آژانس هواپیماییexchanging

چه تصوری از مرگ دارید؟

شروع موضوع توسط ehsan_persian ‏24 سپتامبر 2007 در انجمن گفتگوی آزاد

وضعیت موضوع:
موضوع بسته شده است.
  1. ehsan_persian

    ehsan_persian کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏28 مارس 2007
    نوشته ها:
    323
    تشکر شده:
    7
    اصلاً به مرگ فکر می‌کنید؟ دوست دارید چه موقع اتفاق بیفتد؟ چند ساله تان باشد؟ و ...
     
  2. hessam.dev

    hessam.dev کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏20 نوامبر 2005
    نوشته ها:
    502
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    Tehran
    من به مرگ مثل یک لحظه نگاه می کنم . لحظه ی ملاقات ...
    ملاقات با هزاران هزار چیز ...
    مرگ در یک قدمی است ... توانی در آغوشش کشی همچون یک گل ... شاید خار ... امیدم گل ...
    سن مرگ برام مهم نیست . می خوام وقتی میمیرم ، پاک باشم ... و اعمالم حق باشد ... و الوزن یومئذ الحق
     
  3. shahroodnet

    shahroodnet کاربر قدیمی پرشین تولز

    تاریخ عضویت:
    ‏29 مارس 2005
    نوشته ها:
    3,935
    تشکر شده:
    72
    محل سکونت:
    Under Water...
    هر روز بهش فکر میکنم!:rolleyes:
     
  4. dedboy

    dedboy Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏7 جولای 2007
    نوشته ها:
    652
    تشکر شده:
    100
    محل سکونت:
    TEHROON !
    خیلی نگاه جالبی داری .
     
  5. hamed1297

    hamed1297 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏29 مارس 2005
    نوشته ها:
    2,551
    تشکر شده:
    7
    محل سکونت:
    shiraz
    آره.خیلی خوبه اینطور دید داشتن.
    ولی متاسفانه انقدر آدم در گیر کاره روزمره و به قولی مادیات میشه که کمتر بهش فکر میکنه.
    بیشتر زمانی فکر و متوجه خودش میکنه که خدای نکرده یکی از افرادیرو که میشناسی فوت کنه.
     
  6. amd>intel

    amd>intel مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏12 می 2005
    نوشته ها:
    6,463
    تشکر شده:
    14
    محل سکونت:
    SILICON CITY
    مرگ . قسمتي از زندگي هست . ترسناك نيست . مرگ حق است
     
  7. saeedsmk

    saeedsmk مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏6 سپتامبر 2003
    نوشته ها:
    1,519
    تشکر شده:
    4
    سلام خوب هستيد
    چرا از مرگ ميترسيد !
    مرگ بهترين دوست انسان است . بهترين ان !
    در دنيايي كه مرگ شكارچي آن است بايد شكارچي بود !
    به اميد ديدار
     
  8. Tony.65

    Tony.65 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏30 نوامبر 2006
    نوشته ها:
    74
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    Success land
    به نظر من مرگ بهترین و صدیقترین مشاوره منه.کمکم میکنه که انتخاب کردن برام آسونتر بشه
     
  9. Shine

    Shine Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏3 ژوئن 2007
    نوشته ها:
    122
    تشکر شده:
    12
    نسبت به خود مرگ دانشی ندارم چون برام اتفاق نیفتاده و تجربش نکردم
    اون موقع هم که تجربش می کنم قابلیت اندیشیدن ندارم که بتونم روش فکر کنم و نظر بدم
    در کل چیزی که تجربه نشده فقط می شه روش خیال پردازی کرد
    شاید برای یه عده ناراحت کننده باشه چون بعد از اون دنیا به کارش ادامه می ده و فرد ثابت باقی می مونه
    البته باز اینم نمی تونه بفهمه چون وجود نداره که بفهمه که دنیا داره می گزره
     
  10. bloody

    bloody کاربر فعال علم و دانش کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏19 آپریل 2007
    نوشته ها:
    1,226
    تشکر شده:
    13
    محل سکونت:
    IRAN
    من كه خيلي مشتاقم از اين قفس آزاد بشم .....
     
  11. n0doom

    n0doom کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏28 آپریل 2006
    نوشته ها:
    47
    تشکر شده:
    1
    محل سکونت:
    Iran
    طبیعتا هیچ کس اطلاعات علمی دقیق در مورد مرگ ندارد اما هر فرد بسته به منطق و فکر خودش برداشت هایی را از مرگ میکند.
    من مرگ رو پایان کار خودم میدونم. به جهانی بجز همین جهان هیچ اعتقادی ندارم و بعد از مرگ به وضعیتی دچار میشم که قبل از تولد بهش دچار بودم یعنی نیستی و عدم.
    شاید بعضی ها فکر کنن که آدم هایی با اعتقادات من باید خیلی از مرگ بترسند اما اینطور نیست. من از مرگ که نمیترسم هیچ علاقه ی بسیاری هم بهش دارم چون زندگی کردن به نظرم همچین آش دهن سوزی هم نیست که مرگ بخواد با تموم کردنش ترسناک جلوه کنه.
     
  12. Persiastore

    Persiastore کاربر فعال تجارت آنلاین کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏25 آگوست 2007
    نوشته ها:
    1,719
    تشکر شده:
    210
    محل سکونت:
    persiastore
    تمام این نظرات درسته ولی تا تجربه نکنی نمی تونی زیاد درست قضاوت کنی
    باید یه بار تا چند قدمی اون بری تا دقیقا بفهمی چیه
     
  13. avajang.com .leftavajang.com.right
  14. reza_badkonaki

    reza_badkonaki کاربر فعال سریال های تلویزیونی کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏4 سپتامبر 2005
    نوشته ها:
    3,262
    تشکر شده:
    325
    محل سکونت:
    با قيد وثيقه فعلا ازادم
    اینو هستم
    در ضمن خیلی کم پیش میاد به مرگ فکر کنم
     
  15. orginalfilm

    orginalfilm Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏27 آگوست 2006
    نوشته ها:
    2,146
    تشکر شده:
    1,060
    محل سکونت:
    زير يه سقف
    تا یه مدت پیش اصلا برام فرقی نمی کرد ... اگه میگفتن بیا همین الان بمیر میگفتم باشه . اما الان بدجور میخوام زندگی کنم.
     
  16. saeed_saba

    saeed_saba Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏13 ژوئن 2007
    نوشته ها:
    248
    تشکر شده:
    2
    محل سکونت:
    ُStranded In The Middle Of Nowhere !
    سلام

    برای من خود مرگ ترسناک نیست.یعنی ازش نمیترسم.تنها ترس من نه مرگ خودم،بلکه مرگ عزیزانمه.
    من ترجیح میدم هزار بار بمیرم اما به سوگ عزیزام نشینم.​
     
  17. Romain_Gary

    Romain_Gary Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏23 فوریه 2005
    نوشته ها:
    1,711
    تشکر شده:
    5
    هرگز از مرگ نهراسیدم اگرچه دستانش از ابتذال شکننده تر بود ، هراس من باری همه مردن در سرزمینی است که مزد گورکن از بهای آزادی آدمی افزون باشد .
    جستن
    یافتن
    و آنگاه به اختیار برگزیدن
    و از خویش بارویی پی افکندن

    اگر مرگ را از این همه ارزشی بیشتر باشد هاشا هاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم

    احمد شاملو

    ---

    هر وقت مردم ، مردم دیگه ، فرقی نداره
     
  18. nemessisor

    nemessisor کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏11 جولای 2007
    نوشته ها:
    460
    تشکر شده:
    4
    چرا از مرگ می ترسید؟
    چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید؟
    چرا آغوش گرم مرگ را افسانه می دانید؟


    مپندارید بوم ناامیدی باز
    به بام خاطر من می کند پرواز
    مپندارید جام جانم از اندوه لبریز است
    مگویید این سخن تلخ و غم انگیز است
    مگر می این چراغ بزم جان مستی نمی آرد
    مگر افیون افسونکار
    نهال بی خودی را در زمین جان نمی کارد
    مگر این می پرستی ها و مستی ها
    برای یک نفس آسودگی از رنج هستی نیست؟
    مگر دنبال آرامش نمی گردید؟
    چرا از مرگ می ترسید؟

    کجا آرامشی از مرگ خوشتر کس تواند دید؟
    می و افیون فریبی تیزبال و تندپرواز
    اگر درمان اندوهند
    خماری جانگزا دارند
    نمی بخشد جان خسته را آرامشی جاوید
    خوش آن مستی که هوشیاری نمی بیند

    چرا از مرگ می ترسید؟
    چرا آغوش گرم مرگ را افسانه می دانید؟
    بهشت جاودان آنجاست
    جهان آنجا و جان آنجاست
    گران خواب ابد در بستر گلبوی مرگ مهربان آنجاست
    سکوت جاودانی پاسدار شهر خاموشی است
    همه ذرات هستی محو در رویای بی رنگ فراموشی است
    نه فریادی نه آهنگی نه آوایی
    نه دیروزی نه امروزی نه فردایی
    جهان آرام و جان آرام
    زمان در خواب بی فرجام
    خوش آن خوابی که بیداری نمی بیند

    سر از بالین اندوه گران خویش بردارید
    در این دوران که از آزادگی نام و نشانی نیست
    در این دوران که هر جا (( هرکه را زر در ترازو زور در بازوست))
    جهان را دست این نامردم صدرنگ بسپارید
    که کام از یکدگر گیرند و خون یکدگر ریزند
    درین غوغا فرو مانند و غوغاها برانگیزند

    سر از بالین اندوه گران خویش بردارید
    همه بر آستان مرگ راحت سر فرو آرید
    چرا آغوش گرم مرگ را افسانه می دانید؟
    چرا از مرگ می ترسید؟
     
  19. A R @ M

    A R @ M همکار بازنشسته خاطرات ، سینما و تلویزیون کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏26 جولای 2007
    نوشته ها:
    6,193
    تشکر شده:
    5,473
    سلام احسان جان
    خوبی گلم
    میای اونور؟؟؟؟؟؟؟؟
     
  20. nemessisor

    nemessisor کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏11 جولای 2007
    نوشته ها:
    460
    تشکر شده:
    4
    کدوم ور؟ :)
     
  21. A R @ M

    A R @ M همکار بازنشسته خاطرات ، سینما و تلویزیون کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏26 جولای 2007
    نوشته ها:
    6,193
    تشکر شده:
    5,473
    همون ور[​IMG]
     
وضعیت موضوع:
موضوع بسته شده است.