آژانس هواپیماییexchanging

تقاضای کمک یک پدر رنج کشیده + عکس

شروع موضوع توسط 1240 ‏20 ژانویه 2010 در انجمن گفتگوی آزاد

  1. 1240

    1240 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏7 می 2007
    نوشته ها:
    1,211
    تشکر شده:
    26
    محل سکونت:
    ایران--آبادان,خرمشهر
    شفاف : مرور خاطرات زندگي يك كودك هفت‌ساله در باور عمومي ختم مي‌شود به بازي و اسبابش. غير از آن چيزي گنگ اگر در گوشه‌هاي ذهن بماند تصاوير محوي است از خانه و آشناياني كه زندگي را تعبير مي‌كنند.

    اما زندگي براي همه يكسان نيست. بعضي‌ها گويي از همان كودكي در قمار سرنوشت شريكند و پاسوز اين روايت از زندگي مي‌شوند. براي آنها مصيبت از همان كودكي تعريف مي‌شود و طبق تعريفي نانوشته بدون هيچ موي سپيدي تمام عمر داغدارند. اين واژه‌ها را مي‌توان خلاصه داستان زندگي يكي از هزاران كودك پژمرده اين سرزمين دانست و «صبا» هم يكي از همان‌هاست...

    سينوزيت كودكستاني

    صبا فروزنده به گواه شناسنامه‌اش متولد شهريور 81 است. قصه زندگي صبا تا زمستان 86 مثل تمام همسالانش بوده است. نقاشي و مدادرنگي و البته مهدكودكي كه صبا روزهاي خوبي در آن پشت‌سر گذاشت؛ زود به كابوس درد‌ها بدل شد. سردرد‌هاي شديد در آن زمستان نحس به تشخيص اشتباه پزشك معالج ختم شد. علت درد «سينوزيت» اعلام شد و صبا تحت درمان با داروهاي چرك خشك كن قرار گرفت. ادامه‌دار بودن دردهاي سر صبا روز به روز اطمينان خانواده براي تشخيص اشتباه را افزايش مي‌داد. مراجعات مكرر به ديگر پزشكان در ششمين روز از بهمن ماه همان سال به تشخيص يك فاجعه منتهي شد؛ «صبا تومور مخچه دارد.» اين جمله در تمام طول عمر يك پدر و مادر به‌عنوان بزرگ‌ترين زلزله ثبت مي‌شود و خانواده صبا هم از اين قاعده پر از پس لرزه مستثنا نبودند. حالا ديگر سينوزيت داشتن كمترين آرزوي پدر و مادر صبا بود چون تومور حتي به حرف هم ختم به خير نمي‌شود چه رسد به وجود واقعي‌اش.

    درخت پژمرده زندگي

    صبا در بيمارستان نمازي شيراز بستري شد. تشخيص وجود تومور روي بخشي حياتي از مخچه به نام «درخت زندگي» قطعي بود و در اولين اقدام پزشكان براي كاهش فشار مغز، ناشي از مايع مغزي شانت در سرش كار مي‌گذارند. جراحي‌هاي متعدد و مشكلات بي‌شمار پس از برداشتن تومور، زمستان صبا را به تابستان گره زد تا بار ديگر اين كودك در رقابت با زندگي ناك اوت شود. صبا روبه بهبودي بود.تومور از سرش خارج شده بود و البته 33 جلسه فيزيوتراپي بهانه‌اي بود براي تكرار لبخند زيبايش به روزگار اما تنها يك اشتباه او را براي هميشه ساكن كرد.

    مردودي‌هاي امتحان وجدان

    براي رزيدنت‌هاي بيمارستان نمازي شيراز بيستمين روز از ماه گرم تابستان سال گذشته روز امتحان بود.

    آنها بايد آموخته‌هاي خود ر ا پيش اساتيد ارائه مي‌كردند تا طبابت را با نمره‌اي مقبول پشت‌سر مي‌گذاشتند. اين روز اما در زندگي صبا و خانواده‌اش روز آغاز مصيبت بود. تصور تصويرش هم ساده است. پزشكان رزيدنت براي امتحان بخش‌ها را ترك كرده‌اند. يك استاد براي چند ساعتي مسئوليت اداره همزمان 9 بخش از بيمارستان را عهده‌دار بوده. حالا اين وضعيت را بايد ادغام كرد در شرايط اورژانسي صبا كه به‌خاطر جاگذاري اشتباه «تراكستومي» توسط يكي از رزيدنت‌هاي حاضر در بخش دچار ايست قلبي شده است. صبا با ايست قلبي آن روز گرم تابستان را آغاز كرد و بعد هم در لحظات پراسترس احياي قلبي بسياري از گره‌هاي اتصالش به زندگي واقعي را از هم گشوده ديد.

    صباي نباتي

    متخصصان علم پزشكي به وضعيتي كه صبا به آن دچار است؛ اصطلاحا pvs مي‌گويند. خودماني‌اش مي‌شود زندگي نباتي و اين همان زخم هميشگي بر جان كودكي است كه بهانه زخم خوردنش بي‌توجهي كادر پزشكي يك بيمارستان است. صبا ديگر در بيمارستان نيست. او كنج خانه خوابيده و هر دوساعت يك‌بار با سرنگي كه به معده‌اش مي‌رود غذا مي‌خورد، مادرش مدام با ساكشن آب دهان و بيني‌اش را مي‌كشد مبادا گوشه دلش خفه شود. صبا ديگر نمي‌خندد و خانواده‌اش ماه‌هاست رنگ خوشي را نديده است.

    گناه: قرباني بي‌گناهي

    شكايت و تلاش براي احقاق حق از دست رفته كودكي كه كمترين مشكلش وداع با زندگي واقعي است شايد در اولين روزهاي بروز حادثه اين خانواده را اميدوار مي‌كرد اما بي‌نتيجه ماندن اين تلاش‌ها حالا تنها درد ديگري است، افزون بر انبوه دردهاي خانواده فروزنده. شكايت از رزيدنت خاطي و مسئولاني كه بيمارستاني را براي امتحان دانشجويان تعطيل مي‌كنند با اين جواب روبه‌رو شده است: «متهم شدن پرستار و رزيدنت يعني زير سوال رفتن سيستم و اين موضوع هيچ‌وقت اتفاق نمي‌افتد.» پدر صبا براي رساندن صداي كودك خود به وزير بهداشت و رئيس‌جمهور هم نامه نوشته است و اميدوار است تا از اين طريق به شكايتش رسيدگي شود. عليرضا فروزنده اين روزها درگير فروش كليه‌اش براي پرداخت بخشي از بدهي‌هايي است كه به‌خاطر جراحي‌هاي مكرر فرزندش روي دستش مانده است؛جراحي‌هايي كه نتيجه نداشته و صبايش را به زندگي عادي بازنگردانده است. پدر تنها دلخوش فيلم‌ها و عكس‌هايي است كه از روزهاي پر از نشاط زندگي صبا دارد و اين تصاوير را در سايتي به نام «صباي بابا» با هموطنانش به اشتراك گذاشته است. نگاه خاموش و صداي ساكت صبا حالا پيگيري مسئولان را تمنا مي‌كند.



    [​IMG]

    [​IMG]

    [​IMG]


    [​IMG]


    [​IMG]
     
  2. 1240

    1240 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏7 می 2007
    نوشته ها:
    1,211
    تشکر شده:
    26
    محل سکونت:
    ایران--آبادان,خرمشهر
    کمک به خانواده صبا

    ایرانیان عزیزی که در هر کجای دنیا مایل باشند هر نوع کمکی به صبا و خانواده اش کنند می توانند از طریق ارسال نظر در همین قسمت آمادگی خود را اعلام کنند . شماره تماس پدر صبا و شماره حساب وی در دفتر سایت موجود است . شماره حساب پدر صبا : بانک سپه به شماره: ۱۷۴۵۳۰۰۳۶۷۵۱۱ به نام علیرضافروزنده

    http://shafaf.ir/fa/pages/?cid=15120
     
  3. smit.doctor

    smit.doctor Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژانویه 2008
    نوشته ها:
    448
    تشکر شده:
    12
    [​IMG]
     
  4. IKEA

    IKEA Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏25 آپریل 2005
    نوشته ها:
    1,733
    تشکر شده:
    4
    نزنین از این تاپیک ها [​IMG]
     
  5. MasoudM

    MasoudM Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏8 جولای 2008
    نوشته ها:
    1,569
    تشکر شده:
    604
    محل سکونت:
    in the shadow of the statue
    چقدر معتبره ؟

    راه هاي كلاه برداري زياد شده :)
     
  6. 1240

    1240 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏7 می 2007
    نوشته ها:
    1,211
    تشکر شده:
    26
    محل سکونت:
    ایران--آبادان,خرمشهر
    خبرگزاری شفاف موضوع رو زده
    باید معتبر باشد که عصر ایران و تابناک از روی خبر با ذکر شفاف مطرح کردند.
     
  7. appbannerkhuniresbanner
  8. gigawarn

    gigawarn Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏1 مارس 2009
    نوشته ها:
    780
    تشکر شده:
    24
    محل سکونت:
    █▄█ TEHR00N █▄█
    وقتی یکسری دکتر نفهم تو بیمارستان باشن همین میشه دیگه
     
  9. pouyakhani

    pouyakhani Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏19 سپتامبر 2009
    نوشته ها:
    183
    تشکر شده:
    2
    محل سکونت:
    ورامین
    موافقم
     
  10. Amir_Br

    Amir_Br Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏14 مارس 2009
    نوشته ها:
    227
    تشکر شده:
    115
    محل سکونت:
    تبریز
    دارم فکر میکنم اگه تو سریال پرستاران این اتفاق می افتاد چیکار میکردن ؟؟؟/
    این سریال شده برام مدینه فاضله ، صحنه هایی توش میبینم که اگه سال 1500 شمسی هم بشه محاله تو ایران ببینیم
    امیدوارم حال اون دختر خوب بشه ...
     
  11. amir alyasin

    amir alyasin Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏10 دسامبر 2009
    نوشته ها:
    188
    تشکر شده:
    6
    محل سکونت:
    www.eentekhab.ir
    متاسفانه این قضیه تشابهات مکرری داشته!!!!
     
  12. Rex_Kamnia

    Rex_Kamnia Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏7 مارس 2009
    نوشته ها:
    504
    تشکر شده:
    76
    واقعا باعث تاسفه:(:(
    یه پدر مادر با هزار امید ارزوی که برای بچشون دارن فکر میکنن الان بزرگ میشه یه فرد موفق میشه ولی یه دفعه میبینن به خاطر یه اشتباه یه پرزنت بچشون مثل یه تیکه گوشت لخم شده :(واقعا اونم مادر چه گناهی کرده که بچه شو باید اینطوری ببینه ؟؟؟اون بچه چی؟اون بچه حق داشت یه زندگی عادی ونرمال داشته باشه ولی الان چی؟؟اونم فقط به خاطر یه اشتباه به خاطر یه بی مسئولیتی؟اون دکتر سرپرست باید چک می کرد که شاگردش چیکار کرده واقعا چرا اینجوری؟؟؟
    این مسائل چرا تو بیمارستان های دولتی زیادتر؟؟؟بیمارستان دولتی مگه هزینه هاشو دولت وبیمه نمی ده؟؟؟پس چرا خدمات دهیشون اینطوری؟؟واقعا براشون متاسفم چه طوری شب میتونن راحت بخوابن وقتی ینطوری باعث زجر کش شدن یه بچه وخانوادش میشن؟؟

    می دونید ادم نباید بره بیمارستان دولتی چون همیشه ازاین چیز توش فراونه این دولتی ها خیلی سر هم بند کاران باید بری خصوصی خدارو شکر تازگی ها بیمه ها دارن با خصوصی ها قرار داد میبندن
    من خودم چندسال پیش تصادف جزئی کرده بودم بردنم بیمارستان سینا من که گیج بودم ولی خواهرم میگفت برای هر عکس و سی تی اسکنی میگفتن اول پول بریزید حساب بعد کارشو انجام می دادن دور سرم هم یه باند پیچیده بودن منم همش رنگم رموم بدتر میشد اخر شب که دکتر اومده داره معاینه میکنه باند سرمو باز کرده میگه چرا اینو بخیه نزدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟(حالا انگار من باید بخیه میزدم !!!!)داده یکی از همون رزیدنت ها اونم بعداز 7 و8 ساعت که از اودنم به بیمارستان گذشته بخیه زدن
    اینم بماند
    ما رفتیم خونه بعد یه مدت که زخماش بهتر شد رفتم موهامو بشورم دست خورد به جای زخم احساس کردم قلمبه هست گفتم وای :wacko::wackoرفتم همون بیمارستان میگه چیزی نیست یکم جا به جا بخیه زدن زخم یه گوشه جمع شده که قلمبه شده:blink::blink:


    واقعا حرصم در اومد اون ازاون وضعش که اول از هرچیزی پولشو میگرفتن بعد کارشو انجام می دادن من موندم بیمارستان دولتی اینقدر پولکی میشه؟ بعد 7 و8 ساعت تازه بخیه زدن
    اون از بخیه زدنشون که جوری زدن که قلمبه شد
    فقط خدا رو شکر میکنم زخم وسط سرم بوده تو دید نیست

    ولی پشت دستمو داغ کردم اگه دفعه بعد رو به موت بودم بیمارستان دولتی بزارم ببرنم

    خدایش بیمارستان آپادانا خیلی سرویس دهیشه خوبه یه سری پدرم بردیم خدا خیرشون بده فوری بردن بستریش کنن آزامایش دعوا درمون بعدش گفتن بیاد بری پرونده تکمیل کنین اولش اصلا حرف از پول نزدن که ولی اون بیمارستان سینا من که پولکی سرویس دهی افتضاح
     
  13. Youck

    Youck Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏4 جولای 2008
    نوشته ها:
    287
    تشکر شده:
    17
    واقعا متاسف شدم ... متاسفانه از این موارد در بیمارستان های ایران زیاد اتفاق میوفته
     
  14. avajang.com .leftavajang.com.right
  15. _Love_Coder_

    _Love_Coder_ Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏3 مارس 2007
    نوشته ها:
    718
    تشکر شده:
    114
    محل سکونت:
    تهران
    وجدان ؟
    ما اکثرا خیلی وقت خوابیم فقط گاهی یک ضربه شدید می تونه کمی ما رو به خود بیاره ولی بعدش
    دوباره خواب
     
  16. Love_life

    Love_life Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏10 فوریه 2010
    نوشته ها:
    3,719
    تشکر شده:
    968
    محل سکونت:
    دور نیست
    وقتی یه سری دانشجوی سهمیه ایی برند همین می شه !
    وقتی یه سری پزشک می بینید یه الاغ بالای سرشون هست و هیچی حالیش نیست و شده رئیس بیمارستان همین می شه !
    وقتی اخلاق و وجدان کاری تو جامع از بین بره همین می شه ! وخیلی چیز های دیگه که باعث می شه مملکت همه جاش بلنگه !
     
  17. P30star

    P30star Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏30 اکتبر 2008
    نوشته ها:
    2,477
    تشکر شده:
    201
    محل سکونت:
    روزگار مجازی
    سر همین کارای دکتر های احمق دوست من که سرطان رحم داشت الان داره کلی عذاب می کشه خیلی وقت بود مریض بود اما اونا نفهمیده بودن :((
     
  18. 1240

    1240 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏7 می 2007
    نوشته ها:
    1,211
    تشکر شده:
    26
    محل سکونت:
    ایران--آبادان,خرمشهر
    مردم هم از بی پولی یا کج فهمی هر مرضی دارند میرند دکتر عمومی
    معده ختنه بچه درد پا پوست دندان
    اخر هم مریضی شون فهمیده نمیشه و سرطان میگیرن
    زمان قدیم نیست رشته ها تفکیک شده و تخصصی تر
     
  19. mojtaba_shiraz

    mojtaba_shiraz کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏12 سپتامبر 2009
    نوشته ها:
    15
    تشکر شده:
    0
    نميدونم چرا پست من پاك شد.
    ولي اين قضيه صحت داره و هفته پيش هم شبكه اميد ايران مستندي در اين مورد نشون داد.
     
  20. 08610023

    08610023 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏21 آگوست 2007
    نوشته ها:
    476
    تشکر شده:
    11
    محل سکونت:
    iran
    [​IMG]
     
  21. brainsore

    brainsore Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏1 مارس 2008
    نوشته ها:
    5,574
    تشکر شده:
    3,263
    محل سکونت:
    دور
    اشکم دراومد :(

    0)&*))*م تو این سیستم...
     
  22. آرمین

    آرمین Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏23 ژوئن 2010
    نوشته ها:
    171
    تشکر شده:
    2
    محل سکونت:
    خیابون
    زندگی همینه باید خودمون رو برای هر نوع امتحان و حادثه ای آماده کنیم
    ایشالله که دخترشون خوب شه