reza.yaghobi
Registered User
- تاریخ عضویت
- 29 جولای 2012
- نوشتهها
- 1,208
- لایکها
- 149
تجلی گه خود کرد خدا دیده ی مارا
در این دیده در آیید و ببینید خدارا
ارزومه ارزومه که تورو نگات کنم من عاشقونه
ارزومه اره زومه
خ بده
تجلی گه خود کرد خدا دیده ی مارا
در این دیده در آیید و ببینید خدارا
هرچه گشتیم در این شهر نبود اهل دلی که بداند غم دلتنگی و تنهایی ما (احمداا)
نابرده رنج گنج میسر نمیشود مزد ان گرفت که جان برادر که کار کرداو به خونم تشنه ومن برلبش تا چون شود
کام بستانم از او یا داد بستاند ز من
نابرده رنج گنج میسر نمیشود مزد ان گرفت که جان برادر که کار کرد
ماییم و می و مطرب و این کنج خراب | جان و دل و جام و جامه در رهن شراب | |
فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب | آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب |
ماییم و می و مطرب و این کنج خراب جان و دل و جام و جامه در رهن شراب فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب
بارون بارون بارونه هی بارون بارون بارونه هی
دستته بده دسم چش انتظاره هی
می نوش که عمریکه اجل در پی اوست | آن به که به خواب یا به مستی گذرد |
دونه دونه دونه.دونه دونه پاک کنیم اشکای روی گونه هارو
می نوش که عمریکه اجل در پی اوست آن به که به خواب یا به مستی گذرد
عزیز جان اینا رو از کجا میاری؟دونه دونه دونه.دونه دونه پاک کنیم اشکای روی گونه هارو
عزیز جان اینا رو از کجا میاری؟
وصال او ز عمر جاودان به
خداوندا مرا آن ده که آن بِه
این عمر به ابر نوبهاران ماند
این دیده به سیل کوهساران ماند
ای دوست چنان بزی که بعد از مردن
انگشت گزیدنی به یاران ماند