اسرار موفقيت

shifte shab

Registered User
10 فرمان بچه هاي تيز بازار




1- هرگز پول را دست كم نگيريد . واقعاُ هيچ ايرادي ندارد كه همواره در مورد پول حساس باشيم ، و به آن اهميت بدهيم . از اينها گذشته پول مقوله اي است كه غالب مردم بازاري و تاجر مسلك حساب آنرا نگه ميدارند . 2- هرگز ارزش پول را دست بالا نگيريد . بدون شك نقدينه تنها ابزار رايج بده بستان هاي بازرگاني است ، ولي چيزهاي زياد ديگري هم هست كه ميتوان روي آن حساب كرد ، نظير احترام و اعتبار نظر ديگران يا احساسات ناشي از ساختن چيزي از هيچ . كه اينها را نيز مي توانيد پيگيري كنيد، و از منافع ناشي از آنها منتفع گرديد. 3- در كسب و كار هرگز نمي توانيد دوستان زيادي داشته باشيد . دوستان وفادار شما – كه به اندازه خود شما از پيروزيهايتان خوشحال مي شوند – بهترين اهرم در كارهاي تجاري محسوب مي شوند . مردم اگر مجبور نباشند ، حتي در صورتي كه بعضاُ معامله بهتري را در جاي ديگري داشته باشند ، ترجيح مي دهند با يك دوست طرف معامله باشند تا ديگران. 4- از بيان عبارت نمي ترسم نهراسيد . اگر چيزي را نمي دانيد صريحا بگوييد نمي دانم . از اينكه همه چيزهاي عالم را نمي دانيد هجالت نكشيد . زماني كه جهل خود را نسبت به مساله اي ابراز مي كنيد ، و از ديگران مي خواهيد تا چيزهايي را به شما بياموزند ، در واقع ، شكل ماهرانه اي از تواضع و فروتني را نشان ميدهيد. حتي اگر قصد بلوف زدن داريد اين كار را از روي جهل نكنيد . من غالباُ ، حتي زماني كه مساله اي را بخوبي ميدانم مي گويم نمي دانم ، تا علم و اطلاع طرف مقابل خود را محك بزنم . 5- كمتر صحبت كنيد . وقتي حرف نمي زنيد ، قطعا دچار لغزشهاي بزرگي نمي شويد ، يا حتي مرتكب اشتباهات لپي هم نمي گرديد . مهم تر از اينكه وقتي به صحبت مشغوليد ، احتمالا متوجه آهنگهاي جابجايي مداوم شنونده ها و موقعيت خويش نيستند. زياده سخن گفتن دو تا از مهمترين حواس شما ، يعني بينايي و شنواييتان را كند و متاثر ميكند . 6- همواره به قولهاي خود- چه بزرگ و چه كوچك – پاي بند باشيد . چيزهاي اندكي در جهان وجود دارد كه مرا به اندازه خوش قولي خوشحال ميكند و بر عكس ، هيچ چيزي در دنيا مرا به اندازه قولي نارحتم نمي كند . آدم بد قول ، قانون نا نوشته تجارت را نقض ميكند . نقطه شروع هر رابطه اي ، صداقت و وفاي به عهد است نه بد گماني . 7 – هر معامله ، حياتي دارد . هر معامله طبيعت خاص خود را دارد . بعضي ها بخ مراقبتهاي ويژه و حساسي نيازمندند ، و بعضي ديگر از معاملات ، تصميم گيريهاي آني را مي طلبند . زماني كه اين طبيعت را شناختيد ، آنگاه خود را با شرايط خاص هر يك از معاملات تطبيق دهيد . 8- از روز اول خود را مقيد به انجام كار با كيفيت كنيد . روي هر مسئوليت – چه جزئي و پيش پا افتاده ، و چه كلي و خطير – تمركز كنيد ، به نحوي كه گويي آن مسئوليت تنها مساله اي است كه براي شما داراي اولويت درجه اولي است ، كه واقعا همينطور است . اگر كاري اصلا انجام نشود ، به مراتب بهتر است تابه نحوي نامطلوب و بد عرضه گردد . 9- با مردم خوش رفتار باشيد . نه به اين سبب كه به مردم در طي جريان امور نيازمنديد، بلكه به اين خاطر كه خوشرفتاري با ديگران خوشايندترين راه در وصول به اهداف است ، بايد خوش رفتار بود . حساس بودن نسبت به احساسات ديگران ، همواره سودمند است . رعايت احساسات انسانهاي ديگر : 1) راهي است نامرئي در شناخت نيازهاي تجاري آنها 2) حس وقت شناسي را تقويت و تيزتر ميكند 3) شما را از موقعيت هاي نامطلوب بيرون مي آورد . ادب و تواضع و خوشرفتاري ، اگر هيچيك از اين خواص را نداشته باشد، بسيار دلگرم كننده و خوشايند است . 10 – همه اعتبارات را به خود اختصاص ندهيد . همواره همكاران خود را در اعتبارات به دست آمده ، سهيم كنيد . اين را بدانيد كه اگر بخواهيد به همه بفهمانيد كه چقدر باهوش و نابغ ايد ، قطعا، آدم هوشيار و نابغه اي نيستيد . منبع : كتاب هاروراد چه چيزهايي را اموزش نميدهد . نوشته :مارك اچ مك كورمك
 

shifte shab

Registered User
ولخرجي هاي ديگران براي شما چه پيامي دارند ؟




بيشتر تجار وقتي درباره هزينه هاي پذيرايي فكر ميكنند ، غالباُ به اين مساله مي پردازند كه عملا براي آن فرد خاص چقدر مايه ميگذارند . آنها به ندرت درباره طرف ديگر معامله مي انديشند ، كه في المثل همان فرد ميزبان – كه براي شما هزينه ميكند – و ميهمان كه هزينه اي را بر شما تحميل مي كند ، كار آساني نيست و نياز به بينش دارد . وقتي كه ديگران در پذيرايي از من زياده روي مي كنند ، خيلي خوشحال مي شوم ، زيرا مفهوم مخالفش اين است كه آنها با اين مراعاتهاي غير متعارف لابد مي توانند تحت نفوذ قرار بگيرند و من هم به آساني مي توانم با فشار وارد كردن بر دكمه هايي درست ، با آنها معامله ميكنم .آنها چه خوب و چه بد ، به خاطر آسيب پذيري شان در برابر رفتار مسرفانه مشابه از طرف من ، خود را در اختيار گذاشته اند . براي مثال ، اگر يكي از مديران رده بالاي شركتي از من بخواهد تا با هواپيماي جت اختصاصي آن شركت به جايي پرواز كنم من اينطور برداشت ميكنم كه من هم – اگر بخواهم – مي توانم عمل به مثل انجام دهم ، و از اين كار نتيجه بسيار خوبي بدست آورم . اين قضيه روي تاريكي نيز دارد . انطوري كه من فكر ميكنم ، اگر كساني كه براي خوش آمد و ريخت و پاش خودشان و بنده – يا في المثل براي تحت تاثير قرار دادن من از شركت خود منافع شخصي داشته باشند ، من هم فورا مي توانم اين نتيجه را بگيرم كه اگر من هم ، متقابلاً ، كاري براي آنخا انجام دهم – مثلا كاري كه باعث شود آنها خود را آدمهاي متشخص و بزرگي فرض كنند – باعث مي شود كه عين همين كار را – بدون توجه به اينكه اين كار به نفع يا به ضرر شركت متبوعشان است – براي من انجام دهند . اين نوع اشخاص آدمهاي خطرناكي هستند ، و معامله كردن با آنها مي تواند شما را وادار به سازش در زمينه هايي كند كه هرگز تصورش را هم نمي كرديد. منبع : كتاب هاروارد چه چيزهايي را به ما ياد نمي دهد ، نوشته مارك ، اچ مك كورمك
 

shifte shab

Registered User
هفت اصل مهم كه دانش آموزان در دبيرستان فرا نمي گيرند




پند نامه بيل گيتس هفت اصل مهم كه دانش آموزان در دبيرستان فرا نمي گيرند:: ۱. اصل اول: در زندگي همه چيز عادلانه نيست بهتر است با اين حقيقت كنار بيائيد. ۲. اصل دوم: دنيا براي عزت نفس شما اهميتي قائل نيست در اين دنيا از شما انتظار ميرود كه قبل از آنكه نسبت به خودتان احساس خوبي داشته باشيد كار مثبتي انجام دهيد. ۳. اصل سوم: پس از فارغ التحصيل شدن از دبيرستان و استخدام شدن كسي به شما رقم فوق العاده زيادي پرداخت نخواهد كرد بهمين ترتيب قبل از آنكه بتوانيد به مقام معاون ارشد با خودرو مجهز و تلفن همراه برسيد بايد براي اين مقام و مزايايش زحمت بكشيد. ۴. اصل چهارم: اگر فكر ميكنيد آموزگارتان سخت گير است سخت در اشتباه هستيد، پس از استخدام شدن متوجه خواهيد شد كه رييس شما خيلي سخت گيرتر از آموزگارتان است چون امنيت شغلي آموزگاران را ندارد. ۵. اصل پنجم: آشپزي در رستورانها با غرور و شان شما تضاد ندارد پدر بزرگهاي ما براي اين كار اصطلاح ديگري داشتند از نظر آنها اين كار"يك فرصت" بود. ۶. اصل ششم: اگر در كارتان موفق نيستيد والدين خود را ملامت نكنيد از ناليدن دست بكشيد و از اشتباهات خود درس بگيريد. ۷. اصل هفتم: قبل از آنكه شما متولد بشويد والدين شما هم جوانان پر شوري بودند و بقدريكه اكنون به نظر شما ميرسد، ملال آور نبودند.. "از مجله اکسير مديريت"
 

shifte shab

Registered User
چگونه با انگيزه باشيم






هر كدام از ما با وجود داشتن شغل و كار مناسب ، هر از چند وقت ممكن است بي انگيزه و سست شويم . بخصوص با مشاغل اداري كنوني كه يك نفر بايد در نقش هاي دستيار، مدير برنامه، برنامه ريز، مدير اداري، كارمند، كارشناس به يكباره ايفاي نقش كند و بيشتر اين مسئوليتها كمتر به رسميت شناخته شود . فقدان انگيزه ممكن است بوسيله يك برنامه فشرده كاري يا بر عكس يك برنامه كاري پايين تر از حد معمول ايجاد شود. راه حل اين است كه ابتدا منشاء اين احساس خود را پيدا كنيم و سپس بي درنگ در جهت ايجاد انگيزه و تحرك گام برداريم.
1- مهارتهايتان را توسعه دهيد . با آموزش مداوم شما استعدادهايتان را پرورش خواهيد داد . در كارتان رقابت ايجاد خواهيد كرد و در طولاني مدت عقب افتادگيهايتان را جبران خواهيد كرد . براي توسعه مهارتهاي نرم افزاري خود از آموزشهاي به روز بهره بگيريد.
2- عرصه هاي كاري جديد جستجو كنيد. خودتان داوطلب انجام يك كار مشكل شويد ، حتي اگر آن كار از حوزه فعاليت شما خارج است. هر گاه احساس كرديد كه به سطح بالاي مورد نظر رسيده ايد، يك كار جانبي ديگر درخواست كنيد يا خود را به قسمت ديگر منتقل كنيد.
3- درخواست مرخصي كنيد . آخرين باري كه به تعطيلات واقعي رفتيد چه وقت بود؟ برنامه ريزي كنيد تا بعد از انجام يك دوره كار فشرده حتما براي مدت كوتاهي هم كه شده به مرخصي برويد.
4- يك تغيير ماهرانه انجام دهيد. اگر احساس ميكنيد كارتان بيش از حد يكنواخت شده در جستجوي راههايي براي فرار از اين يكنواختي باشيد. براي مثال شما مي توانيد جاي ابزار كارتان را تغيير دهيد ، يا سيستم بايگاني را بازچيني كنيد. برنامه هاي اطلاعاتي و نرم افزاري جديد پياده كنيد يا در جستجوي راههاي بهره وري در كارتان باشيد.
5- محرك خوبي براي خود باشيد. فكر و احساس خود را مانند جسمتان ورزش دهيد و به فعاليت واداريد. يك راهنمايي تند و تيز و با حرارت در طول ساعت ناهار، سطح انرژي شما را بالا ميبرد و به شما اين امكان را مي دهد كه افكارتان را سازماندهي كنيد. حتي يك تغيير در مكان نشستن در سركار مي تواند هيجان و احساس تازه اي به شما ببخشد.
6- بكوشيد تا در كار خود بهترين باشيد. سعي كنيد تا در هر چه انجام مي دهيد برتر باشيد . داشتن اطمينان از تواناييهايتان هم انگيزه خودتان را بالا مي برد و هم رئيس يا كارفرمايتان را نسبت به شما و قابليتهايتان دلگرم ميكند.
7- انعطاف پذير باشيد . از سختگيري و نكوهش بيش از حد در مورد كارتان بپرهيزيد. اگر مي دانيد كه نهايت تلاشتان را كرده ايد ، پس به آن افتخار كنيد . اگر فكر مي كنيد راههاي بهتري براي هم براي انجام كارتان وجود داشت ، بي درنگ انتقادهاي مثبت را زا سرپرست خود جويا شويد ، سپس آنرا دنبال كنيد تا سطح كارتان بهبود يابد.

منبع : نشريه اطلاع رساني ( نشريه داخلي مركز آموزش مديريت دولتي )
 

shifte shab

Registered User
هفت عادت مردان موثر






1- عامل باشيد . عامل بودن به معناي آغاز عمل نيست و فراتر از ابداع و ابتكار است . بلكه منظور از آن انتحاب آگاهانه است . افراد عامل رفتارشان حاصل انتخاب آگاهانه خودشان و مبتني بر ارزشهاست و نه ثمره ي اوضاع و شرايط تحميلي .
2- از پايان آغاز كنيد . امروز را به عنوان معيار و مرجع هر چيز ديگري در زندگي خود ، با تصويري از پايان زندگي آغاز كنيد . يعني اينكه به روشني مقصد و هدف خود را بشناسيد و بدانيد به كجا مي رويد . اين امر شما را از گمراهي باز ميدارد.
3- نخست ، امور نخست را قرار دهيد . يكي ديگر از عادات مردان موثر اولويت بندي امور است . براي رسيدن به هدف شناسايي اولويت در كارها ضروري است . فراموش كردن چيزي كه در ابتدا مي بايست انجام شود احتمال رسيدن به هدف را كمتر مي كند و گاه با انحرافي كه پيش مي آيد آن را غير ممكن مي سازد .
4- برنده/برنده بينديشيد . اين عادت به اين معني است كه همواره به منافع دو جانبه بينديشيد . اين احساس كه هميشه شما برنده باشيد ديگران را از شما دور ميكند و شما را منزوي مي سازد .
5- نخست بفهميد . ابتدا تلاش كنيد تا ديگران را درك كنيد آنگاه به دنبال شيوه هاي ارتباطي باشيد كه با ديگران به تفاهم برسيد .
6- گروهي كار كنيد . راز موفقيت در كارها ، تفكر و عمل جمعي است . هرگاه روح مشاركت و همكاري را بر ارتباطات اجتماعي خويش بدميد ، ذهن ، قلب و زبان خود را به امكانات و راه حلهاي تازه گشوده ايد .
7- اره را تيز كنيد . اين عادت شامل 6 عادت گذشته نيز مي شود . بدون انجام عادات فوق تيزي اره ياريگر نيست . وقتي تمام مراحل گذشته را طي كرديد ديگر جايي براي درنگ وجود ندارد و بايد با قاطعيت تلاش و تمرين مداوم براي رسيدن به اهداف بكوشيد .
 

shifte shab

Registered User
جنابعالي رئيس ........ هستيد !




- اگر معتقد هستيد كه تصميم نادرست بهتر از بي تصميمي است ، جنابعالي رئيس حاضر التصميم هستيد .
- اگر تصور ميكنيد كه رسيدگي به جزئيات ضامن تامين كليات است ، جنابعالي رئيس ذره بين هستيد .
- اگر تصور ميكنيد كه رفع معلول موجب رفع علت است جنابعالي رئيس معلول هستيد .
- اگر به نظر شما مشغول بودن همه مشغول به نظر رسيدن است ، جنابعالي رئيس مكانيك هستيد .
- اگر كارمندان شما مي دانند كه هر پيشنهادي كه مي دهند ، در لابلاي پيشنهادهاي ديگران گم مي شود ، جنابعالي رئيس مصالحه چي هستيد .
- اگر مخالفت كردن برايتان آسانتر از ابراز نظر موافق است و كوششي هم براي توجيه مخالفت خود نمي كنيد ، جنابعالي رئيس منفي باف هستيد .
- اگر تنها به نتيجه كار علاقه مند هستيد و توجهي به نحوخ انجام گرفتن كار نداريد ، جنابعالي رئيس نتيجه خوار هستيد .
- اگر همه كارهاي شما با سرعت خارق العاده اي انجام ميگيرد ولي نتيجه رضايتبخش نيست ، جنابعالي رئيس سرهم بند هستيد .
- اگر وقتي با يك مشكل تصميم گيري مواجه مي شويد ، به سراغ اصول و ضابطه هاي درست و آزموده مي رويد ، جنابعالي رئيس علي الاصولي هستيد .
- اگر عادت داريد كه فعاليتها و افكار خودتان را بر حسب ساعات روز از هم تفكيك كنيد ، جنابعالي رئيس ساعتي هستيد .
- اگر زير دستان شما عليرغم درهاي باز اتاق كارتان نمي توانند به آساني به زيارت آن جناب نائل گردند ، جنابعالي رئيس تشريفاتي هستيد .
- اگر خود را متخصص يك رشته خاص ميدانيد و به همفكري ديگران احساس بي نيازي ميكنيد ، جنابعالي رئيس تكنواز هستيد .
- اگر اخذ تصميم را آنقدر كش ميدهيد و اين دست و آن دست ميكنيد تا كار از كار بگذرد ، جنابعالي رئيس دودل هستيد .
- اگر غالبا در برابر وقايع غير مترقبه غافلگير مي شويد ، جنابعالي رئيس غافل هستيد .
- اگر هميشه در متن گزارشها و نامه ها دست مي بريد و عبارات را پس و پيش ميكنيد و به اين سبب هر نوشته اي مدتها روي ميزتان مي ماند ، جنابعالي رئيس ملالغتي هستيد .
- اگر مي بينيد كه هر روز دستها و دلها كمتر پي كار مي رود و بيشتر كارها عقب مي افتد و نتيجه مطلوب كمتر بدست مي آيد ، جنابعالي رئيس چوب به دست هستيد .
- اگر خود را به احترامات و كرنش زيردستان نيازمند مي بينيد جنابعالي رئيس رياست طلب هستيد .
- اگر به هنگام خراب شدن كارها آرزو ميكنيد كه كاش چنين نشده بود و كاش ورق بر ميگشت ، جنابعالي رئيس خيالباف هستيد .
- اگر مي بينيد كه در غيبت شما كارها ميخوابد و يا ميزان تقليل فاحش پيدا ميكند ، جنابعالي رئيس نزديك بين هستيد .
- اگر نقصها و نارسائيهاي خود را نشناخته ايد ، جنابعالي رئيس جاهل هستيد .
 

shifte shab

Registered User
ولخرجي هاي ديگران براي شما چه پيامي دارند ؟






بيشتر تجار وقتي درباره هزينه هاي پذيرايي فكر ميكنند ، غالباُ به اين مساله مي پردازند كه عملا براي آن فرد خاص چقدر مايه ميگذارند . آنها به ندرت درباره طرف ديگر معامله مي انديشند ، كه في المثل همان فرد ميزبان - كه براي شما هزينه ميكند - و ميهمان كه هزينه اي را بر شما تحميل مي كند ، كار آساني نيست و نياز به بينش دارد .
وقتي كه ديگران در پذيرايي از من زياده روي مي كنند ، خيلي خوشحال مي شوم ، زيرا مفهوم مخالفش اين است كه آنها با اين مراعاتهاي غير متعارف لابد مي توانند تحت نفوذ قرار بگيرند و من هم به آساني مي توانم با فشار وارد كردن بر دكمه هايي درست ، با آنها معامله ميكنم .آنها چه خوب و چه بد ، به خاطر آسيب پذيري شان در برابر رفتار مسرفانه مشابه از طرف من ، خود را در اختيار گذاشته اند .
براي مثال ، اگر يكي از مديران رده بالاي شركتي از من بخواهد تا با هواپيماي جت اختصاصي آن شركت به جايي پرواز كنم من اينطور برداشت ميكنم كه من هم - اگر بخواهم - مي توانم عمل به مثل انجام دهم ، و از اين كار نتيجه بسيار خوبي بدست آورم .
اين قضيه روي تاريكي نيز دارد . انطوري كه من فكر ميكنم ، اگر كساني كه براي خوش آمد و ريخت و پاش خودشان و بنده - يا في المثل براي تحت تاثير قرار دادن من از شركت خود منافع شخصي داشته باشند ، من هم فورا مي توانم اين نتيجه را بگيرم كه اگر من هم ، متقابلاً ، كاري براي آنخا انجام دهم - مثلا كاري كه باعث شود آنها خود را آدمهاي متشخص و بزرگي فرض كنند - باعث مي شود كه عين همين كار را - بدون توجه به اينكه اين كار به نفع يا به ضرر شركت متبوعشان است - براي من انجام دهند .
اين نوع اشخاص آدمهاي خطرناكي هستند ، و معامله كردن با آنها مي تواند شما را وادار به سازش در زمينه هايي كند كه هرگز تصورش را هم نمي كرديد.

منبع : كتاب هاروارد چه چيزهايي را به ما ياد نمي دهد ، نوشته مارك ، اچ مك كورمك
 

shifte shab

Registered User
خرده فرمايشاتي براي زندگي بهتر




- حتي در بدترين ساعات زندگي هميشه راهي وجود دارد كه از درون بر شما باز شده و شما را به ادامه راه تشويق ميكند .
- در زندگي ، فرصت زياد به دست مي آيد ، بهترين فرصتها را گلچين كنيد .
- هوش و ذكاوت شما همانند ديگران است ، مسئوليت زندگيتان را خودتان بر عهده بگيريد .
- تنها راه براي دور نگاه داشتن ذهنتان از افكار منفي آنست كه ذهنتان را با افكار مثبت پر كنيد .
- در دوراهي هاي زندگي آنگاه كه عقل جواب نمي دهد به نداي درون خود گوش فرا دهيد.
- استقامت و بردباري ، كليد اصلي براي رسيدن به پايان و آخر سفر است .
- به كودكانتان عشق و محبت بياموزيد تا در آينده پيري از شما مراقبت كنند .
- سن عددي بيش نيست ، از لحظات زندگي لذت ببريد .
- تنها شما هستيد كه قادريد از خود شخصي بسازيد كه هميشه خواهان او بوده ايد .
- رمز موفقيت در اين است كه در زندگي از از دانش خود براي كسب بهترين ها استفاده كنيد .
 

shifte shab

Registered User
كشف فرمول رياضي بدشانسي






نادر شاكرين - امروز قرار است براي نخستين بار با همسرتان به يك رستوران برويد. قرار شما ساعت 12 ظهر است و شما از شدت هيجان ساعت۱۰ از خانه خارج شده ايد. از قضا امروز ترافيك تهران هم سبك است. به نظر مي آيد روز خوبي در انتظار شماست.
ساعت 15:11 به سر كوچه همسر آينده تان مي رسيد، اما هنوز سه ربع تا قرار باقيمانده است. خب، تصميم مي گيريد كه به يك آبميوه اي سر بزنيد. پس از گرفتن ليوان پر، مشغول نوشيدن آب زرشك مي شويد. دو سه جرعه به پايان نوشيدني باقي نمانده است كه از شدت هيجان آن را روي پيراهن سفيدتان كه براي اولين بار پوشيده ايد، مي ريزيد. ساعت۴۰:11 دقيقه است و شما هيچ فرصتي براي بازگشت به خانه و تعويض لباس نداريد، حتي وقتي تصميم مي گيريد كه به منزل دختر خانم زنگ بزنيد، متوجه مي شويد كه از شدت هيجان شماره تلفن را به خاطر نداريد و ناچار هستيد با همين سر و وضع به خانه همسر آينده تان برويد. اينجاست كه مي فهميد بدشانس ترين مرد روي زمين هستيد!
احتمالا تاكنون در شرايطي قرار گرفته ايد كه هرچه تلاش مي كنيد كاري را درست و كامل انجام دهيد نتيجه بر خلاف انتظار شماست. حتي گاهي به نظر مي رسد كه همه چيز دست به دست هم داده است تا كارها خراب شود، مثلا شما قصد داريد با اتومبيل خود به سر قرار مهمي برويد، اما در ميان راه لاستيك خودرو پنچر مي شود و شما به وعده خود نمي رسيد يا در آخرين لحظاتي كه روي يك پروژه رايانه اي كار مي كنيد، برق قطع مي شود و ساعت ها زحمت شما بدون آنكه چيزي را در حافظه دستگاه ضبط كرده باشيد ضايع مي شود. اين حوادث براي برخي افراد بيشتر رخ مي دهد و آنها خود را بدشانس تلقي مي كنند.
در حقيقت چنين هم هست، يعني برخي انسان ها احتمال موفقيت كمتري در نيل به اهداف خود دارند. ديدگاه اين افراد به زندگي رفته رفته منفي مي شود و ناموفقيت هاي آنها به يكي از مصاديق اين شعر تبديل مي شود.
چون بد آيد، هرچه آيد بد شود
يك بلا ده گردد و ده صد شود
هور از گرمي فتد، مه از فروغ
فلسفه باطل شود، منطق دروغ
حكايت اين اشخاص بدشانس پيش از اين درقانوني به نام مورفي مطرح مي شد. براساس اين قانون، اموري كه در حالت عادي بدون كوچكترين اشكالي فعليت مي يابند در شرايط بحراني، نادرست و ناراحت كننده تمام مي شوند. اين قانون مدتها در رياضيات براي پيش بيني رفتار آينده سيستم هاي گوناگون مورد استفاده قرارمي گرفت، ولي به تازگي با پژوهش هايي كه روي اين موضوع انجام شد، ابعاد علمي تر وكاملتري پيدا كرده است. داستان اين پيشرفت اين گونه است كه سه كارشناس در رشته رياضيات، روانشناسي و اقتصاد، گروهي تشكيل دادند كه روي اين موضوع مطالعه كنند. آنها رفتار يك هزار نفر را زير نظر گرفتند و پس از چند هفته توانستند فرمولي جديد را براي قانون مورفي كشف كنند. عبارت جبري اين يافته رياضي چنين است:
۱۰U+C+I*01-S/02*A*1/1-SinF/در نگاه اول اين فرمول بسيار پيچيده و بي ربط به نظر مي رسد و اين قضيه كاملا طبيعي است، زيرا شما هنوز هيچ يك از متغيرهاي اين عبارت را نمي شناسيد. در فرمول بالا U متغير ضرورت انجام كار است،C به ميزان پيچيدگي كار مربوط مي شود I. اهميت موفقيت را نشان مي دهد، S نشاندهنده مهارت شما در انجام كار است و F تعداد دفعات تكرار فعاليت را نشان مي دهد. اين 5 عامل مقداري بين 1 تا۹ دارند. كميت آخر A است كه نمايش دهنده شدت ناراحت شدن افراد از شكست است. پس از بررسي هزار نمونه انساني، اين كميت معادل 7/0 تعيين شد. اكنون كارشناسان مي توانند با استفاده از اين فرمول، ناموفق بودن تحقق يك پديده را درآينده پيش بيني كنند. شايد براي شما استفاده از اين مدل رياضي براي پيروزي درامور عادي زندگي، خيلي ضروري نباشد، اما در مورد مسايل كلان از جمله تغييرات بهاي سهام، قيمت كالاها، نرخ بيكاري و... به كار بردن مدل هاي رياضي از اصول كار است.
بد نيست حالا كه با اين فرمول آشنا شد ه ايد، معني آن را به زبان ساده دريابيد، طوري كه بتوانيد در زندگي روزانه خود از آن استفاده كنيد. از اين عبارت مي توان نتيجه گرفت كه اگر در كار مهم و دقيقي مهارت نداريد آن را رها كنيد. اگر مساله اي براي شما پيچيده و ضروري به نظر مي رسد، ساده ترين راه را براي حل كردن آن پيدا كنيد و اگر مي دانيد نتيجه ناموفق فعاليتي شما را ناراحت مي كند، روش صحيح انجام آن را فرا بگيريد. قطعا مي انديشيد كه اين كارشناسان، چشم بسته غيب گفته اند، اما ميان بيان مفهومي به زبان محاوره اي و مدلسازي آن به زبان رياضي راه زياد است.
بسياري از فرمول هاي رياضي قبل از خوب فهميده شدن بسيار ثقيل و پيچيده جلوه مي كنند ولي وقتي معني آنها بيان مي شود، شما مي گوييد: اين را كه من هم مي دانستم! قانون مورفي كه نام ديگر آن، قانون ساداست يكي از همين مفاهيم است كه با وجود ظاهر ساده، پيش بيني هاي سخت علمي را راحت مي كند.
 

shifte shab

Registered User
اعتماد به نفس، سرمايه بي بديل براي فرزندان






اعتماد به نفس جنبه هاي گوناگوني دارد، ممكن است ما در يك لحظه، احساس اعتماد به نفس كنيم و در لحظه اي ديگر دچار تزلزل روحي گرديم، فرزند ما ممكن است در منزل اعتماد به نفس كافي داشته باشد، ليكن در مدرسه هنگام پاسخ به سؤال دست و پاي خود را گم كند، مي خواهيم ببينيم چه عواملي باعث مي شود كه فرزندان ما حس اعتماد به نفس خود را از دست مي دهند.
۱- اولين مورد هنگامي است كه كودك كار بدي مي كند و شما به او مي گوييد بچه بدي هستي و برچسب بد بودن را به او مي زنيد، يا وقتي كه به او مي گوييد كار خوبي مي كند، بگوييد بچه خوبي هستي؛ يعني خوب و بد بودن كار را به او نسبت مي دهيم و نه به عمل او؛ در واقع به جاي اين كه بگوييم فرزندم! كار بدي انجام داده اي، به او گفته ايم تو بچه بدي هستي!
كودكاني كه احساس مي كنند بچه هاي بدي هستند، بر اساس قضاوت هايي كه از آنها شده، خود را ارزشيابي مي كنند. وقتي با كوچكترين فاصله برچسب بد بودن به فرزندمان زده، از كمترين اشتباه او نمي گذريم، يا هنگامي كه كودك ديده هر گاه مطابق ميل پدر و مادر! نموده، حائز عنوان «بچه خوب» گرديده و خوب بودن را مساوي با مطابق ميل پدر و مادر بودن دانسته، در اين حالت حس اعتماد به نفس خود را از دست مي دهد و براي خود هيچ ارزشي قائل نمي شود؛ پس بياييم خطاهاي كوچك فرزندانمان را بزرگ جلوه ندهيم و از آن درگذريم و بدانيم گذشت نكردن از لغزش ديگران ، خود بزرگترين عيب است كه ما متأسفانه خود دچار آن هستيم.
امام علي(ع) مي فرمايند: «قله العفو اقبح العيوب»
«زشت ترين عيب ها، كم گذشتي از لغزش مردم است.» (۱)
۲- توبيخ و مچ گيري فرزندان، دومين مورد از مواردي است كه باعث مي شود فرزندان ما حس اعتماد به نفس خود را از دست بدهند. ما دائماً مواظب فرزندمان هستيم كه كار بدي از آنها سر نزند و همواره در حال تذكر به آنها هستيم. وقتي آنها مي بينند كه هنگام كار بد به آنها توجه مي شود، به تدريج نسبت به توانايي هاي خود دچار شك و ترديد مي شوند.
مسأله اي كه بيشتر باعث نگراني و ناراحتي فرزندان مي شود، تذكر و نصيحت به آنها در حضور ديگران است.
حضرت علي(ع) فرموده اند: «النصح بين الملاق تفريح»
«نصيحت به فرد در حضور جمع، كوبيدن شخصيت وي است.» (۲)
۳- صدا كردن بچه ها به القابي كه حس حقارت در آنها ايجاد مي كند.
سومين موردي است كه سلب اعتماد به نفس مي شود. به كار بردن واژه هايي چون كوتوله ، تنبل، خنگ، شلخته و يا هر نامي كه ارزش و اعتبار آنها را پايين بياورد، سبب تقويت احساس حقارت در آنها مي شود؛ اصولاً بچه ها از اين كلمات نفرت دارند و چنين القابي مانند يك برچسب روي شخصيت آنها مي ماند و هيچگاه پاك نمي شود. در اين رابطه مولي الموحدين امير المومنين، علي(ع) مي فرمايند:
«لاتسخر بمن هو دونك»
«كساني كه از تو پايين ترند را مورد استهزا و تمسخر قرار مده!» (۳)
۴- چهارمين عاملي كه اعتماد به نفس را از بين مي برد، ندادن مسئوليت به فرزندان است؛ به جاي بچه ها كار كردن، حس ارزشمندي و اعتماد به نفس را در آنها تضعيف مي كند.
مسئول بودن به اين معني است كه كودك ناگزير باشد كاري را انجام دهد كه زحمتي براي او دارد، كودكي كه از وي خواسته شده وظيفه اي را انجام دهد، ممكن است اغلب مجبور شود آن كارها را جاي فعاليت هاي ديگري كه سرگرم كننده است، انجام دهد و اين خود باعث شود كه در حقيقت احساس عدم توانايي در آنها تقويت مي شود و تصوير يك انسان با ارزش و مطمئن در ذهنشان نقش نمي بندد.
پي نوشت ها:
۱- غررالحكم ن ص ۵۳۷
۲- (۱) شرح ابن ابي الحديد، ،۲ كلمه ،۹۰۸ ص ۳۴۱.
۳- تحف العقول، ص ۳۰۴.
 

shifte shab

Registered User
اينام تموم شد ..... مهرداد تو كار نداري؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ برو دنبال كارت ... چرا افتادي دنبال من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 
بالا