آژانس هواپیمایی
pop up

آنجا که کلام باز می ماند، موسیقی آغاز می شود

شروع موضوع توسط richy.girl ‏12 سپتامبر 2007 در انجمن بایگانی

  1. richy.girl

    richy.girl Guest

    تاریخ عضویت:
    ‏14 آگوست 2007
    نوشته ها:
    29
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    tehran
    آنجا که کلام باز می ماند، موسیقی آغاز می شود





    رقص ، موسیقی و شعر ، گویند که زاده ی یک مادرند . همان مادری که به بشر موسیقی آموخت به او سرودن شعر و رقص را نیز آموخت . این سه هنر و در ابتدا رقص و موسیقی و سپس شعر ، در تمدن های مختلف دنیا با یکدیگر و در کنار همدیگر ، با مردم و فراز و نشیب های زندگی تاریخی آنها رشد کرده و در شادی ها ، غم ها و تمام مواقع یار و یاور مردمان بوده و هستند . بگونه ای که مردمان در مواقع مختلف زندگی خود با مدد گرفتن از این سه هنر و بعد ها نقاشی ، به زندگی خویش معنا بخشیده و با استفاده از هنرهای زیبا به سوی تکامل خود پیش میروند . و زمانی که این دو هنر –موسیقی و شعر-با ا یکدیگر توام میشوند تاثیرشان چندین برابر شده و در قلب و روح آدمی نفوذ میکند بگونه ای که اگر کسی بتواند آن را درک کند به گفته ی بتهوون میتواند از پستی های زندگی رهایی یابد . نیز همانگونه که از شواهد تاریخی مشخص است هر شاعری که موسیقی میدانسته شعرش زیبا تر و دلنشین تر بوده مانند هومر شاعر یونانی ، او موسیقی میدانسته و حتی اختراع چنگ را نیز به او نسبت داده اند ، ذوقش لطیف و اشعارش موثر و شیوا بوده .
    :cool::rolleyes::blush::blink::happy:
     
  2. richy.girl

    richy.girl Guest

    تاریخ عضویت:
    ‏14 آگوست 2007
    نوشته ها:
    29
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    tehran


    در مقایسه ی تاثیر موسیقی و شعر بر انسان صراحتا نمیتوان گفت که تاثیر کدام یک بیشتر است ولی حقیقتا باید این مسیله را مد نظر داشت که کمتر دیده شده است فردی از دیدن یک پرده نقاشی و یا یک مجسمه و یا شنیدن یک شعر ، آن قدر تحت تاثیر قرار بگیرد که از خود بی خود شده و حال خویش را از یاد ببرد ولی کمتر دیده شده که فردی به کنسرتی که در آن موسیقی شاد اجرا میکنند برود ، و آن فرد بتواند جلوی خود را گرفته و با ضرب آن آهنگ حرکت نکند و یا در کنسرت های موسیقی -اللخصوص موسیقی کلاسیک و سنتی- خیلی شاهد این مسیله هستیم که حتی افرادی که موسیقی کار نکرده اند چقدر تحت تاثیر آن موسیقی قرار گرفته و از خود بی خود میشوند ، که البته این نشانگر تاثیر گذاشتن سریع و بیشتر موسیقی است بر تمامی افراد چه کسانی که دارای تحصیلات موسیقی هستند چه نیستند .ولی در رابطه با شعر بدین گونه نیست ، کسی که با شعر انس نگرفته باشد و سواد ادبی ای نداشته باشد نمیتواند از شعر آن لذتی را که مد نظر شاعر است ببرد و یا اصلا نمیتواند به معنی و مفهوم آن شعر پی ببرد ولی در موسیقی ، افراد-از هر سطح و طبقه ای ، با سواد بی سواد- از موسیقی هر کسی به اندازه ی توان خویش بهره میبرد .
    و اما ...
    باربد یکی از موسیقی دانهای مشهور قدیمی و ایرانی است که موسیقی اش آنچنان تاثیر گذاز بوده که تمام اهل دربار خسرو پرویز وقتی با مشکلی مواجه میشدند و یا خبری که خوش آیند پادشاه نبوده میخواستند بگویند ، به باربد رجوع کرده و باربد هم یک آهنگ میساخته و برای پادشاه مینواخته ، و به این صورت پادشاه قبول می نموده ، همانگونه که روزی اسب خسرو پرویز میمیرد و اهل دربار هیچ کدام راضی به گفتن این مسیله به پادشاه نمیشوند زیرا او به علت این که آن اسب را خیلی دوست داشته گفته بود که هر کسی خبر مرگ اسب من را بیاورد او را خواهم کشت و آنها نیز از باربد خواستند که این مسیله را به گوش پادشاه برساند و او نیز آهنگی ساخته ، برای خسرو پرویز اجرا میکند و پس از اتمام آن قطعه ،پادشاه از باربد میپرسد که ، شبدیز مرد؟ .



    چنانچه از این داستان و داستانهای دیگر - چه در ایران هنری و چه در یونان و دیگر تمدن ها - مشخص است ، از زمانهای دور انسانها از چگونگی تاثیر موسیقی کم و بیش آگاه بوده و از آن استفاده میکردند . کوروش در مواقع جنگ –قبل از آغاز جنگ- سرود جنگ میخوانده تا با استفاده از آن موسیقی -سرود جنگ- احساسات سپاهش را برای جنگیدن تحریک کند و برای این کار از آلات رزمی مانند شیپور و طبل ، و نیز از سرودهای رزمی برای برانگیختن حس شجاعت و دلیری سربازان و کامیابی آنها در میدان نبرد استفاده میکرد . البته از همین ترفند هم هیتلر برای تحریک ارتش خویش استفاده میکرد


    افلاطون موسیقی را برای نشو و نمای اتسان لازم میشمارد و معتقد است که این هنر بر دقت ، هوش ، مشاهده و استنباط و عواطف روحی بشر



    می افزاید و میگوید سخت ترین جسم و نفوذ ناپذیر ترین روح را به من بسپارید تا به نیروی موسیقی زنگ کدورت را از روان وی زدوده و مردی هوشیار و سلحشور به شما تحویل دهم .

    ارسطو مي گويد: از موسيقي مي توان در بسياري از شئون زندگي، تربيت، سرگرمي، درمان، خوشگذراني و تعديل احساسات و عواطف استفاده كرد.

    فارابي موسيقي را با سه خاصيت مطرح مي ساخت: احساس انگيز، نشاط انگيز، خيال انگيز و يا تحت شرايطي هر سه خصوصيت را دارا مي باشد


    از تمامی این گفته ها میتوان نتیجه ای گرفت و آن این است که از موسیقی میتوان به عنوان وسیله ای جهت درمان ، تربیت و ... استفاده کرد. در طول تاریخ نیز توسط افراد مختلفی از موسیقی جهت درمانهای روحی و حتی جسمی استفاده شده است ، و امروزه نیز این رشته در دنیا به صورت دانشگاهی ارایه میشود . در رابطه با لزوم آموزش موسیقی به کودکان و تاثیر آن بر شکوفایی ذهن آنان و نیز چگونگی درمان بیماران و در مجموع ، موسیقی درمانی و رشته های تحصیلی مربوط به آن در دنیا(انجمن ملی موسیقی درمانیNAMT) ، در دیگر مقاله ها به تفصیل مورد بررسی قرار خواهیم داد .