راهنمای سفر به شیراز

شروع موضوع توسط زاراگوزا ‏1 مارس 2010 در انجمن گفتگوی آزاد

  1. زاراگوزا

    زاراگوزا کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏1 مارس 2010
    نوشته ها:
    17
    تشکر شده:
    1
    داشتم براي چند تا از بلاگرها که دارن ميان شيراز (و احتمالاً نيستم ببينم شون) يه راهنما مي نوشتم، فکر کردم -اگرچه شايد خيلي ناقص باشه- اما بد نيست بذارمش اينجا، شايد به درد کس ديگه اي هم بخوره. يادمه چند سال پيش که خواستم برم اصفهان فقط با سرچ تو اينترنت، اطلاعات و نقشه رُ گرفتم و همين جوري راه افتادم.. فقط لازمه از همين اول بگم که پايه ي نوشته ها همه ش نظر شخصيه. من فرض رُ بر اين مي ذارم که يکي از دوستان م (چه توريست خارجي يا يه کسي که تا به حال شيراز ر نديده) اومده و من قراره راهنماش باشم، شايد شما جاهاي ديگه اي طرف رُ ببرين که من اصلاً بلد نيستم. در هر حال من بر اساس نظر شخصي خودم مي نويسم. البته اگه اشکالي داره يا چيزي رُ بايد اضافه کنم بگين.
    پي نوشت: يه کم مطالب ش رُ عوض کردم يا اضافه کردم. اميدوارم به درد بقيه هم بخوره. (پنج شهريور)


    سايت شهرداري شيراز (که خيلي کامله)
    http://www.shirazcity.org/
    و نقشه ي توريستي شهر شيراز !
    http://gis.shirazcity.org/
    خُب اول از همه بگم که بهترين فصل براي شيراز اومدن بهار و بهترين ماه ارديبهشته ! شيراز معروفه به شهر گل و بلبل و مسلماً خيلي از زيبايي هاش مختص فصل بهاره.. شيراز تابستون گرمي داره (شايد در حد تهران با يکي دو درجه کم و زياد) اما مسماً در تابستون خنک نيست! و البته هواش خشکه. و زمستون هاش هم متوسطه؛ سرده اما نه مثل اردبيل! بارون زياد نمياد، برف هم شايد دو سه بار در سال..

    در تعطيلات نوروز خيلي امکانات رفاهي به توريست ها و مهمون ها ميدن؛ مثلاً جاهايي هست (مکان هايي براي استقرار مسافرين) -راستي! اگه عيد خواستين بياين حتماً از قبل هتل رزرو کنين که امکان نداره جاي خالي گيرتون بياد!- يا اگه نخواين اونجا بمونين، مي تونين چادر رايگان بگيرين و يه گوشه ي شهر چادر بزنين! ..ديگه؟ از کارهاي عيد ميشه پخش رايگان نقشه شهر و راهنمايي ها و نورافشاني کوه ها و.. رُ گفت.

    در ضمن نقشه يادتون نره! البته شيراز خيلي بزرگ نيست و اگه اسم جاها رُ بلد باشين ميشه با تاکسي همه جا رفت. در هر حال اگه توضيحي لازم بود از مردم بپرسين؛ خيلي هم آدماي بدي نيستن! لازمه اضافه کنم که (تا الآن حداقل!) تاکسي تو شيراز کورسي حساب ميشه؛ هر چهار راه يا هر جا ماشين ميپچه و ميره تو يه خيابون ديگه ميشه يه کورس! و امسال کورسي پنجا تومنه. واسه همين «در بست گرفتن» اصلاً به صرفه نيست. شيراز تنها چيزي ش که از تهران ارزون تره تاکسيشه.
    و.. بد نيست اضافه کنم که اتوبوس ها همه خصوصي هستن، بعني مثل تاکسي بايد پول بدين.. که قيمت شون فرق داره (رو اتوبوس نوشته) نفري سي يا چهل تومن.
    (بي ربط: تلفن هاي عمومي هم تو شيراز مجاني هستن. البته اگه بخواين موبايل بگيرين يا هر کدي که صفر داشته باشه؛ بايد يا برين مرکز مخابرات يا تلفن کارتي!)

    راستي اگه با ماشين شخصي مياين هميشه تو ذهن تون داشته باشين که «هيچ ناممکني نشدني نيست!» وضع رانندگي تو شيراز خيلي وحشتناکه! خيلي بيشتر از چيزي که فکر مي کنين مواظب باشين؛ هر آن امکان داره از جايي که فکرش رُ نمي کنين يه ماشين با سرعت صد و بيست تا ظاهر بشه! خلاصه گفته باشم..

    راستي قبل از اين که بياين بگم که شيراز، جمعه ها شهر مرده هاست! همه جا تعطيله؛ مردم يا باغ هستن يا کنار خيابون نشستن !! در کل جمعه ها روز خانواده ست !! من پيشنهاد مي کنم جوري بياين که توش جمعه نباشه چون الکي روزتون حروم ميشه. اما حتماً يا جمعه بياين يا جمعه برين تا يه سري منظره هاي جالب ببينين. طبق برنامه اي که من نوشتم لازمه پنج روز شيراز باشين؛ البته روزهاي برنامه رُ ميشه جا به جا و کم و زياد کرد.

    در هر حال اول از همه بايد جا داشته باشين. چند تا هتل بين الملل (پنج ستاره) هست به اسم هاي پارس، چمران، هما و.. و يا چهار ستاره و پايين تر، مثل: آريوبرزن، اطلس، رودکي، ارم، پارک انوري، ساسان، کوثر، پارسيان، صدرا، طوس، پاسارگاد، قانع، استقلال، اروندرود، سعدي، دريا، پيام و.. (اينا رُ از کتابچه ي توريست برداشتم!) واسه رزرو مي توين از طريق يه آژانس هواپيمايي (تو شهر خودتون) يا اينترنت و يا تلفن (خودتون مستقيماً) قدام کنين. تو فرودگاه هم جايي هست واسه رزور و خدمات توريستي. واسه تلفن فراموش نکنين که براي گرفتن 118 ي يه شهر ديگه بايد از 3 استفاده کنين، به اين طريق که کد اون شهر رُ بگيرين (واسه شيراز 0711) و بعد هفت يا هشت تا «سه» (بستگي داره به تعداد رقم شماره هاي تلفن اون شهرستان) بگيرين. يعني واسه شيراز ميشه 07113333333

    خُب حالا شما جا دارين؛ فقط بايد برين بگردين ! اگه ظهر رسيده باشين، يه کم خسته هستين؛ بعد از ناهار و استراحت، مي تونين برين شهر رُ ببينين: معمولاً شب اول يا «ديدار اول» رُ به حافظ يا شاه چراغ اختصاص ميدن. بستگي به شما داره که طرز فکرتون چه جوري باشه.. همين جوري اول حافظيه رُ انتخاب مي کنم مثلاً:
    شب مي تونين تاکسي بگيرين و برين «حافظيه»، اونجا مرقد حافظ هست. دم درش هم کلي از اين آدم هاي فال فروش هستن. (البته اکثراً ترجيح ميدن با خودشون يه کتاب حافظ بيارن و خوشون همونجا فال بگيرن.) وروديه هم اگه کارت دانشجويي داشته باشين نصف قيمت ميشه. پيشنهاد من اينه که عصر وقتي آفتاب داره غروب مي کنه از هتل بزنين بيرون؛ يه کم خيابون گردي کنين و آدما رُ ببينين و شب، وقتي هوا داره کم کم تاريک ميشه به سمت حافظيه برين.

    اول «باغ جهان نما» رُ ببينين. فقط يه جاي قشنگه، همين! يه باغ کوچيک که ديدن سر تا ته ش نيم ساعت هم طول نمي کشه؛ و در ضمن به «حافظيه» هم نزديکه (کوچه ي کناري تالار حافظه). بعدش پياده از همون جا ميرين حافظيه.. الآن ديگه هوا داره کم کم تاريک ميشه؛ حافظيه شب ها خيلي خوشگل ميشه!! مي تونين برين سر مزارش و فاتحه بخونين؛ يه مغازه هم هست که هر چيزي مربوط به شيراز (نقشه، کتاب، مجسمه، کارت پستال و..) مي فروشه. يه قهوه خونه هم داره که کيفيت غذاش خيلي خوب نيست؛ بيشتر به درد خستگي در کردن و کشيدن سيگار يا قليون ميخوره. البته مي تونين برين يه ليوان چايي هم بخورين. بعد تو حياط جلويي حافظيه، چند تا صندلي هست که مي تونين تا آخرهاي شب بشينين و صحبت کنين و از موسيقي و هوا و منظره لذت ببرين! (خيلي ها اعتقاد دارن که «حافظ» يه جورايي مراد ميده؛ دو تا کار واسه گرفتن مراد مي تونين بکنين. اول اين که آرزويي کنين و سکه اي در حوض اونجا بندازين؛ دوم اين که با خودتون عهدي ببنيدن که مثلاً باز هم بياين اونجا.. چند وقت پيش دوستي بود که فقط يک شب اومد شيراز و رفت شاخه گلي گذاشت رو مزار حافظ و گفت عهدي بوده که باهاش بسته بوده!) شام هم اگه نخواين هتل باشين مي تونين برين «فلکه ي گاز» و از غذاي «سفير» يا «پيتزا پات» بخورين.
    پ.ن. تو حافظيه معمولاً مي تونين يه دوريش ببينين که خيلي خوش برخورده و اگه بخواين واسه تون فال ميگيره و تفسير مي کنه و غيره. يکي ديگه هم هست که خودش رُ به اسم حافظ مي دونه و ميگه از نوادگان حافظه و براتون اگه بخواين صحبت مي کنه و پند ميده و فال ميگيره.

    روز دوم، صبح رُ به بازار وکيل اختصاص بدين. البته اضافه کنم که تو شيراز معمولاً مغازه ها از ساعت نه و نيم صبح به بعد باز ميشه، البته بستگي داره کجاي شهر باشه؛ اما در کل ساعت نه از هتل بزنين بيرون خوبه! واسه بازار رفتن هم بايد برين «شهرداري» و باقي ش رُ پياده برين. همون جا «ارگ کريمخاني» هست که برين ببينين و البته «موزه ي پارس». بعد هم بازار؛ دو تا بازار هست که يکي ش معروفه؛ اگه از سمتِ «خيابون زند» برين، سمتِ راستي ميشه. آخر اين بازار (جايي که دوراهي ميشه؛ سمت چپ) بازار نقره فروش ها (سراي مشير) هست که حتماً برين. (در ضمن بازار شيراز به عنوان سه بازار سرپوشيده از نظر عماري هم معروفه) براي ناهار، در همون حوالي دو تا غذاخوري سنتي هست (شرزه و حمام وکيل) که قبلاً غذاش خوب بود ولي الآن نيست! (البته حمام وکيل يه مزيت داره اون هم اين که تو فضاي حمام مي شينين و شايد ديدنش جالب باشه) براي ناهار مي تونين به «ملل» (تو خيابون صورتگر) برين (مديريت قبلي رسوران حمام وکيل) که غذاشون خوبه! و اگه خواستين فست فود بخورين «صد و ده» تنها جايي در اون نزديکي هست که غذاش مطمئنه. در ضمن امام زاده «علي بن حمزه» هم خيلي دور دور نيست از بازار. (مورد ديگه اي که کتابچه ي راهنماي توريست معرفي کرده «کليساي شمعون غيور» هست.) اگه حس ش باشه «خيابون زند» مرکز فروش لباس و شلواره و از «خيابون داريوش» هم مي تونين وسايل صوتي تصويري بخرين.

    روز دوم عصر رُ مي تونين به شاه چراغ (حرم موسي بن رضا؛ برادر امام رضا) اختصاص بدين. البته اگه امروز پنج شنبه باشه يا مراسم خاص دعاخوني باشه بدونين که خيلي شلوغ ميشه. در ضمن بايد چادر سرتون کنين. البته دم درش چادر ميدن به کسايي که ندارن؛ اما خب اگه خيلي تميز هستين شايد خوشتون نياد. (در ضمن تو حرم نمي تونين عکس بگيرين؛ مگه با موبايل و يواشکي!) همون نزديکي «مسجد سيد مير محمد» و «مدرسه ي خان» هم هست. (در کل بازار هم به اينجا نزديکه، اگه نخواستين مي تونين بازديد از بازارو حرم رُ تو يه روز بذارين) واسه شام هم اون طرف ها من جايي رُ بلد نيستم؛ مي تونين با تاکسي برين يه جايي که غذاش خوبه.

    روز سوم صبح رو مي تونين برين «باغ ارم»؛ خيابون ارم رُ پياده برين. باغ ارم تو ارديبهشت محشره! در کل دو تا چيزش معروفه؛ يکي سرو ناز (که شهرت جهاني داره و انقدر معروفه که در ادبيات فارسي نماد قد بلند و رشيد و زيبا به حساب ميره) و گل رز.. انواع مختلف گلر رز رُ (خصوصاً اگه بهار باشه) مي تونين ببينين. در ضمن ساختموني هم که اون وسط هست خيلي معروفه؛ البته راتون نميدن توش! (بد نيست بدونين «باغ ارم» جزو ملک دانشگاه شيراز محسوب ميشه واسه همينه که بالاي ساختمون ش به جاي پرچم ايران، پرچم دانشگاه شيراز هست! تا سال ها قبل اون ساختمون محل تشکيل کلاس هاي حقوق بود، اما چند ساليه تو کوي دانشگاه ساختمان جديدي براي حقوق ساختن و همه رفتن اونجا) بعد هم بياين «ميدون نمازي» و ملاصدرا رُ پياده بياين. ملاصدرا از خيابون هايي هست که جوونا واسه ديده شدن ميرن! (پياده). البته اگه مي خواين آدم ببينين بايد عصر بياين؛ اما مغازه هاش چيزاي خوبي واسه خريد دارن. ناهار هم مي تونين برين فست فود «شانديز» (تو خيابون ملاصدرا) يا سفير دو (خيابون قصردشت) که البته سفير دو، دو قسمته؛ طبقه ي دومش کنتاکي هست.

    روز سوم عصر برين اول «سعديه»! جاي قشنگيه؛ البته محيطش از نظر فرهنگي خيلي با حافظيه فرق مي کنه.. (پايين شهر حساب ميشه) دم درش (قبل از ورود) سازه اي هست که مثل پله مي تونين برين پايين و جويي که ميگذره ادامه ي «آب رکني» هست. (آب رکني که حافظ تو شعهاش گفته خارج از شهره و الآن ديگه جاي سرسبز خاصي نيست.) همين طور تو خودِ سعديه يه کافه تريا هست که در وسطش يه گودال (حوض؟) از آب رکني و پر ماهي قزل آلا ست. بعد از اين که آرزويي کردين؛ يه سکه تو اون حوض بندازين! جواب ميده!! لول) جاي ديدني ديگه؛ «دروازه قرآن» که دروازه ي ورودي شهر هست.. همون جا مرقد «خواجوي کرماني» هم هست. اون گنبدي که بالاي کوه رو به رويي مي بينين هم «گهواره ي ديد» هست؛ قديما ديدباني بوده. الآن هم کوه رُ تا اونجا پله گذاشتن (نزديک هفتصد پله) اگه حوصله داشتين مي تونين برين! شام هم مي تونين برين بام شيراز و در «شانديز» (شعبه ي کباب شانديز مشهد) بخورين.

    روز چهارشنبه رُ مي تونين به «تخت جمشيد» و حوالي ش برين. واسه اين کار بايد يا برين يه تاکسي تلفني و باهاش شرط کنين (که چه قدر ميگيره) يا از سرويس هاي هتل استفاده کنين، يا اگه هتل نرفتين؛ برين يه آژانس هواپيمايي يا تورهاش رُ بهتون معرفي کنه. در هر حال بايد يه ماشين بگيرين که شما رُ ببره «تخت جمشيد» (پرسپوليس)، «نقش رستم»، «نقش رجب» و يه کم دورتر: «پاسارگاد». واسه اين کار معمولاً صبح نزديک ظهر راه ميوفتن و نزديک هاي عصر دوباره شيرازين؛ همه ي اين جاها عموماً زير آفتاب هستين؛ ضدآفتاب شديداً فراموش نشه؛ اگه چه مي تونين آب معدني و چيزاي ديگه بخرين اما مي تونين با خودتون هم چيزي واسه خوردن ببرين. و اگه کلاه لبه دار يا حصيري دارين فراموش نشه! تو تخت جمشيد يه موزه هم هست که به نظر من ديدن ش ارزشي نداره. در ضمن واسه راهنما؛ اگه از طرف هتل يا آژانس برين که به همونا بگين، اگه نه هم، دم در ورودي که مي خواين بليت بگيرين بايد بخواين. در حالت ديگه هم مي تونين برين کنار راهنماها که دارن واسه ديگرون حرف مي زنن و حرف هاشون رُ گوش کنين!! يا حالت کم خرج ترش اينه که کتابچه ي راهنماش رُ بخرين. البته هر جا برين رو زمين، يه توضيح کوچيک درباره ي هر قسمت نوشته شده؛ اما خُب راهنماي زنده چيز ديگه ست!
    در ضمن حتماً قبل از رفتن سراغ برنامه ي «نور و صدا» رُ بگيرين. «نور و صدا» اسم برنامه اي هست که معمولاً جمعه شب ها تو تخت جمشيد برگزار ميشه و همه رو صندلي ها ميشين، بعد با موسيقي و شنيدن صداها و روشن شدن قسمت هاي مختلف تخت جمشيد (با نورهاي مختلف) اتفاق هاي تاريخي اون دوران تا به اتش کشيده شدن و از بين رفتن تخت جمشيد گفته ميشه. البته الآن ديگه خيلي چيز فوق العاده اي نيست. خيلي قبلتر ها چند ساعت بود اما الآن همه ي متن ش سانسور شده، در هر حال يادتون باشه تو تخت جمشيد هم خوب نگاه کنين: دفعه ي ديگه که بياين شايد اينا هم ديگه نباشن!

    عصر احتمالاً خسته اين.. يه استراحتي بکنين و حدوداي ساعت هفت برين «باغ عفيف آباد»؛ تو باغ، «موزه ي اسلحه» هم هست. شب هم مي تونين برين غذاي سنتي بخورين؛ «صوفي» (شعبه ي «ستارخان» يا «عفيف آباد» ش) يا برين «سامر» (تو خيابون ستارخان) يا اصلاً هات داگِ تندِ «پامچال» (خ عفيف آباد) بخورين. همون حوالي «بازارچه ي حافظ» (تو خيابون عفيف آباد) هست و همينطور مي تونين بعدش قصردشت رُ پياده بياين (از چهار راه زرگري به سمتِ فلکه ي قصردشت؛ البته فقط اولش رُ .. و از هوا لذت ببرين!)

    روز پنجم، صبح برين «نارنجستان قوام». همون حوالي «بنياد فارس شناسي» هست که هميشه يه نمايشگاهي توشه. باز هم اون طرف ها جاي خوبي واسه غذا نمي شناسم؛ مي تونين برين «ملل» (ظهر ها غذاش فرق مي کنه) يا هر جاي ديگه.

    عصر هم فرض مي کنيم پنج شنبه ست.. يه کم برين آدم ببينين! اول ملاصدرا (پاساژ ملاصدرا، آناهيتا و..)، بعد زرگري (بازارچه سينا) و بعد «چمران». «چمران» خيابونيه که پنج شنبه عصر ها و يا جمعه ها صبح و عصرها (البته بستگي به هوا داره؛ مثلاً تابستونا هر شب شلوغه، و زمستون ها بيشتر جمعه صبح..) مردم ميان و گوشه ي خيابون پيک نيک مي کنن. اصولاً اولين چيزي که به ذهن يه غريبه ميرسه اينه که «مگه امروز سيزده به دره؟» تو تابستون از وقتي هوا خنک ميشه (مثلاً هشت) تا حدوداي دوازده، يکِ نصفه شب همچنان هستن.. منظره ي جالبيه! واسه شام هم کلي رستوران هست اما غذاي هيچ کدوم عالي نيست. «سارا» (رستورانِ هتل چمران) مخاطب هاي خاصي داره و بعدش «آفاق» خيلي طرفدار داره. اگه نخواستين از اونجا غذا بخورين؛ با تاکسي برين «پيتزا بازار»، «زيتون» (معالي آباد)، شعبه هاي هايدا، هايلار، و اگه سنتي مي خواين «تين» (فلکه ي اعلم؛ اول ساحلي غربي) رستورانِ هتل ها (هما، پارس و..)

    همين ديگه! اگه جمعه شيراز موندين؛ صبحش (از ساعت هفت/ هشت تا ده / يازده) مي تونين بياين خيابون «چمران» پياده روي يا يه کوه کوچيک هست (کوه چمران)، برين اونجا.. اگه کنسرت خاصي بود يا فيلمي (يه چيز ديگه هنوز تو شيراز ارزون تر از تهرانه؛ بليت سينما!) برين ببينين. يا از رو بيکاري برين «پارک آزادي». يه کوه کوچيک ديگه هم هست به اسم «باباکوهي»؛ البته جو ش شايد مناسب نباشه. نزديکي هاي «باباکوهي» يه قلعه ي کريمخاني ديگه هم هست. اگه بار هم شيراز موندين شايد ديدن «موزه ي تاريخ طبيعي و تکنولوژي» براتون جالب باشه؛ و بعد هم -بستگي به سن تون داره!- اما شايد بازديد از فضاي دانشگاه ها هم خاطره انگيزناک باشه.

    واسه خريدن سوغاتي خوردني مثل نقل، يوخه، کلوچه مسقطي (همون نون برنجي + يه چيزي به اسم مسقطي.. تو مايه هاي لوز هست؛ مخصوص شيرازي هاست ديگه!) و.. هم مي تونين به شيريني فروشي هاي «وصال»، و «برادران يزدي»، «گل ها» برين. شيريني فروشي خوب ديگه هم «شما»، «بلوط»، «کندو» و.. هستن.
    خريد نقره و خاتم و.. هم بايد برين بازار ! در ضمن شيراز ادويه ش هم معروفه (و کتيراش؟) براي اون هم بازار وکيل بهترين جاست (يکي از عطاري هاش هست که معروفه.. از در اصلي -خيابون زند- که برين، قبل از دو راهي که به سمت سراي مشير ميره، سمت راست) و اگه از تو شهر خواستين بگيرين «سقراط» تو خيابون «بيست متري» ادويه ش خوبه.

    فقط به عنوان آخرين نکته تو شيراز دو تا خيابون به اسم «زند» هست؛ اشتباه نشه. به «کريمخان زند» همون «زند» هم ميگن اما «لطفعلي خان زند» فقط لطفعلي خان زنده ! احتمالاً شما با اين دومي اصلاً کاري ندارين..
    شيراز چند تا ترمينال داره که اگه اشتباه نکنم هر کدوم واسه يه قسمته؛ مثلاً يکي به سمت جنوب ايران، يکي مخصوص شهرهاي درون استان.. اوني که شما اگه احتمالاً با اتوبوس ازش مياين؛ «ترمينال کارانديش» هست.
    fmousavi از این نوشته تشکر کرده است.

این صفحه را با دیگران به اشتراک بگذارید


بک لینک