو صورت سقوط حتمیه اما اگر با حالت اول بری افرادی که دارن شمارو به پرتگاه می برن به هدف اصلی خودشون نرسیدن ... یعنی شکستن شما .
ادمهای عافیت طلب و منفعت طلب را خیلی راحت میشه ترساند این فرهنگ منفعت جویی و طمع ورزی قدمت طولانی در این ملک داره به همین دلیل میشه ترسوندشون از سوریه از لیبی شدن و الی اخر
همین قدر که می فهمی و فکر می کنی جای امید هست .
افسوس که جز ارزوی اینده بهتر برای تو کاری از دستم ساخته نیست .