منتخب بازارچه

برگزیده های پرشین تولز

طنز آوران امروز ايران

Even Star

کاربر فعال فرهنگ و هنر
کاربر فعال
تاریخ عضویت
5 می 2007
نوشته‌ها
2,447
لایک‌ها
127
محل سکونت
Valinor
مثلا مقدمه
reading.gif

هر گردویی گرد است اما هر گردی گردو نیست.هر طنزی هم خنده دار است اما هر نوشته ی خنده داری طنز نیست.ممکن است هجو هزل یا فکاهه باشد.
هجو: یعنی به تمسخر گرفتن عیبها و نقصها به منظور تحقیر و تنبیه از روی غرض شخصی . در تعاریف قدما هجو در برابر مدح قرار گرفته است.

طنز:یعنی به تمسخر گرفتن عیبها و نقص ها به منظور تحقیر و تنبیه از روی غرض اجتماعی و صورت تکامل یافته ی هجو است.

هزل:یعنی شوخی رکیک به منظور تفریح و نشاط در سطحی محدود و خصوصی و ان ضد جد است.

فکاهه:یعنی شوخی معتدل به منظور تفریح و نشاط در سطحی نامحدود و عمومی و صورت تکامل یافته ی هزل است.

آنچه در این جا می خوانید طنز و فکاهه است. عنوان تاپیک هم به علت آن است که این نام در میان مردم جا افتاده است...


پ ن :عنوان تاپیک و مقدمه برگرفته از کتاب طنزآوران امروز ایران نوشته ی عمران صلاحی می باشد (با کمی تصرف)
109.gif
 

Even Star

کاربر فعال فرهنگ و هنر
کاربر فعال
تاریخ عضویت
5 می 2007
نوشته‌ها
2,447
لایک‌ها
127
محل سکونت
Valinor
کیومرث منشی زاده

شناسنامه ی کیومرث منشی زاده:
نام: کیومرث
نام خانوادگی: منشی زاده
نام مستعار:حکیم
محل تولد :جیرفت
تاریخ تولد:1319
نام فرزندان طبع: سفرنامه ی مرد مالیخو لیایی رنگ پریده
خرابات
خدا در سال صفر
حافظ حافظ



از رو به رو با شلاق

• دیوانه ها عاقلان را دیوانه می دانند ,عاقلان دیوانه ها را. و چون (ظاهرا)عاقلان اکثریت دارند ,رای اکثریت سبب می شود که اقلیت از دیوانه خانه ها سر در آرند.
dash2.gif

استناد:دیوانه عاقلی است که در اقلیت قرار گرفته باشد.]نقل از قول یک قاضی عالی رتبه انگلیسی[
تبصره ی اول : احمق ها به گردن ما حق دارند ما به گردن دیوانه ها. چرا که ما مالیات میدهیم و دیوانه ها نه.
تبصره ی ثانی:دیوانه آن چنان کسی است که در انتخابات شرکت نمی کند, و خلاص-و عاقل آن چنان کسی است که در انتخابات شرکت م یکند و در حالی که می داند لزوما کسی رای ها را نمی خواند.

_ رئیس دار و المجانین دیوانه ای را میزد.زنش از او پرسید :چرا این فلک زده را میزنی؟_رئیس گفت : آخر خودش را ناپلئون جا میزند_
زن گفت:باشد . ناپلئون بودن او به کی لطمه میزند؟
_رئیس گفت: به من. آخر من ژوزفین هستم!
291.gif

نتیجه ی خانوادگی و غیره: کسی که منطق را نیرومندترین نیروها میداند وصله ی دیوانگی به اش نمی چسبد.



• خفاش اشتباها جزو پستانداران است و خانم گلدامایر اشتباها جزو زنان.
vampire.gif


• یکی گفته بود: ÷سر من شعری گفته است بهتر از شعر سعدی_گفتند:چه گفته است پسرت؟ جواب داد: پسرم گفته است

سرو قدی میان انجمنی به که هشتاد سرو در چمنی

گفتند مگر سعدی چه گفته است؟_گفت:سعدی گفته

سرو قدی میان انجمنی به که هفتاد سرو در چمنی

گفتند : و فرض که اقا زاده به شعر سعدی ناخنک هم نزده باشد بفرمایید کجای شعر ایشان بر شعر سعدی رجحان دارد؟
_پدر مهربان با دلخوری گفت : آخر من به شماها که رجحان هشتاد بر هفتاد را درک نمی کنید چه بگویم!!!!!
sarcastic.gif



• در دنیا هیچ چیز خیلی مضحک نیست چون که فی الواقع همه چیز به یک اندازه مضحک است.
hanghead.gif


• سیاستمداران هم مرض های خاص خودشان را دارند . مثلا تا امروز هر سیاستمداری که پیدا شده گفته است :(( امروز کشور در موقعیت بسیار حساسی قرار دارد)) _ معلوم نیست چه وقت موقعیت کشور حساس نیست.
آخر حساسیت زیاد مرضی است که به آن هیپر سانسی می گویند.

یک مرض دیگر سیاستمدار ها این است که همیشه ((مذاکرات )) خود را ((ثمر بخش)) می دانند.

نتیجه اخلاقی:عروسی که ننه ش تعریفشو بکنه به درد عمه ش می خوره.
happy0196.gif




• بدبختی گربه ی سیاهی است که اگر از در بیرونش کنی خودش را از سر دیوار توی خانه می اندازد. و خوب دیگر مگر تا کجا می شود دیوارها را بالا برد؟
4fvgdaq_th.gif


• لذتی که در خواندن هست در نوشتن نیست.
تعریف علمی: نوشتن, انتقامی است که نویسنده از خواننده می گیرد. و گرنه آدمیزاد چرا باید روزها و ماه ها و سال ها عمر عزیز خویش را برای تلف کردن وقت عزیز دیگران تلف کند؟
ارشاد العوام: اگر زیاد نوشتن دلیل زیاد فهمیدن بود , خودکار , می شد فهیم الملک. در حالی که همه می دانند نویسنده ی فهمیده ,می شود مطیع الدوله.
نتیجه ی گیاه شناسی: کسانی که زیاد می نویسند نه خوانندگان گرامی را دوست می دارند نه درخت ها را.
نتیجه ی ریاضیدر سلسله ی G.G.S:کسی که زیاد می نویسد ثابت می کند که کم می خواند.
نتیجه ی غیر اخلاقی:نویسندگان از خواندن نفرت دارند: زیرا وقتی را که می شود صرف خواندن کرد صرف نوشتن می کنند.
288.gif



• یک مصنف جوان قطعه ای را برای اظهار نظر بتهوون نوشت. پیرمرد علی رغم ضعف شنوایی به ان گوش داد و چون آن را بسیار مزخرف یافته بود به جوان گفت: (( برای شنیدن نظر من پنج سال دیگر تشریف بیاورید)) . جوان پرسید: ((صبح خدمت برسم یا عصر؟!!!!!!!!))
178.gif

توضیح:پشتکار خوب است ولی برای ورزشکار , نه برای هنرمند. ( همچنان که شیر خر خوب است ولی نه برای بچه آدمیزاد).
4fvfcja.gif



پ ن : صلاحی, عمران , انتشارات مروارید, صص 344-353 (با کمی تصرف)
 

Even Star

کاربر فعال فرهنگ و هنر
کاربر فعال
تاریخ عضویت
5 می 2007
نوشته‌ها
2,447
لایک‌ها
127
محل سکونت
Valinor



جواد مجابی

شناسنامه جواد مجابی:
نام:جواد
نام خانوادگی:مجابی
نام مستعار:زوبین
محل تولد:قزوین
تاریخ تولد:حدود سال 1319
نام فرزندان طبع:فصلی برای تو
یادداشتهای آدم پر مدعا
آقای ذوزنقه
یادداشتهای بدون تاریخ
زوبینی بر قلب پاییز
و...




اهمیت ((حسن)) بودن
• حسن برای همسایه اش , یک همسایه است. برای زنش شوهر و برای بقیه فقط حسن. او را در کوچه می توان دید , دعوت می کنیدش به کار تا باغچه تان را بیل بزند.
حسن باغچه تان را بیل می زند.
تا بار خود را به جایی برسانید حسن بار را روی دوشش می گذارد و دنبالتان می اید.
تا اطاقها را رنگ بزند. حسن اتاق ها را هم رنگ می زند.
شما سرش داد میزنید.ساکت م یماند.
از کارش ایراد می گیرید ساکت می ماند.
غذای شب مانده به او می دهید ساکت می ماند.
شما خیال می کنید او یک گوسفند است.
او هم خیال م یکند شما یک گرگ هستید.



• حسن مرد ارامی است.
63izs7n.gif

در کوچه اعلانات را به ارامی نگاه می کند.
در میتینگ ها به ارامی فریاد میکشد.
2mo5pow.gif

در روضه خوانی به ارامی گریه می کند.
weep[1].gif

در خانه اگر شام باشد به ارامی می خورد.
اگر نباشد به ارامی زنش را کتک می زند.
126fs4147532.gif



• حسن مرد قانعی است.
شبها نان و چای م یخورد.ظهر ها همین طور اما صبح خودش را می تواند بدون صبحانه هم شروع کند. حسن یک سماور روسی دارد که زنش آنرا همیشه برق می اندازد. حسن نان بربری را دوست دارد اما عادت ندارد توی خمیر بربری را بکاود.
حسن معتقد است سکنجبین چیز خوبی است. و معتقد است دیگر سکنجبین خوب گیر نمی اید.



• حسن مرد بی اطلاعی است.
نمی داند روزنامه ها به خاطر او چاپ می شوند.
او فقط به عکسها نگاه می کند.
نمی داند که بانک ها به خاطر پس انداز به او جایزه میدهند.
نمی داند شاعران سبیلو به خاطر او قیافه می بازند.
2chw5mg.gif

او خودش سبیل دارد.
155fs198954.gif

وقتی به او می گویند ادم نادانی است تنها می گوید عجب!
144fs807820.gif

وقتی به او اشاره می کنند که خیلی خبر ها هست او خود را نمی بازد.



• در خانه ی حسن کسی بیکار نیست.
پسر بزرگش در دکان اهنگری نعل میسازد.
حسن خوشحال است که کار پسر او برای جامعه فایده دارد.
پسر کوچکتر او بلیط میفروشد, حسن خوشحال است که پسرش در خوشبختی مردم دخالت دارد.کوچکترین پسر ,شیشه های خانه مردم را می شکند.
حسن میگوید این هم کاریست و پسرش را کتک می زند.
حسن دو دختر دارد یکی بزرگتر از ان است که کاری نکند.
7165.gif

و یکی کوچکتر از انست که کاری از دستش بر آید.
bollywood1.gif



• حسن به فکر شوهر دادن دختر هاست.
زن حسن هم به فکر شوهر دادن دختر هاست.
اما داماد مناسب همیشه به خانه همسایه میرود.
hanghead.gif



• حسن در سوگواری ها خوشحال است و در جشن ها سوگوار با اینهمه او از آتش بازی خوشش می اید.
و خوشش می اید که لامپ های سه رنگ را به خانه بیاورد.
در شجاعتش همین بس که نقش شیری را بر بازوی چپ کوفته است و حال دنبال کسی می گردد که خورشیدی بر ان بیافزاید.
muscular.gif



• یکبار حسن یقه خود را در خیابان چاک داده است. در تیمارستان , در کلانتری , در محل شایع شد که علت اصلی گرما بوده است.
حسن تصمیم دارد در یک روز زمستانی یقه خود را جر بدهد.
gaah.gif




• حسن در پایتخت زندگی می کند.
اول پای دیوار می خوابید.
بعد روی چرخ دستی می خوابید.
بعد توی دکان
بعد ازدواج کرد و در اطاق می خوابد.
اما تا فرصت پیدا می کند جایش را در هوای ازاد می اندازد.
وقتی حسن قصه ی زندگیش را میگوید ,بچه ها می گویند ما هم می خواهیم پای دیوار بخوابیم.
مادرشان نان و چای ان ها را میدهد و می خواباندشان
زن عصبانی است و به حسن می گوید دهاتی
حسن میگوید مگر تو دهاتی نیستی؟
زن می گوید:
نه , هیچوقت, پدرم دهاتی بود.



پ ن : صلاحی, عمران , انتشارات مروارید, صص 332-336
 

jerii

همکار بازنشسته
تاریخ عضویت
11 مارس 2007
نوشته‌ها
7,933
لایک‌ها
9,663
سن
35
محل سکونت
اهواز
تاپیک با مزه ای:happy:
 

Even Star

کاربر فعال فرهنگ و هنر
کاربر فعال
تاریخ عضویت
5 می 2007
نوشته‌ها
2,447
لایک‌ها
127
محل سکونت
Valinor
تاپیک با مزه ای:happy:

قلی قليست جان من قلی حسن نمی شود
:(:(
:(:(:(
:(:(
:(
این جمله که در بالا آمده در کدوم دسته از موارد پست اول شما می گنجد
connie_mini_girlwinky.gif

بذار يه كم فك كنم روش دي:


مرجان كي تو رو راه داده تو تاپيك؟ ها؟ دي:
connie_slingshot.gif



احمدرضا احمدی

شناسنامه ی احمدرضا احمدی:
نام :احمد رضا
نام خانوادگی: احمدی
محل تولد: کرمان
تاریخ تولد:1319
نام فرزندان طبع:روزنامه ی شیشه ای
وقت خوب مصائب
من فقط سفیدی اسب را گریستم
روی زمین هستم
من حرفی دارم که فقط شما بچه ها باور می کنید


پرسشنامه

بنظر شما نهایت بدبختی چیست؟
_که انسان با لکنت زبان امتحان جدول ضرب بدهد


کجا را برای زیستن دوست می دارید؟
_داخل پرانتز را


بالاترین تصور شما از سعادت دنیوی چیست؟
_که دیگر سعادتمند قمی آواز نمی خواند!


چه خطایی را زودتر توانید بخشود؟
_غلط چاپی را نه غلط املایی را زیرا اگر ما صابون را با سین بنویسیم صابون کف نخواهد کرد.


مردانی که در داستان ها می پسندید کدامند؟
_مردانی که در صفحه صد و هفتاد و چهار وارد داستان شوند و در صد و هفتاد و پنج خودکشی کنند.

شخصیت محبوب شما در تاریخ کیست؟
_من در جغرافیا به دنبالش هستم.


زنانی که در تاریخ و یا در زندگی واقعی می پسندید کدامند؟
_نمی دانم

زنانی که در داستان ها می پسندید کدامند؟
_به من مربوط نیست.


نقاش برگزیده ی شما کیست؟
_تمام نقاش های ساختمان که بد قول هستند و نمی توان تشخیص داد کفش آن ها سفید است یا سیاه...

آهنگساز برگزیده ی شما کیست؟
_بلبلی که قناری را بعنوان آسیستانی خود قبول داشته باشد.

صفتی که در زنان می پسندید؟
_که عکس های شیش در چهار را بیشتر از کارت پستال دوست داشته باشند!
(چه جمله ی زیرکانه ای!!!)

فضیلتی که برمیگزینید؟
_برای بستن کفش به صندلی متوسل نشویم.


مشغله ای که دوست می دارید؟
_تحلیل فلسفی دفترچه تلفن.


دلتان می خواست جای چه کسی بودید؟
_من فیلم بازی نکرده ام که بدانم می توانم به جای خود حرف بزنم یا نه.



خصلت اصلی شما؟
_دوست داشتم تمام تلفن های 6 شماره ای که 5 آن بوق میزند.

عیب اساسی شما؟
_همه اساسی است.


غایت تصور شما از خوشبختی؟
_که فیلم هندی دارای زیر نویس فارسی باشد و فیلم های فارسی دارای زیر نویس هندی.

بزرگترین بدبختی شما؟
_که وقتی متولد شدم صفر 8 اشغال بود.

چه رنگی را دوست میدارید؟
_باید از نقاش های ساختمان بپرسم.


چه گلی را بر می گزینید؟
_گل هایی که بلبل های شعر فارسی را هزار سال است تحمل کرده اند.


چه پرنده ای را میپسندید؟
_پرنده ای که از دست شاعران معاصر در امان باشد.

نویسندگان برگزیده ی شما کدامند؟
_مولف دفتر تلفن و برادران شجاعی گلستانه...


شاعران محبوب شما کدامند؟
_شعرایی که وقتی شعرتان تایپ میشود تازه شعر دارای مفهوم عاطفی میشود و شاعر بعد از تایپ شعر مسئول و متعهد میگردد!


نام هایی که دوست میدارید؟
_ارج نامی است که میشناسید و به ان اطمینان داریم_و بیو آنزیم که افسوس از بازار خارج شد.


کدام صفت را در دوستانتان بیشتر می پسندید؟
_اگر مرض دیسک دارند دو کلمه نخجوان و محجوب را در نامه های خود ننویسند زیرا این دو کلمه با پیچ و خم خود انسان را مبتلا به مرض دیسک می کند.

کدام (رفرم) را بیشتر تحسین می کنید؟
_رفرمی که شهردار آمل باعث آن بود که الاغ ها لباس بپوشند.


موهبتی را که دلتان از طبیعت می خواست؟
_دستگاه شور را-که باید با نمکدان اجرا شود.


چه می خواستید باشید؟
_نمره عینکم همیشه نمره ی موقت باشد.


چگونه دوست دارید بمیرید؟
_در زیر رادیکال_ و یا داخل پرانتز و یا آخر پرانتز و یا آخر جملاتی که با جفا و وفا ختم می شود. و یا در هنگام عیدی که پزشک قانونی به مسافرت رفته باشد.


در حال حاظر وضع روانی شما چگونه است؟
_کوک ساعتم تمام شده است.


پیام شما چیست؟
_به کوک ساعت مراجعه شود
.



پ ن :صلاحی,عمران, انتشارات مروارید, چاپ ششم 1376,صص 26-30
 

gooolsa

کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت
19 ژوئن 2009
نوشته‌ها
292
لایک‌ها
8
سن
36
محل سکونت
Tehran
چه تابیک جالبیه


مرسی از ایجاد کنندش

خیلی خوشم اومد از نوشته هاش تا اینجا
 

saeid.z

Registered User
تاریخ عضویت
20 دسامبر 2005
نوشته‌ها
2,073
لایک‌ها
3
محل سکونت
آمستردام
مرسی از پی ام کنندش :دی :پی
جالب بود
:x
 

Duke

مدیر بازنشسته
کاربر قدیمی پرشین تولز
تاریخ عضویت
11 نوامبر 2006
نوشته‌ها
1,290
لایک‌ها
80
سلام...
cheers1.gif


این کتاب رو خیلی خیلی دوست دارم و بارها خوندمش...
ممنون از ایون استار عزیز...:happy:

راستی من چاپ قدیمی این کتاب رو هم دارم (قبل از انقلاب) که یه سری موارد جالب هم توی اونا هست. اگه وقت کردم بعضی موارد جالبش رو می نویسم...
pirate1.gif
 

Even Star

کاربر فعال فرهنگ و هنر
کاربر فعال
تاریخ عضویت
5 می 2007
نوشته‌ها
2,447
لایک‌ها
127
محل سکونت
Valinor
چه تابیک جالبیه


مرسی از ایجاد کنندش

خیلی خوشم اومد از نوشته هاش تا اینجا
خواهش می کنم لطف دارید شما:happy:
مرسی از پی ام کنندش :دی :پی
جالب بود
:x
مرسی آقا سعید گمگشته من اگه اسپم هم کنم تو میایی ازم تعریف می کنی!!:D
سلام...
cheers1.gif


این کتاب رو خیلی خیلی دوست دارم و بارها خوندمش...
ممنون از ایون استار عزیز...:happy:

راستی من چاپ قدیمی این کتاب رو هم دارم (قبل از انقلاب) که یه سری موارد جالب هم توی اونا هست. اگه وقت کردم بعضی موارد جالبش رو می نویسم...
pirate1.gif

خیییییلی ممنون خوشحال میشم بدون سانسورش هم بخونم:f34r::D راسیتش قرار بود هفته ای یه بار یه نویسنده رو معرفی کنم اما هر وقت وقت کنم حتما زود تر این کارو انجام میدم اخه با هزار تا بدبختی که دارم میشینم مطالب رو از کتاب تایپ می کنم:thumbsup::cap:

پ ن :الان هم خونه نیستم کتاب همراهم نیست که ازش مطلب در بیارم تایپ کنم تا هی شما ازم تعریف کنید!دی::D:upsided:
 

Even Star

کاربر فعال فرهنگ و هنر
کاربر فعال
تاریخ عضویت
5 می 2007
نوشته‌ها
2,447
لایک‌ها
127
محل سکونت
Valinor
پرویز شاپور

شناسنامه ی پرویز شاپور:
نام:پرویز
نام خانوادگی:شاپور
نام مستعار :(کامی))-((مهدخت))
محل تولد: تهران
تاریخ تولد:1302 شمسی
نام فرزندان طبع:کاریکلماتور(3 جلد)
با گردباد میرقصم
موش و گربه عبید زاکانی
تفریحنامه(با بیژن اسدی پور)
فانتزی سنجاق قفلی



کاریکلماتور

• قطره باران در مرکز دایره ای که روی اب ترسیم میکند جان میسپارد.

• جنگل با حاصل جمع درخت ها در مقابل طوفان ایستادگی می کنند.


• در آستانه ی در خروجی زندگی جسدم را جا گذاشتم.


• عاشق گربه ای هستم که زیر درخت انتظار پایین آمدن سگ را میکشد!!!



• به عقیده ی ماهی فاصله ی بین قطرات باران مرگبار است.


• گربه ی پر توقع انتظار دارد موش به خودش سس گوجه فرنگی بزند!


• سگ با سکوت به دزد خیر مقدم می گوید.


• گرسنگی حکم جلب موش را به گربه می دهد.


• متاسفانه میکروب مرض خودکشی تا به حال کشف نشده است.


• قلب سخنگوی زندگی است.
hbeat[1].gif



• عاشق پرستوی مهاجری هستم که در دهان گربه هم فرا رسیدن بهار را بشارت می دهد.


• گرسنگی سالن سخنرانی دهان را تبدیل به سالن غذا خوری می کند.



• به نگاهم خوش آمدی.


• مرگ در واپسین دم حیات متولد می شود.
pop.gif


• فاصله ی بین موش و گربه بستگی به زرنگی طرفین دارد.

• اگر برف می دانست کره ی خاکی این قدر کثیف است هنگام فرود آمدن لباس سفید نمی پوشید.

• خشم راهی پیش پای آدم می گذارد که چشم از دیدنش عاجز است.


• پوست موز انتقام لگد مال شدنش را از طرف می گیرد.
Bananeyessss.gif


• حاصل جمع دست ها می تواند کره ی خاکی را از روی زمین بر دارد.
grouphugg.gif


• لحظه به لحظه سپری میشوم.

• اگر مرگ نباشد تعداد خودکشی ها سر به فلک میزند.
stretcher.gif


• آخرین برف کفن زمستان است.

• آنقدر آرزو به گور برده ام که محلی برای جسدم باقی نماند.
monkey.gif


• خطوط موازی در آغوش هم جان می سپارند.

• روزنه ی امیدم را به سرقت بردند.
sigh.gif


• مرگ فرصت نداد بقیه ی آرزو هایم بر باد بروند.

• فواره ی سرنگون شده به قوه ی جاذبه ی زمین شلاق می زند.


• طوفان تلافی مقاومت جنگل را سر تک تک درخت ها در می آورد.




پ ن :صلاحی , عمران, انتشارات مروارید,صص 220_227 (با کمی تصرف)
 

TURK_AVENGER

کاربر فعال عکاسی
کاربر فعال
تاریخ عضویت
13 جولای 2009
نوشته‌ها
3,357
لایک‌ها
880
محل سکونت
in Bruges
سلام
میشه بپرسم منظور از کاریکلماتور تو پست آخر چیه؟؟؟؟
huhsmileyf3.gif
 

jerii

همکار بازنشسته
تاریخ عضویت
11 مارس 2007
نوشته‌ها
7,933
لایک‌ها
9,663
سن
35
محل سکونت
اهواز
سلام
میشه بپرسم منظور از کاریکلماتور تو پست آخر چیه؟؟؟؟
huhsmileyf3.gif

یه جورایی جمله های نه آنچنان فیلسوفانه رو می گن:happy:
جملات بامزه که حاوی نکات جالبی هست:)

البته منی لغویش رو نمی دونم دوستان جواب بدن:)
 
بالا