داستان گنجشكك اشي مشي

Sabzine

Registered User
به نقل از black_jack_of_black_city :
يكي نيومد نطر بده
بلك جان آخه كي جرات داره رو حرف شما حرف بزنه و نظر بده ؟ ;)
الان گفتي گنجشك ... ياد اين داستان افتادم !
اسم داستان : " اونا تو قفس بودن " ! :(
http://www.sabzine.com/archives/01122004_105945.html
ولي اسم هيچكدوم اين گنجشكهامون " اشي مشي " نيست !
اسمشون يادم رفته ! :eek:
 

Sabzine

Registered User
اولا كه كار نشد نداره ...
ثانيا ميگن : " مشكلي نيست كه آسان نشود ××× مشكل آنست كه آسان نشود!!! " ...
ثالثا : در سبزينه , رو به همه دوستان عزيز هميشه بازه , شما كه جاي خود ! :rolleyes:
البته اگه كسي از اين پنجرهه كه اين بغل هست نياد تو بهتره , ممكنه پاش ليز بخوره ! ( عيدي برف اومده !)
رابعا : نوار سبز ؟؟؟ كدومو ميگي بلك جان ؟ اين امضائه ؟ اين بيشترش كه سفيده !
خامسا : چرا نشه ؟ مفتخر شدن كه شاخ و دم نداره ! ;)
 

Sabzine

Registered User
بلك جان :
اولا كه : شما صاحب اختيارين ...
ثانيا : معمولا , طبيعي اينه كه شعر رو بگن و داستان رو بنويسن !!! (ما رو گرفتي ؟ ول كن بابا ! :D )
ثالثا : تيكه پرتاب ميفرمائي با مرام ؟! ;) ( نداشتيما ... از انبار آوردي واسه مشتريها ؟!)
رابعا : معمولا اينجور سايتها( نشريات) دو بخش دارن : يكي بخش محتوايي و نوشتاري
يكي هم بخش امور كامپيوتري ( مثلا برنامه نويسي . طراحي و از اونا و از اينا ! ) , هر جور كه راحتي ...
خامسا : چون اين بحث اصلا اصولا هيچ گونه ربطي به اين تاپيك نداره و تاپيك رو
خراب ميكنه ! , خوشحال ميشم اگه خواستي , لطف كني و ميل بزني به سايت تا در خدمتت
باشيم , اگه امري يا حرف و حديثي هست ...
قربانت :)
 

black_jack_of_black_city

Registered User
به جان سبزينه حسش نيس الان يه بالش زدم زير دست چپم دراز كشيدم با يه دست هم موس ميگردونم هم تايپ ميكنم

ولي خب بذار يه كم فكر كنم يه وقت نيام آبرو ريزي بشه جلو فاير بوي و .....


برم چند تا مطلب آماده كنم

راستي كاكو جون ديداش اصن نفهميدم چي گفتي كي مثه الكسه؟
 

Sabzine

Registered User
به نقل از Kako :
من دفه اول روده بر شدم ! :blink:
ياسر جان الان كه بهتري ؟ :D
من كه اصلا اصلا خنده ام نميگيره از اينجور .....
بلك جان هر جور كه راحتي ... جسارتا گفتم اگه هر وقت خواستي ميل بزني
كه خدا نكرده , اينجا تاپيك خراب نشه ...
بعدش: ياسر جان هم اين ياروئه كه خونده رو ميگه ديگه ! ( الكس )
ببين اگه كليپ " گنجشكك اشي مشي " فرهاد رو ميذاشتي بهتر نميشد ؟!
 

Kako

کاربر تازه وارد
من كه اصلا اصلا خنده ام نميگيره از اينجور .....
محسن جان . نمیدونم " خرمگس " رو خوندی یا نه ! ( هومن خونده بود ! ) اون جمله فرانسوی یادته ؟

" خانم اینها همه برای خنده است ! "

میشه اون پنج تا نقطه تو شفاف سازی کنی ؟ فکر میکنی هدر دادن وقت و توانه این کارها !
من فکر دیگری میکنم ! اینا طبیعین ! من اصلا چیز جدیی نمیشناسم !! همه چیز برای خندس ! مگر غیر از اینه ؟ مگر نباس خندید به ریش خودمون با این وضعمون ؟
طنز ( و اونچه که باعث خنده میشه ) کنار هم گذاشتن چیزهای متناقضه . چیزهای بیربط ! با این تعریف من چیزی که خنده دار نباشه نمی بینم ! حتی افکار و نوشته های خودم !

میدونم ملامتم خواهی کرد ! و مرا تند رو خواهی خواند ( یه بار تو جای من فکر کردی و نوشتی بزار نوبت منه ! ) همانند شار ! ولی قبول کن شما چیزی از جوانها نمیدانید !
تو هم مثل شار پیری !
نمیخوام ادامه بدم ! و نمیدم !
( یه خورده زیادی از ! استفاده نمیکنم ! ؟ ) (!)
 

Sabzine

Registered User
به نقل از Kako :
1) نمیدونم " خرمگس " رو خوندی یا نه !
2) میشه اون پنج تا نقطه تو شفاف سازی کنی ؟ فکر میکنی هدر دادن وقت و توانه ؟
3) مگر نباس خندید به ریش خودمون با این وضعمون ؟
4) طنز ( و اونچه که باعث خنده میشه ) کنار هم گذاشتن چیزهای متناقضه .
5) میدونم ملامتم خواهی کرد ! و مرا تند رو خواهی خواند ( یه بار تو جای من فکر کردی و نوشتی بزار نوبت منه ! )
6) همانند شار ! ولی قبول کن شما چیزی از جوانها نمیدانید !!!!!
تو هم مثل شار پیری !!!
7) نمیخوام ادامه بدم ! و نمیدم !
سلام ياسر جان :)
1) بله من "خرمگس" رو خوندم ( نوشته ي " اتل ليليان وينيچ " رو ميگي ديگه ؟ )
2) نه ياسر جان ! شايد دقيقا نتونم منظورم رو بگم , ولي منظورم هدر دادن وقت و توان نيس !
مگه با خنديدن توان كسي هم كم شده تا حالا ياسر جان , كه شما دوميش باشي ؟ , مطمئنا خنده انژري بخشه !
3) نه نبايد به ريش خودمون بخنديم , گريه هم جالب به نظر نميرسه ! ... (صبر + تلاش در جهت بهبود اوضاع بهتره )
4) تا حدود زيادي موافقم , اما همه ي طنز ها از كنار هم قرار گرفتن تضاد و ايجاد پارادوكس به دست نمياد
( همه ي طنزها هم خنده دار نيستن , برا بعضي هاش شايد يه لبخند خيلي كوچولو بزني ولي يه ذره بعدش زار زار ميزني ! )
5) من تا حالا شما رو "ملامت" كردم ؟ كي ؟! كه اين دفعه ي دومش باشه ؟ ... اشتباه نكن ( خداي نكرده ), من به عقيده و تفكر همه سعي ميكنم واقعا احترام بذارم ...
6) ياسر جون اين آخري ديگه خيلي جالبه به خدا به جون خودم ! ( از قصد قسم خوردم به خدا و جون خودم ! ) , من به شار جان عزيز و شما ارادت دارم و دقيقا به تفكرات و ديالوگهاي ما بين شما سرورانم آگاه و مطلع نيستم ...
اما يه سوال ازت دارم ياسر جان :
×) واقعا فكر ميكني : من چند سالمه ؟! هر كي ديگه هم خواست ميتونه بگه اينو ! ( ياسرجون اگه نميخواي اينجا بگي هم " پي ام " بده ! )
7) در مورد اين آخري كه گفتي هم : ما كه ارادت داريم و اصلا دوست هم ندارم اينجا كسي از حرفهاي من ناراحت بشه !
اگه واقعا به اين مرحله برسم كه بچه ها رو دارم ناراحت يا اذيت ميكنم ... ديگه يه لحظه هم تو فوروم نميمونم !!!
8) اميدوارم بحث كسي رو خسته نكرده باشه ...
قربانت :rolleyes: ...
 

Kako

کاربر تازه وارد
اولا سن و سال به رقم شناسنامه نیست !
دوما : میبوسمت ! ( ببخشید ! ) یعنی دوست دارم !
نمیدونی چقدر منتظر این پست آخریت بودم . خیلی آقایی ! (شوما بالاخره "تهرانی " هستی یا شیرازی ؟ )

بازم میگم . خیلی آقایی !

!
!
!
!
 

Sabzine

Registered User
به نقل از Kako :
1) سن و سال به رقم شناسنامه نیست !
2) شوما بالاخره " تهرانی " هستی یا شیرازی
1) ياسر جان ما كوچيكيم (حالا بشين سنمو حساب كن ,( ميتوني هم وايسي !) از مهد كودك پرشين كمك نگيري ها !
سنم 5 ساله در مياد يهو ! :lol:
2) من با افتخار ايراني هستم ( نه تهراني نه شيرازي !)
ديدي اينايي كه ازشون ميپرسن : قرمز يا آبي ؟ ... بعد ميگن تيم ملي !
تو همون مايه ها ! ;)
 

Kako

کاربر تازه وارد
من با افتخار ايراني هستم ( نه تهراني نه شيرازي !)
یا من اشتباه گرفتم یا شما نمی گیری قضیه اون " " های دور تهرانی رو !!


مهد کودک ! تاپیک جالبیه !
 

Sabzine

Registered User
ميبينم كه الان ساعت 3:07 دقيقه صبحه و ول كن نيستيم
تازه مگه اينجا بگير , بگيره ؟
قطعا مشكل از گيرنده منه نه فرستنده ي شما !
لا افهم يا اخي ! ( عرب هم شديم بپا ! )
كجا رو ميفرمايي عزيز ؟ :rolleyes:
 

Kako

کاربر تازه وارد
به نقل از Sabzine :
ميبينم كه الان ساعت 3:07 دقيقه صبحه و ول كن نيستيم
تازه مگه اينجا بگير , بگيره ؟
قطعا مشكل از گيرنده منه نه فرستنده ي شما !
لا افهم يا اخي ! ( عرب هم شديم بپا ! )
كجا رو ميفرمايي عزيز ؟ :rolleyes:
ميبينم كه ديگه ساعت 3.30 نصفه شب نيست !‌
همون داستانه كه لينك دادي ديگه داشم !‌
 
بالا