در حكم شود در شهر مست كيرن هر انكه هست كيرند
دانی که چرا سر نهان با تونگویم؟
طوطی صفتی طاقت اسرار نداری
در حكم شود در شهر مست كيرن هر انكه هست كيرند
مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نوما و مجنون همسفر بودیم در دشت جنون
او به
مقصد ها رسید و ما هنوز آواره ایم
مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
یادم از کشته ی خویش آمد و هنگام درو
وفای بی وفایان کرده پیرم
برم یار وفاداری بگیرم
میدونم هر چی باشه تو آخرش مال منی
می مونی کنار من ازم تو دل نمیکنی
یادگاری از تو مونده چهار تا دونه گلدونه زرشکی
روی گلدونا نوشته تا ابد تو خود عشقی![]()
یک ذره وفا را به دو عالم نفروشیمیه چیزی بگو چرا ساکتی؟
می خوای من نباشم تا کنارت باشه کی؟
یه چیزی بگو چرا ساکتی؟
می خوای من نباشم تا کنارت باشه کی؟
وقت است که بنشینی و گیسو بگشایییه آسمون گل قشنگ تقدیم یک نگاه تو
این دل تنهای غریب فدای روی ماه تو
وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی
تا با تو بگویم غم شب های جدایی
یاد وصال میکنم دیده پر آب میشود
شرح فراق میکنم سینه کباب میشود
دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
تا تو مراد من دهي كشته مرا فراق تودل سراپرده محبت اوست
دیده آیینه دار طلعت اوست
تا تو مراد من دهي كشته مرا فراق تو
تا تو به داد من رسي، من به خدا رسيده ام
تا نگريد طفلك حلوا فروشمن نوشتم این سخن از بهر دوست
تا بداند این دلم در فکر اوست
تا نگريد طفلك حلوا فروش
ديگ بخشايش كجا آيد به جوش