نوستـــــــــالژی یعنــــــــی ...

شروع موضوع توسط Yousef ‏18 فوریه 2012 در انجمن خاطرات

  1. Yousef

    Yousef مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏22 دسامبر 2002
    نوشته ها:
    6,643
    تشکر شده:
    4,807
    محل سکونت:
    So Close, So Far
    درود بر همه کسانی که نوستالژِی خونشون بالاست

    اول یک تعریف کوچولو از معنی نوستالژِی:

    نوستالژی را می‌توان به طور خلاصه یک احساس درونی تلخ و شیرین به اشیا، اشخاص و موقعیت‌های گذشته، تعریف کرد ... ادامه

    حالا برسیم به اصل ماجرا
    قبلا توی فیسبوک و یه وبسایت دیگه این مسابقه "نوستالژِی یعنی" رو اجرا کردم. و الان بخش خاطرات به حدی رسیده که بتونیم همین مسابقه رو اینجا هم اجرا کنیم.
    متن های خودتون رو بنویسید تا ما با لایک ازش استقبال کنیم :دی
    متن هاتون رو با "نوستالژی یعنی" شروع کنید

    طبیعیه که هر کدوم از نوشته ها که بیشترین لایک رو بخوره به عنوان "نوستالژی یعنی" هفته انتخاب میشه و توی پست دوم به نام خودتون بایگانی میشه.

    یه چند تا نمونه از "نوستالژی یعنی" های برتر چند ماه قبل که توی فیسبوک مسابقه ش رو گذاشته بودم:

    نوستالژی یعنی بری کمدتو مرتب کنی به خودت بیای ببینی نه تنها کمدت مرتب نشده تازه دورت پر شده از عکسها و کاغذهای قدیمی و دو ساعت هم گذشته
    ...
    نوستالژی یعنی وقتی میخوای عکسهای قدیمی رو تو آلبومهای جدید بزاری، خیلی اتفاقی یه عکس 3در4 قدیمی از پدرت پیدا کنی که برای مامان نوشته بود: عزیزم آدمیزاد بنده عشق و تو خود عشقی، به رابطه خودمون جدی تر فکر کن ... دیگه نمیخوام داداشی تو باشم ... عاشق تو کامبیز ... بهمن 1354 بندر پهلوی
    ...
    نوستال‍‍‍‍‍‍ژی يعنی بعد از 24 سال بری اسم دخترتو تو همون دبيرستانی بنويسی كه خودت توش درس خوندی و طوری غرق در خاطراتت بشی كه اصلا يادت بره واسه چي اومدي اونجا
    ...
    نوستالژی یعنی همه چی رفت بی آنکه بفهمیم... مانده ایم با انبوهی نداشته ها... خونه داریم، ماشین داریم، زندگی لوکس داریم، اما به این باور رسیده ایم که ایکاش اینها را نداشتیم و آنها را داشتیم... این داشته ها اینقدر شادمان نمیکند که آن نداشته ها دارد آتش به جانمان میزند... سال به سال دریغ از پارسال
    ...
    نوستالژی یعنی با 60 سال سن بری سر کمد بابات که 30 سال پیش فوت شده بشینی سر فرصت یکی یکی عکسها، روزنامه مرد امروز، توفیق، کتاب شعر نسیم شمال، مجله های صحافی شده موزیک و ... را تماشا کنی و گاهی با پشت دست نم اشکاتو از صورتت پاک کنی
    ...
    نوستالژی یعنی مامانت از تو چمدونای قدیمی لنگ جوراب یک سالگیتو پیدا کنه و تو واسه خنده اونو پات بکنی و ببینی الان به زور شصت پات رو
    می پوشونه
    ...
    نوستالژی یعنی میخوای با فرزندت تکلیفش رو انجام بدی یا دیکته بگی همون صفحه ای رو که مادرت با تو وقتی همون سن بودی دیکته میگفت و تمرین میکرد و به یاد بیاری به خاطرش چقدر دعوات کرده و جالب این که فرزندت همون اشتباهی رو بکنه که تو اون موقه میکردی چی میخای بهش بگی؟ من سن تو که بودم...
    ...
    نوستالژی یعنی بری تو کلاس درس دانشگاه شروع به تدریس کنی برگردی ببینی یه جفت چشک بهت خیره شدن که تو را تا حد سکته ببرن... آره! قیافه دختره عین مامانشه که بیست سال پیش هم رو می پرستیدن و خونوادش چون دانشجوی فقیری بودی بهت ندادنش... و از اون نوستالژیک تر اینه که این واقعا اتفاق افتاده باشه
    ...
    نوستالژی یعنی منه 6 ساله با خواهر 3 ساله چادر سرمون کردیمو رفتیم تو پیاده رو، بلند بلند یه جملات نامفهومی میگفتیم، مثل: میییییییو، آوووووووو با کلی حرفای بی معنی تا به خیال خودمون مردم فکر کنن ما خارجی هستیم
     
    aking, pomona, banned_user_10 و 22 کاربر دیگر از این نوشته تشکر کرده اند.
  2. Yousef

    Yousef مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏22 دسامبر 2002
    نوشته ها:
    6,643
    تشکر شده:
    4,807
    محل سکونت:
    So Close, So Far
    پست های برتر

     
    Last edited: ‏24 مارس 2012
    lilyrose و jerii از این نوشته تشکر کرده اند.
  3. Yousef

    Yousef مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏22 دسامبر 2002
    نوشته ها:
    6,643
    تشکر شده:
    4,807
    محل سکونت:
    So Close, So Far
    نوستالژی یعنی دست های کارگری پدر و موهای سفیدش! و حسرت روزهایی که هیچ وقت فکر نمیکردی به این زودی تموم شه! پدری که سی برابر تو سن داشت، امروز فقط دو برابر تو سن داره ...
     
    banned_user_10, hossein137, بـا ر ا ن و 8 کاربر دیگر از این نوشته تشکر کرده اند.
  4. A R @ M

    A R @ M همکار خاطرات ، سینما و تلویزیون همکار انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏26 جولای 2007
    نوشته ها:
    6,193
    تشکر شده:
    5,449
    نوستالژی یعنی اول دبستان[​IMG]یعنی نسیم فاطمه مریم زهرا[​IMG]

    [​IMG]
     
    بـا ر ا ن, TehranNet, Dash Ashki و 7 کاربر دیگر از این نوشته تشکر کرده اند.
  5. jerii

    jerii همکار بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏11 مارس 2007
    نوشته ها:
    7,848
    تشکر شده:
    9,695
    محل سکونت:
    اهواز
    نوستالژی یعنی از کودکی هات خجالت بکشی....
     
    بـا ر ا ن, Dash Ashki, ARIAK و 5 کاربر دیگر از این نوشته تشکر کرده اند.
  6. MAS✪UD

    MAS✪UD Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏30 سپتامبر 2010
    نوشته ها:
    475
    تشکر شده:
    183
    نوستالژی یعنی 20 سال پیش که تو یه محله قدیمی زندگی میکردین مامانت دستتو میگرفت میرفتین خونه همسایه که درشون قرمز بود و با دختر کوچولوشون بازی میکردی اما حالا که 20 ساله از اون محله رفتین و همه چیو فراموش کردی به یک آن، روزگار کاری کرده که شما دو تا رو دوباره کنار هم قرار داده...
    عجب دنیای کوچیکیه
     
    بـا ر ا ن, TehranNet, Dash Ashki و 9 کاربر دیگر از این نوشته تشکر کرده اند.
  7. lilyrose

    lilyrose مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏24 جولای 2010
    نوشته ها:
    4,133
    تشکر شده:
    8,157
    محل سکونت:
    My Sweet Home
    نوستالژی یعنی با شنیدن بعضی از آهنگ ها ، حس خفه کننده ای بهت دست بده ؛ بغض راه گلوت رو بگیره و چشمات اشک آلود بشن!

    نوستالژی یعنی با بوییدن یک عطر خاص ، پرتاب بشی به دوران خاصی از زندگیت که برات پر از خاطره اس !

    نوستالژی یعنی عکس های سیاه و سفید قدیمی!
     
    AMD.POWER, بـا ر ا ن, TehranNet و 15 کاربر دیگر از این نوشته تشکر کرده اند.
  8. A R @ M

    A R @ M همکار خاطرات ، سینما و تلویزیون همکار انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏26 جولای 2007
    نوشته ها:
    6,193
    تشکر شده:
    5,449
    نوستالژی یعنی فقط با یه اسم , کوچه پس کوچه های شهر رو بگردی تا بتونی
    اولین دختری رو که اول دبستان باهاش دوست شدی رو بعد از 14 سال پیدا کنی ...
    نوستالژی یعنی نسیم ..
     
    بـا ر ا ن, TehranNet, S.M.H و 7 کاربر دیگر از این نوشته تشکر کرده اند.
  9. jerii

    jerii همکار بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏11 مارس 2007
    نوشته ها:
    7,848
    تشکر شده:
    9,695
    محل سکونت:
    اهواز
    نوستالژی یعنی دستای مادرت که وقتی کوچیک بودی و تو حمام لیفت می زد از فشارش درد میومد و درد بیشتر رو موقعی میکشی که تو بزرگ سالی وقتی کمرت رو لیف میزنه حس می کنی داری نوازش می شی!و بدت میاد از اینکه بزرگ شدی و دستای مادرت کم زور شدن!
    نوستالژی اینجا که میرسه عجب درد بدی میگیره...
     
    Benchmarker, AMD.POWER, banned_user_10 و 14 کاربر دیگر از این نوشته تشکر کرده اند.
  10. Yousef

    Yousef مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏22 دسامبر 2002
    نوشته ها:
    6,643
    تشکر شده:
    4,807
    محل سکونت:
    So Close, So Far
    نوستالژی یعنی بعد از سالها به محله قدیمیت بری و بین دیوارها و خونه ها و کوچه ها دنبال خاطره هات بگردی و یهو چشم باز کنی ببینی رسیدی به یه مغازه قدیمی که دقیقا مثل بیست و خورده ای سال پیش مونده!
    همون دیوارها، همون پنجره ها و همون شغل و همون آدم ...
    یدفعه پرت بشی به سالها قبل! همون موقعی که پدرم من رو می اورد به این سلمونی! و مرد مهربونی که روی صندلی سلمونی یه تخته چوبی میذاشت تا من روش بشینم و قدم بره بالاتر تا بتونه موهام رو با شماره چهار بزنه ...
    یهو چشم هام رو باز میکنم و میبینم رفتم تو و نشستم توی نوبت ...
    به اون آرایشگر نگاه میکنم که چقدر پیر شده! و تازه می فهمم چقدر از عمر خودم گذشته ...
    نوبتم شده بود و پیرمرد با کوله باری از تجربه موهای من رو قیچی میکرد، و با هر تار مویی که قیچی میشد، قطره های اشک هم از چشمهای من بیرون میومد ...
    وقتی از اونجا اومدم بیرون و خودم رو رسوندم به پارک محل، بغضم ترکید و بلند بلند گریه کردم ...
    نوستالژی یعنی گریه های اون روزم و مردمی که من رو به چشم دیوونه نگاه می کردن ...
     
    ba.me, banned_user_10, hameddam و 13 کاربر دیگر از این نوشته تشکر کرده اند.
  11. Kasandra

    Kasandra كاربر فعال خاطرات

    تاریخ عضویت:
    ‏11 سپتامبر 2009
    نوشته ها:
    2,586
    تشکر شده:
    4,790
    محل سکونت:
    Among the untrodden ways...
    نوستالژي يعني "بوييدن يك عطر خاص" چنان برات يادآور يك خاطره دلنشين از يك "دوران خاصي از زندگيت" باشه كه از ترس اين كه يك وقت نتوني به بوييدنش ادامه بدي، محكم مهر و مومش بكني عطر و در جايي دور از دسترس ديگران و حتي خودت قرارش بدي كه مبادا اگه دوباره يك روز جور بشه بتوني همون دوران رو يك بار ديگه و اين بار چند برابر بهتر بسازيش، بوييدن اين عطر رو كم بياري ! [​IMG]
     
    ba.me, بـا ر ا ن, TehranNet و 8 کاربر دیگر از این نوشته تشکر کرده اند.
  12. lilyrose

    lilyrose مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏24 جولای 2010
    نوشته ها:
    4,133
    تشکر شده:
    8,157
    محل سکونت:
    My Sweet Home
    هی وای بانو !

    نوستالژی های من بیشتر شنیداری و بوییدنی هستن تا دیداری [​IMG]

    شرمنده بابت نیمچه اسپم !
     
    ba.me و Kasandra از این نوشته تشکر کرده اند.
  13. Kasandra

    Kasandra كاربر فعال خاطرات

    تاریخ عضویت:
    ‏11 سپتامبر 2009
    نوشته ها:
    2,586
    تشکر شده:
    4,790
    محل سکونت:
    Among the untrodden ways...
    چه "شنيداري" و چه "بوييدني"، ارادت ما به شما پابرجاست و كم نشود! [​IMG]

    پ ن. در ضمن "نيمچه اسپم" ؟! به طور كامل درباره نوستالژي بود پس به هيچ عنوان اسپم شمرده نميشود! :rolleyes:
     
    Last edited: ‏19 فوریه 2012
    lilyrose از این نوشته تشکر کرده است.
  14. Snow

    Snow مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏16 مارس 2007
    نوشته ها:
    380
    تشکر شده:
    213
    محل سکونت:
    Music Forum
    نوستالژی...

    نوستالژی یعنی بری خونه قدیمی مادربزرگ و پدربزرگت که ایشالا همشون سلامت باشن.
    نوستالژی یعنی حیاط آب و جارو شده خونه پدربزرگ و مادربزرگ، نوستالژی یعنی بوی خاک نم خورده.
    نوستالژی یعنی دم عید، سفره هفت سین، نوستالژی یعنی ماهی قرمز. یعنی دور جمع شدن فامیل‌.
    نوستالژی یعنی وقتی که داره برف و بارون میاد، نوستالژی یعنی وقتی داری آخرای شب برفی رو این برفا راه میری قرچ قروچ صدا میدن.
    نوستالژی یعنی سریال از سرزمین شمالی تو زمستون و روزهای برفی و اون موسیقی تیتراژش.
    نوستالژی یعنی شنیدن صدای خواننده‌ای که جمعه‌ها وقتی مدرسه تعطیل بود توی اتاقت چندین ساعت از روی کاست گوش می‌کردیم اونهم با لذتی که هیچ وقت دیگه نمیشه تجربه‌اش کرد!
    نوستالژی یعنی وقتی دلت برای خنده مادرت تنگ میشه، نوستالژی یعنی بوی چادر نماز مادرت.
    نوستالژی یعنی عکساهایی که غروب‌های کوفتی جمعه اگر خونه باشی فقط با دیدنشون می‌تونی آروم بگیری.
    نوستالژی یعنی یاد رفقای دوره مدرسه بیافتی، هر هفته این فیس‌بوک لعنتی رو سرچ کنی تا شاید پیداشون کنی!
    نوستالژی یعنی عکس‌هایی که گرفتی و دیدن‌شون برای هزارمین بار.
    نوستالژی یعنی دفتر نقاشیت، دفتر مشق، تمرین‌های خط دبستانت.
    نوستالژی یعنی بخش خاطرات پی‌تی!


    [​IMG]
     
    banned_user_10, بـا ر ا ن, TehranNet و 7 کاربر دیگر از این نوشته تشکر کرده اند.
  15. Bvafa

    Bvafa کاربر فعال ادبیات

    تاریخ عضویت:
    ‏26 آگوست 2010
    نوشته ها:
    583
    تشکر شده:
    2,610
    نوستالژی یعنی چادر ِ مادر بزرگ را سر کردن و "خانوم" شدن...
     
    Benchmarker, banned_user_10, بـا ر ا ن و 3 کاربر دیگر از این نوشته تشکر کرده اند.
  16. Kasandra

    Kasandra كاربر فعال خاطرات

    تاریخ عضویت:
    ‏11 سپتامبر 2009
    نوشته ها:
    2,586
    تشکر شده:
    4,790
    محل سکونت:
    Among the untrodden ways...
    نوستالژي يعني يك تصوير خاطره انگيز مثل تصوير آواتار جناب Snow عزيز ديدن ، به دوران كودكي سفر كردن و آرزوي دوباره كودك شدن داشتن! مشاهده پیوست 111647


    پ ن. تصوير آواتار مورد نظر ضميمه شد! :happy:
     

    فایل های ضمیمه:

    AMD.POWER, al7one, yalda.h و 3 کاربر دیگر از این نوشته تشکر کرده اند.
  17. vahiddddd

    vahiddddd Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏4 می 2006
    نوشته ها:
    1,042
    تشکر شده:
    348
    نوستالژی يعنی اينکه فيلم ويدئويی (vhs) که با هزار بدبختی جور کردی به علت ممنوعيت ويدئو ، طوری قايمش کنی که مبادا بيرون کسی تو دستت ببينه.

    نوستالژی يعنی کلی وقت گذاشتن و دردسر کشيدن برای ضبط نوار کاست 60 دقيق اي برای مسافرت.

    نوستالژی يعنی گوش دادن به گوگوش تو جاده شمال.

    نوستالژی يعنی حس و بو و طمع اولين دفعه به آغوش کشيدن و بوسيدن عشقت , وقتی که هر کاری ميکنی ديگه نميتونی اون حس و بو رو زنده کنی.
     
    banned_user_10, ARIAK, al7one و 5 کاربر دیگر از این نوشته تشکر کرده اند.
  18. tanin_a

    tanin_a Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏6 فوریه 2012
    نوشته ها:
    318
    تشکر شده:
    1,313
    محل سکونت:
    زیر آسمان دلم ...
    نوستـــــــــــالژی یعنی چشم به راهــــی دوخته بودم که تـــا بینهایتـــــــ زیر پــــــایم گسترده بود.
     
    Kasandra از این نوشته تشکر کرده است.
  19. Yousef

    Yousef مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏22 دسامبر 2002
    نوشته ها:
    6,643
    تشکر شده:
    4,807
    محل سکونت:
    So Close, So Far
    نوستالژی یعنی کش رفتن گچ از مدرسه ...
    همون روزهایی که آوردن گچ از مدرسه یکی از افتخارات به حساب میومد
     
    banned_user_10, بـا ر ا ن, ARIAK و 4 کاربر دیگر از این نوشته تشکر کرده اند.
  20. balabala

    balabala Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏22 می 2005
    نوشته ها:
    7,055
    تشکر شده:
    1,180
    محل سکونت:
    یه خورده اونورتر
    نوستالژی یعنی حسرت روزهای کوتاه خوش نسل سوخته :(
     
    AMD.POWER, Kasandra و Yousef از این نوشته تشکر کرده اند.

این صفحه را با دیگران به اشتراک بگذارید


بک لینک