آژانس هواپیماییexchanging

"آموزش پیش از ازدواج" ؛ طرحی که می خواهند جوانمرگش کنند!

شروع موضوع توسط 1240 ‏11 مارس 2010 در انجمن گفتگوی آزاد

  1. 1240

    1240 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏7 می 2007
    نوشته ها:
    1,211
    تشکر شده:
    26
    محل سکونت:
    ایران--آبادان,خرمشهر
    آموزش مسایل مربوط به زناشویی و زندگی مشترک قبل از ازدواج موضوع بسیار مهمی است که متاسفانه با توجه به محدودیت های فرهنگی – تاریخی در کشور ما تبدیل به تابو شده است .

    اهمیت این موضوع به قدری است که دوام و بقای کانون خانواده تا میزان بسیار زیادی به آگاهی زوجین از مسئولیت ها ،حقوق متقابل و روانشناسی زن و مرد ،مسایل جنسی ، تربیت فرزندان و... بستگی دارد .

    به گزارش عصرایران ، این موضوع در فرهنگ سنتی جامعه ما و در محیط های روستایی و کوچک شهری در قرن ها و دهه های گذشته زیاد چالش ساز نبود و عموما با توجه به انتقال فرهنگ بومی از پدر و مادر به فرزند ، فرزندان نیز پس از رشد تبدیل به پدرو مادر جدیدی می شدند و راهی را که پدران و مادران می رفتند آنها نیز می پیمودند .
    در واقع انتقال مفاهیم و آموزه ها ، به صورت نسل به نسل صورت می گرفت و از آنجا که "شکاف فرهنگی میان نسلی" هم وجود نداشت، این انتقال مفاهیم به سهولت و سادگی محقق می شد.

    اما به موازات گسترش امواج جهانی شدن ، پیچیده تر شدن زندگی اجتماعی ، افزایش ارتباطات فرهنگی میان جوامع و نیز بزرگ تر شدن شهرها ، ایجاد فاصله های فرهنگی ، فکری و حتی جغرافیایی بین نسل ها ، رسوخ فرهنگ های بیگانه و مسایلی از این دست ، جوان امروزی تنها در محیط بسته آموزه های یک فرهنگ بومی زندگی نمی کند و در این هیاهوی گذار ، تهی از آموزه های لازم برای زندگی می شود.
    بدین سان ، بسیاری از جوانان امروزی که به مدد دانشگاه و سیستم های آموزشی نوین ، در رشته های علمی و تحصیلی شان متخصص می شوند ، از مهارت های ضروری زندگی مانند نحوه معاشرت با همسر و چگونگی حل مشکلات رفتاری فرزند و حتی از روش های تمتع جنسی مشروع نیز بی بهره اند و این امر ، لاجرم آثار تخریبی خود را در روابط زوج ها می گذارد.

    برای رفع این مشکل تا کنون طرح های مختلفی اعلام و تا حدودی اجرا شده است اما به نظر می رسد با توجه به پایا بودن معضلات قبل ، حین و بعد از ازدواج و دوران زندگی مشترک باید این نتیجه گیری را کرد که این طرح ها موفق نبوده اند .

    ضرورت آموزش قبل از ازدواج به جوان ها امری تردید ناپذیر و بدیهی است و کسی با اصل ضرورت آن مشکلی ندارد اما نحوه و چگونگی ارایه این آموزش ها به جوانان موضوع محل مناقشه است .

    از این رو پس از اعلام خبر اخیر طرح سه ماهه آموزش برای جوانان در شرف ازدواج موجی از انتقادها به این طرح ارایه شد که اگر درست بنگریم بخش اعظمی از این انتقادها بیجا و طبیعتا بخش هایی نیز وارد است .
    به عنوان مثال ، بعضی ها مدعی شدند که چنین آموزش هایی نه تنها لازم نیست بلکه توهین به جوانان نیز محسوب می شود و چنین استدلال کردند که جوانان ما به اندازه کافی عاقل هستند که وقتی در خود آمادگی ازدواج را دیدند ، تشکیل خانواده دهند و نیازی ندارند که دیگران به آنها آموزش بدهند!

    در حالی که برای اخذ مجوز و کسب مهارت رانندگی باید مدت ها به کلاس های مختلف تئوری و عملی و... رفت و سپس بارها آزمون داد ، معاینه چشم شد و... و آخر سر اگر کسی تمام این مراحل را با موفقیت پشت سر گذارد می تواند مجوز یا گواهینامه رانندگی داشته باشد ، چطور کسانی که این روزها طرح آموزش سه ماهه جوانان برای ازدواج را " توهین به جوانان " و مردم می دانند می توانند این گفته خود را توجیه کنند ؟!
    آیا اهمیت ازدواج کمتر از رانندگی است و آیا الزام افراد به طی دوره های آموزش رانندگی ، توهین به انان محسوب می شود؟

    البته درباره نحوه ارایه این آموزش می توان بحث کرد و طبیعتا پیشنهادهای زیادی برای این امر می توان ارایه داد اما به باور راقم این سطور بهتر است به جای نهادهای سازی های جدید و راه انداختن " دفتر و دستک " جدید از نهادها و داشته های موجود در این زمینه استفاده کرد .

    از این رو آموزش مهارت های زندگی ( که ازدواج نیز یکی از آنها است ) باید در مدارس آغاز شود و متناسب با رشد جسمی و عقلی فرزندان این آموزش ها عمق و گستردگی بیشتری پیدا کنند .

    متاسفانه باید به صراحت اذعان کرد که ساختار آموزش و پرورش ما در ایران علی رغم اینکه 12 سال به فرزندانمان آموزش می دهد بازدهی متناسب با وقت و هزینه صرف شده ندارد و جوانی که پس از پایان دوران تحصیلات متوسطه پای در جامعه می گذارد ، مهارت هایی متناسب با وقت و هزینه ای که برای 12 سال آموزش صرف کرده ندارد ، که مهارت زندگی و داشتن آگاهی از مسایل زندگی مشترک یکی از آنها است .

    بنابراین بهتر است به جای تخطئه اصل موضوع اقدام اخیر سازمان ملی جوانان ، آموزش جوانان قبل از ازدواج را به فال نیک گرفت و کمک کرد تا کاستی ها و نواقص این طرح رفع شود .
    از جمله این که بر خلاف طرح سازمان ملی جوانان ، معتقد نیستیم که باید برای این امر ، کلاس های مطول و چند ماهه گذاشت بلکه باید آموزش های مروبط به مهارت های زندگی مشترک ، به طور هدفمند و فراگیر در مدارس ، دانشگاه ها و رسانه ها شکل گیرد.

    البته این که جوانان در آستانه ازدواج نیز آموزش های کوتاه مدت ببینند - و نه سه ماهه که با مشغله های جوانان همخوانی ندارد - عملی شود امری مطلوب است (به ویژه آن که به یاد داشته باشیم اغلب جوانان در آستانه ازدواج به دلیل فقدان ساز و کارهای آموزشی مناسب در سال های گذشته ، از آموزش های لازم بی بهره مانده اند و بالاخره باید به آنها هم آموزش داد) . همچنین باید تمهیداتی برای آموزش های بعد از ازدواج اندیشید ، مانند دوره های آموزشی برای پدران و مادران جوان ، ایجاد مراکز مشاوره و شکل دهی بیمه مشاوره روانی ، آبونمان نشریات آموزشی برای زوج های جوان و ... .

    در واقع به موضوع آموزش مهارت های زندگی مشترک ، باید به شکل یک بسته سیاستی هدفمند ، فراگیر و دائمی نگریست که برگزاری دوره آموزشی درآستانه ازدواج ، تنها یکی از اجزای این بسته است.

    در مجموع باید گفت که طرح سازمان ملی جوانان ، پاسخی است به یک نیاز واقعاً اساسی ، که متاسفانه با بی مهری و ندانم کاری برخی اشخاص و رسانه ها مواجه شده است به طوری که برخی خبرها حاکی از آن است که طراحان این طرح ، به دلیل برخی فشارها ، از اجرای آن عقب نشسته اند.
    با این حال امید می رود طرح مذکور ولو با اصلاحاتی عملیاتی شود ولو آنکه موانعی را در مسیرش ایجاد کنند.