آژانس هواپیماییexchanging

براي شروع يك كار تجربه كنيم يا عبرت بگيريم؟

شروع موضوع توسط O_o O_O o_O ‏7 مارس 2010 در انجمن کار و سرمایه و تجارت

  1. O_o O_O o_O

    O_o O_O o_O Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏29 آپریل 2007
    نوشته ها:
    1,195
    تشکر شده:
    551
    محل سکونت:
    طهران
    كلا هدف ما از زندگي كردن اينه كه يه درآمدي داشته باشيم و از طريق اون درآمد امرارمعاش كنيم ، ديگه فكر نكنم هدف مهمتري تو اين دوره زمونه وجود داشته باشه؟
    يكي به كار دولتي علاقه داره و خودش رو ميكُشه و به اين در و اون در ميزنه تا تو يكي از شركت هاي دولتي استخدام بشه و به قول خودش تا آخر 30 سال بازنشستگي راحت باشه و يكي مثل من كه تو سازمان هاي دولتي كار كرده و از كارش هيچ خيري نديده و الان ميخواد براي خودش كاري دست و پا كنه و از اون طريق امرارمعاش كنه و در حالت ايده آل دست يكي دو نفري رو هم بگيره.
    دسته ي اول رو ميزاريم كنار چون اين دسته چه تو سازمانشون كار كنن و چه كار نكنن آخر ماه يك حقوق مشخصي ميره تو حسابشون ، هدفم از ايجاد تاپيك براي گروهيه كه ميخوان خودشون كاري رو ايجاد كنن ، همه ي ماها ميدونيم كه ايجاد شغل به همين راحتيا نيست و بايد قبلش حسابي دودوتاچهارتا كنيم و چون ننه بابا مايه دار هم نيستيم پس بايد خيلي سنجيده و بافكر به جلو قدم بزاريم تا يه دفعه از تمامي جهات كله پا نشيم و همون سرمايه ي اندكي كه داريم رو از دست نديم ، اگه اهل ريسك باشيم اصولا دوست داريم تجربه كنيم و اگه مثل من كمي محافظه كار باشيد بهتره از سرنوشت ديگران عبرت بگيريم.
    تو اين تاپيك به زبون ساده ميخوايم درباره ي نكاتي صحبت كنيم كه در ايجاد يك شغل بايد رعايت كنيم تا كله پا نشيم ، همين
     
  2. O_o O_O o_O

    O_o O_O o_O Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏29 آپریل 2007
    نوشته ها:
    1,195
    تشکر شده:
    551
    محل سکونت:
    طهران
    تو هر جائي كه تصميم گرفتيم كاري رو شروع كنيم بايد يك سري نكات مهمي رو رعايت كنيم تا مجبور نشيم كاسه كوزمون رو جمع كنيم و بريم سي خودمون
    تو اين پست ميخوام درباره ي يكي از دوستانم صحبت كنم و بلائي كه كاسب هاي ديگه سرش آوردن رو براتون بگم
    اصولا تو محيط هاي كوچيك هر چي مُد بشه سريع تو كل اون محيط اثراتش مشاهده ميشه ، تو محيطي كه من زياد رفت و آمد دارم و يكي از شهرستان هاي استان هاي غربي هم هست سريع كاسب ها ايده هاي همديگرو ميدزدن ، هر كي خونش رو ميكوبه و از نو ميسازه يه مغازه هم درمياره و به احتمال 95 درصد يا ميكنتش بقالي يا ميده به خانومش و خانومش ميكنه آرايشگاه زنانه
    تو بقالي ها هم بلااستثنا يه يخچال گزاشتن و توش سوسيس و كالباس ميفروشن ، يه دفعه ميبيني تو يه كوچه ي باريك و كوچيك 3 تا بقالي چسبيده به هم هست يا مثلا تو يه خيابون كوچيك 3 تا آرايشگاه زنونه
    يكي از دوستان ما يه غلطي كرد و با خودش گفت كه تو اين شهرستان به اين بزرگي يدونه پروتئينه يا به قول خودمون سوسيس كالباسي نيست و چه بهتر كه من بيام و اين مغازه رو ايجاد كنم ، اين رفيق ما چون بچه ي تهران بود فكر كرده بود كه اون محيط هم مثل تهرانه ديگه و هيچ كي به هيچ كي نيست ، اين رفيق ما نمايندگي سوسيس و كالباس آندره رو گرفت و با پولي كه داشت اون مغازه رو ايجاد كرد ، يه هفته اي از شروع به كارش گزشته بود و هنوز بنر سوسيس و كالباس آندره آماده نشده بود تا تو سر در مغازش بزنن و اوضاع رفيقمون توپ بود و بيشتر مردم ديگه نميرفتن از بقالي ها سوسيس و كالباس مونده و پلاسيده و آشغال بخرن(البته ناگفته نماند كه سوسيس و كالباس هاي شركت هاي بزرگ هم دست كمي از اين سوسيس و كالباس هاي متفرقه نداره ها) و مردم ترجيح ميدادن از جائي خريد كنند كه تنوع محصولي داشته باشه و محصولاتش هم تازه باشه ، سرتون رو درد نيارم اين رفيقمون كل اون بقالي ها رو تو يه هفته خلع سلاح كرده بود ، بعد يه هفته بنر تبليغاتي آندره نصب شد و از اون روز بود كه بدبختي هاي رفيقمون شروع شد ، روز به روز بود كه مشتري هاش كم ميشدن ، قضيه چي بود؟ ، مردم(منظور از مردم همون بقال هائي هستن كه تو مغازشون يخچال گزاشتن و سوسيس و كالباس ميفروشن) شايعه كرده بودن كه اين سوسيس و كالباس ها مال ارمني هاست و گوشتش حرومه و از اين حرف ها و از اين يارو سوسيس و كالباس نخريد كه نخريد ، به همين راحتي رفيق ما كله پا شد.