زنان و دختران در انیمه
ژاپن به عنوان يكى از بزرگ ترين كشورهاى توليدى جهان شناخته می شود و نيروى توليدى آن بر دوش مردان استوارشده است . ديگر تلاش براى بازسازى پس از جنگ و تحمل شكستى تحقير آميز از سويى و نگاه سنتى اين كشور به زن كه تا امروز ادامه يافته از سويى ديگر، باعث رانده شدن زنان به حاشيه جامعه پويا و به نوعى حذف تدريجى آن ها شده است . به نوعى كه می توان اين گونه برداشت كرد كه مسئوليت و نقش زنان در به دنيا آوردن مردان به عنوان نيروى كار آينده و تحويل آن ها در سن 12 يا 13سالكى به سيستم توليدى كشور، آن ها را در ميان كشورهاى پيشرفته جهان از بقيه متمايز كرده است . اين مسأله موجب شده نياز به داشتن چهره اى جديد و رويايى براى زنان و به خصوص دختران واجب شود (اين چهره مجازى را به خوبى می توان در بازى هاى الكترونيكى مشاهده كرد. ژاپن در عين حال كه بزرگ ترين توليد كننده بازى است بزرگ ترين بازار مصرف نيز هست كه سهم زنان در آن با 32 درصد از كل بازى بازها، بزرگترين رقم آمارى جهان است ) چهره هاي مجازى در ژاپن آنقدر محبوب دختران و زنان هستند كه بسيارى از دختران جوان پس از ازدواج و تشكيل خانواده باز هم به خواندن مانگاهايى خاص كه از دوران نوجوانى با شخصيت هايشان همراه بوده و همذات پندارى می كرده اند ادامه می دهند.
از سويى ديگر فشار زندگى بر روى مردان و تبديل شدن عامه مردها به بخشى از سيستم مكانيكال توليد و در نتيجه حذف از حرفه زندگى طبيعى، زنان را در نگاه مردان نسل جديد، تنها نقطه روشن و محل فرار از زندگى يكنواخت كاراخانه قرار داده و جايگاه آنان را به مانند نوعى نماد آزادى در بند يا كورسوى اميد در سياهى مطلق براى آنان قرار داده است (جالب اين كه ژاپن بيشترين آمار مبدل پوشان جنسى و كلوپ هاى مربوط به آنان را داراست ).
چكيده مسايل بالا و مباحثى ديگر كه در حوصله اين نوشته نمی گنجد باعث به وجود آمدن تصويرى منحصر به فرد و متناقص از زنان در آثار انيمه شده است . از سويى ديگر اين حقيقت كه اكثريت طراحان را مردان تشكيل می دهند جهت گيرى طراحى كاراكترهاى زن در انيمه را به نوعى ديگر توجيه میكند.
كاراكترهاى زن در انيمه بى شو جو ناميده می شوند.اين كلمه ، در زبان ژاپنى معنى دخترى بینهايت زیبا را می دهد (به پسرهاى خوش قيافه در انيمه بى شو نن می گويند) و عمده تلاش طراحان بر زيبايى كاراكترها (البته با معيار ژاپنى آن) قرار می گیرد. حضور مستمر اين دختران در انيمه ، به مرور و به واسطه سليقه هنرمندان معروف ، آرام آرام سبک خاصى را پذیرفته كه در واقع امروز به سختى مى توان انيمه اى را بدون آن ها تصور كرد. در شمايل نگارى زنان در انيمه علاوه بر محتواى فیلم ها بر شكل و مرزهاى اين گونه سينمايى تأثير مستقیمی گذاشته است . اين نمادها تا جايى پيش می روند كه مانند كلاه در فيلم هاى وسترن يا سيگار در فيلم هاى نوآور مرزهاى اصلى ژانر را در نگاه مخاطب تشكيل می دهند.
اولن چيزى كه زنان خاص انيمه را از زنان مشابه در سایر آثار انيميشن جدا می كند شكل ظاهرى اين زنان است . كاراكترهاى زن در انیمه ، تقريبآ بدون توجه به سنى كه دارند داراى اندام هاى كاملا بزرگ سال و زنانه هستند. اين روش طراحى حتى در مورد دختران مدرسه اى نيز رعایت می شود و جز دربعضى موارد كه شخصيت پردازى خاصى در نظر طراح بوده باشد ، در ساير كاراكترها، مانند يك اصل پذيرفته شده ، ثابت است .
اما در سوى ديگر اين اندام هاى بزرگ سالانه در تضاد كامل با سرى هستند، كه روى بدن كاراكتر قرار گرفته است . برخلاف بدن هاى بزرگ سال و اغواگر، صورت ها عموما كودكانه است .
اولين چیزى كه در صورت بى شوجوها خود را نشان میدهد، چشم هاى بسيار درشت و معصوم آنهاست . اين چشم ها كه به نوعى ما را به ياد تناقض مشهود اين مخلوقات باچشمان بادامى طراحان اصلى می اندازد، مهم ترين كاركرد خود را در دادن حس معصوميتى كودكانه به چهره كاراكترها و كمك به طراح براى انتقال احساسات از شخصيت به مخاطب انجام می دهد. اين عمل به كمك اجزاى داخلى چشم و برجسته كردن حركت اشك در چشم ، با كمك لكه هاى سفيد وتغیير اندازه مردمك از روش هاى بسيار متداول در ميان انيماتورهاست .
دومين عاملى كه باعث تمايز اين دختران از نمونه هاى مشابه در كشورهاى ديگر میشود، رنگ بسيار متنوع و در عين حال خاص موهاى آنان است . رنگ هايی نظير آبى، بنفش ، صورتى يا نارنجى در ميان اين كاراكترها آنقدر متداول است كه براى بسيارى راه تشخیص انيمه و فيلم هاى متأئر از اين سبك ، همين تنوع رنگى است .
تنوع رنگ مو در انيمه كاركردى دو گانه دارد. بخش اول اين كاركرد، در شخصيت پردازى بى شو جوها استفاده می شود. به اين ترتیب كه هرچه كاراكتر داراى حسى زنانه تر باشد موهايش بيش تر به سمت نارنجى ميل میكند و برعكس ، هر چقدر كاراكتر قدرتمندتر باشد (لازم به توضيح است كه به طور معمول دركاراكترهاى انيمه قدرتمند بودن در مردانه تر بودن است ) رنگ موها بيشتر مايه سرخابى تا آبى را در خود دارد. اين طور به نظر می رسد كه در گروه دوم ، هر چه شخصيت جنگجوتر باشد، داراى موجى با رنگى تيره تر و نزديك تر به آبى است .
ساير رنك هاى معمول عبارتند از صورتى در كاراكترهای كودك يا بچه صفت (اين رنگ در كنار خصوصيات عمومى كودكانه بر پاكى شخصيت نيز انگشت می گذارد)، قرمزبراى کاركترهاى منفى و بنفش كه عموما در شخصيت هاى مرموز و اسرارآميز كاربرد دارد.
در رنگ های معمولی مانند سیاه ، طلایی (زرد) و قهوه ای از نشانه های واقع گرا بودن انيمه است.هرچند گاهی نیز در میان دخترانی با ظاهری عادی كاراكترهايى نيز با موهاى رنگى ديده میشود كه این رنگ در آن ها بيشتر بر تفاوت شخصيت شان با جمع دلالت می کند.در انيمه هاى قديمی تر ، شوجوها و كاراكترهاى طراحى شده در خارج از ژاپن ، گاهى رنگ سبز نيز ديده می شود كه اين روزها ديگر مانند گذشته محبوبيت ندارد.
اولين تاثیر اين رنگ هاى متنوع ، بسيار بصرى است . در اين ديدگاه ، برداشتن مرز رئاليزم و فانتزى در جهان پيرامون كاراكترها يك هدف عمده است . در واقع رنگ ها علاوه بر كاركرد عمومى زيبايى شناسى خود، بليطى هستند كه شما را براى ورود به دنياى تخيلات خودتان دعوت میكند و به اين ترتيب ذهنيت مخاطب را براى پذيرش نوع نگاه هنرمند آماده تر می سازند.
دومين عملكرد رنگ در ذهن آماده شده مخاطب و فارغ از تصاوير به وجود می آيد.در اين مرحله خصوصيات متنوعى به واسطه رنگ ها در ذهنيت مخاطب به كاراكتر منسوب می شود كه بخش عمده آن از تجربيات وديدگاه هاى او در خارج از جهان فيلم ناشى می شود.
المان هاى ديگر صورت هاى زنان در انيمه لب ها و بينى هستند. در صورت كاراكترهاى مثبت داستان عموما چيزى به نام لب وجود ندارد و لب به معناى متعارف آن مختص كاراكترهاى منفى يا خارج از خط اصلى قصه است . اين حذف ، نوع ديگرى است از زدودن زنانگى و جایگزين كردن آن با تركيبى از عناصر بصرى متفاوت براى رسيدن به ديدگاهى جديدتر از زن بودن ، كه در خدمت اهداف داستان هنرمند می باشد.اين تغيير ظاهرى در زن و ايجاد موجود زنانه جديد عمومآ در جهت بالا بردن ارزش هاى نظربازانه و بت سازى (فتيش ) از زنان حاضر در داستان است .
پيش تر درباره تركيب اندام بى شو جوها صحبت كرديم . مكمل اين اندام ها لباسى است
كه اين زنان بر تن دارند. در انيمه هاى امروزى ديگر خبرى از كيمونوهاى معروف ژاپنى با اوبی هاى رنگارنگ نيست و اين لباس ها جاى خود را به لباسهايى غير طبيعى (چه در مدل ، و چه در محل استفاده ) داده اند. معمول ترين پوشش در فيلم هاى متداول ، لباس فرم مدرسه است . اين لباس از يك بلوز (عمدتا سفيد)، يك دستمال گردن ، دامنى كوتاه و جوراب هايى تا زير زانوى كاراكتر تشكيل می شود. اين طور به نظر می رسد كه اين لباس در ژاپن برداشتى متفاوت با ساير جهان ايجاد اما در هر دو حالت هدفى واحد را دنبال می كند. ساير البسه تركيبى هستند از لباس هاى سبک با رنگ هايى متناسب با وضعيت كاراكتر و لباس هايى با سليقه هاى عجيب طراح كه در جايى ديگر ديده نمی شوند. اما نكته مشترك تمام این لباس ها، حس فتشيستى و ارزش هاى نظربازانه اى است كه پوشش به شخصيت اضافه می كند و در واقع روش فكرى جديدى را به مخاطب القاء می كنند.
آخرين نمادى که در ظاهر زنان انيمه به صورت مشترک باقى می ماند (البته ازنوع فمه فاتال )، نوع و شكل سلاح هايى است كه با خود حمل می كنند. اسلحه به طور عام ، و سلاح سرد به طور خاص هميشه نمادى از جنس نر بوده است . اين نماد مردانه را میتوان در داستان ها و افسانه هاى بسيارى در سراسر جهان يافت . از شمشير آرتور شاه تا شمشير برهنه خاندان بورجيا هميشه شمشير نشانه مردانگى و داشتن جنسيت مردانه بوده و حمل شمشير يا اسلحه و قسم خوردن به سلاح هميشه تعريفى تصويرى از شرافت مردانه بوده و هست . در انيمه برعكس مردان كه همييثه داراى سلاح هايى متناسب با جثه خود هستند يا سلاح بخشى از وجودشان است (مخصوصا در فيلم روبوت ها ) زنان در اكثر اوقات با سلاح هايى ديده می شوند كه يا از خودشان بسيار بزرگ تر است يا مهار آن در زمان شليك بسيار مشكل است . اين سلاح ها فارغ از سرد بودن (نئورانگا)، حقيقى بودن (دختران هفت تيركش ) يا زاده شدن از تخيل طراح (رازفون ) هميشه وزنه اى سنگين بر دوش زنان بوده اند و عاملى مردانه كه هم داشتنش قهرمان را زير فشار (سلطه)می گذارد و هم از دست دادنش باعث نابودى اش می شود. اين ارتباط نمادين را در هنگام خشاب گذارى اسلحه توسط موتتگو در فيلم روح در پوسته يا خواهران شيما بارا در زمان آماده سازى شمشيرهایشان در نئو رانگا به خوبى ديده می شود.
تأثير زنان در روايت فيلم ، به كاركرد روانى و نقش اجتماعى آنان در فضای داستان برمی گردد. اين زنان عموما فرجام خوشى ندارند و هيچگاه زندگى به آنها روى خوش نشان نمی دهد. در واقع انيمه ها نسبت نزديكى با فيلم هاى گانگسترى و فيلم هاى وسترن دارند. اين دو ژانر نيز درباره مردانى هستند كه براى رسيدن به يک ثبات شخصيتى و اثبات وجودشان به مقابله با قدرت يا سيستم برمی خيزند، اما در انت ها پس از حذف عامل بحران باز هم ثباتی به وجود نخواهند آورد. زيرا ممكن است قهرمان يا زن محبوبثن مرده باشد، (نمونه خوب این كاراكترها در انيمه ، قهرمان داستان سامورايى ايكس است كه تقريبا تمام نشانه هاى ژانر را در خود دارد). اين روش داستان گويى جايگاه اجتماعى و سرنوشت زنان در انيمه را مشخص می كند. در واقع انيمه ها به نوعى داستان ورود زن به جهان قهرمانان ، عاشق شدن ، شكست خوردن و مرگ غمگين آن هاست و زنجيره اى است كه مداوم تكرار می شود. در اين فيلم ها زنان ، حتی اگر قهرمان باشند از نظر جايگاه روانى موجوداتى منفعل هستند كه بزرگ ترین استفاده آن ها كامل كردن و به نتيجه رساندن شخصيت فعال مرد است (براى نمونه به فیلم زن محور روحی در پوسته نگاه كنيد كه با وجود نقش كوتاه باتائو در فيلم ، اوست كه تحولات واقعى را پيدا می كند و موتتكو تنها در ميزان آگاهى ناگزير خط قصه كامل می شود).
آخرين نكته اى كه می توان درباره زنان انيمه گفت ، حضور نشانه هاى مذهبى در اكثر زنان ، برعكس مردان است . حضور عناصرى متنوعى از مذاهب متداول در ژاپن مانند آينه هاى كوچک (كاكامى)، شيناتى(چيزهاى كوچكى يا بخشى از وجود خدا ! )، شاكوجو (وسيله اى براى راندن ارواح خبيث ) و كارت هايى با نوشته هاى مقدس از نشانه هاى متداول در پوشش و لوازم همراه زنان درانيمه است . نشانه هاى مذهبى در مردان به صورت معمول ديده نمی شود. اما گاهى نشانه هايی به صورت خالكوبى (كوچک و بزرگ بودنش مطرح نيست ، مهم تاثير شگرف خالكوبی هاست ) روی بدن مردان ديده می شود كه با باورهاى مذهبى (غالبا شینتویی) در ارتباط اند.
در نهایت چیزی که در انیمه به وضوخ دیده می شود ، روایتی از نوع زندگی و نگاه جامعه مردم سالار به زن می باشد که تلاش می کند از میان خون ، خشونت و قلب های شکسته قصه اش را تعریف کند.
مشاهده پیوست 20478