منتخب بازارچه

***سفر بايسيكل توريستي نوم***

GNOME

Registered User
همینطور که همه دوستان می دونند مسیر رکابزنیم استانبول تا انتالیا به مسافت حدودی 1400 کیلومتر بود که با مسیر فرعی که برای رسیدن به پاموکاله انتخاب کردم از 1600 کیلومتر هم رد کرد
یه توضیح جزئی میدم چون تو یه وبلاگ دارم روزمه سفر رو یادداشت می کنم و همینجا قرار خواهم داد
بعد از بسته بندی کامل دوچرخه از مشهد به سمت تبریز راه افتادم

از تبریز به ارومیه رفتم برای دیدن دکتر خودمون (فمارا) و از اونجا هم با اتوبوس رفتم به وان
مسیر ارومیه تا وان واقعا افتضاح بود

از وان اتوبوس نشستم به مالاتیا و از اونجا هم به استانبول
به محض رسیدن به استانبول دوچرخه رو اماده کردم و با شوق فراوان رکابزدم به سمت ازمیت
مسیر های بعدی من در روزهای بعد یالووا-بورسا-مصطفی پاشا-بالیکسیر-اخیسار-ازمیر-کوش اداسی-ایدین-دنیزلی-فتحیه-کاس-کمر و انتالیا بود


پاموکاله

کوش اداسی

کمر

ازمیر

 

GNOME

Registered User
یک شب احساس نا امنی کردم و با اینکه خسته بودم دوچرخه رو باز کردم و اوردم داخل چادر

وسایل خوراک پزیم
بیشتر خوراکم شده بود کنسرو

بعد از رسیدن به انتالیا و کمی اموزش ماهیگیری توسط یه بنده خدای لیبریایی و چند ساعتی کنار اب موندن تصمیم گرفتم فورا برگردم استانبول
با تموم شدن مسیری که واسه رکاب زنی در نظر گرفته بودم خوشحال به سمت استانبول حرکت کردم.در بین راه با zefer که قرار بود میزبان من باشه هماهنگ کردم و ادرس دقیق منزلش رو پرسیدم
تقریبا حوالی ظهر رسیدم استانبول و با کشتی رفتم به قسمت اسیایی استانبول و از اونجا هم به کادوکای که خونه zefer اونجا بود
میزبان عزیز ما نهار رو فراهم کرد و خودش رفت سر کار.من هم که 4 شب بود نخوابیده بودم فورا خوابیدم
شب که دوست ما برگشت کمی در مورد فیلم های فارسی صحبت کردیم . این بنده خدا علاقه زیادی به مجید مجیدی داشت
اخر شب دوش گرفتم و خوابیدم.تب و لرز عجیبی داشتم و صبح با همون حال خراب از خونه زدم بیرون و رفتم به میدن تکسیم-استقلال-مسجد سلطان احمد و مسجد ابا صوفیا
شب دوباره برگشتم به خونه دوستم و تصمیم داشتم روز بعد به جزیره بیوک ادا بروم
اما خوابیدن همانا و تب و لرز انچنانی همان.صبح که از خواب پا شدم دیدم اصلا نمی تونم روی پای خودم واستم.از تجربه دوستانی که تو ترکیه رفته بودن بیمارستان تصمیم داشتم دکتر نرم
ضفر صبح زود از خونه رفته بود بیرون و یادداشت گذاشته بود که وقتی رفته جزیره نهار بیا محل کار من و کلید خونه رو هم گذاشته بود روی میز
من دیدم حالم خرابه و نمی تونم برم جزیره تو یه تصمیم فوری رفتم ترمینال و اتوبوس گرفتم واسه برگشت و تو مسیر زنگ زدم به دوستم و خداحافظی کردم و ماجرا رو توضیح دادم
هنوز یک ساعتی از حرکت اتوبوس نگذشته بود که دیدم بدنم پر از دانه شده و احساس کردم که ابله مرغان گرفتم.بعد از رسیدن به مرز تا ماکو رکاب زدم و از اونجا هم رفتم ارمیه و دوباره مزاحم فمارای عزیز شدم
شب رو تو ارومیه موندم و صبح رفتم داروخونه دکتر وسایل و دوچرخه رو برداشتم و حرکت کردم به سمت مشهد

میدان تکسیم

من و ضفر و مهمت
 

hoorsa

کاربر ویژه گفتگوی آزاد
کاربر فعال
آخی چقدر جالب تعریف کردی
چه عکسهای خوبی
مرسی دوست خوبم
ایشالا عکسهای جدید سفرهای جدید
 

GNOME

Registered User
کلک میگم اونجا رفتی دیسکو هم رفتی؟ اگه رفتی چیزی خوردی؟اگه خوردی بعدش چکار کردی؟ کار دیگه ایی هم انجام دادی؟ :D
نه دیسکو رفتم و نه کار دیگه ای انجام دادم
خدا رو شکر به همه چی حساسیت دارم
80 درصد مردم ترکیه سیگار به دست هستند و عذابی بود واسه من
مدام در حال سرفه بودم
 

GNOME

Registered User
کلک میگم اونجا رفتی دیسکو هم رفتی؟ اگه رفتی چیزی خوردی؟اگه خوردی بعدش چکار کردی؟ کار دیگه ایی هم انجام دادی؟ :D
کسانی که دیسکو و چیز دیگه می خواستند همون وان پیاده شدند که تعدادشون خیلی زیاد بود
دیوانه نیستند وقتی با 25 تومان می تونند برن اونور این همه راه برن استانبول
 

mehdi_2006

Registered User
آقا دمت گرم ، لذت بردیم

اگه اشکالی نداره یه توضیحاتی در مورد مخارج بده ببینم یه همچین سفری چقدر خرج برمیداره
لذت می برم از ارادت

آفرین، آفرین ، آورین، آورین//
 

amir3408

Registered User
مرسی

2 تا چادر داشتی؟ هزینه ها رو هم بگو. برخورد مردم ترکیه چطور بود؟ حالا اون مرضیت چی بود؟ کلا توضیح بده دیگه چه میدونم چی بپرسم.
 

amir3408

Registered User
راستی برادر مگه نمیگن زین دوچرخه نباید خیلی پایین باشه چون برای زانو شدید مشکل ایجاد میکنه....شما که کل مسیر زینت پایین بوده.
 

GNOME

Registered User
مرسی

2 تا چادر داشتی؟ هزینه ها رو هم بگو. برخورد مردم ترکیه چطور بود؟ حالا اون مرضیت چی بود؟ کلا توضیح بده دیگه چه میدونم چی بپرسم.
چادر یدونه داشتم
اون نارنجی رنگه روکش ضد اب هست
بر خورد مردم ترکیه خوب بود اما پلیسشون کمی اذیت کرد و نذاشت تو چند تا از شهر ها شب رو چادر بزنم
تو یه شهر که اصلا نزاشتند بمونم و به اصرار بیرونم کردند
مریضیم ابله مرغان بود که خوشبختانه بعد از برنامه رکابزنی مبتلا شدم
من انچنان قد بلند نیستم اندازه زین مناسب بود
در مورد هزینه ها هم چشم جمع می بندم میگم
اما اگه خرده ریزه بخوام بگم
دستشویی 1 لیر
ساندویچ حدود 7 لیر
اب معدنی بزرگ 2 لیر
یه پرس کباب با یه کف دست برنج (برنج به سختی پیدا کردم) + نوشابه 16 لیر

سختیم اونجا شارژ کردن وسای های برقیم بود که باید 1 لیر میدادم و زیاد هم شارژ نمی کرد
 

GNOME

Registered User
آقا دمت گرم ، لذت بردیم

اگه اشکالی نداره یه توضیحاتی در مورد مخارج بده ببینم یه همچین سفری چقدر خرج برمیداره
لذت می برم از ارادت

آفرین، آفرین ، آورین، آورین//
سپاس دوست عزیز
چشم
جمع بندی کردم میگم مخارج رو
اگه قیمت چیز خاصی مد نظر بود بفرمایید اگه میدونستم میگم
 

al7one

Registered User
اقا خیلی خوشم اومد دمت گرم ..:)
خیـــــلی ازین حرکتا خوشم میاد همین مسافرتای اینجوری و اینا...

موفق باشی..
 

mehdi_2006

Registered User
سپاس دوست عزیز
چشم
جمع بندی کردم میگم مخارج رو
اگه قیمت چیز خاصی مد نظر بود بفرمایید اگه میدونستم میگم
چشمت سلامت

والا چیزی خاصی مد نظرم نیست چون اصلا با نوع هزینه های غیر معمول آشنایی ندارم

میخام یه شمه کلی از حدود مخارجش دستم بیاد
 

Carlsberg

کاربر تازه وارد
من امروز خوندم دو سه صفحه رو واقعا کار جالبی بود
تلویزیون هم نشونتون داد؟؟؟
در هر صورت بسیار عالی بود، تبریک میگم
 
بالا