من هم همین حرف ها رو زدم تقریبا میگم اکثر دنیا فارغ از دین وذهب خرافات داره زندگی میکنه و این مسائل کاملا از هم بی ربط هستند و جواب هم میده ولی این ها همه چی رو با دین و مذهب پیوند شدیدی زدن. البته آگاهی و مطالعه مردم در طول تاریخ یک کشور هم خیلی مهمه.
حالا مشخص میشه چند وفت دیگه محرم هست و عده ای از این مال مردم خور ها دوباره پای دین رو وسط میکشن و با یک غذا دادن یادشون میره که چی کار ها کردن. استقبال از خرافات و دزد ها. حداقل منی که هیچ حسی به این قضایا نداشتم الان کاملا احساس حال به هم خوردگی از تمام این چیز ها دارم.
در ادامه گفتم اکثر جاهای خاورمیانه بسیار جای داغونیه یا داغونش کردن. اینم از شانس مردم اونجاست که اونجا دنیا اومدن چون اکثرشون مثل مردم کشور های دیگه زندگی میکردن ولی این بلا ها سرشون اومد. این کشور های مفرح خاورمیانه هم عقیده دارم تا جای ممکن نگاه های دینی مذهبی افراطی رو از بخش سیاست و اقتصاد دور کردن و میدونن راه زندگی کردن مردمشون جنگ و کشتار با کل جهان به صورت علنی نیست. پشت پرده ممکنه هزار گند کاری و ادم کشی هم بکنن ولی مردمشون در اسایش هستن.
هیچ مدرکی از اثبات سرنوشت وجود نداره ولی من خودم یک فرضیه رو در نظر گرفتم اونم اینکه سقف رشد و پیشرفت انسان ها با تلاش مشخص و ثابت هست، انتهای و کف بدبختیش هم ته نداره. به نظرم وقتی شما و تعدادی زیادی از مردم ما هیچ تقصیری در مشکلات به وجود آمده نداریم خب برداشت این می شود که باید شرایط را بپذیریم و اتفاقی هست که به هر حال میوفتاده و این مسیر باید طی میشده.
ساز و کار دنیا هم نمیتونه اینجوری باشه که همه پولدار باشن. عده اندکی مفرح و پولدار بقیه هم درجات پایین تر. ولی مشکل اینجاست که اون مردم پایین تر هم در کشور های دیگه حداقل حقوقی دارند که ما نداریم. حقوقمان همون پرایده هست
اینکه فروش اون ماشین 5 تومانی به قیمت 50 تومان دزدی هست من کاملا قبول دارم. ولی تمام این ها میشه زیر مجموعه استبداد و خود رایی حکومت جمهوری اسلامی. استبداد در کلمه به معنی خود سری ، ظلم هست. وقتی از جیب یک کارگر دزدی میکنن همون ظلم میشه. کلا این ها همه از یک خانواده هستند. کسی که دزدی میکنه به ناحق ادم میکشه گرون فروشی میکنه حتما سیستم تحت ادارش هم فاسده فقط درجاتش فرق میکنه. البته برداشت کلی این مثال این بود که آقا ما اگر ایران رو یک پارچ در نظر بگیریم به جای استفاده و پر کردن کلش به اندازه یک لیوان از ظرفیتش استفاده کردیم در این چهل سال.
موافقم نظر منم همینه ...
در مورد سرنوشت به پیشرفت اشاره کردی پیشرفت یک امر نسبی هست در واقع بطور مشخص قابل تعریف نیست بستگی مستقیم داره به عوامل متعدد و از جهات گوناگون قابل بررسی هست .
من گفتم مقصر نیستم اما مجازات شدم .. من از منظر خودم گفتم اما قطعا" افرادی مقصر بودند نه منظورم ابدا" این نیست که باید پذیرفت و طی میشد و ... نه اصلا" .
استبداد یک ترم سیاسیه .. فارغ از معنای لغوی بکار گرفته میشه ... نباید مفهومش را فرو بکاهیم در حد فساد و بی قانونی ، راستش میشه اینطور هم گفت که این فساد رو زیر مجموعه یک کلیت
دید موافقم نیما .. هم نظریم و بسیار متاسفم که یک عبارت زیبا یا یک حرف خوب و ساده نداریم به هم بزنیم و انچه اطرافمونه همه رنج و بی عدالتیه ... کینه توزی و دشمنی ..