Another Day
Registered User
تا سر زلف تو در دست نسيم افتادست
دل سودازده از غصه دو نيم افتادست
دل سودازده از غصه دو نيم افتادست
تیروم تیروم اخ جون میخوام بروم اخ جون
ازین وری اخ جون مامانه زری اخ جون
یه توپ دادم قلقلیه سرخ سفید و آبیه میزنم زمین هوا میرهمهبوب دلم ز من جدایی تا کی من در طلب و تو بی وفا تا کی
یه توپ دادم قلقلیه سرخ سفید و آبیه میزنم زمین هوا میره
همیشه پیشه ی من عاشقی و رندی بود
دگر بکوشم و مشغول کار خود باشم
هر شبی گویم که فردا ترک این سودا کنم باز چو فردا شود امروز را فردا کنم
من از حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم
که عشق از پرده عصمت برون ارد زلیخا را
ناوک فریاد من هر ساعت از مجرای دل
بگذرد از چرخ اطلس همچو سوزن از حریر