Lord Viper
Registered User
- تاریخ عضویت
- 15 سپتامبر 2012
- نوشتهها
- 267
- لایکها
- 823
سلام
شما ذهن قوی و سالمی دارید جناب لرد وایپر!
اگر اجازه هست من هم نظرم رو بگم.
شما لطف دارین به من ،اجازه ما دست شماس
اول دقت کنید که من تاکید کردم در مورد رزمی صحبت میکنم نه زندگی و ... ؛ دوم اینکه تقابل یعنی مقابله ،ولی دو چیز در راه های جداگانه میرن با هم مقابله ندارن ،اینها فقط در تئوری با هم مجادله دارن
در عالم واقع کامبتیوها و رزمی کارها هر کدوم به کار خودشون میرسن و هیچ تقابلی ندارن ،ولی این که بدونین هر کدوم چرا و به کجا میرن خیلی مهمه
طبق معمول موافقم ... منم تو همه زمینه ها انقدر تندرو نیستم ،تو رزمی و یه سری مسائل خاص اینطوری هستم که دلیل دارم براش ،چون سنتهای بیهوده و چرت توش زیاده و مردمی که معنویات خودشون رو گم کردن یا از اونچه دارن لذت نمیبرن باهاش مثل یک مذهب رفتار میکنن ...
به شدت مخالفم با پیروی کورکورانه و به چالش نکشیدن سنتها مخصوصا توی رزمی ... نمیدونم شما هم مثل من موقع بستن بند شلوار جودو فکر کردین چرا به صورت متحد الشکل کش نمیزارن به جاش یا نه ...
یکی از ویژگی مدرنیسم هم شک مداوم هست ... به تمام سنتها و درستیشون ... (به افکار خودم حتی شک دارم) ،جزو اون آدمایی هستم که مثلا کسی منبع بده میرم تا ته اون منبع رو در میارم تا از درستی اون مطمئن بشم و این مسئله تعادل پذیر نیست و دونستن حقیقت معمولا خوبه
خودم ژاپن و فرهنگش رو دوست دارم .برای همین در موردش میدونم ،حتی یه مقدار انیمه باز هستم
ولی تحت هیچ عنوان به خودم اجازه نمیدم شیفتش بشم ،کلا شیفتگی تعصب میاره
ازون بدتر این شیفتگی نوعی از خود بیگانگی میشه
فایده گرایی و کاربرد گرایی اصولی هستن که دنیا روشون میگرده الان ... ما برای همین عقب موندیم ،چون مفهوم تعادل رو یکم از این، یکم از اون میدونیم
تعادل از عدل میاد ... عدل یعنی قرار دادن هر چیز بر سر جای خودش ... این با تساوی متفاوته ... مفهوم تعادل در حال حاضر همین مدرن بودنه (برای من)
-------------------------------------------------------------
من چند ساله با ذن آشنا هستم ،چند بار در موردش اینجا مطلب گذاشتم فکر میکنم
حتی ذن رو هم فقط به معنی مدرن و کاربردیش سعی میکنم رعایت کنم ،در واقع پیرو قرائت یک عده خاص از ذن هستم
اتفاقا از بین بردن clutter در زندگی یکی از اصول ذن مدرنه و اینها از دیدگاه ذن مدرن باید unclutter بشن ...
اگه به صورت جدی به ذن علاقه دارین میتونم بیشتر بگم
ولی بدونین ذن میگه چیزهای اضافی و بیفایده باید از زندگی حذف بشن
---------------------------------------------------
ژاپن توسط آبها محاصره شده ... فقط شانس آوردن چین اون بغل بوده
یکم از ژاپن برین پایین وضع بومی های استرالیا رو در اون زمان ببینین که بعضا آدمخواری میکردن از شدت دور افتادگی ...
همین ژاپن در دوره ای راه ورود تمام خارجی ها به جز هلندی ها و 2 کشور دیگه رو بسته بود ...
فرهنگشون منزوی هست ...
----------------------------------------------------
استاد زبان ژاپنی دانشگاه تهران میگفت در ژاپن اکثر مردم فرق کشورهای مختلف رو نمیدونن و بهشون بگی ایران نمیدونن کجاس و همه خارجی ها رو به چشم غیر-ژاپنی میبینن (خیلی چیزها گفت) ولی کلا میدونین من حرف بدون منبع نمیزنم ...
ژاپن حداقل در گذشته یک کشور منزوی بوده ... اصلا شباهتی به چینی ها ندارن اینا ... هرچقدر اونا مبتکر بودن اینا عادت دارن هر چیزی رو که میگیرن روش بشینن تا جوجه بشه !!! بعدم گندش رو در میارن :lol: ... واسه تک تک قسمتهای کاتانا اسم خاص دارن در حالی که چینی ها مثل ما میگن دسته شمشیر ... تیغه شمشیر و ....
چین با اوکیناوا رابطه اساسی داشته نه ژاپن ... شما که بهتر میدونی همین اوکیناوا با چه بدبختی کاراته رو تو ژاپن جا انداخت ... همین اوکیناوای چسبیده به خودشون با این همه شباهت فرهنگی جزو ژاپن نمیدونستن و مستعمره بوده براشون .... به این راحتی چیزی وارد مرزهای فرهنگی ژاپن نمیشده
"از طرفی ژاپنی ها صرفا مصرف کننده ی فرهنگ چینی و مشتقاتش نبودند. ژاپنی ها همیشه شخصیت ِ مستقل و ذائقه ی خاص خودشون رو حفظ می کردند و هر چه به فرهنگشون تزریق میشد رو با روحیات خودشون سازگار می کردند. مثلا ذن با اینکه از چین آمده بود، در ژاپن به شکوفایی رسید و موارد مشابه."
من بیشتر فکر میکنم توانایی هضم فرهنگ چین رو نداشتن (بالاخره چین پهناور که همسایه ای مثل هند داره باید در ابعاد فرهنگ با جزیره ژاپن تفاوت داشته باشه) فرهنگ چین به قدری پیچیده و گسترده و غنی هست که ...
"درباره ی عبارت دانش محدود که به کار بردی می شه صحبت کرد. نکته ی مهم این هست که دانش در دنیای گذشته اساسا محدود بوده در همه جای دنیا.
ضمنا اگر دانش خاصی در دنیای گذشته پیدا می شده، حتما به چین باستان هم می رسیده و متعاقبا به ژاپن هم. "
من اصلا ایرادی به دانش محدودشون نداشتم ،ولی از طرف ژاپنی های دوره "نارا" تا دوره "ادو" از این دفاعتون تشکر میکنم
هرچی بوده مال قدیم بوده و تموم شده رفته ... صحبته من صحبت همین الان بود ، الان دانش من و شما هنوز محدود هست که همون روشها رو ادامه میدیم ؟ یا باز باید منتظر باشیم دانش از چین بره به ژاپن تا ما با پیروی از ژاپن روشمون رو تغییر بدیم !؟! :blink:
مثلا باروت که در چین اختراع شد به ژاپن رسید ؟ کمان زنبورکی چطور ؟ توپ جنگی ؟ فراموش کردین سامورایی ها چطور توسط سلاح آتشین که به عمرشون ندیده بودن قتل عام شدن ؟ با اینکه منشا اختراعش بغل گوششون بود ،در این مسائل تعاقب وجود نداره ... هزاران هزار فاکتور وجود داره در روابط انسانی و به این راحتی نیست
"به طور کلی ژاپن از نظر فرهنگی، تاریخی، هنری، آداب و رسوم و غیره، جدا جای جذابی هست! حالا ما بپسندیم یا نپسندیم."
من میپسندم ولی بیش از اون که لازمه تاییدشون نمیکنم
ببخشید من انقدر رو جزئیات حرفتون حساسم ،برای همه اینطوری هستم ،... چون سعی میکنم با دقت صحبت کنم ... بد برداشت نکنین :happy:
Last edited: