آژانس هواپیماییexchanging

سرخپوستان بزرگ مى گويند

شروع موضوع توسط Persiana ‏14 نوامبر 2007 در انجمن داستان

  1. Persiana

    Persiana مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏18 جولای 2005
    نوشته ها:
    4,194
    تشکر شده:
    122
    محل سکونت:
    Persian Empire
    من هميشه به سرخ پوستان و زندگيشون علاقه داشتم، براى‌همين اين کتاب رو گرفتم و فکر مى‌کنم که ارزش معرفى شدن در اين قسمت رو هم داشته باشه ^_^

    [​IMG]

    نام اصلى: Native American Wisdom
    گردآورى متون: گرگورى سى . آرون
    عکس ها از: ادوارد شريف کرتيس
    مترجم: شکوه عبداللهى
    قطع: مربعى / جيبى
    ناشر: ياهو

    سرخپوستان بزرگ مى‌گويند يا Native American Wisdom کتابى است دو زبانه (فارسى / انگليسى) با ترجمه ى شکوه عبداللهى ، حاوى سخنان مردان بزرگ و رؤساى قبايل سرخپوست آمريکاى شمالى که در عين حکيمانه بودن بسيار نيز دلنشين مى باشد. در واقع مى ‌توان آنرا کتابى از سخنان قصار سرخپوستان ناميد.

    اين سخنان توسط گرگورى سى آرون گردآورى شده و عکس هاى کتاب از ادوارد کرتيس است. درست است که اين تصاوير به صورت سياه و سفيد مى باشند ولى باز هم در انتقال حس زيبايى و آرامش به خواننده مؤثر عمل مى‌کنند.

    مقدمه ى کتاب پيامى از رئيس سياتل است که در پاسخ به رئيس جمهور وقت آمريکا درباره ى پيشنهاد دولت مرکزى مبنى بر خريد زمين هاى سرخپوستان چنين مى گويد:


    "چگونه مى ‌توان آسمان و يا گرماى يك سرزمين را خريد يا آنها را فروخت؟ تصور چنين چيزى براي ما دور از ذهن و بيگانه است. وقتي ما مالك طراوت هوا و شفافيت آبها نيستيم، چگونه مى ‌توان آنها را از ما خريد؟

    هر نقطه از خاک اين سرزمين براى مردم من مقدس است. هر برگ سوزنى و درخشان کاج، هر ساحل شنى اين سرزمين، مهى که در دل جنگل هاى تاريک پيچيده است، هر حشره اى که طبيعت را پاکسازى مى کند و صداى هر حشره، در زندگى و خاطرات مردم من مقدس است.

    شيره ى جارى در درختان اين سرزمين، حاصل خاطرات مردان سرخ است.

    وقتى مردان سفيد مى روند تا در ميان ستارگان گام نهند، مردگان آنها زادگاهشان را از ياد خواهند برد، اما مردگان ما هرگز اين سرزمين زيبا را که مادرِ مرد سرخ است از ياد نخواهند برد. ما بخشى از زمين هستيم و زمين بخشى از ماست. گل هاى عطر آگين خواهران ما و آهوان، اسب ها و عقاب بزرگ برادران ما هستند. صخره هاى بلند، شيره ى گياهان در دل سبزه زارها، گرماى بدن اسبان کوچک و انسان، همه به يک خانواده تعلق دارند."


    ناشر اين کتاب نشر ياهو است و کار طراحى و صفحه آريايى آن توسط جمهوره عليزاده و مجيد ارونقى انجام گرفته است. اين کتاب براى اولين بار در سال 1383 در 192 صفحه و قيمت 700 تومان به چاپ رسيد.
    ‌‌​
     

    فایل های ضمیمه:

  2. Persiana

    Persiana مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏18 جولای 2005
    نوشته ها:
    4,194
    تشکر شده:
    122
    محل سکونت:
    Persian Empire
    نمونه هايى از سخنان آورده شده در اين کتاب:


    همه چيز در جهان دو گانه است. ما در ذهن خود دو گانه ايم، خوب يا بد. با چشم هاى خود دو گونه چيز مى بينيم، چيزهايى که زيبا هستند و چيزهايى که زشتند. دست راست ما براى صدمه زدن و در جهت شر و بدى به کار مى رود و دست چپ که نزديک به قلب است پر از مهربانى است. ممکن است يکى از پاهايمان ما را به راه بدى و شر پيش ببرد و پاى ديگرمان به سوى خوبى و نيکى. به همين دليل همه چيز دوگانه است، تماما دو گانه.

    رئيس عقاب (لتاکتز - لسا)
    قبيله ى پاونى



    تعليم کهن سرخپوست اين بوده که جدا کردن هر روينده اى که مى تواند رشد کند از زمين، کار اشتباهى است.
    مى توان آن را قطع کرد اما نبايد از ريشه بيرونش آورد.
    درخت ها و گياهان داراى روح هستند. هر وقت يک سرخپوست نيک بخواهد براى نياز خود، يکى از اين رويندگان را از ميان بردارد، اين کار را با اندوه و دعا براى بخشايش انجام مى دهد.


    پاچوبى
    قبيله ى شايان



    من بر فراز دشت ها به دنيا آمده ام، جايى که باد آزادانه مى وزيد و هيچ چيز جلوى تابش خورشيد را نمى گرفت. من جايى به دنيا آمده ام که هيچ حصارى در آن نبود و همه چيز آزادانه نفس مى کشيد.
    من همه ى رودها و جنگل هاى بين ريو گرانده و آرکانزاس را مى شناسم. در آن سرزمين شکار کرده و در آنجا به سر برده ام. من مانند پدران خود زندگى کرده و همانند آنها شادمانه زيسته ام.

    دَه خرس (پارا - وا - سمم)
    رئيس يامپارِتکا کٌمانچى




    مرگى وجود ندارد، فقط جهانت تغيير مى کند.

    سياتل
    رئيس قبيله ى سوکواميش
    ‌‌
     
  3. جاوید ایران

    جاوید ایران مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏1 ژانویه 2007
    نوشته ها:
    1,250
    تشکر شده:
    11
    محل سکونت:
    اسپادانا
    با درود

    من هم علاقه ی بسیاری به عرفان سرخپوستی ، آداب و رسوم و راز و رمزهای زندگی آنان دارم...فقط کتاب پیرامون این موضوع در بازار اندک می باشد.

    این هم سایت موزه ملی سرخپوستان ایالات متحده آمریکا.

    روح بزرگ در همه چيز هست. او در هوایی است كه تنفس مي كنيم. روح بزرگ، پدر ماست...
     
  4. جاوید ایران

    جاوید ایران مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏1 ژانویه 2007
    نوشته ها:
    1,250
    تشکر شده:
    11
    محل سکونت:
    اسپادانا
    با پروانه از بانو پرشیانا


    چپق مقدس ، هفت آیین سرخپوستی اوگ لالا سو به روایت گوزن سیاه

    نوشته ی : براون جوزف ایس

    برگردان : عسکری پاشایی
     
  5. mndst

    mndst Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏26 مارس 2007
    نوشته ها:
    143
    تشکر شده:
    0
    اینو کی گفته. چه دید قویی نسبت به آینده داشته.

    چه جالب نمی‌دونستم سیاتل اسم سورخپوستیه.



    اخیرا هر چی سرپوست و اینا می‌بینم یاد این فیلمه می‌افتم که همه سرخپوستا طبق رسمشون توی یه ظرفی توف کردن. جیم کری سر کشید.
     
  6. Persiana

    Persiana مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏18 جولای 2005
    نوشته ها:
    4,194
    تشکر شده:
    122
    محل سکونت:
    Persian Empire
    آه، خوشحالم که شما هم به سرخپوستان علاقمنديد،از سايت موزه هم سپاسگزارم، همچنين کتابى که معرفى فرموديد ^_^. بله متأسفانه زياد کتاب در رابطه باهاشون تو ايران نيست مگر مواردى معدود :(


    ولى الان که داشتم نگاه مى‌کردم ديدم ظاهرا از همين انتشارات و در دنباله ى همين کتاب، "سرخپوستان بزرگ مى گويند 2" چاپ شده که به مجموعه اى از دعاهاى آنان مى پردازد:


    [​IMG]


    آه، ای روح بزرگ
    که صدایت را در باد می شنوم
    و نفست به تمامی جهان حیات می بخشد
    صدایم را بشنو!
    من به عنوان یکی از بیشمار فرزندانت،
    به سوی تو می آیم
    ‌‌
    ‌‌
     
  7. Persiana

    Persiana مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏18 جولای 2005
    نوشته ها:
    4,194
    تشکر شده:
    122
    محل سکونت:
    Persian Empire
    در اواخر قرن نوزدهم.

    سياتل در اصل ترجمه ى انگليسى نام سيال-لا-کوم، رئيس قبايل سوکواميش و دواميش هست که در منظقه ى سياتل امروزى ساکن بودند و در سال 1853 با پيشنهاد داک مينارد و به افتخار نام رئيس اين قبايل، اون منطقه که از سوى مهاجرين، نيويورک آلکى و دوامپز ناميده ميشد، به سياتل تغيير نام يافت.

    [​IMG]

    اطلاعات بيشتر در رابطه با رئيس سياتل:
    http://en.wikipedia.org/wiki/Noah_Sealth

    اطلاعات بيشتر در رابطه با شهر سياتل:
    http://en.wikipedia.org/wiki/Seattle
    ‌‌

    ‌‌
     
  8. Persiana

    Persiana مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏18 جولای 2005
    نوشته ها:
    4,194
    تشکر شده:
    122
    محل سکونت:
    Persian Empire
    اين هم متن کامل پيام رئيس سياتل که در مقدمه ى ‌اين کتاب آمده:



    چگونه مي‌توان آسمان و يا گرماي يك سرزمين را خريد يا آنها را فروخت؟ تصور چنين چيزي براي ما دور از ذهن و بيگانه است. وقتي ما مالك طراوت هوا و شفافيت آبها نيستيم، چگونه مي‌توان آنها را از ما خريد؟

    هر نقطه از خاك اين سرزمين براي مردم من مقدس است. هر برگ سوزني و درخشان كاج، هر ساحل شني اين سرزمين، مهي كه در دل جنگل‌هاي تاريك پيچيده است، هر حشره‌اي كه طبيعت را پاكسازي مي‌كند، و صداي هر حشره، در زندگي و خاطرات مردم من مقدس است . . .
    وقتي مردان سفيد مي‌روند تا در ميان ستارگان گام نهند، مردگان آنها زادگاهشان را از ياد خواهند برد. اما مردگان ما هرگز اين سرزمين زيبا را كه مادرِ مرد سرخ است، از ياد نخواهند برد. ما بخشي از زمين هستيم و زمين، بخشي از ماست. گل‌هاي عطرآگين، خواهران ما، و آهوان، اسب‌ها، و عقاب بزرگ، برادران ما هستند. صخره‌هاي بلند، شيره گياهان در دل سبزه‌زارها، گرماي بدن اسبان كوچك، و انسان، همه به يك خانواده تعلق دارند . . .

    آب زلالي كه در نهرها و رودخانه‌هايش جاريست، نه‌تنها آب، بلكه خون نياكان ماست. اگر ما اين سرزمين را به شما بفروشيم، بايد به ياد داشته باشيد كه اين‌جا مقدس است، و بايد به فرزندان خود نيز بياموزيد كه اين‌جا سرزمين مقدسي است، و انعكاس هر گوشه آن، در آب‌هاي شفاف درياچه‌هايش، بازگوكننده حوادث و خاطرات مردم من خواهد بود. زمزمه آب، صداي نياكان من است.

    رودخانه‌ها، برادران ما هستند، ما را سيراب مي‌كنند. قايق‌هاي ما را به پيش مي‌رانند، و كودكان ما را تغذيه مي‌كنند. اگر ما سرزمينمان را به شما بفروشيم، بايد همواره به ياد داشته باشيد، و به فرزندان خود نيز بياموزيد كه رودخانه‌ها برادران ما هستند، و از اين پس بايد مثل برادران خود، با آنها مهربان باشيد. ما مي‌دانيم كه مردان سفيد رفتار ما را درك نمي‌كنند. براي آنها يك بخش از زمين، با ساير بخش‌هاي آن فرقي نمي‌كند زيرا مرد سفيد، بيگانه‌اي است كه شبانه هر آن‌چه مي‌خواهد از زمين به يغما مي‌برد. براي او زمين مثل يك برادر نيست، بلكه مثل دشمن اوست. وقتي آن‌را تصرف كرد، باز هم به پيش مي‌رود. او مزار پدران خود را پشت سر مي‌نهد، و حق زاده شدن فرزندان خود را از ياد مي‌برد. او با مادرِ خود، زمين، و با برادر خود، آسمان، مثل اشيايي رفتار مي‌كند كه مي‌توان آنها را خريد، يا به يغما برد. يا اين‌كه مثل گوسفندان، يا جواهراتي درخشان به فروش رسانيد. او با سيري ناپذيري‌اش زمين را مي‌بلعد و نابود مي‌كند، و جز بياباني خشك و لم‌يزرع، چيزي در پشت سر خويش باقي نمي‌گذارد . . .


    [​IMG]


    نمي‌دانم، راه ما با راه شما متفاوت است. منظره شهرهاي شما، چشمان مرد سرخ را مي‌آزارد. اما شايد اين براي آن باشد كه مرد سرخ، بدوي و بي‌تمدن است و چيزي نمي‌فهمد.
    در شهرهاي مردان سفيد، هيچ مكان ساكت و آرامي وجود ندارد، جايي كه بتوان به هنگام بهار، صداي باز شدن برگ‌ها را شنيد، و يا جايي كه بتوان به صداي ملايم بال زدن حشرات گوش سپرد. اما شايد اين به‌خاطر آن باشد كه من، بدوي و بي‌تمدن هستم و چيزي نمي‌فهمم. هياهوي شهرها، گوش را مي‌آزارد. اگر انسان نتواند فرياد مرغ شب، و يا گفتگوي قورباغه‌هايي كه شبانگاه در كنار بركه‌اي گرد آمده‌اند را بشنود، زندگي چه معنايي مي‌تواند داشته باشد؟ من يك مرد سرخ هستم و چيزي نمي‌فهمم. سرخپوست‌ها صداي ملايم باد را بر سطح بركه‌ها، و بوي باد آميخته با طراوت باران و يا عطر درختان كاج را دوست دارند . . .

    آدمي بدون جانوران چه خواهد كرد؟ اگر همه حيوانات از ميان بروند، انسان به‌خاطر تنهايي و انزواي عظيم روحش خواهد مُرد. زيرا هر آنچه كه براي جانوران رُخ دهد، خيلي زود براي انسان نيز رُخ خواهد داد. همه چيز به هم پيوسته است.

    بايد به فرزندان خود بياموزيد كه زمين زير پايشان، خاكستر نياكان ماست، و بايد به اين سرزمين، حرمت نهند. به فرزندان خود بگوييد كه اين زمين، سرشار از روح اجداد ماست. به فرزندان خود بياموزيد كه زمين، مادر ماست، همان‌گونه كه ما اين‌را به فرزندان خود آموختيم. هر آن‌چه كه بر زمين روا گردد، بر پسران زمين نيز روا خواهد شد.

    انسان، تار تقدير را نمي‌تند، بلكه او خود نيز تنها رشته‌اي تنيده در ميان اين تار است. هر آن‌چه بر اين تار روا دارد، بر خود روا داشته است . . .


    برگرفته از سايت انجمن جبهه طبيعت
    ‌‌
     
  9. Persiana

    Persiana مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏18 جولای 2005
    نوشته ها:
    4,194
    تشکر شده:
    122
    محل سکونت:
    Persian Empire

    هيچ يک از پرندگان ، حتى آنهايى که از يک گونه اند ، شبيه هم نيستند. همينطور حيوانات و انسان ها. دليل اينکه واکان تانکا *، دو پرنده ، حيوان و يا انسان را کاملا شبيه هم خلق نکرده اين است که واکان تانکا هر يک را آفريده تا بى مانند باشد و بر خود تکيه کند.

    تيرانداز
    قبيله ى تتون سو



    * واکان تانکا (Wakantanka) : "روح بزرگ" قبيله ى داکوتا

    ‌‌