آژانس هواپیماییexchanging
dakhlestan

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست

شروع موضوع توسط Don Thomas ‏7 سپتامبر 2007 در انجمن گفتگو پیرامون مسایل مربوط به فروم

وضعیت موضوع:
موضوع بسته شده است.
  1. Don Thomas

    Don Thomas کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏25 ژوئن 2007
    نوشته ها:
    530
    تشکر شده:
    1
    محل سکونت:
    Lost Heaven
    زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست . . .

    سلام
    خدمت دوستان و کاربران و مدیران عزیز :happy:
    و
    ادمینهای عزیزتر , :happy: که بارها از آنها تشکر کرده ام که چنین مکانی را برای تبادل اطلاعات ایجاد کرده اند و استفاده از آن را برای ما به رایگان قرار داده اند .:cool:
    البته منکر این نمی شوم که , بدون نفع برای آنها نیز نمی باشد . ( همه عزیزان به این موضوع واقف هستند ) .;)

    و اما این تاپیک به چه منظور ایجاد شده و چرا در این بخش ؟


    پاسخی که خواهید دید , بدون شک با مخالفت های بیشمار دوستان و عزیزان مواجه خواهد شد و در این بین همگی دوستان را برقراری آرامش دعوت می کنم و چنانچه از این کار استقبال نمی کنید , حداقل , حرمت یکدیگر را نگاه دارید .:happy:

    هدف از ایجاد این تاپیک به شرح زیر می باشد ( لطفا با منطق و آرامش خاطر این مطالب را دنبال کنید , چرا که ما انسان هستیم ) .

    هدفی که از ایجاد این تاپیک در ذهن است , پایان بخشیدن به بحثهای جاری و موجود حال حاضر در این فروم می باشد .
    شاید شروع کننده آن خودم بودم و شاید شخص و اشخاص دیگری . :eek:
    به هر ترتیب
    این فروم یکی از بالاترین و بهترین فرومهای ایرانی زبان در دنیای مجازی می باشد و یکی از ارکان موفقیت آن , وجود دوستان و کاربران با ارزشی است که قبلا در حکم کاربران عادی و حال در حکم مدیران محترم بر آن بوده اند .
    همچنین است , این اتفاقها به مانند یکسری وقایع تاریخی , در دنیای واقعی تکرار پذیر خواهند بود و کاربران جدید و مدیران جدید و . . . . بر این عرصه پا خواهند گذاشت .

    و چیزی که مهم خواهد بود ( البته برای همه ما ) این است که چه تجربیاتی از این بزرگواران آموخته ایم و یا اینکه خواهیم آموخت .


    حال که تعدادی از این عزیزان , تصمیم بر ترک این مکان گرفته اند و بر تصمیم خود پافشاری می ورزند , حال هر یک به دلایل خاص خود که بر بیشتر آنها , همگی عزیزان واقف و آگاه هستند و اگر هم نبوده اند در این چند مدت آگاه شده اند .:eek:

    بهتر است به تصمیم این عزیزان احترام بگذاریم و تنها دلیل عنوان کردن این موضوع و اینکه شما به آنها احترام می گذارید , در این است که به این مطلب آگاه باشید که , اعتقادات یک شخص , عقیده یک شخص و در کل , طرز تفکر یک شخص ( یک انسان ) هرگز به شکلی نیست که از خط فکری دیگران کپی شود و چه بسا تفکراتی که ما در زندگی داریم , هرگز به مسیر فکری دیگران نزدیک نشود و حتی در جهت مخالف آن تغییر مسیر بدهد .

    نمی دانم آیا به این موضوع اعتقاد دارید که , مهمترین عنصر در تمامی زمانها و دورانها , "" اخلاق "" بشریت است یا نه .

    به هر ترتیب اگر اعتقاد دارید , پس بدانید که حتی در دنیای مجازی نیز برای آن ارزش قائل هستید و این ارزشی که شما برای این مورد در امور خود , خواهید داشت , 100 درصد به خود شما عزیزان برگشت پذیر است و آن چیزی نیست جز احترامی که طرفین برای یکدیگر قائل هستند .:happy:

    فکر کنم منظورم را رسانده ام و اگر توضیح بیشتری بنویسم , به ناچار در گمراهی های بیشتری غرق خواهیم شد .:wacko:

    اما نتیجه ای که در واقع یکی از اهداف این تاپیک است , کاملا به کل سطح فروم بر می گردد و تنها سودی که در این کار خواهد بود , گذشت دوستان از اتفاقهای رخ داده و دنبال کردن مسائل تخصصی این فروم می باشد .

    نمی گویم که بیایید احساسات را از میان بر داریم , چون بر این اعتقاد هستم که اصل بر قراری یک محیط که در آن صدها نفر با یکدیگر رفت و آمد دارند , صمیمیت موجود در این بین می باشد .

    از دوستان عزیز درخواست می کنم که همانطور که تا امروز به بحث های تخصصی خود ادامه می داند , همچنان نیز به این کار ادامه بدهند و به این حرف که شاید حکمتی در کار بوده نیز کمی توجه کنند .

    من کاربر چند ماهه این فروم نیستم و تمامی صحبتهای خودم را از جانب منطق و دلیل عقلی خدمت شما عنوان می کنم و تنها درخواستی که دارم این است :

    سعی کنید خود را باور کنید و خود را بهتر بشناسید , چون رفتار ما است که نشان دهنده نوع تفکر ما خواهد بود .

    اینجا مکانی است که , حرف از تخصص و خود باوری به میان است و چنانچه تخصصی نداشته باشید , می توانید به تخصص مورد علاقه خود دست بیابید .:cool:
    اینجا مکانی خواهد بود که ما قسمتی از راه سعادت زندگی خود را در آن تجربه کنیم و اگر در این راه با دوستانی نیز آشنا شدیم , قدر این دوستی ها را بدانیم و می دانیم که آثار آن هرگز از بین نمی رود .

    البته هرچه دوستیها بیشتر و عمق بیشتری داشته باشند , انتظارات نیز از یکدیگر بالاتر می رود و این اصلا خوب نیست , پس یک حد و مرز مشخصی برای دوستی خود بیابید .

    سعی کنید تا جایی که امکان دارد , از بحث و مجادله های بی هدف و معرفی افرادی که به هر ترتیب , عقده های خود را در این مکان به اجرا می گذارند , دوری کنید .

    شاید بهترین نوع برخود , سکوت باشد .:hmm: اما سکوت مصلحت آمیز و در صورت لزوم با یک هماهنگی بر مشکلات به وجود آمده پیروز خواهیم شد .

    شاید اگر این حرفها را روزی شخصی به خودم می گفت , خیلی از این اتفاقها نمی افتاد .

    در این بین من هیچ نقشی را به جز نقش خودم ایفا نمی کنم , پس سو تفاهمی به وجود نیاید .

    ***************************************

    بخش دوم صحبتهای من با دوستانی است که در این مدت از این فروم رفته اند و برای کار خود دلایل خاصی داشته اند .

    جناب بهروز
    مدیر محترم فرهنگ و هنر , طبق شناختی که از شما داشتم هرگز انتظار این نوع برخورد را نداشتم ( هر چند هرگز نمی توان انسانها را به خوبی و آگاهی کامل شناخت ) و هنوز هم بر این عقیده هستم که اگر ما بخواهیم , این فروم یکشبه به جهنم و اگر بخواهیم به مرور زمان به محفلی از اطلاعات و دوستان صاحب نظر تبدیل خواهد شد .:f34r:

    ولی تنها دلیلی که از اجرای کارهای منفی گرایانه جلوگیری کرد , مرام و معرفت و شناخت و درسهایی بود که از رفتار شما همگی دوستانتان , آموخته اند :rolleyes:و در این بین بعضی از آنها نیز , تجربیات خود را در اختیار شما قرار داده اند .

    آخرین جمله ای که برای شما ارسال کردم را اینجا هم می نویسم تا دیگر دوستان نیز کمی بر آن بیاندیشند و منطق را ره پیشه خویش قرار بدهند .

    """ بیا تا قدر یکدیگر بدانیم *** که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم """

    حال که دیگر حاضر نیستید در جمع دوستان خود قرار بگیرید و این فرصت را به دیگران داده اید تا از گذشته عبرت و پند بگیرند و بر اشتباه آنها گذشت کرده اید ( بدون شک اینگونه است ) از صمیم قلب برای عزیزترین و پر مهرترین و زحمت کش ترین , کاربر این انجمن تا این تاریخ که بدون شک نام ایشان در تقویم تاریخ این فروم ثبت خواهد شد , با بهترین آرزوها , از شما , تشکر و قدر دانی می کنم .

    شاید دست به کارهایی زده ام که به مرور زمان تجربه ای تلخ برایم شده , ولی به قدری بزرگوار بوده اید که از رفتار شما پند و اندرز فراوانی گرفته ام و تنها دلیل بازگشت من به فروم , معرفتی بود که در وجود شما دیده بودم و سعی می کنم آن را در رفتار خودم نیز جاری کنم , چرا که همه ما انسان هستیم و انسانیت است که قدرت تغییر پذیری را برای ما فراهم می کند .

    در کل اگر دوست داشتید و هنوز ما را در حدی می بینید که ارزش یک خداحافظی , را داریم ,
    لطفا در این تاپیک , حداقل یک خداحافظی ساده داشته باشید .
    :rolleyes:

    می دانم که خوب می دانید که , حتی اگر یک پست در این فروم ایجاد کنید , با لطف دوستان پر مهر , خود مواجه می شوید و دل کندن از اینجا بسیار سخت خواهد بود . :happy:

    ولی سعی کردم در چند خط نوشته ای که این حقیر , در بالا به آن اشاره کرده ام , این موضوع را برای دوستان گسترش بدهم که " شخصیت + احترام + اخلاق " برابر است با " احترام به نظر و عقاید دیگر دوستان " .

    من در حدی نیستم که در مورد رفتار شما نظر خاصی را عنوان کنم :blush:, ولی به حرمت رفاقتی که بارها خدمت شما عرض کرده ام حتی به اندازه روابط خانوادگی ارزشمند است , می خواهم که یک خداحافظی به یاد ماندنی در ذهن دوستان قرار بدهید و این را هم بدانید که , حفظ حرمت شما برای ما همیشه و در همه جا بر قرار است .

    عمو جان , عمو بهروز عزیزم ,:rolleyes: امیدوارم این را جسارت ندانید و به پای سادگی این جانب قرار بدهید . :blush:


    *******************************

    و اما دیگر دوستانی که به بهانه نبود " جناب بهروز " یا بهانه های دیگری از جمله مشکلات مدیریتی و کم توجهی بالایی ها و دلایل دیگر . . . . . , این فروم را از اندوخته های علمی خود محروم کرده اند ,

    در خواست می کنم که شما , با رفتار خود به دیگران بیاموزید که , چه چیزی صحیح و قابل اجرا در این دنیای مجازی می باشد .

    خیلی وقتها ما همگی دچار غرورهای کاذبی می شویم و تحت هیچ شرایطی حاضر نیستیم به حرفهای دیگران , هر چند به نفع ما باشد , توجه کنیم , واین اصلا خوب نیست .

    من کوچیک همه عزیزان خوش برخورد این فروم دوست داشتنی , هستم .;)


    *********************************

    از همگی درخواست می کنم که دیگر این بحث ها را ادامه ندهید . :eek:

    در پایان اگر صحبتی در مورد پایان بخشیدن به این موضوعات دارید , لطفا فقط در این تاپیک عنوان کنید و سعی کنید به همان ارزش اخلاقی که به آن اشاره کرده ام , توجه داشته باشید . :happy: چون همه چیز در این مکان در دست کاربران است و اتحاد بین آنها , چیزی غیر قابل انکار است :cool:

    امید به اینکه کاربران فرهیخته و مدیران ارجمند , در ادامه جمع آوری و بحث و تبادل نظر پیرامون بخش های تخصصی این فروم , بهتر و بیشتر از قبل , همت گمارند و موفق و پیروز باشند .:rolleyes:

    این نکته را هم در نظر داشته باشید که : هر شخصی خود می داند که کاری که می کند در چه سطحی است . و هیچ موقع ارزش کاری که در این مکانها انجام می دهید , چه مثبت و چه منفی از بین نمی رود و بازگشت آن بدون شک در زندگی خود شما تاثیر گذار خواهد بود .
    ( جملاتی بود از مدیر عزیز )

    با تشکر از دوستانی که این مطلب را مطالعه کرده اند .:happy:

    به امید اینکه دیگر مباحث این چنین در سطح یک فروم تخصصی نبینیم .

    گذشت زمان خود حلال همه مشکلات خواهد بود .
    *********************

    ;)
     
  2. alireza sh

    alireza sh مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏2 ژانویه 2006
    نوشته ها:
    2,668
    تشکر شده:
    68
    محل سکونت:
    نصف جهان
    توماس جان

    وقت بسیاری گذاشته اید و پست زیبایی زده اید

    فقط این نکته را عرض کنم که عمو بهروز عزیز ، از مدیریت فروم خداحافظی کرده اند نه از خود فروم. و به محض اینکه عنوان ایشان به مدیر بازنشسته تغییر کند ، برخواهند گشت.


    در زندگی هر شخص مسائل و مشکلات و اصول و رفتارهایی هست. به اصول دیگران احترام بگذاریم ....
     
  3. ma_christian

    ma_christian Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏25 ژانویه 2007
    نوشته ها:
    366
    تشکر شده:
    2
    محل سکونت:
    Tehran
    موافقم ...

    از شما Don Thomas هم ممنونم بابت پست زیبایتان و البته منطقیتان.
     
  4. parsa

    parsa Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏19 مارس 2006
    نوشته ها:
    1,292
    تشکر شده:
    93
    سلام توماس جان! خوشحالم كه ميبينمت!!! [​IMG]
    البته مدت زياديه كه ظاهرا دوباره در قسمت بازي ها فعاليت ميكني ولي خب من تقريبا اصلا به اونجا سر نميزنم!

    گرچه عادت به خوندن پست هاي طولاني ندارم ولي همه متن شما رو دقيق خوندم!
    تنها چيزي كه ميتونم بگم اينه كه آرزو دارم دوباره بهروز رو تو فروم ببينم، ولي...

    ولي يه چيزي رو بايد قبول كرد و اون اينكه همونطور كه دوستمون عليرضا گفتند: در زندگی هر شخص مسائل و مشکلات و اصول و رفتارهایی هست. به اصول دیگران احترام بگذاریم.... !
    من هم گرچه قبولش برام مشكله ولي فكر ميكنم اسفنديار، بهروز، سعيد، ياشار و.... تصميماتشون براشون مهم هست و لابد برا خودشون دلايل و مشكلاتي دارن!

    فكر كنم يه چيز رو همه قبول داشته باشيم و اون اينكه اگر زماني زندگي حقيقي و واقعيمون بخواد تحت الشعاع زندگي مجازي قرار بگيره، يقينا اولويت در تقديم اولي بر دومي هست!


    (بعد از اديت):

    البته اينم رو اضافه كنم كه واقعا دلم برا بهروز و ياشار تنگ شده...!!! [​IMG]
    اميدوارم هركجا هستند خوش و سلامت باشند و البته از صميم قلب آرزو ميكنم دوباره در فروم ببينمشون! [​IMG]
     
  5. pooya007

    pooya007 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏29 جولای 2005
    نوشته ها:
    3,705
    تشکر شده:
    10
    محل سکونت:
    آخر خط
    یه لحظه آواتار بهروز رو دیدم ذوق کردم ..فکر کردم برگشته [​IMG]
     
  6. parsa

    parsa Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏19 مارس 2006
    نوشته ها:
    1,292
    تشکر شده:
    93
    ها راستي منم يادم رفت بگم!!!

    به نظر من اين آواتار بهروز كپي رايت داره!
    هيچكس غير از خودش نميتونه استفاده كنه! حتي شما توماس عزيز!

    ببخشيدها ولي اين نظر بنده هست اگر چه براتون احترام زيادي قائلم!

    (جداي از اينكه استفاده از آواتار ديگران ممنوع هم هست!)
     
  7. vbigdeli

    vbigdeli کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏15 آگوست 2004
    نوشته ها:
    1,899
    تشکر شده:
    6
    محل سکونت:
    *.*.*
    کشتید این بهروز را! بنده خدا لابد مشغولیت زندگی داره دیگه! طوری انتظار نداشته باشید که پس فردا مدیونش بشیم [​IMG]

    فروم یک محیط تبادل نظر هست و اگه آقا بهروز اینجا راحت نباشن یا فقط از خودشون اطلاعات درکنن! این میشه فایده واسش؟
     
  8. Don Thomas

    Don Thomas کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏25 ژوئن 2007
    نوشته ها:
    530
    تشکر شده:
    1
    محل سکونت:
    Lost Heaven
    سلام و تشکر از شما دوستان پر انگیزه و مصلحت اندیش این حقیر .

    حداقل تا این لحظه تعدادی از عزیزان , صداقت این را داشته اند که نسبت به مطالب عنوان شده , نظرات خود را بنویسند .:rolleyes:

    و این نشان از بزرگی روح بشر است که , سعادت هر فردی را در خود , دارد و این سعادت چیزی نیست جز , خود باوری و شکست نفس سرکش .

    این سخن شما , سخت جگر مرا می سوزاند . شاید به صورت سطحی و گذرا سخن شما برای دوستان قابل باور باشد ولی در عمق آن حقیقتی تلخ است و حداقل برای من قابل درک نیست .

    بگذریم از این موضوع , چون در پست اول از همگی عزیزان چنین درخواستی را داشته ام , هر چند مسئله ای سنگین است ولی به همان دلایل , ( عقاید و شخصیت و احترام ) , می توان با آنها کاملا منطقی برخورد کرد .

    خواهش می کنم دوست عزیزم .
    اینکه مطالب من رو منطقی تصور کنید یا نه , فقط به شخصیت شما و عقیده و اخلاق شما بستگی دارد , وگرنه , اینها مطالبی هستند که بدون شک خود شما هم بر آنها تسلط کافی دارید .

    قصد من , یک یاد آوری , نسبت به بعضی از مسائلی که ممکن است به فراموشی سپرده شده باشند , بود .

    با تشکر .

    **********
     
  9. Don Thomas

    Don Thomas کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏25 ژوئن 2007
    نوشته ها:
    530
    تشکر شده:
    1
    محل سکونت:
    Lost Heaven
    سلام پارسا جان . من نیز خوشحالم که دوباره سعادت دیدار شما را در اختیار دارم . ( البته من علامت تعجب نمی گذارم ) :rolleyes:

    نشان از سخاوت شما و بزرگی شما دارد که حوصله به خرج دادید و مطالب این حقیر را مطالعه داشته اید .


    بله , من هم موافقم و به این موضوع بسیار در پست اول پرداخته ام .
    این هم صد درصد مورد قبول همه می باشد .:happy:

    در مورد آواتور هم , بسیار شرمنده ام , گفتم از این طریق ارادت خودم را به ایشان نشان داده باشم , ولی مثل اینکه استاد عزیزم " آقا بهروز " دیروز آواتور خودشان را تغییر داده اند , که قطعا از منظور ایشان آگاه شده ام و جای هیچ نگرانی نیست .

    به هر حال اگر این کار من باعث رنجش خاطر شما شده است , بگویید تا در آن تغییری انجام بدهم .:happy:

    پویا جان ,

    شود آیا که نگارم ز سفر باز آید *** یار هم صحبتم آن دلبر طناز آید

    رازها در دل من هست و نسازم ابراز *** تا که آن محرم دل همدل و همراز آید

    بسته ام همچو صدف لب ز سخن پیش رقیب *** لب خود باز کنم چونکه هم آواز آید

    اگر آن یار سفر کرده بیاید ز سفر *** طایر روح من از شوق بپرواز آید

    سخت در پنجه مهرش دل من گشته اسیر *** چون کبوتر که بسر پنجه شهباز آید

    تا ابد می خرم این درد نفس گیر بجان *** که مسیحا نفسم با همه اعجاز آید

    :happy:
     
  10. Don Thomas

    Don Thomas کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏25 ژوئن 2007
    نوشته ها:
    530
    تشکر شده:
    1
    محل سکونت:
    Lost Heaven
    ما هم قصدمان این است که , به این بحث ها پایان بدهیم و این تاپیک , آخرین تاپیکی باشد که به این مسائل می پردازد .

    امید به اینکه , همه بتوانیم , خود را بهتر از قبل بشناسیم .

    ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** **
     
  11. alireza sh

    alireza sh مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏2 ژانویه 2006
    نوشته ها:
    2,668
    تشکر شده:
    68
    محل سکونت:
    نصف جهان
    جسارتا من هم موافقم .
     
  12. persian-earning

    persian-earning کاربر فعال درآمد اینترنتی کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏31 جولای 2004
    نوشته ها:
    1,073
    تشکر شده:
    1
    محل سکونت:
    UnderNet
    سلام دوستان

    من امروز با بهروز عزیز صحبت كردم . پیرامون اين موارد و به خصوص تاپيك ارزشمند شما . تاپيك را هم به ايشان نشان دادم . پاسخ ايشان را براي شما ارسال مي كنم


    دوست خوبم
    توماس

    من مشكلي با فروم ( اعم از مديران – كاربران – ادمين ها ) ندارم و همچنين تصميم به كناره گيري از فروم اتخاذ نشده است . تنها به اين نكته اكتفا مي كنم كه چون ديگر نمي توانم در مقام يك مدير ايفاي نقش كنم و اين عنوان با خود مسئوليت هايي به همراه دارد كه من در شرايط فعلي نمي توانم پاسخگوي مناسبي براي اين مسئوليت ها باشم ( به دليل مشكلات كاري و . . . ) شايسته نيست در اين مقام در فروم حضور يابم ( تا زمانيكه تصور مي كردم مي توانم خدمتگزار شما عزيزان باشم با تمام توان در خدمت دوستان مهربانم بودم و اگر كمي و كاستي هم بوده از ناتواني من بوده و مطلب ديگري در ميان نيست و اگر روزي تصور كنم كه مي توانم در مقام خدمتگزار شما خدمتي انجام دهم يقيانا دريغ نخواهم كرد ) و بلافاصله پس از ارتقا به درجه يك كاربر ساده در جمع دوستان عزيزم خواهم بود و تصميم دارم پيگير جدي فعاليت هاي گذشته باشم با اين تفاوت كه اينبار بار مسئوليتي وجود ندارد كه مانع رسيدگي به كارهاي مورد علاقه ام شود و يقيانا پس از اين دوران فارغ از مسئوليت ها به صورت جدي در جمع شما عزيزان حضور خواهم داشت .

    به همين خاطر فعلا بحث خداحافظي ساده يا پيچيده منتفي است . اينجا نامش فروم پرشين تولز است با 3 ادمين و چندين مدير كه البته اين تعريفي سخت افزاري از مساله است . اما اين فروم ( و همچنين هر اجتماعي ) قلبي دارد براي حيات كه در اينجا من و تو هستيم كه در آن مي تپيم و حياتي اگر هست به حضور من و توست . اينجا پل ارتباطي است براي برقراري شريان هاي اين قلب و چون من و تو در آن مي تپيم پس زنده است


    با مهر
    بهروز
     
  13. parsa

    parsa Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏19 مارس 2006
    نوشته ها:
    1,292
    تشکر شده:
    93
    ما بيشتر...! ضمنا اين علامت خوشحالي هست نه تعجب! :happy:
    چوبكاري نكن توماس جان...! [​IMG]

    در مورد آواتور هم قصد جسارت خدمت شما نبود! تنها تذكري دوستانه بود!
    چون اگر اين كار روال پيدا كنه اونوقت شهر پي تي قاطي پاتي ميشه! فكر كنم براي جلوگيري از همين مشكل بوده كه قانون منع استفاده از آواتار ديگران وضع شده!


    در مورد برگشت بهروز عزيز هم اگر قراره برگرده خداحافظي كنه و دوباره ديگه نبينيمش، به نظر ناقص خودم اين كار اتفاق نيفته بهتره!!! چون مطمئنم هم برا خود ايشون اين كار سخت هست و هم براي ما...!!! :(
    البته اگر روزي بفهمم بهروز عزيز دوباره قصد برگشت دائمي به فروم رو داره، خدا ميدونه بهترين روز زندگي من در اين محيط مجازي هست!!! [​IMG]
     
  14. parsa

    parsa Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏19 مارس 2006
    نوشته ها:
    1,292
    تشکر شده:
    93
    بهروز عزيز الان پست دوست گراميمون رو خوندم كه با شما صحبت كرده و شما هم گويا اينجا رو خوندين!
    خدا ميدونه چقدر خوشحال شدم...!!! [​IMG]

    اميدوارم هركجا هستي سالم و سلامت و پيروز باشي و به زودي به جمع ما برگردين! :happy:

    فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
    گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش

    دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند
    خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش

    جای آن است که خون موج زند در دل لعل
    زین تغابن که خزف می​شکند بازارش

    بلبل از فیض گل آموخت سخن ور نه نبود
    این همه قول و غزل تعبیه در منقارش

    ای که در کوچه معشوقه ما می​گذری
    بر حذر باش که سر می​شکند دیوارش

    آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست
    هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

    صحبت عافیتت گر چه خوش افتاد ای دل
    جانب عشق عزیز است فرومگذارش

    صوفی سرخوش از این دست که کج کرد کلاه
    به دو جام دگر آشفته شود دستارش

    دل حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود
    نازپرورد وصال است مجو آزارش​
     
  15. mooZmar

    mooZmar مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏9 نوامبر 2004
    نوشته ها:
    7,432
    تشکر شده:
    139
    با تشکر از دوستان و توماس عزیز
    با توجه به توصیه های مدیران و بهروز عزیز...اجازه بدین که این مسائل از طریق راههای خودش حل بشه...
    ممنون..!
     
وضعیت موضوع:
موضوع بسته شده است.
عسل طبیعی و گرده گل ایرانیavanak